جستجو در مقالات منتشر شده


15 نتیجه برای صالحی

عزیزه افخم ابراهیمی، دکتر منصور صالحی،
دوره 6، شماره 2 - ( پاييز و زمستان 1379 )
چکیده

هدف: ابزارهای چندی برای ارزیابی اختلالهای شخصیت در جمعیت­های بالینی از جمله پرسشنامه‏های خود گزارشی و روشهای مصاحبه‏ای ساخته شده‏اند. پژوهشهای اندکی که همگرایی این روش‏ها را با یکدیگر مورد بررسی قرار داده‏اند توافق تشخیصی ضعیفی بین این ابزارها گزارش کرده‏اند. هدف این نوشتار بررسی میزان توافق دو روش مصاحبه‏ بالینی و سازمان یافته با آزمون MCMI-II در تشخیص اختلالهای شخصیت است. روش:140 بیمار سرپایی مراجعه‏ کننده به درمانگاه شهید اسماعیلی در سه مرحله به کمک مصاحبه بالینی و سازمان یافته و آزمون MCMI-II مورد ارزیابی‏ قرار گرفتند. سپس شاخص‏های عملکرد تشخیصی MCMI-II و ضریب کاپا برای تعیین میزان توافق روشهای یاد شده‏ محاسبه گردید. یافته‏ها: نتایج به دست آمده همگرایی متوسطی را بین دو نوع مصاحبه با آزمون MCMI-II نشان داد. تبیین‏های گوناگونی برای علت بالا نبودن همگرایی روشهای ارزیابی شخصیت مطرح می‏شود که در آن میان نارساییهای‏ موجود در ساخت مجموعه ملاکهای محور II و مشکلات مربوط به ابزارسازی و مفهوم‏سازی آنها چشمگیرترند.


دكتر منصور صالحی، دكتر احمد نورمحمدی سراب،
دوره 8، شماره 3 - ( زمستان 1381 )
چکیده

چکیده

هدف: هدف از انجام این پژوهش تعیین میزان شیوع افسردگی در بیماران تحت درمان همودیالیز و مشخص ساختن عوامل خطر ابتلا به افسردگی در بیماران همودیالیزی به‌منظور پیشگیری از ابتلا به افسردگی و درمان آن می‌باشد.

روش: در این پژوهش 60 بیمار(21مرد، 39زن) تحت درمان همودیالیز به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. به‌کمک پرسشنامه‌‌های جمعیت‌شناختی و افسردگی بک داده‌های لازم گردآوری شد و با نرم‌افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

یافته‌ها: در این بررسی 50درصد بیماران دچار افسردگی بودند که از این تعداد 3/33درصد افسردگی خفیف، 15درصد افسردگی متوسط و 7/1درصد به افسردگی شدید دچار بودند. بین جنسیت، سن و وضعیت تأهل و مدت زمان دیالیز در دو گروه افسرده و غیر افسرده تفاوت معنادار یافت نشد. تنها در مورد تحصیلات و افسردگی رابطه معکوس دیده شد.

نتیجه: با توجه به شیوع بالای افسردگی لازم است وضعیت روانی بیماران دیالیزی در حوزه افسردگی مورد توجه و بررسی قرار گیرد و برنامه‌هایی به‌منظور پیشگیری و درمان آن‌ها تدوین و اجرا شود.

 

 


دكتر منصور صالحی، محمدحسین سالاری‌فر، مینا هادیان،
دوره 10، شماره 1 - ( تابستان و پاييز 1383 )
چکیده

 

هدف: در این پژوهش سلامت روانی مادران دارای کودکان دچار اختلال روانپزشکی با سلامت روانی مادران کودکان بدون شکایت روان شناختی مقایسه شده است.

روش: با بهره‌گیری از روش نمونه گیری در دسترس 57 نفر از مادران کودکان دچار اختلال روانپزشکی و 56 نفر از مادران کودکان بدون شکایت روان شناختی انتخاب و از نظر برخی متغیرهای جمعیت شناختی با یکدیگر همتاسازی شدند. برای گردآوری داده‌ها پرسش‌نامه‌ی 28 سؤالی سلامت عمومی به‌کار برده شد و تحلیل داده‌ها به‌کمک تحلیل واریانس چند متغیره انجام شد.

یافته‌ها: نتایج نشان داد که میانگین نمرات مادران کودکان دچار اختلال روانپزشکی در خرده آزمون‌های نشانگان جسمانی، نشانگان اضطرابی، کارکرد اجتماعی و نشانگان افسردگی بیشتر از میانگین نمرات مادران کودکان بدون شکایت روان شناختی است و این تفاوت در نشانگان اضطرابی بیشتر می‌باشد.

نتیجه: مادران کودکان دچار اختلال روانپزشکی در مقایسه با مادران کودکان بدون شکایت روان شناختی از افسردگی و اضطراب بیشتر و کارکرد اجتماعی و سلامت جسمانی پایین تری برخوردارند.

 


پریا حبرانی، جواد علاقبندراد، فریبا عربگل، منصور صالحی، منور افضل‌آقایی،
دوره 12، شماره 3 - ( پاييز 1385 )
چکیده

 

چکیده

 هدف:  این پژوهش با هدف بررسی نقش جنسیت در خطر ابتلا به اختلال بیش‌فعالی با کمبود توجه(ADHD) در افراد خانواده مبتلایان به این اختلال انجام شده است.

روش‌:  997 خویشاوند درجه یک (554 والد و 443 خواهر و برادر) 277 کودک و نوجوان مبتلا به ADHD 5 تا 17 ساله که به روش نمونه‌‌گیری در دسترس از میان مراجعان به درمانگاه روانپزشکی کودکان بیمارستان دکتر شیخ مشهد انتخاب شده بودند، ارزیابی شدند. تشخیص ADHD  در بیماران با مصاحبه بالینی روانپزشک و آزمون تشخیصی K-SADS  و بررسی وجود ADHD  در افراد خانواده بیماران با استفاده از مصاحبه بالینی روانپزشکی و آزمون‌های تشخیصی K-SADS وWender  انجام شد.

یافته‌ها: تفاوتی در میزان ابتلای افراد خانواده مبتلایان دختر و پسر ADHD دیده نشد.

نتیجه‌گیری:  این بررسی نشان داد که جنسیت یک عامل خطر ژنتیک- خانوادگی برای ابتلا به ADHD و تجمع خانوادگی ADHD به‌شمار نمی‌رود.

 


دكتر مریم رسولیان، دكتر ارسیا تقوا، دكتر لیلی پناغی، دكتر علی‌رضا ظهیرالدین، دكتر منصور صالحی، دكتر میرفرهاد قلعه‌بندی،
دوره 13، شماره 1 - ( ويژه‌نامه OSCE بهار 1386 )
چکیده

چکیده 

هدف: آزمون ساختاریافته عینی- بالینی (OSCE) روانپزشکی در مرداد ماه سال 1383 نخستین بار در ایران در مقطع تخصصی به‌صورت‌ آزمایشی برگزار گردید. هدف پژوهش حاضر ارزیابی کیفی دیدگاه‌های دستیاران و استادان شرکت‌کننده در این آزمون برای آگاهی از مزیت‌ها و نارسایی‌ها، مشکلات و پیشنهادهای دستیاران و استادان در این زمینه می‎باشد.

روش: این بررسی از نوع کیفی و به روش بحث گروهی متمرکز استادان و دستیاران شرکت‌کننده در این آزمون در روز برگزاری آزمون انجام شده است. در این بررسی دو جلسه بحث گروهی با حضور 10- 8  نفر در هر گروه برگزار گردید.

یافته‌ها: استادان و دستیاران مهم‌ترین مزیت OSCE را عادلانه‌بودن آن دانسته‌اند. مهم‌ترین نارسایی آن از دیدگاه دستیاران مصنوعی‌بودن فضای ایستگاه و برقرار نشدن ارتباط مناسب با بیمار غیرواقعی بوده است. استادان به هزینه و زمان زیادی که OSCE  نیاز دارد، اشاره نمودند. مهم‌ترین پیشنهاد دستیاران و استادان جهت بهبود OSCE، آموزش بیشتر بیماران استانداردشده و به‌کار بردن فیلم‎های از پیش تهیه‌شده  از بیماران واقعی در برخی از ایستگاه‌ها بود.

نتیجه‌گیری: OSCE روانپزشکی از دیدگاه دستیاران و استادان بر شیوه آزمون رایج روانپزشکی دستیاری برتری چشم‌گیر دارد. ولی برگزاری موفق OSCE در سال‌های آینده نیاز به از میان برداشتن مشکلات یادشده از جمله آموزش بیشتر بیماران استانداردشده  و استفاده از سایر پیشنهادهای دستیاران و استادان دارد.

 


دكتر بهمن صالحی، کتایون وکیلیان، اکرم رنجبر،
دوره 14، شماره 2 - ( تابستان 1387 )
چکیده

هدف: با توجه به اهمیت تأثیر افزایش رادیکال‌های آزاد مانند سوپراکسیداز و نیتریک اکساید بر نارسایی دفاع آنتی‌اکسیدانی و آسیب به مغز، این پژوهش با هدف مقایسه استرس اکسیداتیو در اسکیزوفرنیا و افراد سالم انجام شده است.

روش: این بررسی به‌صورت مقطعی، بر روی 60 بیمار که بر پایه معیارهای تشخیصی DSM-IV-TR توسط روانپزشک، مبتلا به اسکیزوفرنیا تشخیص داده شده بودند و 180 فرد عادی که از نظر سن، جنس، سیگاری‌بودن و نیز میزان درآمد هم‌سان شده بودند، انجام شد. بیماران به‌صورت در دسترس در بیمارستان امیرکبیر اراک نمونه‌گیری شدند. از نمونه‌ها پس از پرکردن رضایت‌نامه، پنج سی‌سی خون وریدی برای اندازه‌گیری شاخص‌های استرس اکسیداتیو گرفته شد. برای اندازه‌گیری میزان پراکسیداسیون لیپیدی از روش ساتو و معرف TBA، برای گروه‌های تیول از روش هیو و معرف DTNB و برای ارزیابی فعالیت آنتی‌اکسیدانی تام پلاسما از روش FRAP (بنزی) که توانایی پلاسما را در احیای یون‌های فریک به فرو ارزیابی می‌کند بهره گرفته شد. داده‌ها به‌کمک آزمون آماری t ، ضریب همبستگی اسپیرمن و الگوی رگرسیون لجستیک تحلیل شدند.

یافته‌ها: میانگین سنی آزمودنی‌ها 13/32 سال (انحراف معیار 46/9) بود. 7 نفر مبتلا به اسکیزوفرنیای حاد و 53 نفر مبتلا به اسکیزوفرنیای مزمن بودند. میانگین شاخص گروه‌های تیول بین دو گروه مورد و گواه دارای تفاوت معنی‌دار بود (001/0p<). میانگین شاخص FRAP بین گروه‌های مورد و گواه نیز تفاوت معنی‌دار داشتند (005/0p<). میانگین شاخص TBA در گروه مورد نسبت به گروه گواه از نظر آماری معنی‌دار نبود.

نتیجه‌گیری: با کاهش میزان تیول و FRAP، دفاع آنتی‌اکسیدانی در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا کاهش می‌یابد.


دكتر مریم روانی‌پور، دكتر شایسته صالحی، دكتر فریبا طالقانی، دكتر حیدرعلی عابدی،
دوره 14، شماره 4 - ( زمستان 1387 )
چکیده

چکیده

هدف: نظر به افزایش جمعیت سالمندان در ایران و جهان و خطر دچارشدن آنها به بیماری‌های مزمن، این پژوهش با هدف بررسی دیدگاه‌های سالمندان ایرانی درباره مفهوم توانمندی انجام شد. روش: این بررسی از نوع کیفی به شیوه تحلیل محتوا انجام شد که طی آن 26 شرکت‌کننده در مدت 12 ماه به روش نمونه‌گیری مبتنی بر هدف انتخاب و بررسی شدند. داده‌ها به‌کمک مصاحبه گردآوری گردیدند. یافته‌ها: محورهای اصلی به‌‌دست‌آمده از این بررسی عبارت بودند از: احساس استقلال، آگاهی از تغییرات شخصی، سازگاری، رضایت ادراک‌شده، ایفای نقش و حس کنترل. نتیجه‌گیری: شناخت ساختار قدرت از دید سالمندان پایه محکمی را برای مراقبت‌های پرستاری فراهم می‌آورد. در این پژوهش رضایت ادراک‌شده و حس کنترل که به بالارفتن کیفیت زندگی می‌انجامد، پایه ساختار نیرو را پدید می‌آورد. یافته‌های این پژوهش می‌توانند برای طراحی الگوی توانمندسازی سالمندان ایرانی به‌کار روند.


سجاد رضائی، دکتر ایرج صالحی، دکتر حشمت‌ا... موسوی، دکتر شاهرخ یوسف‌زاده،
دوره 18، شماره 1 - ( بهار 1391 )
چکیده

هدف: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی ابعاد آسیب‌شناسی روانی محور یک چهارمین دست‌نامه تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-IV)‏ درچهار‌ماهه نخست پس از آسیب مغزی تروماتیک (‏TBI‏) و حالت‌های روانی پس از رخداد TBI بود. روش: در چارچوب یک بررسی توصیفی-  طولی، 238 بیمار دچار TBI‏ (43 زن و 195 مرد) به‌شیوه  پیاپی نمونه‌گیری و معاینه شدند. پس از گذشت چهار ماه، 155 نفر (1/65%) از بیماران برای تعیین ماهیت اختلال روانی ناشی از TBI به کمک مصاحبه ساختاریافته بالینی بر پایه معیارهای تشخیصی DSM-IV، به یک روانپزشک مراجعه نمودند. یافته‌ها: نتایج نشان دادند که پس از آسیب‌دیدگی، 117 نفر (5/75%) دارای تشخیص اختلال های روانی ثانوی به  TBI هستند. از این افراد، 88 بیمار (2/75%) همبودی اختلال‌های روانی نشان دادند. با این وجود، شایع‌ترین اختلال‌های روانی ناشی از ‏TBI‏ به‌ترتیب تغییر شخصیت (6/58%)، اختلال خلقی (3/32%)، اختلال ‏اضطرابی (20%)، اختلال خواب (3/19%)، یادزدودگی مزمن (9/12%) و اختلال‌های جسمانی‌شده (3/1%) بودند. اختلال‌های ‏دلیریوم، خوردن و روانپریشی ناشی از ‏TBI‏ نیز هر یک به میزان 64/0% تشخیص داده شدند.‏ نتیجه‌گیری:  فراوانی بالای اختلال‌های روانی در مرحله حاد پس‌از TBI به‌همراه بسیاری از موارد جدید تغییر شخصیت و اختلال‌های خلقی و اضطرابی، چشمگیر است و بیماران دچار TBI دست‌کم در مقطع زمانی چهارماهه پس از آسیب، باید مورد پایش و ارزیابی قرار گیرند تا خطر بروز اختلال‌های روانی کاهش یابد.


دکتر حمید صالحی، دکتر مهشید زارع‌زاده، بابک سالک،
دوره 18، شماره 3 - ( پاييز 1391 )
چکیده

هدف: هدف تحقیق حاضر، معرفی و ارزیابی پایایی و جنبه‌های مختلف روایی نسخه فارسی پرسش‌نامه مشاهده حرکتی برای آموزگاران (PMOQ-T) در ایران بود، که از آن برای شناسایی کودکان در معرض خطر اختلال هماهنگی رشدی (DCD) استفاده می‌شود. روش: روایی تفکیکی، روایی سازه، روایی هم‌زمان، و هم­سانی درونی این پرسش‌نامه با استفاده از یک نمونه 505 نفری از دانش آموزان پسر دبستانی و معلمانشان ارزیابی شد. از معلمان خواسته شد تا این پرسش‌نامه را تکمیل کنند. نتایج ارزیابی معلمان با عملکرد دانش‌آموزان در آزمون تبحر حرکتی برونینکس‌ـ اوزرتسکی (BOTMP) و آزمون رشد حرکتی درشت‌ـ2 (TGMD-2) قیاس شد. یافته‌ها: نسخه فارسی PMOQ-T پایایی درونی بالایی داشت (91/0= α). عملکردهای حرکتی کودکان در معرض خطر DCD در BOTMP و TGMD-2 نسبت به کودکان سالم بالاتر بود. تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد نسخه فارسی PMOQ-T دو عاملی است و با نسخه اصلی آن هم‌خوانی دارد. در نهایت، همبستگی بالایی بین نمرات حاصل از این پرسش‌نامه با عملکردهای کودکان در BOTMP (75/0-) و دو زیرمقیاس TGMD-2 ]جابه‌جایی (68/0-) و کنترل شیء (62/0-)[ مشاهده شد. نتیجه‌گیری: نتایج نشانگر این است که نسخه فارسی PMOQ-T را می‌توان به‌عنوان یک ابزار روا و پایا برای غربالگری کودکان در معرض خطر DCD در ایران در نظر گرفت.


دکتر مینا اسدی، دکتر منصور صالحی، دکتر محمود صدوقی، دکتر عزیزه افخم ابراهیمی،
دوره 19، شماره 1 - ( بهار 1392 )
چکیده

هدف : هدف پژوهش حاضر مقایسه عزّت نفس و نگرش به ظاهر، پیش و پس از عمل جراحی زیبایی بینی بود. روش : پژوهش نیمه‌آزمایشی حاضر با طرح پیش‏آزمون- پس‏آزمون و با روش نمونه‌گیری آسان انجام شد. جامعه پژوهش عبارت بود از تمامی متقاضیان عمل جراحی زیبایی بینی که در شش ماه اول سال 1389 به درمانگاه گوش و حلق و بینی بیمارستان امیر اعلم و یک مطب خصوصی گوش و حلق و بینی در شهر تهران مراجعه کرده بودند. ملاک ورود به پژوهش درخواست عمل جراحی تنها به دلیل زیبایی (و نه به دلیل بدشکلی بینی یا اختلال عملکرد بینی) بود. 40 نفر به پرسش‌نامه‌های مشخصات فردی، عزّت نفس کوپرسمیت و طرحواره‌های مربوط به ظاهر پاسخ دادند و داده‌ها با آزمون t وابسته تحلیل شد. یافته‌ها : میان نمره‌های عزّت نفس آزمودنی‌ها پیش و پس از جراحی تفاوتی دیده نشد. میان نمره‌های نگرش به ظاهر بدنی، پیش و پس از عمل جراحی تفاوت وجود داشت (05/0≥ p ، 39= df ، 01/3= t ) و جنسیت بر این رابطه اثرگذار نبود. نتیجه‌گیری : عمل جراحی زیبایی بینی بر بهبود مؤلفه روان‌شناختی نگرش به ظاهر بدنی تأثیر دارد و به نظر می‌‌رسد عوامل روان‌شناختی هم در تقاضای عمل جراحی زیبایی و هم در نتایج حاصل از آن نقش دارند. بنابراین بررسی مؤلفه‌های روان‌شناختی پیش از عمل جراحی زیبایی بینی ضروری است .


دکتر داود جعفری، دکتر مهدیه صالحی، دکتر پروانه محمدخانی،
دوره 20، شماره 4 - ( زمستان 1393 )
چکیده

 

هدف: این پژوهش با هدف مقایسه‌اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر حضور ذهن با درمان فعال‌سازی رفتاری در کاهش علایم،  بهبود کیفیت زندگی و کاهش افکار خودکشی افراد افسرده صورت گرفت. روش: پژوهش حاضر با طرح تحلیل واریانس مختلط بین‌‌- درون‌گروهی اجرا شد. جامعه آماری، دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ملایر بود. از بین 364 نفر، 45 دانشجویی که در آزمون افسردگی بک نمره بالاتر از 20 داشتند انتخاب و در نهایت بر اساس مصاحبه بالینی ساختاریافته (SCID)، 34 نفر که تشخیص دیس‌تایمیا داشتند، به‌عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند و به‌طور تصادفی در دو گروه شناخت‌درمانی مبتنی بر حضور ذهن و درمان فعال‌سازی رفتاری قرار گرفتند. گروه‌های آزمایش در هشت جلسه مداخله‌های درمانی دریافت کردند. اندازه‌گیری‌ها با استفاده ‌از پرسشنامه ‌افسردگی بک  (BDI-II) و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (WHO-QOL)، طی چهار مرحله پیش آزمون، ارزیابی هفته چهارم، پس آزمون و پیگیری دوماهه ‌انجام شد. تحلیل داده‌ها با استفاده ‌از آزمون آماری تحلیل واریانس آمیخته صورت گرفت. یافته‌ها: نتایج نشان داد هر دو مداخله شناخت‌درمانی مبتنی بر حضور ذهن و فعال‌سازی رفتاری در بهبود علایم افسردگی، کیفیت زندگی و افکار خودکشی به یک اندازه تغییر ایجاد می‌کند. به‌عبارتی اثر زمان (اثر درون گروهی) معنادار (05/0p<) بود،  اما اثر بین گروهی معنادار مشاهده نشد. نتیجه‌گیری: درمان شناختی مبتنی بر حضور ذهن و فعال‌سازی رفتاری برکیفیت زندگی و افکار خودکشی افراد مبتلا به‌ افسردگی اثربخشی یکسانی دارد.      
دکتر لیلا کمال‌زاده، دکتر کاوه علوی، دکتر منصور صالحی،
دوره 21، شماره 1 - ( بهار 1394 )
چکیده

 

هدف: معرفی یک بیمار مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک که هم‌زمان دچار انواع مختلف رفتارهای پارافیلیک بود. گزارش مورد: بیمار مرد 25 ساله‌ای با سابقه ابتلای اختلال دوقطبی نوع یک، همراه با رفتارهای مالش‌خواهی، یادگارخواهی، مبدل‌پوشی و نظربازی، رفتارهای ایذایی، بهره هوش پایین‌تر از حد طبیعی و سابقه احتمالی اختلال کمبود توجه و بیش‌فعالیتی (ADHD) بود که تحت درمان با والپروئیک اسید (دپاکین)، ریسپریدون، نالترکسون و فیناستراید قرار گرفت. نتیجه‌گیری: توجه به هم‌ابتلایی روانپزشکی در هر یک از اختلالات خلقی و پارافیلیک، با هدف ارزیابی و درمان کامل بیمار و اجتناب از تداخلات درمانی، اهمیت دارد.  


مریم صالحی نیا، دکتر فرهاد جعفری، سید علیرضا گلشنی،
دوره 22، شماره 2 - ( تابستان 1395 )
چکیده

چکیده

مشهد شهری کهن و با سابقۀ تمدنی درخشان است که از گذشته­های دور تا کنون از جنبه­های مختلف تاریخی، دارای اهمیت بوده است. در گذشته، بیماران روانی موجودات ناخواسته ومزاحمی به شمار می­آمدند که در اجتماع جایگاهی نداشتند. به همین علت در مکان­هایی مانند زندان، نگهداری و با غل و زنجیر بسته می­شدند. تیمارستان مشهد یکی از مکان­های مهم تاریخ روانپزشکی این شهر است که در طول سالیان دراز دچار تغییر و تحول شده است. سیر تغییر و تطور این مرکز نگهداری بیماران روانی، از دارالشفاء رضوی که بیشتر به زندان شبیه بود، شروع و امروزه به یکی از بزرگترین مراکز نگهداری بیماران روانی در کشور تبدیل شده است. در این مکان، دیگر غل و زنجیر و بند و سلول مشاهده نمی­شود و بیماران روانی با شیوه­های درمانی علمی و جدید ، مراقبت و درمان می­شوند . مقاله حاضر به بررسی رشد و تکامل و تحول تیمارستان مشهد از ابتدای تأسیس تاکنون می­پردازد و این نهاد تمدنی را از جنبه­های مختلف تاریخی مورد بررسی و تحلیل قرار می‌دهد.


دکتر مهدی پوراصغر، دکتر کیومرث نجفی، دکتر عبدالحکیم تیرگری، دکتر جمشید یزدانی، دکتر مژگان فلکی، فریبا صالحی،
دوره 23، شماره 2 - ( تابستان 1396 )
چکیده

اهداف مهارتهای ارتباطی یکی از مهارتهای اساسی زندگی اجتماعی انسانها و یکی از دغدغه های اصلی و چالش برانگیز در زندگی است که تأثیر عمیقی بر موفقیت افراد و سازمانها دارد. این مطالعه با هدف تعیین وضعیت مهارتهای ارتباطی و عوامل مرتبط با آن در کارکنان و شاغلان بهداشتیدرمانی انجام شده است.
مواد و روشها این مطالعه توصیفیتحلیلی با حجم نمونه 409 نفر در بیمارستان روانپزشکی و سوختگی زارع در سال 1394 انجام شده است. نمونهها به روش سرشماری به مطالعه ورود پیدا کردهاند. ابزار اندازهگیری پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی و پرسشنامه مهارتهای ارتباطی شامل مهارت درک پیام، مهارت گوش دادن، بینش به فرایند ارتباط و قاطعیت در ارتباط بوده است .دادهها با نرم افزار SPSS18 و با استفاده از آزمونهای آماری ضریب همبستگی پیرسون، آنوا و تیتست تجزیهوتحلیل شده است.
یافتهها میانگین مهارتهای ارتباطی کارکنان 154 و در سطح مطلوب است. اختلاف معنیداری بین مهارتهای ارتباطی با متغیرهای سابقه کار، تحصیلات، محل خدمت، وضعیت استخدامی و سمت نشان داده شده است (0/05>P). بین قاطعیت و مدرک تحصیلی ارتباط معنیداری نشان داده شده است.
نتیجهگیری با توجه به یافتههای مطالعه حاضر توصیه میشود با ایجاد تمهیدات لازم برای افزایش آموزشهای ضمن خدمت کارکنان و شاغلان بهداشتیدرمانی به افزایش مهارتهای ارتباطی آنان کمک شود و در نتیجه رضایتمندی مراجعان و کارکنان افزایش یابد.

بهزاد دماری، سید حسین المدنی، احمد حاجبی، نرگس صالحی شهرابی،
دوره 25، شماره 2 - ( تابستان 1398 )
چکیده

اهداف سلامت روانی شامل خوب‌بودن ذهنی، ادراک خودکارآمدی، استقلال و خود‌مختاری، کفایت و شایستگی، وابستگی بین‌نسلی و خودشکوفایی توانمندی‌های بالقوه فکری و هیجانی است. شیوع اختلالات روانی به طور میانگین در کشور ما ۶/۲۳ درصد است و در جامعه کار و تولید بر اساس آخرین پیمایش کشوری در حدود ۳۳ درصد بوده است و کاهش این میزان از اختلالات روانی نیازمند برنامه ملی است. 
مواد و روش ها این مطالعه ترکیبی (با غلبه روش کیفی) است. درمجموع برای گردآوری اطلاعات از سه روش مرور اسناد و منابع، مصاحبه و بحث گروهی استفاده شده است و نتایج در سه بخش وضعیت موجود، جهت‌گیری آینده و الزامات استقرار جمع‌بندی شده است. 
یافته ها تحلیل اطلاعات این مطالعه نشان می‌دهد برنامه‌های سلامت روان محیط کار، خودجوش و داوطلبانه بوده است، منطبق با یک سیاست ملی نبوده است، پراکنده و جزیره‌ای انجام شده است‌ و سنجش قبل و بعد مداخلات انجام نشده است. رویکردهای ارتقای سلامت روانی و اجتماعی پیشنهاد‌شده در این مطالعه عبارت است از: مداخلات ترویجی (از جمله آموزش سبک زندگی سالم)، تحکیمی (از جمله رتبه‌بندی کارفرمایان از نظر میزان رعایت الزامات محیط کار برای بهبود وضعیت روانی و اجتماعی، پوشش بیمه سلامت و غیره) و تسهیلی (مانند توسعه خدمات مشاوره تلفنی، ایجاد مراکز همیار کارکنان در محیط‌های کاری).
نتیجه گیری لازم است رویکردهای پیشنهادی در این مطالعه در قالب سیاست ملی ارتقای سلامت روانی و اجتماعی به تصویب شورای هماهنگی خدمات بهداشتی بیمه‌شدگان برسد و اجرای آن به شکل پلکانی در کل کشور یا شروع آزمایشی آن از یک استان پیگیری شود.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2020 All Rights Reserved | Iranian Journal of Psychiatry and Clinical Psychology

Designed & Developed by : Yektaweb