جستجو در مقالات منتشر شده


15 نتیجه برای شهریور

دكتر جواد علاقبندراد، دكتر محمد حاجی عظیم، دكتر میترا حکیم شوشتری، دكتر زهرا شهریور،
دوره 10، شماره 1 - ( تابستان و پاييز 1383 )
چکیده

 

هدف: این پژوهش با هدف بررسی میزان همبودی اختلال تورت با اختلال وسواسی- اجباری (OCD) انجام شده است.

روش: همه‌ی بیمارانی که با اختلال تورت از زمان آغاز به کار بخش روانپزشکی کودکان بیمارستان روزبه به این بخش مراجعه نموده‌ بودند (20 بیمار) مورد ارزیابی قرار گرفتند و با 20 بیمار مبتلا به اختلال بیش فعالی و کمبود توجه و 20 بیمار مبتلا به OCD مقایسه شدند. داده‌های پژوهش به‌کمک مقیاس شدت تیک ‌ییل گردآوری شد و با بهره‌گیری از روش‌های آمار توصیفی، ضریب همبستگی فیشر و آزمون آماری خی‌دو تحلیل گردید.

یافته‌ها: این بررسی میانگین سنی را در شروع اختلال تورت 5/8 سال (انحراف معیار 65/0) و در شروع OCD 5/14سال (انحراف معیار 7/0) نشان داد. نسبت مرد به زن در اختلال تورت 4 به 1 و در OCD  2 به 1 بود. میزان همبستگی میان ابتلا به این دو اختلال از نظر آماری معنی‌دار بود. میزان همبستگی معنی‌داری برای همبودی اختلال تورت و OCD در بستگان درجه اول بیماران دیده نشد.

نتیجه: میزان همبودی OCD در کودکان مبتلا به اختلال تورت قابل توجه است.

 


دکتر الهام شیرازی، دکتر رضا توکلیان، دکتر زهرا شهریور،
دوره 11، شماره 1 - ( بهار 1384 )
چکیده

چکیده

مقدمه:این پژوهش با هدف بـررسی  اثر داروی فلوکستین بر اختلال بیش فعالی- کم توجهی (ADHD ) در کودکان و نوجوانان انجام شده است.

روش‌:به روش کارآزمایی بالینی باز و با نمونه‌گیری در دسترس، 22 کودک و نوجوان 16-6 ساله کـه در شش‌ماهه‌ی دوم سال 1379 به یک درمانگاه روانپزشکی کودک و نوجوان مراجعه کرده و برپایه‌ی معاینه‌ی روانپزشک کودک و مصاحبه‌ی تشخیصی کودکان و نوجوانان (DICA) با معیارهای چهارمین تجدیدنظر کتابچه‌ی تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی (DSM-IV) مبتلا بهADHD بودند و بیماری‌های همراه، عقب افتادگی ذهنی و مصرف داروی همراه نداشتند، به مدت 7 هفته با 20 میلی‌گرم فلوکستین در روز تحت درمان قرار گرفتند و به‌کمک سه مقیاس کانرز والدین(CPRS)، کانرز آموزگار(CTRS) و ارزیابی کلی کودکان(CGAS)  پیش از درمان و پس از آن ارزیابی شدند. عوارض دارویی به‌کمک پرسشنامه‌ی عوارض داروها بررسی شد.

یافته‌ها:65% افراد بهبودی متوسط به بالا (بیش از 50% کاهش علایم) نشان دادند و در 86% افراد عارضه‌ای دیده نشد. 14% افراد عوارض خفیف تا متوسط نشان دادند که با ادامه‌ی مصرف دارو کاهش یافت.

نتیجه‌گیری:داروی فلوکستین در کودکان و نوجوانان به‌خوبی تحمل می‌شود و ممکن است در گروهی از مبتلایان بهADHD  که نمی‌توانند داروهای دیگری را به‌کار برند، سودمند باشد.

 



امیر شعبانی، ونداد شریفی، جواد علاقبندراد، زهرا شهریور، همایون امینی، حسین کاویانی، میترا حکیم شوشتری، الهام شیرازی، رزیتا داوری آشتیانی، فریبا عربگل،
دوره 12، شماره 2 - ( تابستان 1385 )
چکیده

 چکیده

مقدمه: بررسی‌ها گویای برتری میزان همبودی اختلال وسواسی اجباری (OCD) در بیماران دوقطبی نسبت به بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی (MDD) هستند. ولی در زمینه مقایسه این همبودی بین اختلال دوقطبی نوع یک (BID) و MDD  یافته‌های موجود اندک است. این پژوهش با هدف چنین مقایسه‌ای انجام شده است.

روش: در یک مطالعه مقطعی، 466 بیمار مراجعه‌کننده به چهار مرکز روانپزشکی دانشگاهی شهر تهران به‌کمک فهرست معیارهای تشخیصی DSM-IV  ارزیابی شدند و میزان همبودی همه عمر OCD در بیماران مبتلا به MDD  و BID محاسبه و با روش‌های آماری توصیفی و تحلیلی بررسی شد.

یافته‌ها: 124 مورد MDD  و 115 مورد BID تشخیص داده شد که از نظر میانگین سنی و سایر ویژگی‌های جمعیت‌شناختی تفاوت معنی‌دار آماری نداشتند. میزان موارد بستری و نوع راجعه اختلال در گروه BID  به‌طور معنی‌دار بیش از گروه دیگر بود. میزان همبودی همه عمر OCD در گروه MDD  7/17%‌ و در گروه BID  7%‌ بود که تفاوت معنی‌دار داشت (05/0p< ). هیچ موردی از همبودی OCD در بیماران مبتلا به نخستین دوره‌ مانیا وجود نداشت و از این نظر تفاوت معنی‌داری بین بیماران مبتلا به MDD یک دوره‌ای و MDD  راجعه دیده نشد.

نتیجه‌گیری: همبودی همه عمر OCD در بیماران مبتلا به MDD  چشمگیر است و ممکن است بیش از بیماران BID  باشد.

 


زهرا شهریور، جواد علاقبندراد، الهام شیرازی،
دوره 12، شماره 3 - ( پاييز 1385 )
چکیده

 

چکیده

هدف: این بررسی با هدف تعیین اثرات همبودی با اختلال بیش‌فعالی با کمبود توجه(ADHD) بر ویژگی‌های بالینی اختلال دوقطبی (BPD) در کودکان و نوجوانان بستری در بیمارستان، انجام شد.

روش‌: ویژگی‌های بالینی 20 کودک و نوجوان 18-6 ساله مبتلا به BPD، بر پایه مصاحبه تشخیصی K-SADS و تشخیص بالینی دو روانپزشک کودک و نوجوان، در دو گروه با و بدون ADHD  ارزیابی و مقایسه شد.

یافته‌ها: 35% بیماران سابقهADHD داشتند. بروزBPD در گروهBPD+ADHD زودرس‌تر بود. میزان اختلال‌های همبود نیز در این گروه بالاتر از گروه BPD  خالص بود.

نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد افراد مبتلا بهBPD+ADHD  گروه ویژه‌ای از بیماران دو قطبی هستند؛ در این گروه بیماری‌های همراه فراوان‌تر، سن بروز مانیا پایین‌تر و چگونگی شروع بیماری بیشتر به شکل تحت حاد می‌باشد. بنابراین ممکن است ADHD  پیش ‌درآمد اختلال دو قطبی در کودکان و نوجوانان باشد. 


دكتر جواد محمودی قرائی، دكتر جواد علاقبندراد، دكتر فرهاد فریدحسینی، دكتر محمدرضا محمدی، دكتر مهدی تهرانی‌دوست، دكتر زهرا شهریور، دكتر پدیده قائلی، دكتر تکتم فقیهی،
دوره 14، شماره 2 - ( تابستان 1387 )
چکیده

هدف: در این بررسی تأثیر توپیرامات به‌عنوان درمان کمکی همراه با لیتیوم با داروی والپروات سدیم بر اختلال دوقطبی نوجوانان مقایسه شده است.

روش: در یک کارآزمایی بالینی تصادفی‌شده، 30 نفر از نوجوانان مبتلا به اختلال دوقطبی در فاز مانیا یا مختلط، تحت درمان با توپیرامات یا والپروات سدیم قرار گرفتند. همه آزمودنی‌ها پس از 4 تا 6 هفته درمان با کربنات لیتیوم پاسخ کافی به درمان نداده بودند یا پس از یک دوره پاسخ دچار عود علایم شده و نیازمند افزودن یک داروی دیگر تثبیت‌کننده خلق بودند. ارزیابی نشانه‌ها به‌کمک مقیاس نمره‌دهی مانیای یانگ، مقیاس تأثیر کلی بالینی و مقیاس ارزیابی کلی کودکان انجام شد.

یافته‌ها: دو گروه در بسیاری از ویژگی‌های جمعیت‌شناختی یکسان بودند. در هر گروه به‌طور جداگانه کاهش میانگین نشانه‌ها و میزان بهبودی معنی‌دار بود (001/0p<)، ولی در مقایسه بین دو گروه تفاوت چشم‌گیری از نظر آماری دیده نشد.

نتیجه‌گیری: هردو داروی توپیرامات و والپروات سدیم در درمان کمکی اختلال دوقطبی نوجوانان ممکن است مؤثر باشند و احتمالاً تفاوتی بین اثربخشی آنها وجود ندارد.

 


دكتر مهدی تهرانی‌دوست، دكتر زهرا شهریور، دكتر جواد محمودی قرائی، دكتر جواد علاقبندراد،
دوره 14، شماره 4 - ( زمستان 1387 )
چکیده

چکیده

هدف: از آن‌جا که کیفیت فرزندپروری تأثیر زیادی بر تکامل طبیعی کودک دارد، در این پژوهش تأثیر مجموعه آموزشی تربیت سازنده فرزندان که Triple-P نامیده می‌شود، در بهبود شیوه‌های فرزندپروری، مشکلات رفتاری کودکان، علایم روانی مادران و مشکلات زناشویی بررسی شده است. روش: در یک پژوهش مداخله‌ای- نیمه آزمایشی (پیش‌آزمون- پس‌آزمون)120 نفر از مادران شاغل دانشگاه علوم پزشکی تهران که دارای دست‌کم یک فرزند بودند، بررسی شدند. گردآوری داده‌ها به‌کمک پرسش‌نامه ویژگی‌های جمعیت‌شناختی، مقیاس فرزندپروری، مقیاس والدبودن، فهرست مشکلات والدین، مقیاس انطباق بین‌فردی؛ مقیاس افسردگی- اضطراب- استرس، پرسش‌نامه توانایی‌ها و مشکلات و پرسش‌نامه میزان رضایت شرکت‌کننده، پیش از جلسات و پس از آن انجام شد. آموزش روش‌های تربیت سازنده در طی هشت جلسه دو ساعته ارایه شد. داده‌ها به‌کمک روش‌های آمار توصیفی و تحلیل واریانس با اندازه‌گیری‌های مکرر تحلیل شدند. یافته‌ها: میانگین سنی مادران شرکت‌کننده 27/5±76/36 بود. نتایج مربوط به مقیاس توانایی‌ها و مشکلات (SDQ) در کودکان نشان داد که تغییر متوسط نمره کلی SDQ در پایان مداخله از نظر آماری معنی‌دار است (01/0p<). بر پایه نتایج تغییر کلی میانگین متغیر‌های مربوط به مقیاس‌های فرزندپروری (01/0p<)، مقیاس والدبودن (01/0p<)، مشکلات والدین (01/0p<) و عدم توافق بین والدین (01/0p<) به لحاظ آماری معنی‌دار بودند. در مقیاس انطباق بین‌فردی میانگین نمره انطباق از 88/4±15/21 به 58/4±25/21 رسید که از نظر آماری معنی‌دار نبود. تفاوت در شاخص‌های افسردگی، اضطراب و فشار روانی نیز معنی‌دار بود (01/0p<). نتیجه‌گیری: مداخله‌های آموزشی تربیت سازنده می‌توانند در زمینه‌های مختلف در بهبود عملکرد والدین مؤثر باشند.


دكتر الهام شیرازی، دكتر زهرا شهریور،
دوره 15، شماره 2 - ( ويژه‌نامه اختلالات دوقطبي، تابستان 1388 )
چکیده

چکیده

هدف: شناسایی اختلال دوقطبی در کودکان دشواری‌های گوناگونی دارد. چارچوب‌های DSM-IV توانایی ارزیابی همه نمونه‌های بالینی را ندارد. در این نوشتار برآیند یافته‌های کنونی را پیش رو گذاشته‌ایم. روش: در یک بررسی مروری، با جستجو در پایگاه‌های آگاهی‌رسانی و بررسی نوشته‌های در دسترس، داده‌ها گردآوری شدند. یافته‌ها: فرآیندهای رشدی می‌تواند نمای بالینی اختلال دوقطبی کودکان را دگرگون کند. هم‌پوشی با اختلال‌های دیگر و پدیده‌های طبیعی دوران کودکی به دشواری‌های تشخیصی می‌افزاید. گمان می‌رود نمود بالینی اختلال دوقطبی در کودکان بیشتر غیرتیپیک باشد. درباره نشانه‌های پیش‌درآمدی، روند طولی و پیوستگی آن به بزرگسالی هنوز ناشناخته‌های زیادی وجود دارد. برخی پژوهشگران سه نمای بالینی را برای اختلال دوقطبی کودکان پیشنهاد کرده‌اند. بررسی روایی نمای بالینی گسترده یا «آشفتگی شدید در تنظیم خلق» با پژوهش‌های گسترده‌ای پی‌گیری می‌شود. نتیجه‌گیری: شناخت نماهای بالینی برای برنامه‌ریزی درمان و پیش‌بینی روند بیماری ارزشمند است. اگر گروه‌بندی‌های تشخیصی بر پایه گردآوری یافته‌ها از زمینه‌های گوناگون نشانه‌شناسی، روند بیماری، نشانه‌های زیست‌شناختی، انباشتگی خانوادگی و پاسخ درمانی باشد، روایی بیشتری در پی خواهد داشت.


دکتر نسترن حبیبی، دکتر زهرا شهریور، دکتر ونداد شریفی، دکتر جواد محمودی قرائی، دکتر مریم طباطبایی، دکتر مژگان ضرابی،
دوره 18، شماره 1 - ( بهار 1391 )
چکیده

هدف: این پژوهش با هدف بررسی ویژگی‌های بالینی و ثبات تشخیصی اختلال دوقطبی درکودکان و نوجوانان انجام شده است. روش: این بررسی گذشته‌نگر بر روی 257 بیمار مبتلا به اختلال دوقطبی که به‌صورت پی‌درپی در سال‌های 87-1383در بخش کودک و نوجوان بیمارستان روزبه شهر تهران بستری شده بودند انجام شد. داده‌های مربوط به‌ویژگی‌های جمعیت‌شناختی، تشخیص، درمان، اختلال‌های همراه و نیمرخ علایم خلقی و پسیکوتیک از پرونده بستری و پرسش‌نامه مشخصات بیمار که در زمان بستری پر شده بود، گردآوری شد. در بررسی دوباره، ارزیابی تشخیصی به‌کمک مصاحبه تشخیصی نیمه‌ساختاریافته اختلالات خلقی و اسکیزوفرنیا برای کودکان، تشخیص فعلی و طول عمر برای افراد زیر 18 سال و مصاحبه نیمه‌ساختاریافته اختلال‌های خلقی و اسکیزوفرنیا در افراد بزرگتر از 18 سال انجام شد. شدت علائم در دوره حاد اختلال خلقی با بهره‌گیری از مقیاس رتبه بندی مانیای یانگ برای مانیا، پرسش‌نامه افسردگی بک  (برای افراد بالای 16 سال) و پرسش‌نامه افسردگی کودکان (برای افراد زیر 16 سال) سنجیده شد. عملکرد کنونی نیز به‌کمک پرسش‌نامه ارزیابی کلی عملکرد (بالای 18 سال) و پرسش‌نامه ارزیابی کلی عملکرد کودکان (زیر 18 سال) ارزیابی گردید. یافته‌ها: شایع‌ترین علامت یعنی تحریک‌پذیری (98% ) در بیشتر موارد با خلق بالا همراه بود. 2/73% بیماران دست‌کم یک اختلال همراه داشتند و شایع‌ترین اختلال همبود، کمبود توجه همراه با بیش‌فعالی (2/44%) بود. ثبات تشخیصی اختلال دوقطبی در دوره‌های ارزیابی یک، دو، سه، چهار و پنج ساله بالاتر از 80% بود. نتیجه‌گیری: یافته‌های این پژوهش از بالابودن ثبات تشخیصی اختلال دوقطبی در کودکان و نوجوانان حمایت‌ می‌کند. 


دکتر زهرا شهریور، دکتر جواد علاقبندراد، دکتر جواد محمودی‌قرائی، دکتر ارشیا صدیق، دکتر نیلوفر ثالثیان، دکتر محسن جلالی رودسری، دکتر پیام صبح بیداری،
دوره 18، شماره 2 - ( تابستان 1391 )
چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی الگویی از درمان جامع در مقایسه با درمان‌های رایج برای کودکان و نوجوانان مبتلا به نخستین رویداد روان‌پریشی (FEP) در یک پی‌گیری دوساله بود. روش: در یک کارآزمایی بالینی 40 بیمار بستری در بخش کودک و نوجوان بیمارستان روزبه که بر مبنای معیارهای تشخیصی DSM-IV، به FEP مبتلا بودند، به‌صورت تصادفی در دو گروه درمان رایج و درمان جامع قرار گرفتند. ارزیابی­ها در زمان بستری، ترخیص و در فواصل 6، 12، 18 و 24 ماه انجام شد. برای گردآوری داده­ها برنامه کودکان برای اختلال­های عاطفی و اسکیزوفرنیا، تشخیص کنونی و طول­عمر (K-SADS-PL)، مقیاس نشانگان مثبت و منفی ((PANSS، مقیاس نمره‌گذاری شیدایی یانگ (Y-MRS)، پرسش­نامه افسردگی کودکان (CDI)، مقیاس نمره­گذاری افسردگی همیلتون (HDRS)، مقیاس ارزیابی کلی کارکرد (GAF) و مقیاس ارزیابی کلی کودکان (CGAS) به­کار رفت. تجزیه و تحلیل داده­ها به روش 2c و t مستقل برای متغیرهای کیفی و رگرسیون با اثر تصادفی برای متغیرهای کمی انجام شد. یافته­ها: شمار بازگشت­ها و مدت تداوم آنها در بیماران گروه جامع کمتر از گروه رایج بود. در هر دو گروه بهبودی قابل­توجهی به­دست آمد و مقایسه دو گروه در دوره­های پی­گیری گوناگون تفاوت معنی‌دار نشان نداد. نتیجه‌گیری: درمان جامع می‌تواند میزان بازگشت را در کودکان و نوجوانان مبتلا به FEP کاهش دهد.


دکتر پرویز مولوی، دکتر زهرا شهریور، دکتر جواد محمودی قرائی، دکتر سجاد بشرپور، دکتر افشان شرقی، دکتر فاطمه نیک‌پرور،
دوره 18، شماره 2 - ( تابستان 1391 )
چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل جمعیت­شناختی و بالینی پیش­بینی­کننده پیامد کلی اختلال دوقطبی نوع یک در کودکان و نوجوانان در پی‌گیری‌های سه و شش‌ماهه بود. روش: طرح پژوهش از نوع طولی و آینده­نگر بود. 80 کودک و نوجوان بستری در بیمارستان روزبه با تشخیص اختلال دوقطبی نوع یک، به­صورت در دسترس وارد پژوهش شدند. ابزارهای پژوهش هنگام بستری و زمان ترخیص و دو دوره پی­گیری سه و شش­ماهه در مورد آزمودنی­ها تکمیل شدند؛ پرسش‌نامه داده­های جمعیت‌شناختی، برنامه کودکان برای اختلال­های عاطفی و اسکیزوفرنیا، تشخیص کنونی و طول­عمر (K-SADS-PL)، مقیاس نمره‌گذاری شیدایی یانگ (YMRS)، پرسش‌نامه افسردگی کودکان (CDI)، پرسش‌نامه افسردگی بک (BDI) و برداشت کلی بالینی (CGI). ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیری برای تحلیل داده‌‌ها به­کار رفت. یافته‌ها: شدت نشانه‌های شیدایی در پی‌گیری شش‌ماهه با پسربودن (01/0=p) و شدت شیدایی در بدو بستری (04/0=p) همبستگی مثبت داشت. میزان بازگشت در پی‌گیری شش‌ماهه با وجود روان­پریشی در بدو بستری همبستگی مثبت (05/0>p) داشت. شدت کلی اختلال در ماه ششم با مدت زمانی که از شروع نخسیتن نشانه‌ها تا دریافت درمان روانپزشکی می‌گذشت ارتباط مثبت داشت (03/0=p). نتیجه‌گیری: برخی ویژگی‌های جمعیت­شناختی و بالینی در پیش‌بینی سیر بیماری و پاسخ به درمان نقش دارند.


دکتر ونداد شریفی، دکتر همایون امینی، دکتر زهرا شهریور، دکتر یاسمن متقی پور، دکتر جواد محمودی قرائی، دکتر جواد علاقبند راد،
دوره 20، شماره 1 - ( بهار 1393 )
چکیده

 

هدف : هدف این مطالعه آینده‌نگر سه‌ساله بررسی ویژگی‌ها، سیر و پیامدهای بالینی بیماران مبتلا به پسیکوز بار اول بود که در فاصله سال‌های 1385 تا 1387، به بیمارستان روزبه مراجعه کرده بودند. روش : بیماران مراجعه‌کننده به بیمارستان روزبه (برای بستری)، در صورت وجود هرگونه نشانه پسیکوتیک و در صورتی که مشکل اخیر نخستین رویداد بیماری‌شان بود، وارد مطالعه شدند. در بدو بستری، بیمار از نظر شدت نشانه‌ها، میزان عملکرد کلی و کیفیت زندگی ارزیابی شد. برای گردآوری داده‌ها مقیاس نشانه‌های مثبت و منفی ( PANSS )، مقیاس سنجش کلی عملکرد ( GAF ) و مقیاس کوتاه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت ( WHOQoL-BREF ) به‌کار رفت. این ارزیابی‌ها در زمان ترخیص از بیمارستان، 6، 12 و 24 ماه و 4-3 سال پس از ترخیص تکرار شد. میزان بستری مجدد نیز طی دوره پیگیری اندازه­گیری شد. داده‌ها به روش تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر و آزمون t جفتی تحلیل شدند. یافته­ها : از 104 بیماری که وارد طرح شده بودند، 59 نفر مرد و 45 نفر زن بودند. میانگین (±انحراف معیار) سنی آنان 6/30 سال (7/9±) بود. بر اساس تشخیص­های زمان ترخیص، 48 نفر به اختلال دوقطبی (رویدادهای خلقی با ویژگی‌های پسیکوتیک)، 22 نفر به اسکیزوفرنیا، 7 نفر به اختلال افسردگی اساسی (با ویژگی‌های پسیکوتیک) و باقی (27 نفر) به سایر اختلال‌های پسیکوتیک مبتلا بودند. یافته‌ها نشان داد عملکرد کلی، نشانه‌های مثبت، منفی و عمومی پسیکوز بیماران در طول زمان، به‌شکل قابل توجهی بهبود یافته بود، ولی تحلیل‌های دیگر نشان داد بهبود تنها در زمان ترخیص بارز بود و هیچ‌یک از این شاخص‌ها، پس از ترخیص و در فواصل پیگیری تغییری نداشت. کیفیت زندگی بیماران نیز در طول زمان در هیچ یک از فواصل تغییری نداشت. در میان افرادی که به آنها دسترسی حاصل شد، میزان عود منجر به بستری در سه سال اول پس از ترخیص 1/41 درصد بود. نتیجه­گیری : درصد قابل توجهی از بیماران ظرف 3 سال از بستری، دچار عود منجر به بستری دوباره شدند. این یافته در کنار عدم تغییر قابل توجه عملکرد و کیفیت زندگی بیماران در طول پیگیری، اهمیت به کار بستن مداخلات مؤثر برای پیشگیری از عود و توانبخشی را نمایان می­سازد.


دکتر الهام شیرازی، دکتر امیر شعبانی، دکتر زهرا شهریور،
دوره 20، شماره 2 - ( تابستان 1393 )
چکیده

هدف: در DSM-5 برای کودکان دچار تحریک‌پذیری‌های شدید و دائمی (غیردوره‌ای)، تشخیص «اختلال بدسامانی خلق ایذایی» (DMDD) در نظر گرفته شده و این اختلال در بخش اختلال‌های خلقی گنجانده شده است. هدف پژوهش حاضر بررسی این موضوع است که آیا DMDD زیرگروهی از اختلال دوقطبی (BD) است یا یک اختلال مستقل. روش: پایگاه‌های Medline، PsycINFO، Scopus و DSM برای منابع انگلیسی و SID برای منابع فارسی تا تابستان 1392 جست‌وجو و داده‌های معتبر انگلیسی و فارسی‌زبان گردآوری شد. یافته‌ها: بررسی‌هایی که تا کنون برای مقایسه تحریک‌پذیری‌های شدید و دائمی (معادل DMDD) با اختلال دوقطبی انجام شده، نشان داده‌اند که DMDD و اختلال دوقطبی در شدت و میزان اختلال عملکرد یکسان، ولی در نسبت جنسیتی، انباشتگی خانوادگی، سیر و پیش‌آگهی، اختلال‌های همراه و کارکردهای عصب‌روان‌فیزیولوژیک متفاوت هستند. کودکان مبتلا به DMDD در سال‌های بعد، بیشتر دچار اختلال‌های افسردگی تک‌قطبی و اضطرابی می‌شوند و اختلال دوقطبی در آنها دیده نشده است. نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد DMDD زیرگونه‌ای از اختلال دوقطبی نیست و بهتر است در بخش اختلال‌های خلقی به‌عنوان تشخیصی مستقل در نظر گرفته شود. ضروری است تدوینگران DSM در آینده نیز در رویارویی با یافته‌های جدید، برای ایجاد اصلاحات لازم نرمش کافی نشان دهند. 
دکتر جواد علاقبند راد، دکتر والنتین ارتونیان، دکتر زهرا شهریور، دکتر ابوالفضل محمدی،
دوره 21، شماره 2 - ( تابستان 1394 )
چکیده

گروهی از بیماری‌ها که با عنوان «اختلالات تکاملی بزرگسالان» دسته‌بندی می‌شوند، شامل مجموعه‌ای از اختلالات روانپزشکی هستند که در کودکی آغاز می‌شوند و تا بزرگسالی تداوم می‌یابند. این اختلالات با پیامدهای نامناسب و جدی در زمینه‌های مختلف عملکردی افراد همراهند، اما متأسفانه به اندازه کافی در ارزیابی‌های بالینی و تشخیصی به آنها توجه نمی‌شود و یا با سایر اختلالات اشتباه گرفته می‌شوند و بنابراین، بیماران مبتلا درمان مناسب نیز دریافت نمی‌کنند. شایع‌ترین اختلالات تکاملی بزرگسالان عبارتند از (1):

  • اختلال بیش‌فعالی- نقص توجه بزرگسالی1
  • اختلالات طیف اوتیسم بزرگسالی2
  • اختلال توره بزرگسالی3
  • ناتوانی‌های یادگیری بزرگسالی4

 با توجه به اهمیت تشخیص و درمان این اختلالات و توجه روزافزون به ویژگی‌های آنها در بزرگسالان و نیز مطرح شدن درمان‌های نوین و مؤثر برای این اختلالات،کلینیک تخصصی «اختلالات تکاملی بزرگسالان» با اهداف درمانی، آموزشی و پژوهشی، از سال 1392، در بیمارستان روزبه راه‌اندازی شده است. گروه هدف این کلینیک بیمارانی هستند که در طیف این اختلالات قرار دارند و کیفیت زندگی آنها به‌دلیل ابتلای به این اختلالات و همچنین اختلالات همراه روانپزشکی تحت تأثیر قرار دارد. هدف اصلی این کلینیک فراهم آوردن امکانات لازم برای تشخیص، ارزیابی جامع و درمان مبتنی بر شواهد است که شامل دارودرمانی و روان‌درمانی (با رویکردهای مدرن پیشنهادشده برای این دسته از اختلالات) است. علاوه‌بر مداخلات درمانی، اعضای آکادمیک این کلینیک برنامه‌های پژوهشی و آموزشی را به‌طور همزمان دنبال می‌کنند تا اولاً این فعالیت‌ها مکمل و تقویت‌کننده یکدیگر باشند و ثانیاً تجارب به‌دست‌آمده در طول زمان انباشته شود.

تا کنون تمرکز اصلی فعالیت‌های این کلینیک در زمینه اختلال بیش‌فعالی- نقص توجه بزرگسالی بوده است که هم شیوع بالا و هم شدت قابل توجهی دارد. مطالعات طولی نشان داده‌اند که علائم اختلال بیش‌فعالی-نقص توجه تا 70 درصد در نوجوانی و تا 50 درصد در بزرگسالی باقی می‌مانند (2) و شیوع کلی این اختلال در بزرگسالی حدود 5 درصد تخمین زده می‌شود (4،3). علایم اصلی این اختلال در دوران بزرگسالی خود را به‌صورت نقص مزمن در برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی و به‌انجام رساندن کارها در طی زمان نشان می‌دهد. همچنین، بزرگسالان مبتلا به این اختلال در تنظیم و کنترل هیجان‌های خود مشکلات قابل توجهی دارند که با بروز رفتارهای تکانشی و اختلال در روابط بین فردی همراه است. مشکلات طولانی‌مدت در عملکرد تحصیلی، شغلی و اجتماعی باعث می‌شود که فرد احساس اعتماد به نفس پایین، افسردگی و/ یا اضطراب داشته باشد. از آنجایی که مبتلایان به این اختلال به‌صورت روزمره با تأثیرات همه‌جانبه نقایص خود درگیر هستند، نیاز دارند تا راهکارهای انطباقی جدیدی را برای مواجهه با مشکلات زندگی بیاموزند (6،5). هیچ آزمون تشخیصی قطعی برای اختلال بیش‌فعالی- نقص توجه وجود ندارد و تشخیص بر اساس شرح حال دوران کودکی و نشانه‌های بزرگسالی صورت می‌گیرد (4). با این حال، به‌دلیل لزوم ارزیابی دقیق تمام نشانه‌ها، بهتر است علائم مطابق با مصاحبه نیمه‌ساختاریافته ویژه این اختلال بررسی شوند. از طرفی، به‌دلیل همبود زیاد این اختلال با اختلالات محور I و اختلالات شخصیت که امکان تشخیص دقیق را دشوار می‌سازد، لازم است مصاحبه‌های ساختاریافته یا نیمه‌ساختاریافته برای ارزیابی این بیماری‌ها نیز هم‌زمان انجام گیرد (7،6).

در کلینیک اختلالات تکاملی بیمارستان روزبه پس از ارجاع بیمار به کلینیک، ابتدا یک شرح حال کامل روانپزشکی که شامل شرح حال دوران کودکی بیمار هم می‌شود، گرفته می‌شود. سپس، ارزیابی‌های تخصصی به شرح زیر صورت می‌گیرند:

  • مصاحبه تشخیصی برای اختلال بیش‌فعالی- نقص توجه در بزرگسالان (DIVA) 1 برای تشخیص اختلال بیش‌فعالی- نقص توجه  در بزرگسالان (8)
  • مصاحبه بالینی ساختاریافته برای اختلالات شخصیت (SCID-II) 2 برای تشخیص اختلالات شخصیت (9)
  • تکمیل پرسشنامه خودگزارشگری سرشت و منش (TCI)3 توسط مراجع برای تشخیص انواع سرشت و منش (10)
  • تکمیل پرسشنامه خودگزارشگری کانرز بزرگسالان (CAARS-self report) 4 برای تشخیص اختلال بیش‌فعالی- نقص توجه در بزرگسالان (11)

پس از تکمیل ارزیابی‌ها، در صورتی که بیمار نشانه‌های فعال اختلال بیش‌فعالی- نقص توجه را نداشته باشد، جهت ادامه درمان و پیگیری به درمانگاه بزرگسالان ارجاع می‌شود. برای بزرگسالانی که تشخیص اختلال بیش‌فعالی- نقص توجه دریافت می‌کنند، ارزیابی‌ها قدم اول در روند درمانی تلقی می‌شوند. در واقع، ارزیابی‌ها یک شرح کامل از مشکلات تحصیلی، شغلی و روابط بین فردی گذشته و حال بیمار را فراهم می‌آورد. سپس، جهت تصمیم‌گیری برای درمان با بیمار در مورد امکانات موجود بحث و گفت‌وگو می‌شود و درمان آغاز می‌شود. بیمارانی که اختلالات همبود شخصیتی دارند، در صورت داشتن معیارهای مناسب جهت دریافت روان‌درمانی، به‌صورت هم‌زمان، به کلینیک روان‌درمانی ارجاع می‌شوند. در مورد سایر بیماری‌های همبود روانپزشکی، به‌استثنای اختلالات مصرف مواد که به درمانگاه اعتیاد ارجاع می‌شوند، درمان هم‌زمان در کلینیک اختلالات تکاملی پیگیری می‌شود.

درمان‌های موجود شامل این موارد هستند:

  • دارودرمانی
  • درمان‌های شناختی- رفتاری و ذهن‌آگاهی
  • روان‌درمانی تحلیلی انفرادی یا گروهی
  • آموزش‌های روانی- اجتماعی برای بیمار و خانواده

فنون خاص مشاوره، به‌ویژه «کوچینگ» که مداخله درمانی خاص این گروه از بیماران است و یکی از نوآوری‌هایی است که بر اساس مشارکت بین بیمار و درمانگر آموزش‌دیده برای آموزش5 شکل می‌گیرد و عملکرد فرد را در موقعیت‌های مشکل زندگی بهبود می‌بخشد. به‌طور خلاصه، «کوچینگ» نوعی مشاوره خاص است که طی آن «کوچ» یا «راهنما»، همچون یک مربی ورزشی، در کنار بازیکن (در اینجا، بیمار) می‌ایستد و او را در طی بازی (در اینجا، زندگی روزمره) هدایت و تشویق می‌کند و به او نکته‌ها یا کارهایی را یادآوری می‌کند. یعنی، راهنما بازیکن را عمدتاً بر روی کار و تکلیف همان لحظه خودش متمرکز می‌کند. نحوه عمل راهنما، مبتنی بر کشف و ارزیابی نقاط قوت و ضعف مهارت‌های اجرایی بیمار است. به این وسیله، راهنما می‌تواند مشخص کند که کدام ضعف یا ضعف‌ها مهم‌ترین موانع برای رسیدن به اهداف است. راهنما با تقویت مهارت‌ها و توانمندی‌های موجود به بیمار کمک می‌کند تا سازگاری بیشتری به‌دست بیاورد و با پیامدهای ناشی از ضعف در عملکرد اجرایی و تنظیم هیجانی مقابله کند. راهنما به‌تدریج حمایت از بیمار را در این حوزه‌ها کاهش می‌دهد تا تعمیم و انتقال مهارت‌ها را در او تقویت کند (5).


دکتر مهدی تهرانی دوست، دکتر زهرا شهریور، دکتر آناهیتا خرمی بنارکی، آذر محمدزاده،
دوره 23، شماره 3 - ( پاییز 1396 )
چکیده

اهداف یکی از بخشهای مهم در درک ذهنیت دیگران، تشخیص نیّت و هدف آنها از انجام رفتارهایشان است. این مطالعه با هدف تعیین روایی آزمون الگوی «شکلهای متحرک» برای تعیین عملکرد کودکان دبستانی در فهم قصدمندی رفتار دیگران انجام گرفت.
مواد و روشها در یک بررسی مقطعی برای ارزیابی ابزارها، دانشآموزان دبستانی پایههای سوم تا پنجم شهر تهران با روش نمونهگیری خوشهای تصادفی وارد شدند. والدین سیاهه رفتاری کودکان را تکمیل کردند. پس از انجام آزمون ایشیهارا بهمنظور ارزیابی نبود کوررنگی در کودکان، آزمون الگوی «شکلهای متحرک» برای کودکان اجرا شد. با استفاده از نرمافزار SPSS۱۸ برای تحلیل دادهها آمار توصیفی، آزمونهای تی، رگرسیون خطی وهمبستگی پیرسون بهکار رفت.
یافتهها ارتباطی میان شاخص قصدمندی با سن و جنس بهدست نیامد. تمام متغیرهای الگوی شکلهای متحرک با یکدیگر همبستگی معنیدار (P<۰/۰۱) داشتند. ضریب همبستگی نمره قصدمندی وتعداد اصطلاحات ذهنیسازی ۰.۶۱۲ (P=۰/۰۱) بود. میان متغیرهای الگوی «شکلهای متحرک» با نمرات زیر مقیاسهای سیاهه رفتاری کودک، همراهی معنیداری بهدست نیامد.
نتیجهگیری الگوی «شکلهای متحرک» میتواند به عنوان ابزاری با روایی ساختاری مناسب برای ارزیابی قصدمندی در کودکان دبستانی به کار رود.
 

دکتر زهرا شهریور، دکتر جواد محمودی قرایی، دکتر مریم زارعی، دکتر مژگان ضرابی، دکتر الهام شیرازی،
دوره 23، شماره 3 - ( پاییز 1396 )
چکیده

اهداف در این مطالعه ویژگیهای بالینی، عملکرد کلی، کیفیت زندگی و سازگاری پیش از بیماری کودکان و نوجوانان مبتلا به روانپریشیِ بار نخست بستری در بیمارستان روانپزشکی روزبه بررسی شد.
مواد و روشها در این مطالعه پیمایشی همه کودکان و نوجوانان مبتلا به روانپریشیِ بار نخست ارزیابی شدند که در سالهای ۱۳۹۲تا ۱۳۹۳ در بخش کودک و نوجوان بیمارستان روزبه بستری شده بودند. تشخیصگذاری بر اساس ارزیابی بالینی روانپزشکی و ترجمه فارسی فهرست اختلالات عاطفی و اسکیزوفرنیای کودکان، نسخه حال و طول عمر (K-SADS-PL-PV) صورت گرفت. برای ارزیابی متغیرهای مربوطه، مقیاس نشانههای مثبت و منفی (PANSS)، سازگاری پیش از بیماری (PAS)، ارزیابی کلی کودکان (CGAS) و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (فرم کوتاه) (WHOQoL-Bref) تکمیل شد. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه ۲۰ و روش آمار توصیفی و آزمون همبستگی اسپیرمن صورت گرفت.
یافتهها درمیان ۴۴ شرکتکننده (۴۷/۴ درصد پسر) با میانگین سنی ۱۹۳/۱۱ ماه و انحراف استاندارد ۲۱/۵ ماه، ۶۸/۳ درصد از افراد به اختلال خلقی دوقطبی و ۱۵/۹ درصد به اسکیزوفرنیا مبتلا بودند. شایعترین اختلال همراه با اختلال وسواسیجبری و بیشفعالی کمتوجهی بود. سازگاری ضعیف قبل از روانپریشی با سطح تحصیلات رابطه منفی و خطر خودکشی و مدت اختلال روانپریشی رابطه مثبت (P<۰/۰۵) داشت. سطح عملکرد کلی پیش از بروز روانپریشی تنها در ۷ درصد افراد، بیشتر از ۸۰ درصد بود. این میزان در زمان بستری در ۹۵ درصد افراد کمتر از ۴۰ بود.
نتیجهگیری اختلال دوقطبی شایعترین تشخیص روانپریشیِ بار نخست در میان کودکان و نوجوانان بستری بود. روانپریشیِ بار نخست با سطح پایین سازگاری پیش از بیماری و افت شدید عملکرد کلی همراه بود. این یافتهها بر ضرورت درمانهای پیشگیرانه و بهنگام در کودکان و نوجوانان در معرض خطر تأکید دارد.
 


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2020 All Rights Reserved | Iranian Journal of Psychiatry and Clinical Psychology

Designed & Developed by : Yektaweb