جستجو در مقالات منتشر شده


9 نتیجه برای محمود علیلو

دكتر مجید محمود علیلو، دكتر محمدکاظم عاطف وحید، دكتر سيد اکبر بیان‌زاده، دكتر سيد کاظم ملکوتی،
دوره 11، شماره 1 - ( بهار 1384 )
چکیده

چکیده

مقدمه: هدف این پژوهش بررسی مشکلات حافظه‏ای افراد مبتلا به نوع وارسی اختلال وسواسی- اجباری از نظر حافظه‌ی رویدادی، سویمندی در حافظه و میزان اطمینان به حافظه است.

روش: 60 فرد مبتلا به اختلال وسواسی- اجباری (30 وارسی کننده و 30 شستشو کننده) و 60 نفر به عنوان گروه گواه (30 نفر مبتلا به اختلال اضطراب منتشر و 30 نفر بهنجار) انتخاب شدند. گروه‌ها از نظر متغیرهای جمعیت شناختی با گروه وارسی‌کننده همتا شدند و از نظر نوع افکار و اعمال وسواسی- اجباری با استفاده از سیاهه‌ی وسواسی- اجباری مادزلی و مصاحبه‌ی تشخیصی بررسی شدند. حافظه‌ی آزمودنی‏ها به‌کمک دو فهرست از واژه‏ها (فهرست یادآوری و فهرست بازشناس اطمینان) که با بهره‌گیری رایانه ارایه می‏شد، بررسی گردید.

یافته‏ها: این بررسی نشان داد که گروه‌ها از نظر میزان یادآوری با یکدیگر تفاوتی ندارند. هم‌چنین وارسی‌کننده‏ها، شستشوکننده‏ها و مضطرب‏ها نسبت به یادآوری واژه‏های مرتبط با خطر و تهدید، سویمندی نشان دادند و افراد گروه وارسی‌کننده به‌صورت معنی‏دار اطمینان کمتری نسبت به حافظه‌ی خود نشان دادند. تلویحات نظری و عملی یافته‏ها مورد بررسی قرار گرفت.

نتیجه‌گیری: مشکلات حافظه‌ی بیماران وارسی‌کننده در چارچوب نظریه‌های روانشناختی به‌ویژه دیدگاه شناختی- رفتاری تبیین‌پذیر است.

 


دكتر عباس بخشی‌پور رودسری، دكتر مجید محمود علیلو، سيد سجاد ایرانی،
دوره 14، شماره 3 - ( ويژه‌نامه اعتياد پاييز 1387 )
چکیده

هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه ویژگی‌های شخصیتی، اختلال‌های شخصیت و راهبردهای مقابله‌ای (مبتنی بر شیوه‌های حل مسأله) در معتادان خودمعرف و گروه بهنجار انجام شده است. روش: 50 نفر معتاد خودمعرف که برای نخستین بار به مرکز درمانی معتادان بهزیستی شهر رشت مراجعه کرده بودند در یک بررسی توصیفی- مقطعی با 50 نفر از افراد بهنجار که از نظر برخی ویژگی‌های جمعیت شناختی با یکدیگر همتا شده بودند، مقایسه شدند. برای گردآوری داده‌ها، پرسش‌نامه نئو (فرم تجدیدنظرشده کوتاه) (NEO-FFI-R)، مقیاس چندمحوری بالینی میلون- 2 (MCMI-II) و مقیاس سبک حل مسأله (PSS) به‌کار برده شد. داده‌‌های گردآوری شده به‌کمک ضریب همبستگی و تحلیل واریانس چندمتغیره تحلیل شدند. یافته‌ها: معتادان در مقایسه با گروه بهنجار در بعد شخصیتی روان‌رنجورخویی (N)، نمره بالاتر و در ابعاد شخصیتی دلپذیربودن (A)، انعطاف‌پذیری (O) و باوجدان‌بودن (C) نمره پایین‌تری به‌دست آوردند (05/0p<). در بعد شخصیتی برون‌گرایی (E) بین دو گروه تفاوتی دیده نشد. بین گروه معتادان خودمعرف و گروه بهنجار در بیشتر شاخص‌های آسیب شخصیت تفاوت معنی‌دار دیده شد و معتادان در این شاخص‌ها به نمرات بالاتری دست یافتند (05/0p<). هم‌چنین معتادان در مقایسه با گروه بهنجار، بیشتر شیوه‌های حل مسأله غیرسازنده مانند پرهیز و درماندگی را به‌کار می‌بردند (05/0p<). نتیجه‌گیری: ارزیابی سه حوزه هم‌پوش ویژگی‌ها، مشکلات و اختلال‌های شخصیت در معتادان دربردارنده اطلاعات مهمی‌ برای تعریف، شناسایی و درمان این گروه است.


فاطمه نعمتی سوگلی‌تپه، دكتر مجید محمود علیلو، دكتر جلیل باباپور خیرالدین، دكتر مهرنوش طوفان تبریزی،
دوره 15، شماره 1 - ( بهار 1388 )
چکیده

چکیده

هدف: پژوهش حاضر، با هدف ارزیابی تأثیر آموزش گروهی مهارت‌های زندگی (مدیریت خشم، جرأت‌آموزی و آرام‌سازی) در کاهش نشانه‌های اضطراب و افسردگی بیماران قلبی، پس از جراحی پیوند بای‌پس عروق کرونر، انجام شده است. روش: 40 بیمار مبتلا به بیماری کرونری قلب در گروه سنی 65 – 35 سال که برای نخستین‌بار تحت جراحی بای‌پس عروق کرونر قرار گرفته بودند، انتخاب و به تصادف در دو گروه آزمایش و گواه جای داده شدند. ابزارهای گردآوری داده‌ها، پرسش‌نامه‌های اضطراب و افسردگی بک بود که پیش از آغاز برنامه آموزش مهارت‌های زندگی و در پایان دوره آموزشی، توسط بیماران دو گروه تکمیل شدند. یافته‌ها: برنامه آموزش گروهی مهارت‌های زندگی، به‌طور معنی‌داری نشانه‌های اضطراب و افسردگی را در بیماران گروه آزمایش کاهش داد (001/0p<). چنین تغییری در بیماران گروه گواه دیده نشد.  بین دو جنس از لحاظ اثربخشی آموزش گروهی، تفاوت معنی‌دار وجود نداشت. نتیجه‌گیری: آموزش مهارت‌های زندگی در کاهش اضطراب و افسردگی بیماران کرونری قلب در مرحله پس از بای‌پس عروق کرونر مؤثر است.


رضا عبدی، دکتر عباس بخشی‌پور رودسری، دکتر مجید محمود علیلو،
دوره 17، شماره 3 - ( پاييز 1390 )
چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی سطح حساسیت سامانه گرایش و بازداری رفتاری، به عنوان یک عامل سبب­ساز احتمالی در گرایش به سوءمصرف مواد بود. بدین­صورت که تفاوت میان سطح حساسیت سیستم فعالیت رفتاری (BAS) و سیستم بازداری رفتاری (BIS) در سه گروه افراد سوءمصرف­کننده مواد و دو گروه گواه سیگاری و بهنجار بررسی شد. روش: در پژوهش علی- مقایسه­ای حاضر سطح حساسیت سامانه­های گرایش و بازداری رفتاری سه گروه افراد سوءمصرف­کننده مواد (43 نفر)، سیگاری (45 نفر) و سالم (55 نفر) با کاربرد مقیاس­های BIS/BAS مقایسه شد. داده­ها به روش خی­دو، تحلیل واریانس یک‌راهه، تحلیل واریانس چندمتغیره و آزمون‌های تعقیبی تحلیل شدند. یافته­ها: نمره­های خرده­مقیاس BAS دو گروه سوءمصرف­کننده مواد و سیگاری بالاتر از نمره­های افراد سالم بود (05/0≥p)، ولی دو گروه سوء­مصرف­کننده مواد و سیگاری تفاوتی از این نظر نداشتند. در خرده‌مقیاس BIS نمره­های گروه سیگاری بالاتر از دو گروه دیگر بود (05/0≥p). نتیجه­گیری: افراد سوءمصرف­کننده مواد و سیگاری نسبت به افراد سالم، BAS حساس­تری دارند و این امر آنها را نسبت به رفتارهای گرایشی مستعد می­کند. این یافته­ها هم­سو با نظریه حساسیت به تقویت گری، مبنی بر رابطه BAS، رفتارهای گرایشی و سوءمصرف مواد است.


ابراهیم اکبری، دکتر مجید محمود علیلو، دکتر زینب خانجانی، دکتر حمید پورشریفی، صمد فهیمی، احمد امیری پیچاکلایی، زینب عظیمی،
دوره 18، شماره 3 - ( پاييز 1391 )
چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه طرحواره‌های ناسازگار اولیه و الگوهای فرزندپروری در دو گروه دانشجویان دارای شکست عشقی با و بدون نشانگان بالینی بود. روش: با روش نمونه­گیری هدف­مند و به­کارگیری پرسش­نامه افسردگی بک (BDI-II)، پرسش­نامه سلامت عمومی (GHQ-28) و پرسش­نامه چندمحوری بالینی میلون (MCMI-III) 30 دانشجوی دارای شکست عشقی با نشانگان بالینی و 30 دانشجوی دارای شکست عشقی بدون نشانگان بالینی از دانشگاه تبریز انتخاب شدند و به پرسش­نامه­های نسخه کوتاه طرحواره یانگ (YSQ-SF) و محیط خانوادگی- فرزندپروری شیفر (SFPE) پاسخ دادند. داده‌ها با آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری (MANOVA) تحلیل شدند. یافته­ها: یافته­ها نشان داد میان طرحواره‌های ناسازگار اولیه و الگوهای فرزندپروری دانشجویان دارای شکست عشقی با و بدون نشانگان بالینی تفاوت وجود دارد (05/0p<). نتیجه­گیری: می­توان از روی طرحواره‌های ناسازگار اولیه و محیط خانوادگی اولیه، شدت نشانه­های بالینی را در شکست روابط عاشقانه پیش­بینی و با رویکرد طرحواره درمانی به این افراد کمک کرد.


دکتر زینب خانجانی، دکتر فاطمه هداوندخانی، دکتر تورج هاشمی ‌نصرت‌آباد، دکتر مجید محمود علیلو، دکتر عباس بخشی‌پور رودسری،
دوره 19، شماره 1 - ( بهار 1392 )
چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه صفات درخودمانده‌گونه و صفات اسکیزوتایپی بود. روش : 184 دانش‌آموز عادی شهر ری با دامنه 19-16 سال به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای انتخاب شدند و به نسخه فارسی مقیاس درخودماندگی بهر بزرگسال ( AQ ) و پرسش‌نامه شخصیت اسکیزوتایپی ( SPQ ) پاسخ دادند. داده‌ها با ضریب همبستگی پیرسون و مدل‌یابی معادله ساختاری تحلیل شدند. یافته‌ها : میان نمره کلی AQ و SPQ و میان برخی از خرده‌مقیاس‌های این دو مقیاس با یکدیگر همبستگی وجود داشت. یافته‌های SEM نشان داد رابطه ساختاری قدرت‌مندی میان صفات اسکیزوتایپی و صفات درخودمانده‌گونه وجود دارد (05/0≥ p ، 91/0= r ) و در این میان اسکیزوتایپی منفی (91/0= r ) و خرده‌مقیاس «ارتباط» از بهر درخودماندگی (61/0= r )، در مقایسه با سایر خرده‌مقیاس‌ها نقش مهم‌تری ایفا کردند. بدین معنی که صفات در خودمانده‌گونه و صفات اسکیزوتایپی در بُعد میان‌فردی و ارتباط هم‌پوشی داشتند. اسکیزوتایپی آشفته نیز با خرده‌مقیاس «ارتباط» از بهر درخودماندگی رابطه مثبت داشت. نتیجه‌گیری : صفات درخودمانده‌گونه رابطه ساختاری قدرت‌مندی با صفات اسکیزوتایپی و هم‌چنین همبستگی مثبت با اسکیزوتایپی مثبت، منفی و آشفته داشت. با توجه به تشابه قابل‌توجه در نشانه‌های این دو طیف، به‌ویژه در حوزه میان‌فردی، پیشنهاد می‌شود برای تمایز تشخیصی میان دو دسته اختلال، ملاک‌های دقیق و روشن در نظر گرفته شود.


دکتر مجید محمود علیلو، سیده آیدا موسوی مقدم، طاهره ایمانی،
دوره 22، شماره 2 - ( تابستان 1395 )
چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی میزان پیش­بینی­کنندگی شدت هیجان و اجتناب تجربه­ای در­ اضطراب صفتی بود. روش: پژوهش شامل مطالعه­ای مقطعی از نوع همبستگی  است. جامعه آماری این پژوهش شامل دانشجویانی است که در نیمسال دوم تحصیلی 92-93 مشغول به تحصیل بوده­اند. با استفاده از روش نمونه­گیری تصادفی خوشه­ای مرحله­ای، 197 دانشجو انتخاب شدند و ابزارهای زیرمقیاس صفت مقیاس اضطراب صفت- حالت، مقیاس شدت عاطفه و مقیاس پذیرش و عمل را تکمیل کردند. تجزیه و تحلیل داده­ها با استفاده از روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیری گام به گام انجام شد. یافته­ها: نتایج پژوهش نشان داد که شدت هیجان (44/0 r=،01/0p<) و اجتناب تجربه­ای (53/0= r، 01/0p<) با شدت اضطراب صفتی، رابطه مثبت و معنا­دار داشت. همچنین، براساس نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه گام به گام، اجتناب تجربه­ای و شدت هیجان توانستند 37 درصد تغییرات مربوط به اضطراب صفتی را تبیین نمایند (001/0p<). نتیجه­گیری: طبق یافته­های پژوهش حاضر، شدت هیجان و اجتناب از تجارب درونی منفی را می­توان به عنوان متغیرهای پیش­بین شدت اضطراب صفتی در نظر گرفت.


دکتر مجید محمود علیلو، دکتر عباس بخشی پور رودسری، محمد نصیری،
دوره 23، شماره 4 - ( زمستان 1396 )
چکیده

اهداف پژوهش حاضر با هدف ارزیابی روابط ساختاری سیستمهای مغزی رفتاری، حساسیت انزجاری و اختلال وسواسیاجباری با استفاده از روش مدلیابی معادلات ساختاری انجام شد. فرض بر این است که سیستمهای مغزی رفتاری و حساسیت انزجاری در تعامل با همدیگر به اختلال وسواسیاجباری منجر میشوند. برخلاف برجستگی این مدل، پژوهش کافی برای ارزیابی تجربی آن انجام نشده است.
مواد و روشها طرح پژوهش حاضر از نوع توصیفیهمبستگی است. برای این منظور، 340 نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز با استفاده از نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند و به پرسشنامههای سیستمهای بازداری/ فعالسازی رفتاری کارور و وایت، مقیاس حساسیت انزجاری و پرسشنامه بازنگریشده وسواسیاجباری که در اختیار آنها گذاشته شده بود، پاسخ دادند. تحلیل دادهها با استفاده از مدلیابی معادلات ساختاری انجام شد. همچنین برای طبقهبندی، پردازش و تحلیل دادهها و بررسی فرضیههای پژوهش از نرمافزارهای آماری 22 spss و لیزرل 85.8 استفاده شد.
یافتهها ارزیابی مدل فرضی پژوهش با استفاده از شاخصهای برازندگی نشان داد که مدل فرضی با مدل اندازهگیری، برازش دارد (96/0=CFI، 94/0=NFI و 076/0=RMSEA). نتایج نشان داد که سیستم بازداری رفتاری و سیستم فعالساز رفتاری با واسطهگری حساسیت انزجاری بر اختلال وسواسیاجباری به ترتیب با ضریب استاندارد 264/0 و 241/0- در سطح 05/0>P تأثیر معناداری دارند.
نتیجهگیری یافتههای این پژوهش در کنار حمایت از مدل فرضی برای اختلال وسواسی اجباری، چارچوب مناسبی برای سببشناسی این اختلال ارائه میدهد. بر این اساس، حساسیت زیاد سیستم بازداری رفتاری و حساسیت کم سیستم فعالساز رفتاری به واسطه حساسیت انزجاری، به افزایش نشانههای اختلال وسواسیاجباری منجر میشود.
 

دکتر مجید محمود علیلو، دکتر عباس بخشی پور، بهمن متین پور،
دوره 24، شماره 2 - ( تابستان 1397 )
چکیده

اهداف هدف پژوهش حاضر بررسی نقش سرگشتگی ذهنی خودبهخود و عمدی و بهوشیاری زمینهای در پیشبینی نشانههای وسواس دانشجویان بود.
مواد و روشها در این تحقیق توصیفی، همبستگی و مقطعی، 391 نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز به روش در دسترس انتخاب و وارد پژوهش شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای وسواس فکری عملی مادزلی، پرسشنامه سرگشتگی ذهنی عمدی و خودبهخود و پرسشنامه بهوشیاری پنجوجهی ذهنآگاهی استفاده شد. برای تحلیل دادهها از روش پیرسون و رگرسیون چندگانه همزمان استفاده شد.
یافتهها نتایج همبستگی نشان داد سرگشتگی ذهنی عمدی (05/0>P، 19/0r=)و سرگشتگی ذهنی خودبهخود (01/0>P، 64/0r=) با نشانههای وسواس رابطه مثبت و مستقیم دارد. از بین مؤلفههای بهوشیاری، مؤلفههای مشاهده (05/0>P، 11/0-r=)، عمل همراه با آگاهی (01/0>P، 41/0-r=)، عدم قضاوت به تجربه درونی (01/0>P، 50/0-r=) و عدم واکنش به تجربه درونی (01/0>P، 61/0-r=) با نشانههای وسواس رابطه منفی و معکوسی دارند. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون همزمان نشان میدهد که از بین مؤلفههای سرگشتگی ذهنی، تنها متغیر سرگشتگی ذهنی خودبهخود (01/0>P، 51/0(β=و از بین مؤلفههای بهوشیاری، عمل همراه با آگاهی، عدم قضاوت به تجربه درونی و عدم واکنش به تجربه درونی به ترتیب (20/0-(β=، (22/0-β=)، (41/0- (β=قادر به پیشبینی نشانههای وسواس هستند (01/0>P).
نتیجهگیری یافتههای این پژوهش بر نقش سرگشتگی ذهنی غیرعمدی و مؤلفههای عمل همراه با آگاهی، عدم قضاوت به تجربه درونی و عدم واکنش به تجربه درونی در پیشبینی نشانههای وسواس دانشجویان تأکید میکند که میتواند تبیین و سببشناسی نشانههای وسواس را تسهیل کند.
 


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2020 All Rights Reserved | Iranian Journal of Psychiatry and Clinical Psychology

Designed & Developed by : Yektaweb