جستجو در مقالات منتشر شده


17 نتیجه برای پناغی

دكتر لیلی پناغی، دكتر احمد کفاشی، دكتر مهرزاد سراجی،
دوره 10، شماره 1 - ( تابستان و پاييز 1383 )
چکیده

 

هدف: هدف از انجام این پژوهش بررسی میزان فراوانی اختلال‌های خواب در کودکان مدارس ابتدایی شهرستان تهران بود.

روش:  برای انجام یک بررسی توصیفی- مقطعی یک پرسش‌نامه که دارای اطلاعاتی در زمینه‌ی ویژگی‌های جمعیت‌شناختی کودک، ساختار خانواده و رفتارهای خواب بود توسط والدین 692 کودک در مدارس ابتدایی شهر تهران تکمیل شد. داده‌های پژوهش به‌کمک روش‌های آمار توصیفی و آزمون‌های آماری t و خی‌دو تحلیل گردید.

یافته‌ها: اختلال‌های خواب در 6/41% کودکان مدارس ابتدایی گزارش شد. شایع‌ترین اختلال در این زمینه مقاومت در رفتن به بستر (7/20%) بود. شب‌ادراری تنها اختلال خوابی بود که در پسران فراوانی بیشتری داشت. در کودکان مادران خانه‌دار، اختلال خواب بیشتراز کودکان مادران شاغل گزارش گردید. فراوانی نابهنجاری خواب در کودکانی که پدرانشان تحصیلات دانشگاهی داشتند، کمتر بود. تحصیلات دانشگاهی مادر با فراوانی کمتر اختلال وحشت خواب و کابوس‌های شبانه همراه بود. داشتن رختخواب مشترک، ترس و نگرانی پیش از خواب و نداشتن زمان مشخص برای خواب با اختلال‌های خواب بیشتر همراه بود. 

نتیجه: اختلا‌ل‌های خواب در کودکان مدارس ابتدایی تهران شایع است. شایع‌ترین اختلال مقاومت در رفتن به بستر بود که با نداشتن برنامه‌ی مشخص برای خواب بیشترین رابطه را داشت.

 


حمیدرضا احمدخانیها، منوچهر قرائی‌پور، لیلی پناغی،
دوره 12، شماره 1 - ( بهار 1385 )
چکیده

چکیده 

مقدمه: در این پژوهش اثربخشی مدیریت وابستگی و درمان شناختی- رفتاری در درمان بیماران وابسته به مواد افیونی که تحت درمان نگهدارنده با نالترکسون بودند، ارزیابی شد.

روش: 90 بیمار وابسته به مواد افیونی 20 تا 49 ساله مراجعه‌کننده به مرکز روانپزشکی ایران که سم زدایی شده بودند و داروی نالترکسون را به‌عنوان درمان نگهدارنده دریافت می‌کردند به‌تصادف و به مدت 16 هفته در یکی از  سه گروه درمانی
 نالترکسون به‌تنهایی، نالترکسون با مدیریت وابستگی و نالترکسون با درمان شناختی- رفتاری قرار گرفتند. پیش از شروع مداخله‌های درمانی، آزمودنی‌ها با چک‌لیست شدت اعتیاد ارزیابی شدند. در پایان مداخله، هر سه گروه بار دیگر با چک‌لیست شدت اعتیاد مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده‌های به‌دست آمده با روش‌های آماری تحلیل واریانس با اندازه‌گیری‌های مکرر، تحلیل واریانس یک‌طرفه و آزمون تعقیبی
توکی تحلیل شدند.

یافته‌ها: مقایسه سه گروه از نظر سطح ریزش، میزان همکاری و نمرات چک‌لیست شدت اعتیاد نشان‌دهنده تفاوت معنی دار بین سه گروه بود. تغییرات معنی‌دار آماری به وجود آمده نشان دهنده اثربخشی مدیریت وابستگی و درمان شناختی- رفتاری در افزایش همکاری، کاهش ریزش و کاهش نمرات چک‌لیست شدت اعتیاد بود.

نتیجه‌گیری: برنامه مدیریت وابستگی به‌سرعت مصرف مواد را کاهش می‌دهد اما اثرات آن بعد از درمان کاهش پیدا می‌کند. تأثیر درمان شناختی- رفتاری در کاهش  مصرف مواد تا ماه‌ها پس  از پایان درمان ادامه می‌یابد.

 


امیر شعبانی، سمیه نیک‌روش، لیلی پناغی،
دوره 12، شماره 3 - ( پاييز 1385 )
چکیده

 

چکیده

 هدف: این بررسی برای ارزیابی فراوانی علایم  اختلال وسواسی- اجباری (OCD) در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس (MS) انجام شده است.

روش‌: تعداد 40 نفر (18 مرد و 22 زن) از بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس با مقیاس‌های وسواسی اجباری ییل- براون(Y-BOCS) و افسردگی هامیلتون (HRSD) ارزیابی شدند. نقاط برش این دو مقیاس به‌عنوان ملاک تشخیصی OCD و اختلال افسردگی به‌کار برده شد. برای تحلیل داده‌ها به تناسب از آزمون‌های t ، دقیق فیشر و خی‌دو بهره گرفته شد.

یافته‌ها: 5/17% بیماران مبتلا به OCD و 2/69% آنان مبتلا به اختلال افسردگی بودند. در همه موارد OCD، بیمار شروع علایم آن را مربوط به پیش از شروع تظاهرات بالینی MS می‌دانست. سطح تحصیل بیماران OCD به‌طور معنی‌داری بیش از بیماران غیر OCD بود (05/0 p<). فراوانی وسواس به‌طور معنی‌داری بیش از فراوانی اجبار (0001/0 p<) و شایع‌ترین وسواس، «تردید» بود. فراوانی OCD در بیماران افسرده و غیرافسرده تفاوت معنی‌دار نداشت.

نتیجه‌گیری: فراوانی OCD در بیماران MS قابل توجه است و این فراوانی را نمی‌توان صرفاً با میزان بالای همبودی اختلال افسردگی توجیه نمود.


دكتر جعفر بوالهری، دكتر ارسیا تقوا، دكتر مریم رسولیان، دكتر مهرداد محمدیان، دكتر لیلی پناغی، دكتر همایون امینی،
دوره 13، شماره 1 - ( ويژه‌نامه OSCE بهار 1386 )
چکیده

چکیده

هدف:این بررسی با هدف بازبینی چگونگی راه اندازی نخستین تجربه آزمون ساختار‌یافته عینی- بالینی (OSCE) روانپزشکی و نیز بررسی میزان رضایتمندی از این شیوه در مقایسه با روشهای رایج انجام آزمونهای شفاهی روانپزشکی از سوی دستیاران، استادان و بیماران استانداردشده انجام شده است.

روش:22 دستیار سال آخر روانپزشکی در نُه ایستگاه با حضور هشت بیمار استانداردشده و یک ایستگاه جمع‌بندی ارزیابی شدند. زمان هر ایستگاه 12 دقیقه بود. در هر کدام از این ایستگاهها دو ارزیاب به‌طور مستقل به ارزیابی دستیار بر پایه جدول‌های نمره‌دهی تعیین‌شده پرداختند. پس از آزمون از استادان، دستیاران و بیماران استانداردشده نظرسنجی شد. این نظرخواهی سه هفته بعد و بی‌درنگ پس از انجام آزمون دانش‌نامه تخصصی شفاهی از همین دستیاران انجام شد.

یافتهها:دستیاران زمان ایستگاهها، اطلاعات ارایه‌شده پیش از آزمون و توانایی آزمون در برآورد توانمندی‌های دستیار را خوب توصیف کردند. 75% دستیاران رضایت خود را از حضور در چنین آزمونی ابراز داشتند. بیشتر دستیاران آزمون رایج دانش‌نامه شفاهی را خالی از جنبههای عدالت‌مندانه، عینیت و حتی شباهت به فضای واقعی بالینی گزارش کردند. استادان ارزیابی‌کننده نیز هدف‌های ایستگاهها، زمان و عملکرد بیماران استانداردشده را خوب گزارش کردند. بیماران استانداردشده نیز تمایل خود را برای حضور دوباره در چنین تجربه‌ای ابراز نمودند.

نتیجه‌گیری:برگزاری رضایت‌بخش و دقیق آزمون OSCE رضایت شرکت‌کنندگان (دستیاران)، ارزیابها ( استادان) و بیماران استانداردشده را به دنبال دارد.

 


دكتر مریم رسولیان، دكتر ارسیا تقوا، دكتر لیلی پناغی، دكتر علی‌رضا ظهیرالدین، دكتر منصور صالحی، دكتر میرفرهاد قلعه‌بندی،
دوره 13، شماره 1 - ( ويژه‌نامه OSCE بهار 1386 )
چکیده

چکیده 

هدف: آزمون ساختاریافته عینی- بالینی (OSCE) روانپزشکی در مرداد ماه سال 1383 نخستین بار در ایران در مقطع تخصصی به‌صورت‌ آزمایشی برگزار گردید. هدف پژوهش حاضر ارزیابی کیفی دیدگاه‌های دستیاران و استادان شرکت‌کننده در این آزمون برای آگاهی از مزیت‌ها و نارسایی‌ها، مشکلات و پیشنهادهای دستیاران و استادان در این زمینه می‎باشد.

روش: این بررسی از نوع کیفی و به روش بحث گروهی متمرکز استادان و دستیاران شرکت‌کننده در این آزمون در روز برگزاری آزمون انجام شده است. در این بررسی دو جلسه بحث گروهی با حضور 10- 8  نفر در هر گروه برگزار گردید.

یافته‌ها: استادان و دستیاران مهم‌ترین مزیت OSCE را عادلانه‌بودن آن دانسته‌اند. مهم‌ترین نارسایی آن از دیدگاه دستیاران مصنوعی‌بودن فضای ایستگاه و برقرار نشدن ارتباط مناسب با بیمار غیرواقعی بوده است. استادان به هزینه و زمان زیادی که OSCE  نیاز دارد، اشاره نمودند. مهم‌ترین پیشنهاد دستیاران و استادان جهت بهبود OSCE، آموزش بیشتر بیماران استانداردشده و به‌کار بردن فیلم‎های از پیش تهیه‌شده  از بیماران واقعی در برخی از ایستگاه‌ها بود.

نتیجه‌گیری: OSCE روانپزشکی از دیدگاه دستیاران و استادان بر شیوه آزمون رایج روانپزشکی دستیاری برتری چشم‌گیر دارد. ولی برگزاری موفق OSCE در سال‌های آینده نیاز به از میان برداشتن مشکلات یادشده از جمله آموزش بیشتر بیماران استانداردشده  و استفاده از سایر پیشنهادهای دستیاران و استادان دارد.

 


دكتر ارسیا تقوا، دكتر مریم رسولیان، دكتر لیلی پناغی، دكتر جعفر بوالهری، دكتر مهران ضرغامی، دكتر مهدی نصر اصفهانی، دكتر برایان هاجز،
دوره 13، شماره 1 - ( ويژه‌نامه OSCE بهار 1386 )
چکیده

 چکیده

هدف:این پژوهش با هدف بررسی پایایی و روایی آزمون ساختاریافته عینی- بالینی (OSCE) در حوزه روانپزشکی و در میان دستیاران انجام شده است.

روش:پس از بررسی‎ و بحث‎های فراوان میان استادان روانپزشکی کشور، نُه ایستگاه 12 دقیقه‎ای طراحی گردید. در هر ایستگاه دو ارزیاب ممتحن جداگانه به تکمیل چک‌لیست‎های (برگ‌آزمون‌های) از پیش طراحی شده ‎پرداختند. در هشت ایستگاه از بیمار استانداردشده استفاده شد. روایی ظاهری و محتوایی، روایی ساختاری، روایی هم‌زمان و پایایی بین دو ارزیاب، ثبات درونی و پایایی بین ایستگاه‎ها بررسی شد.

یافته‎ها:روایی ظاهری و محتوایی آزمون پس از برگزاری جلساتی با حضور استادان و دبیر دانش‌نامه تخصصی کشور و استخراج کلیه هدف‌های عملی و به بحث گذاشتن آن در نشست‌های گوناگون به‌دست آمد. روایی ساختاری با مقایسه نمرات OSCE دستیاران با نمره‌های استادان مستقیم ایشان و روایی هم‌زمان با بررسی همبستگی نمره‌های OSCE  با آزمون دانش‌نامه کتبی، شفاهی، ارتقا و ورودی به رشته روانپزشکی بررسی گردید، که نشان‌دهنده روایی مناسب این آزمون بود. بررسی پایایی آزمون نیز به‌کمک پایایی بین دو ارزیاب، ثبات درونی و پایایی بین ایستگاه‎ها نشان داد که این آزمون از پایایی مناسب برخوردار است.

نتیجه‌گیری:نخستین آزمون OSCE روانپزشکی دارای پایایی و روایی چشم‌گیری بود.

 


دكتر ارسیا تقوا، دكتر غلامرضا میرسپاسی، دكتر مجید صادقی، دكتر لیلی پناغی، دكتر میرفرهاد قلعه‌بندی،
دوره 13، شماره 1 - ( ويژه‌نامه OSCE بهار 1386 )
چکیده

چکیده

هدف:این پژوهش با هدف مقایسه دیدگاه‌های بیماران استانداردشده (SP ‌ها) با نظرات استادان روانپزشکی درباره عملکرد دستیاران داوطلب نخستین آزمون ساختاریافته عینی- بالینی (OSCE) روانپزشکی در ایران انجام شده است.

روش:22 نفر دستیار سال آخر روانپزشکی در نُه ایستگاه با حضور هشت SP در یک روز ارزیابی شدند. در هر ایستگاه دو ارزیاب جداگانه بر پایه چک‌لیست از پیش طراحی‌شده به نمره‌دهی دستیاران پرداختند. سه نفر از SP ‌ها زن و پنج  نفر مرد با میانگین سنی 27 سال بودند. در پایان نظرات استادان با نظر SP ‌ها در مورد عملکرد دستیاران مقایسه گردید.

یافته‎ها:به‌جز در سه ایستگاه، در سایر ایستگاه‌ها همبستگی معنی‌داری بین نظرات استادان و SP ها دیده نشد. در مواردی که در این زمینه همبستگی دیده شد، SP ‌ها از سطح تحصیلی بالاتری به‌ویژه در زمینه‌های مرتبط با روانپزشکی برخوردار بودند.

نتیجه‌گیری:با وجود توانمندی‌های بیماران استانداردشده، شاید نتوان بر نظر آنها به‌عنوان ارزیاب تکیه کرد مگر آن‌که از سطح تحصیلات بالاتری برخوردار باشند.

 


دكتر لیلی پناغی، دكتر میترا حکیم شوشتری، دكتر سیده الهام شرفی، مریم عباسی،
دوره 15، شماره 2 - ( ويژه‌نامه اختلالات دوقطبي، تابستان 1388 )
چکیده

چکیده

هدف: در پژوهش حاضر مشکلات رفتاری و هیجانی کودکان و نوجوانان والدین مبتلا به اختلال دوقطبی با همتایان دارای والدین سالم مقایسه شده است. روش: در یک پژوهش توصیفی- مقطعی 86 نفر از فرزندان بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی (گروه مورد) و 93 نفر از فرزندان مراجعان به بیمارستان روانپزشکی ایران و بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) (گروه گواه) که به‌شیوه در دسترس نمونه‌گیری شده بودند، به‌کمک پرسش‌نامه ویژگی‌‌های جمعیت­شناختی و فهرست رفتاری کودک (CBCL)  بررسی شدند. مقایسه نمرات میانگین زیرمقیاس‌های CBCL بین دو گروه به‌کمک آزمون آماری t و روش تحلیل واریانس چندمتغیره (MANOVA) انجام شد.یافته­ها: میانگین نمرات گروه مورد در خرده‌مقیاس‌های شکایت‌های بدنی، اضطراب/ افسردگی، مشکلات توجه، رفتار پرخاشگرانه، درونی­سازی و مشکلات کلی بالاتر از میانگین نمرات گروه گواه بود (05/0p<). نتیجه‌گیری: مشکلات رفتاری در فرزندان مبتلایان به اختلال دوقطبی بیشتر از کودکان گروه گواه است.


دكتر لیلی پناغی، زهره احمدآبادی، دكتر علی زاده‌محمدی، مرجان پشت مشهدی،
دوره 16، شماره 1 - ( بهار 1389 )
چکیده

هدف: ساخت، بررسی روایی و ساختار عاملی پرسش‌نامه­ای برای سنجش ارتباط دانش­آموزان با مدرسه، هدف پژوهش حاضر بود. روش: با بهره‌گیری از منابع و نظریه متخصصان روانشناسی تربیتی، پرسش‌نامه­ای 21 پرسشی تهیه شد و 1204 دانش­آموز از نقاط مختلف تهران که به‌صورت چندمرحله‌ای (طبقه­ای متناسب با حجم) و تصادفی برگزیده شده بودند، به آن پاسخ دادند. داده­ها به‌کمک نرم­افزار SPSS و LISREL و با کاربرد تحلیل عاملی اکتشافی، روش مؤلفه­های اصلی و چرخش پروماکس، تحلیل عاملی تأییدی، شاخص‌های برازش و آلفای کرونباخ تحلیل شدند. یافته­ها: تحلیل مؤلفه­های اصلی نشان داد که پرسش‌نامه ارتباط با مدرسه (SCQ) از چهار عامل تعلق، التزام، تعهد و روابط با هم‌سالان در مدرسه تشکیل شده اما طبق تحلیل عاملی تأییدی، عامل چهارم با داده ها برازش نداشت. آلفای کرونباخ برای کل پرسش‌نامه 84/0، تعلق 83/0، التزام 81/0، تعهد 58/0 و روابط با هم‌سالان 50/0 محاسبه شد. نتیجه­گیری:SCQ را می­توان به­عنوان ابزاری معتبر برای سنجش احساسات، ارزیابی‌ها و رفتارهای دانش‌آموزان نسبت به مدرسه به‌کار برد.


دكتر لیلی پناغی، زهره احمدآبادی، حمید پیروی، دكتر فائزه زهرا ابوالمعصومی،
دوره 16، شماره 2 - ( تابستان 1389 )
چکیده

هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی خودکشی دانشجویان بر حسب جنس، سن، فصل و ماه، مکان و روش خودکشی و نیز تعیین زمان دقیق خودکشی، مصرف مواد، سابقه بیماری روانپزشکی، سابقه اقدام به خودکشی و خودزنی، رشته تحصیلی، و سابقه اقدام به خودکشی و خودکشی کامل در بین دوستان و بستگان انجام شد. روش: مطالعه حاضر از نوع توصیفی و نمونه پژوهش شامل کلیه موارد خودکشی ارجاع داده شده به پزشکی قانونی بود. اطلاعات در دو مرحله گذشته‌نگر و آینده­نگر به‌صورت بررسی پرونده­های ­دانشجویان و مصاحبه با خانواده­ها جمع­آ­وری شد. یافته­ها: در بازه زمانی سال‌های 1382 و 1387 مجموعاً 337 مورد خودکشی و بیشتر در فصل تابستان و محل سکونت فرد رخ داد. حلق­آویزی بالاترین و بریدن عروق حیاتی کمترین فراوانی را دارا بودند. در مصاحبه با خانواده­ها مشخص شد که دانشجویان مرد، شهری، 22 ساله، مجرد، رشته­ علوم انسانی، سال دوم و دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی بیشتر خودکشی کرده‌‌اند. بیشتر خودکشی­ها طی روز و در روزهای شنبه، یکشنبه و جمعه و زمان امتحانات و تعطیلات بین دو ترم تحصیلی انجام گرفت. نتیجه­گیری: نتایج این تحقیق می­تواند به یافتن زمینه­های وقوع خودکشی در میان دانشجویان کمک نماید و راهکارهایی را برای پیش‌گیری و کاهش نرخ خودکشی در کشور پیشنهاد کند.


دکتر لیلی پناغی، دارا پیروزی، مینو شیرین‌بیان، زهره احمدآبادی،
دوره 17، شماره 2 - ( ويژه‌نامه بهداشت روان، تابستان 1390 )
چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ویژگی­های شخصیتی زنان قربانی با انواع خشونت و تعیین سهم ویژگی­های جمعیت­شناختی (در مقایسه با عوامل شخصیتی) در پیش­بینی خشونت علیه زنان بود. روش: بررسی توصیفی- همبستگی حاضر در شهر کرمانشاه و روی زنان متأهل مراجعه­کننده به مراکز بهداشتی- درمانی در سال 1387 انجام شد. با درنظر گرفتن وضعیت اجتماعی- اقتصادی، مناطق شهری به سه سطح پایین (40 مرکز)، متوسط (30 مرکز) و بالا (15 مرکز) تقسیم شدند و متناسب با حجم و میزان گستردگی هر سطح، به­طور تصادفی چند مرکز از هر منطقه انتخاب و در نهایت 396 نفر به روش نمونه­گیری در دسترس به دو پرسش­نامه نسخه کوتاه فهرست پنج­عاملی شخصیت (NEO-FFI) و پرسش­نامه همسرآزاری (SAQ) پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده­ها با کمک SPSS-16 و به روش ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه انجام شد. یافته­ها: روان­آزرده­خویی خشونت روانی و جسمی را، وظیفه­شناسی خشونت جنسی را و برون­گرایی خشونت جسمی را پیش­بینی کرد (05/0≥p). اعتیاد مرد، سن زن و مرد، میزان تحصیل مرد، مدت زمان ازدواج و نداشتن فرزند نیز در تبیین انواع خشونت سهم داشتند (05/0≥p). نتیجه­گیری: اگرچه ویژگی­های شخصیتی در تبیین هر سه نوع خشونت سهم قابل­توجه داشتند، عوامل جمعیت­شناختی و بیماری روانی و جسمی نیز قدرت پیش­بینی­کنندگی قابل­توجهی را به خود اختصاص دادند.  


دکتر فریبا عربگل، دکتر فیروزه درخشانپور، دکتر لیلی پناغی، دکتر سعیده سرجمعی، دکتر احمد حاجبی،
دوره 19، شماره 3 - ( پاييز 1392 )
چکیده

 هدف : هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر مداخله‌های درمانی بر مشکلات روانپزشکی کودکان آزاردیده بود. روش : در پژوهش نیمه‌مداخله‌ای حاضر 73 کودک (43 پسر و 30 دختر) که به علل روانپزشکی به درمانگاه روانپزشکی کودک و نوجوان و یا به علل جسمی به اورژانس، درمانگاه و بخش کودکان بیمارستان امام حسین (ع) ارجاع شده بودند، بررسی شدند و مداخله‌ها و درمان‌های غیردارویی (بازی‌درمانی، رفتاردرمانی، شناخت‌درمانی، آموزش مهارت‌های زندگی، کاردرمانی، اقدامات مددکاری و مشاوره با مدرسه، آموزش مدیریت خشم و فرزندپروری)، بسته به نیاز کودک و خانواده انجام شد. آموزش مهارت فرزندپروری در هشت جلسه گروهی 90 دقیقه‌ای، به‌صورت هفتگی، بر پایه تربیت سازنده، برگزار شد؛ اما دو جلسه از هشت جلسه، به توضیح در مورد کودک‌آزاری و تنبیه فیزیکی و آثار منفی آن بر کودک و روش‌های کنترل خشم اختصاص یافت. پرسش‌نامه کودک‌آزاری توسط روانشناس، با اخذ اطلاعات از پدر و مادر و مشاهده کودک پیش از انجام مداخله درمانی تکمیل شد. سیاهه رفتاری کودک ( CBCL ) نیز پیش از مداخله و در ماه‌های سوم و ششم پس از مداخله توسط پدر و مادر تکمیل شد. مدت مداخله‌ درمانی برای هر فرد سه ماه بود. در نهایت، در 40 مورد مداخله به پایان رسید. داده‌ها به روش تحلیل واریانس با اندازه‌های تکراری تحلیل شد. یافته‌ها : یافته‌ها نشان‌دهنده بهبود قابل‌توجه آزمودنی‌ها در خرده‌مقیاس‌های مشکل توجه، مشکلات اضطرابی/افسردگی، مشکلات اجتماعی، رفتار بزهکارانه، پرخاشگری، درونی‌سازی، برونی‌سازی و مشکلات کلی، در نتیجه مداخله‌های درمانی بود (در تمام موارد 001/0> p ). نتیجه‌گیری : شناسایی و انجام مداخله‌های به‌موقع و مستمر برای کاهش پیامدهای کودک‌آزاری مفید است.


دکتر لیلی پناغی، قیصر ملکی، عباس ذبیح‌زاده، دکتر مرجان پشت‌مشهدی، زهرا سلطانی‌نژاد،
دوره 19، شماره 4 - ( زمستان 1392 )
چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی پایایی، روایی و ساختار عاملی مقیاس تجارب مربوط به روابط نزدیک (ECR) بود. روش: نمونه پژوهش شامل 391 فرد متأهل (189 مرد و 202 زن) بود که با روش نمونه­گیری در دسترس از مناطق مختلف شهر تهران انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها، افزون بر مقیاس تجارب مربوط به روابط نزدیک، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS-21) و پرسش‌نامه عزت نفس روزنبرگ (RSES) برای بررسی روایی هم‌گرا و واگرای بعد اضطرابی و خرده مقیاس برون‌گرایی پرسش‌نامه پنج‌عاملی نئو (NEO-FFI) برای بررسی روایی واگرای بعد اجتنابی مورد استفاده قرار گرفت. یافته­ها: یافته‌های تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد مدل دوعاملی اجتناب و اضطراب در جامعه ایرانی برازش دارد. روایی هم‌گرای بعد اضطراب با استفاده از خرده مقیاس افسردگی و اضطراب از مقیاس DASS-21 و روایی واگرای آن با استفاده از پرسش‌نامه عزت نفس روزنبرگ تأیید شد. روایی واگرای بعد اجتناب نیز با بررسی رابطه آن با خرده مقیاس برون­گرایی تأیید شد. ضریب پایایی آزمون- بازآزمون دو هفته‌ای برای نمره کل و دو بعد اجتناب و اضطراب به ترتیب 87/0، 71/0 و 89/0 به‌دست آمد. نتیجه­گیری: ویژگی­های روان­سنجی مقیاس تجارب مربوط به روابط نزدیک در جامعه ایرانی مناسب است. می­توان گفت این پرسش‌نامه ابزاری مفید و معتبر برای انجام پژوهش­های مرتبط با دلبستگی و مشاوره زوجی در ایران است.


اسدالله اکبری، لیلی پناغی، مجتبی حبیبی، منصوره سادات صادقی،
دوره 22، شماره 4 - ( زمستان 1395 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که بر اساس رابطه موجود میان کارکرد خانواده و افکار خودکشی از یک سو و رابطه کارکرد خانواده و ناامیدی از سوی دیگر، آیا میتوان فرض کرد در رابطه میان کارکرد خانواده و افکار خودکشی ناامیدی به شکل تعدیلکننده عمل میکند؟

روش روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل دانشجویان ساکن خوابگاه در دانشگاه شهیدبهشتی در سال 1393 است که از میان آنها 373 دانشجو بهصورت در دسترس انتخاب و با استفاده از ابزارهای خودگزارشدهی سنجیده شدند. پس از اجرای پرسشنامههای ابزار سنجش خانواده (FAD)، مقیاس ناامیدی بک (BHS) و مقیاس افکار خودکشی بک (BSS)، دادههای بهدستآمده با استفاده از نسخه 19 نرمافزار SPSS و به روش همبستگی و رگرسیون سلسلهمراتبی چندگانه تحلیل شد.

یافتهها نتایج این تحلیل نشان داد که بین ادراک کارکرد کلی خانواده و ناامیدی (001/0,P 40/0=r)، ادراک کارکرد کلی خانواده و افکار خودکشی (001/0،P≤43/0=r) و بین ناامیدی و افکار خودکشی دانشجویان (001/0،P≤ 63/0=r) همبستگی مثبت معناداری وجود دارد. یافته مهم دیگر این پژوهش، تأیید نقش تعدیلکننده ناامیدی است.

نتیجهگیری رابطه ادراک کارکرد کلی خانواده و افکار خودکشی در سطوح بالای ناامیدی بیشتر میشود، درحالیکه در سطوح پایین ناامیدی این رابطه چشمگیر نیست.


بیتا داساربند، دکتر لیلی پناغی، دکتر فرشته موتابی،
دوره 23، شماره 1 - ( بهار 1396 )
چکیده

 هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش تعدیلکنندگی ویژگیهای شخصیتی در رابطه میان همسرآزاری علیه زنان با نشانههای افسردگی در آن­ها بود.
مواد و روشها روش پژوهش پیمایشی و از نوع همبستگی است. 400 زن متأهل با روش نمونه­گیری در­دسترس، به سه پرسشنامه همسرآزاری قهاری، افسردگی بک (BDI-II) و ویژگی­های شخصیتی NEO پاسخ دادند. تحلیل دادهها به روش رگرسیون سلسه مراتبی و با استفاده از نرمافزار spss 22 انجام شده است.
یافتهها زنانی که دچار همسرآزاری میشوند، به طور معناداری دچار نشانههای افسردگی هستند. بر اساس یافتههای پژوهش حاضر، از بین ویژگیهای شخصیتی، تنها ویژگی توافقجویی بین خشونت روانشناختی و خشونت جنسی با میزان نشانگان افسردگی نقش تعدیلکنندگی ایفا می کرد.
نتیجهگیری با شناسایی و تشخیص ویژگی­های شخصیتی در زنان قربانی همسر­آزاری میتوان زنان آسیبپذیر به خشونت را آموزش داد و درمان کرد.
 

دکتر لیلی پناغی، دکتر شهربانو قهاری، ایرج مختارنیا، بیتا داساربند، وحیده نبویان،
دوره 23، شماره 2 - ( تابستان 1396 )
چکیده

اهداف هدف پژوهش حاضر، بررسی مقدماتی ویژگیهای روانسنجی پرسشنامه همسرآزاری زنان در نمونهای از زنان گروه غیربالینی است.
مواد و روشها روش پژوهش حاضرتحلیلی از نوع همبستگی است و جامعه آماری شامل زنان متأهل شهرستان مشهد بود که با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس، 671 نفر از آنها انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه همسرآزاری قهاری بود که با پرسشنامه خودکارآمدی شرر، پرسشنامه افسردگی بک و پرسشنامه راهبردهای حل تعارض روی گروه نمونه اجرا شد. در پژوهش حاضر برای تحلیل عاملی تأییدی و همبستگی پیرسون از نرمافزارهای لیزرل 8/8 و نسخه SPSS 21 استفاده شد.
یافتهها نتایج تحلیل عاملی تأییدی، از مدل سهعاملی پرسشنامه همسرآزاری حمایت کرد. در بررسی روایی ملاک، ضریب همبستگی پیرسون پرسشنامه همسرآزاری با پرسشنامههای خودکارآمدی شرر و پرسشنامه افسردگی بک بین 31/0 تا 45/0 و در بررسی روایی همگرا با پرسشنامه راهبردهای حل تعارض مقدار ضریب همبستگی 60/0 به دست آمد که رضایتبخش بود. همچنین تفاوت معنیدار نمره عاملهای همسرآزاری بین زنان متقاضی طلاق و غیر متقاضی طلاق روایی تشخیصی پرسشنامه را تأیید کرد. در بررسی پایایی پرسشنامه، نتایج ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه و عاملهای آن بین 87/0 و 95/0 به دست آمد که رضایتبخش بود.
نتیجهگیری این پژوهش نشان داد پرسشنامه همسرآزاری قهاری ویژگیهای روانسنجی مناسبی دارد و میتوان برای اهداف پژوهشی و ارزیابی خانوادهها از آن در مشاوره خانواده استفاده کرد.
 

سیاوش طلایی زاده، دکتر لیلی پناغی، سید محمدمهدی حسینی،
دوره 23، شماره 3 - ( پاییز 1396 )
چکیده

اهداف این پژوهش با هدف بررسی روایت از خود بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا انجام شد.
مواد و روشها پژوهش حاضر از نوع تحلیل روایت بود و نمونه آماری آن عبارت بود از ۹ نفر بیمار مبتلا به اسکیزوفرنیا که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای استفادهشده در این پژوهش شامل فرم مصاحبه وضعیت روانی و مصاحبه داستان زندگی مک آدامز بود. به منظور تحلیل دادهها از دو روش تحلیل ساختاری ژنت و تحلیل محتوا استفاده شد.
یافتهها نتایج نشان داد که روایت این بیماران با وضعیتی بیثبات آغاز میشود و در آن سرنخهای آشوبی بزرگ وجود دارد. این آشوب معمولاً ابتلای راوی به بیماری اسکیزوفرنیاست که زندگی او را کاملاً تحت تأثیر قرار میدهد. بر اساس تحلیل محتوا درونمایه اصلی در روایت از خود بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا درونمایه قربانیشدن بود. درونمایههای طرد، ناامنی، تنهایی، شرم و گناه نیز از دیگر درونمایههای اصلی روایتهای این بیماران محسوب میشوند. همچنین درونمایه پدر غایب و مادر بیش از حد مداخلهگر نیز از مهمترین یافتههای حاصل از روایت آزمودنیهای پژوهش حاضر بود.
نتیجهگیری یافتهها حکایت از این داشت که درک بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا از خود درکی خودمرکزبین است و بیماری در فهم آنها از خود نقش محوری دارد.

 


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2020 All Rights Reserved | Iranian Journal of Psychiatry and Clinical Psychology

Designed & Developed by : Yektaweb