جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای بخشی پور

دکتر مجید محمود علیلو، دکتر عباس بخشی پور رودسری، محمد نصیری،
دوره 23، شماره 4 - ( زمستان 1396 )
چکیده

اهداف پژوهش حاضر با هدف ارزیابی روابط ساختاری سیستمهای مغزی رفتاری، حساسیت انزجاری و اختلال وسواسیاجباری با استفاده از روش مدلیابی معادلات ساختاری انجام شد. فرض بر این است که سیستمهای مغزی رفتاری و حساسیت انزجاری در تعامل با همدیگر به اختلال وسواسیاجباری منجر میشوند. برخلاف برجستگی این مدل، پژوهش کافی برای ارزیابی تجربی آن انجام نشده است.
مواد و روشها طرح پژوهش حاضر از نوع توصیفیهمبستگی است. برای این منظور، 340 نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز با استفاده از نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند و به پرسشنامههای سیستمهای بازداری/ فعالسازی رفتاری کارور و وایت، مقیاس حساسیت انزجاری و پرسشنامه بازنگریشده وسواسیاجباری که در اختیار آنها گذاشته شده بود، پاسخ دادند. تحلیل دادهها با استفاده از مدلیابی معادلات ساختاری انجام شد. همچنین برای طبقهبندی، پردازش و تحلیل دادهها و بررسی فرضیههای پژوهش از نرمافزارهای آماری 22 spss و لیزرل 85.8 استفاده شد.
یافتهها ارزیابی مدل فرضی پژوهش با استفاده از شاخصهای برازندگی نشان داد که مدل فرضی با مدل اندازهگیری، برازش دارد (96/0=CFI، 94/0=NFI و 076/0=RMSEA). نتایج نشان داد که سیستم بازداری رفتاری و سیستم فعالساز رفتاری با واسطهگری حساسیت انزجاری بر اختلال وسواسیاجباری به ترتیب با ضریب استاندارد 264/0 و 241/0- در سطح 05/0>P تأثیر معناداری دارند.
نتیجهگیری یافتههای این پژوهش در کنار حمایت از مدل فرضی برای اختلال وسواسی اجباری، چارچوب مناسبی برای سببشناسی این اختلال ارائه میدهد. بر این اساس، حساسیت زیاد سیستم بازداری رفتاری و حساسیت کم سیستم فعالساز رفتاری به واسطه حساسیت انزجاری، به افزایش نشانههای اختلال وسواسیاجباری منجر میشود.
 

علیرضا کریم پور وظیفه خورانی، دکتر عباس بخشی پور، حسین کمالی قاسم آبادی، نیلوفر اعتمادی چهارده،
دوره 24، شماره 1 - ( بهار 1397 )
چکیده

 هدف این پژوهش بررسی تأثیر تکلیف پاداشمحور برسطوح عاطفی افراد افسرده است.
مواد و روشها پژوهش حاضر یک مطالعه آزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون و پیگری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 95-96 بود. حجم نمونه 40 نفر از دانشجویان بودند که به مرکز مشاوره دانشگاه مراجعه کرده بودند. 20 نفر برای گروه کنترل و 20 نفر برای گروه آزمایش به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند و به صورت انتساب تصادفی در گروهها قرار گرفتند. مداخله طی 8 جلسه (هر جلسه به مدت 45 دقیقه) و در 25 روز با آزمون خطرپذیری بادکنکی (تکلیف پاداشمحور) به گروه آزمایش ارائه شد و معادل امتیاز کسبشده در هر جلسه پاداش مادّی به آزمودنیها داده شد. برای جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه مقیاس افسردگی بک و مقیاس فهرست صفات خلقی استفاده شد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از تحلیل کوواریانس و نرمافزار SPSS نسخه 23 استفاده شد.
یافتهها نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد اثربخشی تکلیف پاداشمحور در مرحله پیشآزمون در سطح 10/0P< معنادار و میزان تأثیر این مداخله 70/0 بود. همچنین نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد اثربخشی تکلیف پاداشمحور در مرحله پیگیری در سطح 10/0P< بود. بنابراین ارائه تکلیف پاداشمحور در بهبود سطوح عاطفی شرکتکنندگان در مرحله پسآزمون و پیگیری در گروه مداخله مؤثر و توان آماری 0/1 حاکی از دقت آماری قابل قبول بود.
نتیجهگیری پاداش گرفتن پیامدهای لذتبخشی ایجاد میکند و این عامل باعث تحکیم میل و درنتیجه فعالیت برای کسب پاداش و بهبود سطوح عاطفه در افراد افسرده خواهد شد. عاطفه منفی با بودن در موقعیت پاداشزا کاهش مییابد.
 

دکتر مجید محمود علیلو، دکتر عباس بخشی پور، بهمن متین پور،
دوره 24، شماره 2 - ( تابستان 1397 )
چکیده

اهداف هدف پژوهش حاضر بررسی نقش سرگشتگی ذهنی خودبهخود و عمدی و بهوشیاری زمینهای در پیشبینی نشانههای وسواس دانشجویان بود.
مواد و روشها در این تحقیق توصیفی، همبستگی و مقطعی، 391 نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز به روش در دسترس انتخاب و وارد پژوهش شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای وسواس فکری عملی مادزلی، پرسشنامه سرگشتگی ذهنی عمدی و خودبهخود و پرسشنامه بهوشیاری پنجوجهی ذهنآگاهی استفاده شد. برای تحلیل دادهها از روش پیرسون و رگرسیون چندگانه همزمان استفاده شد.
یافتهها نتایج همبستگی نشان داد سرگشتگی ذهنی عمدی (05/0>P، 19/0r=)و سرگشتگی ذهنی خودبهخود (01/0>P، 64/0r=) با نشانههای وسواس رابطه مثبت و مستقیم دارد. از بین مؤلفههای بهوشیاری، مؤلفههای مشاهده (05/0>P، 11/0-r=)، عمل همراه با آگاهی (01/0>P، 41/0-r=)، عدم قضاوت به تجربه درونی (01/0>P، 50/0-r=) و عدم واکنش به تجربه درونی (01/0>P، 61/0-r=) با نشانههای وسواس رابطه منفی و معکوسی دارند. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون همزمان نشان میدهد که از بین مؤلفههای سرگشتگی ذهنی، تنها متغیر سرگشتگی ذهنی خودبهخود (01/0>P، 51/0(β=و از بین مؤلفههای بهوشیاری، عمل همراه با آگاهی، عدم قضاوت به تجربه درونی و عدم واکنش به تجربه درونی به ترتیب (20/0-(β=، (22/0-β=)، (41/0- (β=قادر به پیشبینی نشانههای وسواس هستند (01/0>P).
نتیجهگیری یافتههای این پژوهش بر نقش سرگشتگی ذهنی غیرعمدی و مؤلفههای عمل همراه با آگاهی، عدم قضاوت به تجربه درونی و عدم واکنش به تجربه درونی در پیشبینی نشانههای وسواس دانشجویان تأکید میکند که میتواند تبیین و سببشناسی نشانههای وسواس را تسهیل کند.
 


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2020 All Rights Reserved | Iranian Journal of Psychiatry and Clinical Psychology

Designed & Developed by : Yektaweb