جستجو در مقالات منتشر شده


12 نتیجه برای فتی

لادن فتی،
دوره 3، شماره 1 - ( تابستان و پاييز 1376 )
چکیده

اگرچه پژوهشهای انجام شده طی سه دهه گذشته کارایی درمانهای دارویی و رفتاری را در مورد بیماران مبتلا به وسواس فکری – عملی تأیید کرده‌اند، ولی نرخ بالای عود بیماری و پاسخ ندادن گروهی از بیماران به درمانهای یاد شده، موجب گردیده است که طی دهه گذشته شناخت – رفتار درمانی این اختلال نیز توجه پژوهشگران را به خود جلب نماید. این پژوهش کاربرد عملی شناخت – رفتار درمانی را در مورد سه بیمار مبتلا به وسواس فکری – عملی مقاوم به درمان مورد بررسی قرار داده و باتوجه به وابسته به فرهنگ بودن افکار وسواسی، پیشنهادهایی در مورد شیوه‌های کاربردی، مطرح نموده است. بر پایه یافته‌های این پژوهش، درمان شناختی – رفتاری در مورد این سه بیمار موفق بوده ونتایج درمانی در پی‌گیری 6 ماهه بر جای مانده بودند.


لادن فتی، بهروز بیرشک، محمدکاظم عاطف وحید، کیت استفان دابسون،
دوره 11، شماره 3 - ( پاييز 1384 )
چکیده

 

مقدمه: این پژوهش به‌منظور تعیین نقش طرحواره‌ها، حالت‌های هیجانی زودگذر و تعامل آنها در حافظه کلمات هیجانی و هم‌چنین آزمودن فرضیه توصیفی ”اختصاصی بودن“ در نظریه شناختی انجام شده است.

مواد و روش‌کار: 150 آزمودنی در 5 گروه 30 نفری که بر پایه ابتلا یا عدم ابتلا به افسردگی و اضطراب بالینی و پیش‌بالینی و نیز داشتن یا نداشتن طرحواره‌های ناکارآمد، انتخاب شده بودند، در یک طرح اندازه‌گیری مکرر مورد القای چهار حالت هیجانی مختلف قرار گرفته، سپس حافظه آنها در مورد ویژگی‌های خود- ارجاع دارای چهار بار هیجانی مختلف اندازه‌گیری شد.

یافته‌ها:یافته‌‌‌های این پژوهش نشان‌دهنده تأثیر گروه آزمایشی و القای هیجان در حافظه کلمات دارای بار هیجانی و نیز نشان‌دهنده اثر تشدید کننده حالت هیجانی در تلفیق با گروه آزمایشی در زمینه ایجاد سوی‌مندی حافظه بود.

نتیجه‌گیری:این بررسی نشان داد که هم طرحواره‌ها و هم شرایط هیجانی وابسته به موقعیت می‌توانند سوی‌مندی حافظه را ایجاد نمایند. یافته‌های پژوهش حاضر هم با  نظریه شبکه پیوندی و هم با نظریه ساختار‌های معناگذار طرحواره هم‌سو است، هر چند که فرضیه توصیفی اختصاصی بودن را کاملاً تأیید نکرده، شواهدی از وجود سوی‌مندی حافظه در افراد بهنجار و فاقد طرحواره‌های ناکارآمد نیز به‌دست می‌دهد.


ابوالفضل محمدی، دكتر لادن فتی، دكتر رخساره یزدان‌دوست،
دوره 15، شماره 3 - ( پاييز 1388 )
چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی برخی از پیش­بینی­کننده­های علایم وسواسی- اجباری بود. در این پژوهش ارتباط متغیرهای شناختی (مسئولیت­پذیری، کمال­گرایی)، سرشتی (بازداری رفتاری) و هیجانی (اضطراب، افسردگی، استرس) با علایم وسواسی- اجباری در دانشجویان بررسی شد. روش: در یک بررسی همبستگی، 400 دانشجوی دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی- درمانی تهران که به روش خوشه‌ای نمونه­گیری شده بودند، به‌کمک پرسش‌نامه وسواسی اجباری- بازنگری­شده، مقیاس نگرش مسئولیت، مقیاس کمال­گرایی اهواز و مقیاس اضطراب، افسردگی و استرس ارزیابی شدند. یافته­ها: در الگوی به‌دست‌آمده از تحلیل رگرسیون گام‌به‌گام، مسئولیت­پذیری، کمال­گرایی، استرس، بازداری رفتاری و اضطراب به­عنوان پیش­بینی‌کننده وارد الگو شدند و افسردگی از الگوی رگرسیون خارج شد. پیش­بینی­کننده­ها، وزن­های گوناگونی را به خود اختصاص دادند. فرمول پیش­بینی برای علایم وسواسی- اجباری در دانشجویان گزارش شد. نتیجه­گیری: به­جز متغیرهای شناختی و هیجانی، رابطه بازداری رفتاری با علایم وسواسی- اجباری تأیید شد.


زهرا طاهری فر، دكتر لادن فتی، دكتر بنفشه غرایی،
دوره 16، شماره 1 - ( بهار 1389 )
چکیده

هدف: هدف از انجام این پژوهش تعیین الگوی پیش­بینی هراس اجتماعی از راه بررسی برخی متغیرهای پیش­بینی­کننده هراس اجتماعی بود. در این مطالعه، کمرویی، بازداری رفتاری، سوگیری توجه، سوگیری تعبیر، خودکارآمدی اجتماعی و دلبستگی به‌عنوان پیش‌بینی‌کننده­های هراس اجتماعی بررسی شدند. روش: 438 دانشجوی دانشگاه تهران در این پژوهش شرکت کردند. این دانشجویان مقیاس هراس اجتماعی، مقیاس کمرویی استنفورد، مقیاس بازداری رفتاری بزرگسالان، پرسش‌نامه گذشته­نگر بازداری رفتاری، پرسش‌نامه کانون توجه، پرسش‌نامه پیامدهای رویدادهای منفی اجتماعی، مقیاس خودکارآمدی برای موقعیت­های اجتماعی و پرسش‌نامه سبک دلبستگی را تکمیل کردند. یافته‌ها: تمام متغیرها به‌طور معنی‌داری  با هراس اجتماعی همبستگی داشتند (001/0p<). نتایج رگرسیون چندگانه گام‌به‌گام نشان داد که الگوی پیش­بینی هراس اجتماعی شامل کمرویی، سبک دلبستگی دوسوگرا و اجتنابی، بازداری رفتاری در دوران بزرگسالی، بازداری رفتاری در دوران کودکی، خودکارآمدی اجتماعی، خودارزیابی منفی و ارزیابی منفی توسط دیگران می­باشد. نتیجه­گیری: به استثنای متغیر‌های سوگیری توجه و دلبستگی ایمن که توان پیش­بینی هراس اجتماعی را ندارند، سایر متغیر‌های مورد بررسی (کمرویی، بازداری رفتاری، سوگیری تعبیر و خودکارآمدی اجتماعی) می‌توانند هراس اجتماعی را پیش‌بینی کنند.


خیراله صادقی، دكتر بنفشه غرایی، دكتر لادن فتی، دكتر سیدضیاءالدین مظهری،
دوره 16، شماره 2 - ( تابستان 1389 )
چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی رفتاردرمانی شناختی در درمان مبتلایان به چاقی است. روش: یک کارآزمایی آزمایشی تکموردی از نوع طرح خط پایه چندگانه فرآیند درمان، در دو مرحله کاهش و ابقای وزن، بر روی چهار بیمار زن چاق انجام شد. بیماران مبتلا به چاقی بر پایه شاخص توده بدن، در پنج مرحله خط پایه و جلسههای ششم، دوازدهم، هیجدهم و بیست و چهارم، پرسشنامه روابط چندبعدی بدن – خود، پرسشنامه طرحوارههای ظاهر و پرسشنامه سبک زندگی کارآمدی وزن را تکمیل نمودند. وزنکشی بیماران در آغاز هر جلسه درمان انجام میشد. دادهها به کمک رسم نمودار و محاسبه درصد بهبودی ارایه گردیدند. یافتهها: درمان شناختیرفتاری چاقی در کاهش وزن و ابقای آن مؤثر بود و به تغییراتی در رضایت از تصویر بدن، باورهای شخصی درباره ظاهر و خود کارآمدی وزن انجامید. نتیجهگیری: رفتاردرمانی شناختی در درمان مبتلایان به چاقی مؤثر است.


امین اسداله‌پور، دکتر لادن فتی، دکتر بنفشه غرایی،
دوره 16، شماره 4 - ( زمستان 1389 )
چکیده

هدف: هدف اساسی این پژوهش، کشف سازوکار‌های زیرساز اضطراب در نظریه ولز می‌‌باشد. این کار از راه بررسی رابطه انواع فراشناخت در نظریه نلسون و نارنس با اضطراب فراشناختی در نظریه ولز امکان‌‌پذیر است. از این رو، در گام نخست این پژوهش، رابطه بین اضطراب فراشناختی و قضاوت یادگیری آنی و تأخیریافته که از انواع سازوکار‌های نظارتی فراشناختی است، بررسی می‌شود. روش: جامعه این پژوهش، دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران می­باشند که از بین آن‌‌ها 290 نفر دانشجو (146 مرد و 144 زن) به‌صورت داوطلب و  در دسترس، با استفاده از آزمون قضاوت یادگیری و پرسش‌نامه افکار اضطرابی ارزیابی شدند. برای تحلیل داده‌‌ها از همبستگی و رگرسیون گام به گام استفاده شد. یافته‌‌ها: نتایج نشان داد که قضاوت یادگیری آنی و تأخیریافته با نمره کلی اضطراب فراشناختی و تمامی زیرمقیاس‌‌های آن، همبستگی مثبت معنادار از 15/0 تا 21/0 دارد. تحلیل رگرسیون گام به گام نیز نشان داد که زیرمقیاس نگرانی اجتماعی می‌‌تواند به ترتیب 4/4% و 9/3% از واریانس قضاوت یادگیری آنی و تأخیریافته را تبیین کند. با این حال این همبستگی‌‌ها ضعیف و درصد تبیین‌شده نیز بسیار کم است. نتیجه‌‌گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که قضاوت یادگیری، آن مکانیزم معیوبی که ولز در نظریه خود بدان اشاره می‌‌کند نیست و احتمالاً انواع دیگر فراشناخت در این زمینه سهیم هستند.  


دکتر فرشته موتابی، دکتر لادن فتی، رضا مولودی، کاوه ضیایی، هلیا جعفری،
دوره 17، شماره 3 - ( پاييز 1390 )
چکیده

هدف: بر اساس نظریه شناختی بک باورهای هسته­ای ناکارآمد در نتیجه تجربیات دردناک شکل می­گیرند. از طرف دیگر، دوره­های افسردگی نیز تجربه­ای دردناک به‌شمار می­آیند. بنابراین، فرض بر این است که افراد افسرده در نتیجه تجربه دوره‌های مکرر افسردگی، باورهایی را درباره افسردگی و پیامدهای آن تجربه می­کنند. هدف مطالعه حاضر ساخت یک مقیاس برای سنجش باورهای مربوط به افسردگی و بررسی ویژگی­های روانسنجی آن بود. روش: برای انجام پ‍ژوهش حاضر از یک رویکرد سه­مرحله­ای استفاده شد. در مرحله نخست، یک مجموعه ماده تدوین و اعتبار صوری آن توسط یک گروه متمرکز تأیید شد. در مرحله دوم، 698 دانشجوی دانشگاه قزوین به ویراست دوم پرسش­نامه افسردگی بک و مقیاس باورهای مربوط به افسردگی – تنظیم­شده در مرحله پیشین- پاسخ دادند. 433 نفر از آزمودنی­های فوق پس از 14 روز مجدداً مقیاس باورهای مربوط به افسردگی را کامل کردند. در مرحله سوم، برای بررسی روایی افتراقی، 93 آزمودنی در سه گروه افسرده اساسی دارای سابقه عود (34 نفر)، افسرده اساسی بار نخست (29 نفر) و گروه غیر بالینی (30 نفر) قرار گرفتند و پس از شرکت در تکلیف القای خلق افسرده مقیاس باورهای مربوط به افسردگی را کامل کردند.
یافته­ها: تحلیل عاملی به روش مؤلفه­های اصلی و روش چرخش واریماکس چهار عامل «عدم کنترل بر افسردگی»، «فاجعه­سازی»، «بی‌ارزشی» و «ناتوانی» را برای مقیاس باورهای مربوط به افسردگی نشان داد. هم‌چنین، مقیاس باورهای مربوط به افسردگی و عامل­های آن از روایی افتراقی، روایی همگرایی، هم‌سانی درونی و پایایی آزمون- بازآزمون رضایت­بخشی برخوردار بودند. نتیجه­گیری: عامل­های ظاهرشده در مقیاس باورهای مربوط به افسردگی مفاهیم مورد بحث در نظریه­های شناختی بک و تیسدل در تبیین عود اختلال افسردگی اساسی را منعکس می­کنند. هم­چنین یافته‌های این مطالعه شواهد اولیه را در مورد روایی و پایایی مطلوب این مقیاس فراهم می­کنند. اما خصوصیات روان‌سنجی این مقیاس باید در مورد افراد مبتلا به سایر اشکال اختلال افسردگی (مانند اختلال افسرده‌خویی) مورد بررسی قرار گیرد.


علی حسینائی، دکتر حسن احدی، دکتر لادن فتی، دکتر علیرضا حیدری، دکتر محمدمهدی مظاهری،
دوره 19، شماره 2 - ( تابستان 1392 )
چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش گروهی مبتنی بر درمان پذیرش و تعهد (ACT) بر استرس شغلی و فرسودگی شغلی کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد آزادشهر بود. روش: تعداد 96 نفر از کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد آزادشهر به‌صورت نمونه‌گیری در دسترس برای شرکت در پژوهش نام‌نویسی کردند و به‌طور تصادفی، به سه گروه آزمایش، گفت‌وگو و شاهد اختصاص یافتند. گروه آزمایش در چهار جلسه 5/1 ساعته آموزش گروهی مبتنی بر ACT، با استفاده از الگوی باند و هیس، شرکت کرد. در گروه گفت‌وگو، آزمودنی‌ها در چهار جلسه 5/1 ساعته درباره تغذیه و ورزش (نامربوط به موضوع اصلی مورد پژوهش) آموزش دیدند. گروه سوم هیچ آموزشی ندید. سه ماه پس از آموزش اصلی، در مرحله پی‌گیری گروه‌های آزمایش و گفت‌وگو دو جلسه 5/1 ساعته را گذراندند. در این جلسه‌ها نیز همان مطالب قبلی مرور و تمرین شد. آزمودنی‌ها پیش و پس از مداخله‌ها و در مرحله پی‌گیری به پرسش‌نامه‌های استرس شغلی اسیپو (OOSI) و فرسودگی شغلی ماسلاخ و جکسون (MJJBI) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش تحلیل واریانس با اندازه‌گیری‌های مکرر استفاده شد. یافته‌ها: آموزش گروهی مبتنی بر ACT، افزون بر کاهش نمره کلی استرس شغلی (001/0p<)، به کاهش برخی از مؤلفه‌های استرس شغلی، شامل اضافه‌بار نقش (05/0p<)، ابهام نقش (001/0p<)، مرز نقش (01/0p<) و مسئولیت (001/0p<)، منجر شد. هم‌چنین، آموزش مبتنی بر ACT مؤلفه احساس کاهش دستاورد شخصی را کاهش داد (05/0p<). نتیجه‌گیری: آموزش گروهی مبتنی بر ACT به کاهش استرس شغلی منجر می‌شود، اما بر فرسودگی شغلی اثر قابل توجهی ندارد.
شیما عطایی، دکتر لادن فتی، دکتر سید علی احمدی ابهری،
دوره 19، شماره 4 - ( زمستان 1392 )
چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی دو مؤلفه نشخوار ذهنی و اجتناب در افراد سالم و مبتلا به اختلال های افسردگی و اضطراب اجتماعی بود. روش: 30 بیمار مبتلا به اختلال افسردگی، 30 بیمار مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی و 120 فرد غیربیمار به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها پرسشنامه اضطراب بک (BAI)، ویرایش دوم پرسشنامه افسردگی بک (BDI-II)، پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ)، پرسشنامه سبک‌های پاسخ (RSQ)، مقیاس اجتناب شناختی- رفتاری (CBAS) و پرسشنامه‌ پردازش پس‌رویدادی (PEPQ) به کار رفت. برای تحلیل داده‌ها افزون بر روش‌های توصیفی، از تحلیل تابع تمایزی برای آشکارسازی تفاوت‌های عمده میان گرو‌ه‌ها استفاده شد. یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد میان افراد افسرده و افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی در متغیرهای اجتناب شناختی غیراجتماعی (001/0>p ) ، اجتناب رفتاری غیراجتماعی (001/0>p ) و نشخوار ذهنی  (001/0>p ) تفاوت وجود داشت و از نظر متغیرهای پردازش پس‌رویدادی، اجتناب اجتماعی و پرت کردن حواس میان دو گروه تفاوتی وجود نداشت. متغیرهای اجتناب شناختی غیراجتماعی و نشخوار ذهنی بهترین متغیرهای پیش­بینی­کننده بودند که توانستند گروه افراد مبتلا به افسردگی را از گروه افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی متمایز کنند. نتیجه­گیری: پژوهش حاضر مقداری همپوشانی در آسیب­پذیری شناختی در دو اختلال افسردگی و اضطراب اجتماعی نشان داد. به نظر می‌رسد نشخوار ذهنی، پردازش پس­رویدادی و اجتناب در طول یک پیوستار از هنجار تا نابهنجار قرار دارند. با این وجود نشخوار ذهنی و اجتناب شناختی غیراجتماعی، مؤلفه­های خاص افسردگی بودند. این پژوهش در تأیید هر دو دیدگاه طبقه­ای و طیفی شواهدی فراهم آورد.


دکتر مهدی اکبری، دکتر رسول روشن، دکتر لادن فتی، دکتر امیر شعبانی، فیروزه ضرغامی،
دوره 20، شماره 3 - ( پاييز 1393 )
چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش پیش‌بینی‌کنندگی بی‌نظمی هیجانی، باورهای فراشناختی، عدم تحمل بلاتکلیفی و اجتناب تجربه‌گرایانه در افکار تکرارشونده منفی بود. روش: در پژوهش همبستگی حاضر 510 دانشجوی دانشگاه تهران به روش خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند و به پرسشنامه افکار تکرارشونده منفی (RNTQ)، مقیاس مشکل در تنظیم هیجانی (DERS)، پرسشنامه فراشناختی (MCQ)، مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی (IUS) و پرسشنامه اجتناب تجربه‌گرایانه چندبعدی (MEAQ) پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده‌ها با روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه انجام شد. یافته‌ها: تمام متغیرهای پژوهش به‌طور معنی‌داری با افکار تکرارشونده رابطه داشتند (001/0p<). تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد مدل پیش‌بینی افکار تکرارشونده منفی به‌ترتیب شامل بی‌نظمی هیجانی، اجتناب تجربه‌گرایانه، باورهای فراشناختی و عدم تحمل بلاتکلیفی بود. این متغیرها به‌طور کلی قادر به پیش‌بینی حدود 78 درصد واریانس افکار تکرارشونده منفی بودند. نتیجه گیری: افکار تکرارشونده منفی یک سازه فراتشخیصی چندبعدی است که سازوکارهای شناختی، رفتاری، هیجانی و فراشناختی دارد.


دکتر مهدی اکبری، دکتر رسول روشن، دکتر امیر شعبانی، دکتر لادن فتی، دکتر محمدرضا شعیری، فیروزه ضرغامی،
دوره 21، شماره 2 - ( تابستان 1394 )
چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی با درمان فراتشخیصی یکپارچه در درمان افراد مبتلا به اختلال­های اضطرابی و افسردگی همزمان بود. روش: در پژوهش حاضر 45 فرد مبتلا به حداقل یک تشخیص اصلی و یک تشخیص همراه در حوزه اختلال­­های اضطرابی و افسردگی به طور تصادفی در سه گروه درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی، درمان فراتشخیصی یکپارچه و گروه لیست انتظار جایگزین شدند و دو گروه درمانی، درمان­های متناظر را دریافت کردند. برای گردآوری داده­ها، آزمودنی­ها پرسشنامه افسردگی بک- ویرایش دوم (BDI-II)، پرسشنامه اضطراب بک (BAI)، مقیاس­ عاطفه مثبت و منفی (PANAS)، مقیاس سازگاری اجتماعی و کاری (WSAS) را در سه مرحله پیش­آزمون، پس­آزمون و پیگیری شش‏ماهه تکمیل کردند. داده‌های پژوهش از طریق تحلیل واریانس با اندازه­گیری مکرر مختلط، آزمون تعقیبی اثرات ساده و آزمون معناداری بالینی تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد که هر دو درمان در مقایسه با گروه لیست انتظار، موفق به کاهش علایم افراد مبتلا به اختلال­های همایند اضطرابی و افسردگی شدند (001/0p<). البته درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی در بهبود اضطراب، عملکرد عمومی و عاطفه منفی نسبت به درمان فراتشخیصی یکپارچه از اثربخشی بهتری برخوردار بوده است (05/0p<)، ولی در کاهش افسردگی تفاوت معنی­داری با هم نداشتند (05/0p>). همچنین درمان فراتشخیصی یکپارچه در افزایش عاطفه مثبت عملکرد بهتری داشته است (05/0p<). بررسی ملاک­های معناداری بالینی نیز نشان داد که گروه درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی در مورد اختلال­­های اصلی و همراه، در پایان دوره پیگیری، به ترتیب 29 و 23 درصد بیشتر از گروه فراتشخیصی یکپارچه به وضعیت عملکرد طبیعی دست یافتند.
نتیجه­گیری: درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی در مقایسه با درمان فراتشخیصی یکپارچه در بهبود علایم افراد مبتلا به اختلال­های همایند اضطرابی و افسردگی از اثربخشی بیشتری برخوردار بود.


دکتر زهرا زنجانی، دکتر حمید یعقوبی، دکتر لادن فتی، دکتر محمدرضا شعیری، دکتر محمد غلامی فشارکی،
دوره 23، شماره 4 - ( زمستان 1396 )
چکیده

اهداف هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه گرایش به تجربه چندش، ترس از آلودگی و ترس از سرایت و همچنین تعیین نقش واسطه ای ترس از سرایت در این رابطه بود.
مواد و روشها پژوهش حاضر از نوع طرحهای همبستگی است. جامعه تحت مطالعه، دانشجویان دانشگاه شاهد تهران بودند که از بین آنها، 391 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. این افراد پرسشنامه آلودگی فزاینده، خردهمقیاس ترس از آلودگی پرسشنامه وسواس پادوا و خردهمقیاس پرسشنامه گرایش و حساسیت به چندش را کامل کردند. به منظور تحلیل دادهها از spss 22 و از روش همبستگی پیرسون و رگرسیون سلسله مراتبی براساس روش بارون و کنی (1987) و آزمون سوبل استفاده شد.
یافتهها نتایج آزمون رگرسیون مشخص کرد که بین گرایش به تجربه چندش با ترس از سرایت (001/0>P، 35/0=β) و ترس از آلودگی (001/0>P، 41/0=β) رابطه وجود دارد. علاوه براین، رابطه معناداری بین ترس از سرایت و ترس از آلودگی مشاهده شد (001/0>P، 41/0=β). همچنین، تحلیل های رگرسیون نشان داد که ترس از سرایت، نقش واسطه ای در ارتباط بین گرایش به تجربه چندش و ترس از آلودگی ایفا میکند (001/0>P، 26/0=β) و نتایج آزمون سوبل این نقش واسطهای را تأیید کرد (001/0>P، 36/6=Z).
نتیجهگیری ترس از سرایت، متغیری واسطهای بین گرایش به تجربه چندش و ترس از آلودگی است. در نتیجه، به نظر میرسد این سازه، در تبیین ترس از آلودگی اهمیت داشته باشد. میتوان گفت که چنانچه در ارزیابی و درمان ترس از آلودگی به ترس از سرایت توجه شود، اثربخشی درمان افزایش مییابد.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2020 All Rights Reserved | Iranian Journal of Psychiatry and Clinical Psychology

Designed & Developed by : Yektaweb