جستجو در مقالات منتشر شده


22 نتیجه برای بیرشک

دکتر حوریه محقق، دکتر بهروز بیرشک،
دوره 2، شماره 1 - ( تابستان و پاييز 1374 )
چکیده

پژوهش حاضر به منظور بررسی نگرش دانشجویان پزشکی نسبت به بخش‌های روانپزشکی در دانشگا علوم پزشکی ایران صورت گرفته است. این پژوهش به روش توصیفی بوده ودربهار و تابستان 1374 در بخشهای روانپزشکی مراکز آموزشی درمانی شهید نواب صفوی، شهید اسماعیلی و شهید رهنمون اجار شده است. دانشجویان در دو مقطع کارآموزی و کارورزی به پرسشنامه‌ای حاوی اطلاعات زمینه‌ای و پرسشهای مربوطبه نگرش به بخش‌های روانپزشکی پاسخ دادند. نتایج حاصل از این پژوهش نشانداد که به طور کلی نگرش دانشجویان پزشکی نسبت به بخشهای روانپزشکی در دانشگاه علوم پزشکی ایران مثبت است. کارآموزها بعد از طی دوره کارآموزی روانپزشکی نگرش مثبت‌تری یافته ولی نگرش کارورزها در مقایسه با دو گروه کارآموزها قبل و بعد ازدوره کارآموزی منفی می‌باشد. نگرش افاردموردمطالعه با سن، جنسیت، بیمارستان محل پژوهش، گذراندن درس نظری روانپزشگی، سابقه آشنایی نزدیک با فردی که اختلالات روانی دارد سابقه کاردر مراکز روانپزشکی و سابقه مطالعه در مفاهیم روانپزشکی ارتباطی ندارد. نگرش دانشجویان نسبت به اجزای مورد پژوهش شامل روانپزشکی، آموزش روانپزشکی، اقدامات درمانی، رواپنزشکان و روانشناسان و ارتباطات درون بخشی مثبت بوده ولی در مورد محیط فیزیکی بخش‌های روانپزشکی خنثی می‌باشد.
کارینه طهماسبیان، دکتر امیر هوشنگ مهریار، جعفر بوالهری، بهروز بیرشک،
دوره 3، شماره 3 - ( زمستان 1376 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر آموزش مادران در کاهش اختلالهای رفتاری کودکان انجام شد. در این پژوهش 27 کودک دارای اختلال رفتاری در گستره سنی 7 تا 11 سال از مدارس ابتدایی دخترانه ارامنه تهران توسط پرسشنامه‌های ارزیابی رفتاری راتر، فرم والدین و فرم معلم انتخاب شده و مادران آنان پس از همتاسازی متغیرهای سن، تحصیلات و وضعیت اقتصادی – اجتماعی به صورت تصادفی در سه گروه آزمایشی (9 نفر)، پلاسبو (8 نفر) و گواه (10 نفر) جای گرفتند. گروه آزمایشی طی 8 جلسه آموزشهایی پیرامون افزایش رفتارهای مطلوب و کاهش رفتارهای نامطلوب در کودکان دریافت نمودند. گروه پلاسبو در پنج جلسه با شرایط مشابه اما بدون محتوای آموزشی شرکت جستند. در فاصله دو ماه از آغاز جلسات، ارزیابی مجدد انجام شد. نتایج نشان داد که نمرات به دست آمده در پس آزمون گروه آزمایشی نسبت به نمرات گروه پلاسبو و گواه کاهش قابل ملاحظه‌ای داشته است. در آزمونهای ارزیابی رفتاری فرم والدین اینتفاوت از نظر آماری معنی دار بوده است به بیان دیگر نتایج آماری نشان دهنده تأثیر آموزش مادران در کاهش اختلالات رفتاری کودکان بوده است.


حمید فرزادی، دکتر بهروز بیرشک، دکتر محمد مهدی گویا،
دوره 4، شماره 2 - ( پاييز 1377 )
چکیده

این پژوهش به منظور بررسی جنبه‌های روانی – اجتماعی، شیوه‌های کنار آمدن با بیماری و کیفیت روابط اجتماعی در گروه از بیماران مبتلا به عفونت HIV مثبت انجام شد. آزمودنیهای این بررسی که از نوع بررسیهای مقطعی – توصیفی است، 10 نفر (7 مرد، 3 زن با میانگین سنی 5/31) از بیماران مبتلا به عفونت HIV بودند و با خانواده زندگی می‌کردند. این بیماران ابتدا توسط آزمون آسایش روانی غربالگری شده و در دو گروه 5 نفری باآسایش روانی بالا و پایین جای داده شدند. سپس سه پرسشنامه کیفیت روابط اجتماعی، مقابله با بیماری و فشارهای روانی – اجتماعی برای هر کدام از بیماران تکمیل گردید. داده‌های پژوهش با استفاده از آزمون t ناوابسته و ضریب همبستگی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌های پژوهش نشان داد که بین میانگین نمرات فشارهای روانی – اجتماعی و میزان آشفتگی ناشی از این فشارها در دو گروه تفاوت معنی‌داری وجود ندارد، در صورتی که در هر دو گروه به صورتجداگانه میزان فشارهای روانی – اجتماعی پس از ابتلا به بیماری نسبت به پیش از آن به صورت معنی داری افزایش پیدا کرده بود. همچنین یافته‌های پژوهش نشان داد که بیماران با آسایش روانی بالا به صورت معنی داری روشهای مقابله شناختی و رفتاری فعال را بیشتر به کار می‌بردند تا گروه با آسایش روانی پایین. همچنین از نظر چگونگی روابط اجتماعی در سه بعد حمایت اجتماعی، روابط تعارضی و عمق رابطه تفاوت معنی داری بین دو گروه مشاهده نشد.
دکتر رضا خاکپور، دکتر بهروز بیرشک،
دوره 4، شماره 3 - ( زمستان 1377 )
چکیده

پژوهش حاضر به بررسی میزان شیوع نشانگان فرسودگی روانی ناشی از شغل در مشاوران و روان­درمانگران می­پردازد. آزمودنی­ها 110 نفر از مشاوران و روان­درمانگران (58، مرد، 52 زن) در سطح کارشناسی ارشد و دکتری شاغل در تهران هستند. یکی از هدفهای این پژوهش آگاه شدن از میزان تاثیر ویژگیهای جمعیت شناختی (سن، جنس، وضع تاهل، میزان تحصیلات، الگوی شخصیتی)، تجربه­های کاری و فراوانی پذیرش مراجع (بیمار) در هفته در بروز نشانگان فرسودگی روانی ناشی از شغل، در افراد یاد شده بوده است. برای اندازه­گیری متغیرهای پژوهش از پرسشنامه فرسودگی شغلی گلدارد، که ابزاری برای تشخیص نشانگان فرسودگی شغلی مشاوران و درمانگران است، و مقیاس بورتنر برای سنجش الگوی شخصیتی استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده­های پژوهش، روشهای آماری ضریب همبستگی، تحلیل واریانس یک­طرفه، آزمون من-ویتنی و آزمون تعقیبی توکی به کار گرفته شده است. نتایج نشان داد که 10% آزمودنی­ها دچار فرسودگی خفیف تا متوسط هستند و 7/2% آنان نیز از نشانه­های فرسودگی بسیار بالایی رنج می­برند.


هوشنگ لایقی، دکتر بهروز بیرشک، دکتر ناصر ابراهیمی دریانی،
دوره 5، شماره 1 - ( تابستان و پاييز 1378 )
چکیده

در یک بررسی مقطعی عوامل روانی- اجتماعی در بیماران مبتلا به زخم اثنی عشر (20= n ) و گروه گواه (20= n ) که بر اساس متغیرهای سن، جنس و سواد همتا گردیده بودند، در دو مرحله فعال بیماری و سه ماه پس از پایان دوره دارو درمانی‏ مورد بررسی قرار گرفتند. این عوامل عبارت بودند از: نشانه‏های آشفتگی روانشناختی، رویدادهای فشارزای زندگی، مهارتهای مقابله‏ای و کیفیت روابط اجتماعی که به ترتیب با آزمونهای SCL-90-R، سیاهه رویدادهای زندگی، سیاهه‏ مهارتهای مقابله‏ای و مقیاس کیفیت روابط اجتماعی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین بیماری زخم اثنی عشر در مرحله فعال بیماری و نیز در پایان دوره درمان با نشانه‏های آشفتگی روانشناختی ارتباط معنی‏دار وجود دارد. مقایسه دو گروه زنان و مردان بیمار نشان داد که شدت نشانه‏ها در زنان بیشتر از مردان است و پس از پایان دارو درمانی کاهش شدت‏ نشانه‏ها در زنان محسوس‏تر است. همچنین نتایج نشان داد که بیماران، رویدادهای فشارزای حاد (رویدادهای که در مدت‏ 6 ماه پیش از آغاز یا عود بیماری رخ داده است) و مزمن (6 ماه و بیشتر از آن) بیشتری را تجربه کرده‏اند و در مقایسه با گروه‏ گواه، فشار و ناکامی بیشتری را تحمل نموده‏اند. میان بیماران و آزمودنیهای گروه گواه در به کارگیری شیوه‏های مقابله با مشکلات تفاوت معنی‏داری دیده نشد.این بررسی همچنین نشان داد که پس از پایان دوره درمان میزان حمایت اجتماعی به‏ ویژه حمایت والدین از بیماران کمتر و میزان کشمکش آنان با حمایت گنندگان به ویژه با همسر بیشتر و روابط بیماران با والدین سطحی‏تر شده است.


قاسم نظیری، بهروز بیرشک، مهرداد محمدیان،
دوره 5، شماره 3 - ( زمستان 1378 )
چکیده

هدف: پژوهش حاضر این دو فرضیه را که (1) پدران و مادران بیماران وسواسی- اجباری فرزندان خود را به شیوه‏ای‏ کمال‏گرایانه پرورش داده‏اند و (2) خود دارای ویژگیهای کمال‏گرایانه هستند به محک آزمایش گذاشته است. روش: بر پایه‏ ملاکهای تشخیصی DSM-IV و مصاحبه روانپزشکی، سه گروه: بیماران وسواسی اجباری، بیماران افسرده و گروه بهنجار (بیست نفر در هر گروه) در یک پژوهش پس رویدادی شرکت داده شدند (دو گروه اخیر نقش گروه گواه را داشتند). کلیه‏ آزمودنی‏ها به کمک یک پرسشنامه خود ساخته که روایی و پایایی آن پیش از انجام پژوهش در یک بررسی راهنما تأیید گردیده بود، شیوه فرزند پروری و ویژگیهای پدران و مادران خود را گزارش نمودند. یافته‏ها: یافته‏های این پژوهش همسو با پژوهشهای پیشین گویای درستی فرضیه‏های یاد شده است هر چند که بیماران افسرده نیز شیوه فرزند پروری پدران و مادران‏ خود را کمال‏گرایانه می‏دانستند.


محمد علی توکلی، حسین بقولی، حمید رضا قامت بلند، دکتر جعفر بوالهری، دکتر بهروز بیرشک،
دوره 5، شماره 4 - ( بهار 1379 )
چکیده

هدف: هنجاریابی فرم زمینه‏یابی رفتار انطباقی واینلند از تولد تا 18 سال و 11 ماهگی در جمعیت ایرانی. روش: 1650 آزمودنی بهنجار در 15 گروه سنی در مناطق شهری و روستایی استانهای فارس، خراسان، زنجان، کهکیلویه و بویراحمد و شهر تهران مورد بررسی قرار گرفتند. به منظور بررسی روایی آن، این مقیاس با 130 فرد عقب‏مانده ذهنی به کار برده شد. افزون بر آن برای تعیین پایایی مقیاس به شیوه بازآزمایی بر روی 170 نفر از پدران و مادران آزمودنیها اجرا گردید. یافته‏ها: این پژوهش نشان داد که ماده‏های مقیاس در مورد جمعیت ایرانی از پایایی و روایی رضایت‏بخشی برخوردارند. همچنین جدولهای نمره‏های هنجار شده با فواصل سنی 2، 3 و 4 ماه و سطوح انطباقی در مورد قلمروها و بخش مرکب رفتار انطباقی، سطوح ناسازگار در قلمرو رفتار ناسازگار، رتبه‏های درصدی و نمره‏های هنجار شده 9 گانه، معادلهای سنی در قلمروها و زیر قلمروها و بخش مرکب رفتار انطباقی محاسبه گردید. نتیجه: این بررسی نشان داد که این مقیاس در ایران از پایایی رضایت‏بخشی برخوردار است و توانایی تمایزگذاری گروه عقب‏مانده ذهنی از گروه بهنجار را دارد. از این رو روایی‏ افتراقی آن در تأیید روایی ساختار نیز می‏تواند به شمار رود.


علی اکبر پرویزی فرد، دکتر بهروز بیرشک، دکتر محمد کاظم عاطف وحید، دکتر جلال شاکری،
دوره 7، شماره 1 - ( تابستان و پاييز 1380 )
چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی همبودی مرضی اختلالهای خلقی و اضطرابی در معتادان بستری و مقایسه آن با افراد بهنجار بود. روش: در این پژوهش، 50 نفر معتاد بستری در یک مرکز درمانی غرب کشور با 50 نفر آزمودنی بهنجار که‏ از نظر برخی ویژگیهای جمعیت‏شناختی با یکدیگر همتا شده بودند مورد مصاحبه و ارزیابی تشخیصی قرار گرفتند. ارزیابی‏ و تشخیص همبودی اختلالهای خلقی و اضطرابی در معتادان خود معرف دست‏کم دو هفته پس از بستری شدن بیمار و فروکش کردن علائم دوره ترک و در پایان دوره سم‏زدایی با به کارگیری ابزارهای BDI و STAI-Y به عنوان ابزار غربالگری و نیز فهرست وارسی نشانه‏ها بر پایه معیارهای تشخیصی DSM-IV و قضاوت بالینی روانپزشک انجام گرفت. یافته‏ها:  نتایج نشان داد که 3/72% معتادان مورد بررسی به ترتیب واجد ملاکهای تشخیصی اختلالهای خلقی و اضطرابی (غیر از اختلال مصرف مواد) بودند.در میان اختلالهای خلقی و اضطرابی، افسردگی اساسی و اختلال اضطراب منتشر(به ترتیب‏ 66% و 12%) شایعترین اختلالها بودند.


قاسم نظیری، دكتر بهروز بیرشک،
دوره 8، شماره 1 - ( تابستان 1381 )
چکیده

چکیده

هدف: این پژوهش با هدف بررسی سوگیری توجه نسبت به نشانه‏های مرتبط با گناه در فرآیند پردازش اطلاعات بیماران وسواسی‏ـ اجباری انجام گردیده است.

روش: در چارچوب یک طرح نیمه آزمایشی 20 بیمار وسواسی‏ـ اجباری به کمک آزمون استروپ با 20 آزمودنی افسرده و 20 فرد بهنجار مقایسه شدند.

یافته‏ها: یافته‏های پژوهش نشان داد که بیماران وسواسی ـ اجباری زمان بیشتری را صرف خواندن رنگ نشانه‏های مرتبط با گناه نمودند هر چند که گروه افسرده نیز در مقایسه با گروه بهنجار چنین تأخیری را نشان دادند. چنین تفاوتی در زمان صرف شده برای نشانه‏هایی که بار هیجانی نداشتند بین سه گروه پژوهش مشاهده نشد.

 نتیجه: این یافته‏ها همسو با پیشینه پژوهشی اختلال وسواسی‏ ـ  اجباری است که همواره بر نقش احساس گناه به عنوان عامل زمینه ساز، آشکار کننده یا تداوم بخش در این اختلال تأکید داشته است. توجه به این نشانه در درمان شناختی بیماران وسواسی و کاهش آن توصیه بالینی این پژوهش است.


دكتر نورمحمد بخشانی، دكتر بهروز بیرشک، دكتر محمدکاظم عاطف وحید، دكتر جعفر بوالهری،
دوره 9، شماره 2 - ( پاييز 1382 )
چکیده

چکیده

هدف: این‌ پژوهش‌ با هدف‌ بررسی‌ ارتباط‌ رویدادهای‌ منفی‌ زندگی‌ و سطح‌ حمایت‌ اجتماعی‌ ادراک‌شده با شدت‌ افسردگی‌ در افراد افسرده‌ و مقایسه‌ آنها با افراد غیرافسرده انجام شده‌ است‌.

روش: آزمودنی‌های‌ پژوهش‌ را‌ 153 نفر (91 بیمار افسرده و 62 نفر غیر افسرده) تشکیل داده‌اند که‌ به‌کمک پرسش‌نامه‌های رفتارهای حمایت‌گرانه اجتماعی، فهرست رویدادهای زندگی و آزمون افسردگی بک مورد ارزیابی قرار گرفته‌اند. داده‌های پژوهش به‌کمک آزمون آماری t و ضریب همبستگی تحلیل شده‌اند.

یافته‌ها: این بررسی نشان‌ داد که‌ بین‌ رویدادهای‌ منفی‌ زندگی‌ و افسردگی، همبستگی مثبت‌ و بین حمایت اجتماعی ادراک‌شده و افسردگی، همبستگی منفی در هر دو گروه‌ (افسرده‌ و غیرافسرده) وجود دارد. هم‌چنین‌ مقایسه‌ میانگین‌ رویدادهای‌ استرس‌‌زای‌ تجربه‌شده‌ در دو گروه نشان‌ داد که‌ افراد افسرده‌ رویدادهای‌ منفی‌ بیشتری‌ را تجربه‌ کرده‌اند. افزون‌ برآن‌، میانگین‌ حمایت‌ اجتماعی‌ ادراک‌شده نیز در افراد افسرده‌ به‌طور معنی‌داری‌ پائین‌تر از افراد غیرافسرده بوده‌ است‌.

نتیجه:به‌طورکلی‌ نتایج‌ پژوهش نشان‌دهنده تأثیر‌ رویدادهای‌ منفی‌ زندگی‌ در بروز یا تشدید افسردگی‌ و نقش‌ تعدیل‌‌کننده‌ حمایت‌ اجتماعی‌ در بروز یا تشدید آن‌ است‌. 

 


دكتر شیرین لسان، دكتر فضل‌ا... غفرانی پور، دكتر بهروز بیرشک، دكتر سقراط فقیه‌زاده،
دوره 9، شماره 2 - ( پاييز 1382 )
چکیده

چکیده

هدف: بررسی حاضر با هدف تعیین میزان کاربری الگوی پرسید در کاهش میزان اضطراب مأموران آتش‌نشانی تهران انجام شده است.

روش: بررسی حاضر یک بررسی شبه‌آزمایشی است. آزمودنی‌های پژوهش را 118 مأمور آتش‌نشانی شهر تهران تشکیل دادند که به روش نمونه‌گیری چندمرحله‌ای انتخاب شدند. برنامه آموزشی با بهره‌گیری از الگوی پرسید و نظریه‌های خودکارآمدی و آموزش بزرگسالان در قالب این الگو تدوین شد. داده‌های پژوهش به کمک آزمون t، t زوج و آزمون خی‌دو تحلیل گردید.

یافته‌ها: از نظر میزان اضطراب آشکار و اضطراب پنهان، بین گروه‌های آزمایشی و گواه پس از آموزش تفاوت معنی‌داری دیده شد و تنها در گروه آزمایشی میان اضطراب آشکار و پنهان پیش و پس از آموزش تفاوت معنی‌‌داری وجود داشت.

نتیجه: این بررسی نشان‌دهنده کاربرد مؤثر الگوی پرسید در کاهش میزان اضطراب آشکار و پنهان مأموران آتش‌نشانی می‌باشد.

 


عزیزا... مجاهد، دكتر بهروز بیرشک،
دوره 9، شماره 3 - ( زمستان 1382 )
چکیده

چکیده

هدف: پژوهش حاضر وضعیت رفتاری کودکان و سلامت روانی والدین را در خانواده‌های چندهمسری مورد بررسی قرار داده است.

روش: از مناطق روستایی سراوان 65 خانواده چندهمسر و 65 خانواده تک‌همسر که برپایه ملاک‌هایی چون داشتن فرزند مدرسه‌ای و محل سکونت با هم همتا بودند، بررسی شدند. 402 نفر کودکان سن دبستان و راهنمایی این خانواده ها به‌کمک پرسش‌نامه راتر و 325 نفر پدران و مادران آنها با بهره‌گیری از پرسش‌نامه24GHQ- و پرسش‌نامه بیماریابی داویدیان مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده‌ها به‌کمک تحلیل واریانس تحلیل گردید.

یافته‌ها: این بررسی نشان داد که نمره‌های راتر کودکان، در هیچ‌یک از متغیرهای نوع خانواده: جنس، سن، سن پدر و جمعیت فرزندان خانواده در دو گروه تفاوت معنی‌داری ندارد. مقایسه نمره‌های دو پرسش‌نامه یادشده در خانواده‌های تک همسر و چندهمسر نشان داد که زنان خانواده های چند همسر در حد معنی‌داری از سلامت روانی کمتری نسبت به شوهران خود و همچنین نسبت به زنان و مردان خانواده های تک همسر برخوردارند. مردان خانواده‌های تک همسر، چندهمسر و هم‌چنین زنان خانواده‌های تک همسر از نظر سلامت روانی تفاوت معنی‌داری با هم نداشتند.

نتیجه: سلامت روانی زنان خانواده‌های چندهمسر پایین‌تر از سلامت روانی زنان خانواده‌های تک همسر است.

 


دكتر عباس بخشی‌پور، دكتر محمود دژکام، دكتر امیرهوشنگ مهریار، دكتر بهروز بیرشک،
دوره 9، شماره 4 - ( بهار 1383 )
چکیده

 

هدف: هدف بررسی حاضر، ارزیابی روایی الگوی سلسله مراتبی تلفیقی براون، کورپیتا و بارلو  است. در این الگو، روابط ساختاری ویژگی‏های اساسی اختلال‌های اضطرابی و افسردگی و ابعاد الگوی سه بخشی اضطراب و افسردگی مورد بررسی قرار گرفته است.

روش: در پژوهش حاضر با داده‏های فراهم آمده از 255 بیمار سرپایی مبتلا به اختلال‌های اضطرابی و افسردگی، نخست از طریق تحلیل عاملی تأییدی (CFA)، روایی الگوی پنج عاملی اختلال‌های اضطرابی و افسردگی DSM-IVو روایی الگوی سه بخشی افسردگی و اضطراب سنجیده شد. سپس با بهره‌گیری از مدل‌یابی معادله‌ی ساختاری (SEM)، الگوی ساختاری سه سطحی براون و همکاران  با الگوهای رقیب مقایسه شد تا برازنده‏ترین الگو برای داده‏ها آشکار شود.

یافته‏ها:یافته‌های به‌دست آمده از روایی افتراقی الگوی پنج عاملی اختلال‌های اضطرابی و افسردگیDSM-IV و مدل سه بخشی اضطراب و افسردگی حمایت می‏کند. از میان چند الگوی ساختاری، بهترین برازش برای ساختاری به دست آمد که در آن عوامل مرتبه‌ی بالای ابعاد عاطفی یعنی عاطفه‌ی منفی و عاطفه‌ی مثبت به شیوه‌ی قابل انتظار روی عوامل اختلال اضطرابی و افسردگی، اثر معنی‏دار می‏گذارند.

نتیجه:الگوی سلسله مراتبی تلفیقی فوق، با درنظر گرفتن محدودیت‌های پژوهش حاضر، مورد تأیید قرار می‌گیرد.

 


سيد مهدی حسینی‌فرد، دكتر بهروز بیرشک، دكتر محمدکاظم عاطف وحید،
دوره 11، شماره 1 - ( بهار 1384 )
چکیده

 چکیده

مقدمه: هدف پژوهش حاضر تعیین میزان شیوع اختلال‌های روانی در دانش‏آموزان دبیرستانی شهرستان رفسنجان در سال تحصیلی 81-1380 و هم‌چنین بررسی ارتباط میان عوامل جمعیت شناختی با اختلال‌های روانی بود.

روش:در این بررسی از میان جمعیت دانش‏آموزان دبیرستانی شهرستان رفسنجان، 830  نفر به روش نمونه‏گیری خوشه‏ای- چند مرحله‏ای انتخاب و پرسش‌نامه‌ی SCL-90-R به عنوان ابزار بررسی سلامت روان و غربالگری اختلال‌‌های روانی  بر روی آنها و سپس پرسش‌نامه فرم ثبت علایم برپایه‌ی ملاک‌های DSM-IV بر روی موارد مشکوک به بیماری توسط روانپزشک اجرا گردید. به منظور تعیین نمره‌ی برش پرسش‌نامه‌ی یادشده، 120 نفر (3 خوشه‌ی 40 نفری) توسط روانپزشک، مصاحبه و ارزیابی شدند. با توجه به نقطه‌ی برش 63، تعداد 176 نفر از 830 نمونه مورد ارزیابی نمره‌ای بالاتر از نمره‌ی برش به‌دست آوردند که از این تعداد 17 نفر بر اساس مصاحبه‌ی بالینی روانپزشک سالم تشخیص داده شدند و 21 نفر نیز با وجود چندین بار مراجعه امکان مصاحبه با آنها فراهم نگردید. از این رو با 138 نفر مصاحبه انجام شد و با تأیید روانپزشک تشخیص گذاشته شد.

یافته‌ها:این پژوهش نشان داد که میزان شیوع کلی اختلال‌های روانی در نمونه‌ی مورد بررسی 6/16% (در دختران 6/21% و در پسران 6/10%) بوده است. اختلال‌های اضطرابی و خلقی با شیوع 4/8% و1/4% شایع‌ترین اختلال‌های روانی بودند.

نتیجه‌گیری:اختلال‌های روانی در دانش‌آموزان دبیرستانی شهرستان رفسنجان شایع است و بین متغیرهای جنس، سابقه‌ی اختلال روانی، طلاق، مصرف مواد در اعضای خانواده و نوع مسکن با اختلال‌های روانی دانش‌آموزان ارتباط معنی‏دار وجود دارد.


لادن فتی، بهروز بیرشک، محمدکاظم عاطف وحید، کیت استفان دابسون،
دوره 11، شماره 3 - ( پاييز 1384 )
چکیده

 

مقدمه: این پژوهش به‌منظور تعیین نقش طرحواره‌ها، حالت‌های هیجانی زودگذر و تعامل آنها در حافظه کلمات هیجانی و هم‌چنین آزمودن فرضیه توصیفی ”اختصاصی بودن“ در نظریه شناختی انجام شده است.

مواد و روش‌کار: 150 آزمودنی در 5 گروه 30 نفری که بر پایه ابتلا یا عدم ابتلا به افسردگی و اضطراب بالینی و پیش‌بالینی و نیز داشتن یا نداشتن طرحواره‌های ناکارآمد، انتخاب شده بودند، در یک طرح اندازه‌گیری مکرر مورد القای چهار حالت هیجانی مختلف قرار گرفته، سپس حافظه آنها در مورد ویژگی‌های خود- ارجاع دارای چهار بار هیجانی مختلف اندازه‌گیری شد.

یافته‌ها:یافته‌‌‌های این پژوهش نشان‌دهنده تأثیر گروه آزمایشی و القای هیجان در حافظه کلمات دارای بار هیجانی و نیز نشان‌دهنده اثر تشدید کننده حالت هیجانی در تلفیق با گروه آزمایشی در زمینه ایجاد سوی‌مندی حافظه بود.

نتیجه‌گیری:این بررسی نشان داد که هم طرحواره‌ها و هم شرایط هیجانی وابسته به موقعیت می‌توانند سوی‌مندی حافظه را ایجاد نمایند. یافته‌های پژوهش حاضر هم با  نظریه شبکه پیوندی و هم با نظریه ساختار‌های معناگذار طرحواره هم‌سو است، هر چند که فرضیه توصیفی اختصاصی بودن را کاملاً تأیید نکرده، شواهدی از وجود سوی‌مندی حافظه در افراد بهنجار و فاقد طرحواره‌های ناکارآمد نیز به‌دست می‌دهد.


دكتر مریم بختیاری، دكتر رخساره یزدان‌دوست، دكتر بهروز بیرشک، دكتر محمود قاضی طباطبایی،
دوره 13، شماره 2 - ( تابستان 1386 )
چکیده

چکیده

هدف:این پژوهش با هدف بررسی ارتباط میان باورهای مربوط به کنترل با آسیب‌های روانشناختی برون‌ریز و درون‌ریز در کودکان انجام شده است.

روش:در این پژوهش که از نوع علی- مقایسه‌ای است، 80 کودک مراجعه‌کننده به کلینیک مشاوره و مطب که مبتلا به اختلال‌های برون‌ریز و درون‌ریز بودند به‌روش نمونه‌گیری در دسترس در دو گروه آسیب‌شناسی روانی جای داده شدند. 40 کودک که از نظر سن و جنس با گروه مبتلا به آسیب‌شناسی روانی به‌عنوان گروه بهنجار همتاسازی شده بودند، انتخاب شدند. برای سنجش باورهای مربوط به کنترل در سه حوزه تحصیلی، رفتاری و اجتماعی از مقیاس ادراک کنترل، مقیاس ادراک شرایط رخداد و مقیاس ادراک کفایت بهره گرفته شد. تحلیل داده‌ها به‌کمک آماره‌های توصیفی و تحلیل واریانس چند متغیره انجام شد.

یافته‌ها:این پژوهش نشان داد بین گروه‌های آسیب‌شناسی روانی برون‌ریز، درون‌ریز و بهنجار در باورهای مربوط به کنترل و کفایت در سه حوزه تحصیلی، رفتاری و اجتماعی تفاوت معنی‌دار وجود دارد (001/0p< ). بین دو گروه آسیب‌شناسی روانی درون‌ریز و برون‌ریز در باور کفایت درحوزه رفتاری (001/0p< ) تفاوت معنی‌دار دیده شد. در باور شرایط رخداد بین سه گروه تفاوت معنی‌دار وجود نداشت.

نتیجه‌گیری:باورهای مربوط به کنترل و کفایت برای آسیب‌شناسی روانی برون‌ریز و درون‌ریز اختصاصی‌اند و آسیب‌شناسی روانی را از بهنجاری متمایز می‌کنند. باور شرایط رخداد ارتباط معنی‌داری با آسیب‌شناسی روانی ندارد. باور کفایت رفتاری، گروه برون‌ریز را از گروه درون‌ریز متمایز می‌کند و برای آسیب‌شناسی روانی برون‌ریز اختصاصی به‌شمار می‌آید.


الهام زارعی دوست، دكتر محمد کاظم عاطف وحید، دكتر سيد اکبر بیان زاده، دكتر بهروز بیرشک،
دوره 13، شماره 3 - ( پاييز 1386 )
چکیده

چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی و تعیین نوع شیوه‌های مقابله‌ای، منبع کنترل و باورهای غیرمنطقی در زنان روسپی و مقایسه آن با زنان عادی می‌باشد.

روش: در این بررسی مقطعی، آزمودنی‌های پژوهش 60 نفر (30 زن روسپی و 30 زن عادی) بودند که به‌کمک پرسش‌نامه‌های منبع کنترل راتر، شیوه‌های مقابله موس و بیلینگز و باورهای غیرمنطقی جونز ارزیابی شدند. زنان روسپی به روش نمونه‌گیری در دسترس و گروه عادی از میان کارآموزان آموزشگاه‌های فنی و حرفه‌ای انتخاب، و از نظر سن و میزان تحصیلات با آنان همتا شدند. داده‌ها به‌کمک آزمون‌های آماری t  و خی دو تحلیل شدند.

یافته‌ها: نتایج نشان داد که بین نوع منبع کنترل و بزهکاری رابطه وجود ندارد. هم‌چنین در دو گروه از نظر شیوه‌های مقابله متمرکز بر مسأله و باورهای منطقی تفاوتی دیده نشد. اما تفاوت معنی‌داری میان دو گروه در زمینه متغیر شیوه مقابله متمرکز بر هیجان به‌دست آمد و زنان روسپی به‌طور معنی‌داری (05/0>p ) بیشتر از زنان عادی در برابر استرس، این شیوه را به‌کار می‌برند.

نتیجه‌گیری: زنان روسپی بیش از زنان عادی در برخورد با رویدادها و مشکلات زندگی، به دست‌کاری هیجانی و شیوه‌های مقابله‌ای متمرکز بر هیجان می‌پردازند، در برابر تغییر درماندگی بیشتری احساس می‌کنند و میزان نگرانی توأم با اضطراب در آنان بالاتر است.


مریم زارع، زینب شایقیان، دکتر بهروز بیرشک، عزیزه افخم ابراهیمی،
دوره 18، شماره 1 - ( بهار 1391 )
چکیده

هدف: برای بررسی اثربخشی روش­های دارویی و غیردارویی که با کاهش بی­قراری در بیماری‌هایی هم‌چون دمانس به‌کار برده می­شوند، به ابزار مناسبی مانند پرسش‌نامه بی­قراری کوهن- منسفیلد نیاز است. در این راستا پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی­های روانسنجی  این آزمون انجام شد. روش: در این پژوهش 100 نفر از مراقبان بیماران مبتلا به آلزایمر، پرسشنامه بی‌قراری کوهن- منسفیلد را تکمیل کردند.
یافته­ها: برای ارزیابی پایایی پرسش‌نامه، همزمان مراقب دیگری، آن را برای همان بیمار تکمیل کرد. با فاصله دو هفته، مراقب اصلی نیز برای بار دوم، پرسش‌نامه را برای همان بیماران پر نمود. سنجش پایایی پرسش‌نامه به‌روش بازآزمایی، دونیمه‌سازی و آلفای کرونباخ به‌ترتیب ضرایب 99/0، 92/0 و 82/0 به‌دست داد. برای محاسبۀ روایی نیز از شاخص­های روایی همگرا و همسانی نظر ارزیاب­ها و روایی سازه (تحلیل عاملی) بهره گرفته شد. نتایج تحلیل عاملی به‌کمک روش­های مؤلفه­های اصلی چرخش واریماکس نشان داد که این پرسش‌نامه دارای چهار عامل رفتارهای پرخاشگرانه، رفتارهای غیرپرخاشگرانه، پرخاشگری کلامی و رفتارهای پنهان‌کارانه است. این عوامل بیش از 77/72% از واریانس کل را تبیین می­کنند. روایی همگرای این پرسش‌نامه با محاسبه ضریب همبستگی زیرمقیاس­های این پرسش‌نامه با یکدیگر و با کل پرسش‌نامه تأیید شد. این ضرایب از 43/0 تا 90/0 در نوسان و معنادار بودند (01/0p<). نتیجه‌گیری: با درنظرگرفتن نتایج پژوهش، می­توان بیان کرد که پرسش‌نامه بی­قراری کوهن- منسفیلد به‌طور کلی می­تواند ابزاری معتبر و پایا در ارزیابی بی­قراری در جمعیت بیماران ایرانی مبتلا به آلزایمر باشد.


مصلح میرزایی، دکتر بنفشه غرایی، دکتر بهروز بیرشک،
دوره 19، شماره 3 - ( پاييز 1392 )
چکیده

  هدف:هدف پژوهش حاضر بررسی نقش پیش­بینی‌کنندگی کمال‌گرایی مثبت و منفی، نگرانی، خودکارآمدی و مشکل در نظم‌بخشی هیجانی در اهمال­کاری رفتاری و تصمیم­گیری بود. روش : در پژوهش همبستگی حاضر 365 دانشجوی دانشگاه تهران به‌صورت نمونه­گیری خوشه­ای چندمرحله­ای به مقیاس خودکارآمدی عمومی ( GSES )، مقیاس مشکل در نظم‌‌بخشی هیجانی ( DERS )، پرسش‌نامه حوزه‌های نگرانی- فرم کوتاه ( WDQ )، مقیاس کمال‌گرایی مثبت و منفی ( PNPS )، مقیاس تعلل‌ورزی تصمیم‌گیری ( DPS ) و مقیاس تعلل‌ورزی عمومی ( GPS ) پاسخ دادند. داده‌ها به روش همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام تحلیل شدند. یافته‌ها : تمام متغیرها با اهمال­کاری رفتاری و تصمیم‌گیری ارتباط داشتند (01/0 p< ) . تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد مدل پیش­بینی اهمال­کاری رفتاری به‌ترتیب شامل متغیرهای خودکارآمدی عمومی، مشکل در نظم­­بخشی هیجانی، کمال­گرایی مثبت و نگرانی بود (001/0 p< ) . کمال‏گرایی منفی از این مدل حذف شد. مدل پیش­بینی اهمال­کاری تصمیم­گیری شامل مشکل در نظم­بخشی هیجانی، نگرانی، کمال­گرایی مثبت و کمال‏گرایی منفی بود (001/0 p< ) . نتیجه­گیری : ماهیت چندوجهی اهمال­کاری و اهمیت متغیرهای شناختی و هیجانی در فهم اهمال‏کاری در پژوهش حاضر مورد تأکید قرار گرفت. نتایج همچنین نقش تعیین کننده نظم‏بخشی هیجانی را در آسیب‏شناسی اهمال­کاری تایید می‏کند. با این حال، این پژوهش بر پایه یک مدل نظری یکپارچه که این متغیرها را ادغام کرده باشد، نبود.


دکتر ابوالفضل محمدی، دکتر بهروز بیرشک، دکتر بنفشه غرایی،
دوره 19، شماره 3 - ( پاييز 1392 )
چکیده

  هدف : هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی گروه­درمانی فراتشخیصی با گروه­درمانی شناختی سنتی بر عواطف مثبت و منفی و فرایندهای تنظیم هیجانی بود. روش : 33 نفر از دانشجویانی که نشانه‌های تحت بالینی اضطراب و افسردگی داشتند، به‌طور تصادفی در دو گروه قرار گرفتند و در هشت جلسه گروهی دو ساعته شرکت کردند. یافته‌ها : در هر دو گروه، روش درمانی بر مؤلفه­های تنظیم هیجانی و عواطف مثبت و منفی اثرگذار بود. تحلیل کوواریانس نشان‌دهنده اثربخشی بیشتر گروه‌درمانی فراتشخیصی بر بهبود ارزیابی مجدد (01/0= p ) و افزایش عاطفه مثبت (001/0= p ) بود. نتیجه­گیری : اثربخشی گروه‌درمانی فراتشخیصی بر بهبود عاطفه مثبت و تنظیم هیجانی بیش از گروه‌درمانی شناختی است. کاربردهای بالینی این یافته مورد بحث قرار گرفته است.



صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2020 All Rights Reserved | Iranian Journal of Psychiatry and Clinical Psychology

Designed & Developed by : Yektaweb