iumssj

جستجو در مقالات منتشر شده


16 نتیجه برای اتوکش

دکتر حسن اتوکش، دکتر رزیتا حسینی،
جلد 8، شماره 25 - ( 9-1380 )
چکیده

     در مطالعه انجام شده در بیمارستانهای حضرت علی‌اصغر و لبافی‌نژاد تعداد 245 کودک مبتلا به نارسایی مزمن کلیه مرحله نهایی (End Stage Renal Disease, ESRD) از نظر علل و علایم بالینی تحت بررسی قرار گرفتند. هدف اصلی این مطالعه بررسی جهت یافتن علل مولد نارسایی مزمن کلیه و توجه‌دادن خانواده‌ها در جهت تشخیص زودرس و پیشگیری از عوارض آن می‌باشد. نوع مطالعه گذشته‌نگر و بصورت بررسی پرونده‌های بیماران بود. همه بیماران دارای (Glomerular Filtration rate, GFR) کمتر از m273/1/min/cc10 بودند. علت ایجاد نارسایی کلیه در تمام بیماران بررسی شد و شیوع انواع علل (Chronic Renal Failure, CRF) در گروههای سنی مختلف تعیین شد. براساس این مطالعه در سنین زیر 5 سال، بیماریهای ارثی ـ مادرزادی فراوانترین علل نارسایی مزمن کلیه بودند. با توجه به شیوع بالای ریفلاکس در این مطالعه نسبت به بررسیهای انجام شده در سایر کشورها می‌توان نتیجه گرفت که نبود یک برنامه‌ریزی مدون در تشخیص زودرس، بررسی و درمان کودکان مبتلا به (Urinary Tract Infection, UTI) و ریفلاکس، این علل را بعنوان شایعترین علل ایجاد ESRD در گروههای سنی 9-5 سال و 17-10 سال قرار داده است. همچنین تشخیص دیررس بیماریهای ارثی مادرزادی مخصوصاً بیماریهای انسدادی مادرزادی می‌تواند آنها را بعنوان علل احتمالی ESRD در گروههای سنی بالاتر قرار دهد. در این بررسی مشخص شد که سن متوسط ظهور مرحله نهایی نارسایی کلیه (ESRD) در بیماران مورد مطالعه در مورد اکثر علل، کمتر از مطالعات مشابه بود. سطح بهداشت و اطلاعات پایین خانواده‌ها، تراکم خانوار و عدم تشخیص زودرس و پیگیری دقیق بیماران توسط پزشکان می تواند عامل این اختلاف محسوب شود.      


دکتر حسن اتوکش، دکتر ناهید رحیم‌زاده، دکتر زهرا اداباقری،
جلد 9، شماره 29 - ( 9-1381 )
چکیده

انواع مختلف گلومرولونفریت از نظر پاتولوژی و بالینی دارای تظاهرات متفاوتی هستند. شناخت این تظاهرات در ایجاد تشخیص صحیح بسیار کمک کننده است. در این مطالعه 280 مورد بیوپسی کلیه مورد بررسی واقع شدند و شیوع انواع تظاهرات بالینی و پاراکلینیکی آنها نیز تعیین شد. از سوی دیگر شایعترین پاتولوژیها ـ جهت شناسایی گلومرولونفریتهای شایع ـ در بیماران مورد مطالعه مورد بررسی قرار گرفت. در این مطالعه 2/28 % بیماران به MesPGN ( Mesangioproliferative glumerulonephritis )، 5/27 % به MCGN (Mesangio Capillary glumerulonephritis) ، 14 % به FSGS ( Focal Segmental glumerulonephritis )، 7 % به MCD ( Minimal Change disease )، 4 % به سندرم نفروتیک مادرزادی، 4 % به بیماری برگر، 5/3 % به گلومرولونفریت نوع هلالی ( cresentric ) و 5/2 % به سندرم آلپورت مبتلا بودند. در این مطالعه شیوع MCGN و MesPGN قابل توجه بود. هماچوری و هیپرتانسیون در انواع FSGS و MPGN دارای شیوع قابل ملاحظه بود ولی در MCD و نوع ممبرانوس کمتر مشاهده شد. افزایش کراتی‌نین سرم و کاهش کمپلمان سرم در MPGN بیشتر از سایر موارد دیده شد، در حالیکه کاهش کمپلمان در دیگر موارد شایع گلومرولونفریتهای ایدیوپاتیک نادر بود.


دکتر حسن اتوکش، دکتر فرزانه عباسی، دکتر رزیتا حسینی، دکتر مرضیه نجومی،
جلد 10، شماره 35 - ( 9-1382 )
چکیده

    در کودکان مبتلا به ریفلاکس نفروپاتی، اسکار کلیوی ایجاد شده به دنبال ریفلاکس مثانه به حالب، همراه با افزایش شیوع فشار خون تا بیش از 38% می‌باشد. در این مطالعه نتایج تست کاپتوپریل در 20 بیمار مبتلا به ریفلاکس نفروپاتی طی 8 ماه بررسی شد. تمام بیماران متبلا به ریفلاکس مثانه به حالب (VUR=Vesicoureteral Reflux) و اسکار کلیوی بودند و در آنها فعالیت رنین پلاسما و پاسخ فشار خون به یک دوز واحد خوراکی کاپتوپریل ارزیابی شد. فعالیت اولیه رنین پلاسما(PRA=Plasma Renine Activity) در تمام بیماران بالا تر از حد طبیعی بود که بعد از تجویز کاپتوپریل در دقیقه 90، افزایش یافت. متوسط افزایش PRA در 2 گروه بیماران که فشار خون طبیعی یا پرفشاری خون داشتند برابر بود. افزایش PRA در 5 بیمار با فشار خون طبیعی و 2 بیمار با پرفشاری خون چشمگیر بود. همچنین تغییرات فشار سیستولیک قبل و بعد از تجویز کاپتوپریل معنی‌دار بود(002/0Pv<). طبق نتایج این مطالعه سیستم رنین ـ آنژیوتانسین در تمام بیماران مورد بررسی حتی بیمارانی که فشار خون طبیعی داشتند، تحریک شده بود بدین معنی که احتمالاً ضایعات این سیستم عامل بروز افزایش فشار خون آنها بوده است. بنابراین می‌توان از این تست به عنوان یک تست غربالگر برای یافتن بیماران مبتلا به ریفلاکس نفروپاتی که زمینه بروز فشار خون بالا را در آینده دارند، استفاده کرد. 

       


دکتر حسن اتوکش، دکتر رزیتا حسینی شمس‌آبادی،
جلد 11، شماره 41 - ( 6-1383 )
چکیده

    سندرم نفروتیک در کودکان علاوه بر آن که یکی از بیماری‌های مهم کلیه است، تشخیص و درمان عوارض آن نیز دارای اهمیت زیادی می‌باشد. یکی از عوارض مهم آن ادم است که در گروه سنی کودکان به دلیل شیوع بیش‌تر و هم‌چنین درمان متفاوت از بزرگسالان، از اهمیت خاصی برخوردار می‌باشد. درمان ادم در کودکان شامل عوامل افزاینده حجم داخل عروق و داروهای کاهنده بازجذب سدیم در لوله پروگزیمال و مهار کننده‌های آلدوسترون است اما در بزرگسالان از مهار کننده‌های کانال سدیم در بخش دیستال نفرون مانند آمیلوراید استفاده می‌شود. آلبومین دارویی مناسب برای درمان ادم در کودکان است اما معایبی نیز دارد که شامل گران قیمت بودن، تشدید نفریت اینترستشیوم و کاهش اثر فوروزماید می‌باشد. امروزه تلاش بر آن است که از داروهایی استفاده شود که علاوه بر داشتن خصوصیات مفید آلبومین معایب ذکر شده را نداشته باشند(مانند مانیتول). با توجه به معایب آلبومین، در این مطالعه از مانیتول استفاده شد و اثر آن در کاهش وزن و ادم بیماران با آلبومین مقایسه گردید. در این مطالعه کودکان مبتلا به سندرم نفروتیک به صورت یک در میان برای درمان ادم، آلبومین یا مانیتول دریافت کردند و کاهش وزن آخر آن‌ها نسبت به وزن روز اول با اهمیت در نظر گرفته شد. کاهش وزن در هر دو گروه بیماران، قابل توجه بود(001/0Pv<). مقایسه این اختلاف وزن در 2 گروه ذکر شده(مانیتول و آلبومین) با یکدیگر تفاوت معنی‌داری را در کاهش ادم نشان نداد(005/0Pv>). هم چنین رابطه‌ای بین اثر این داروها با سطح آلبومین سرم به دست نیامد(005/0Pv>). از نظر میزان بروز عوارض بین 2 گروه تفاوت چشم‌گیری وجود نداشت. شانزده درصد بیمارانی که مانیتول برای آن‌ها تجویز شده بود و 17% بیمارانی که آلبومین دریافت کرده بودند، دچار عوارض شدند که در گروه آلبومین شامل دهیدراتاسیون و هیپرتانسیون و در گروه مانیتول شامل هیپرتانسیون و هیپوکالمی بود. از نظر پاسخ به درمان 8/15% بیماران به مانیتول و 30% بیماران به آلبومین پاسخی ندادند. تمام افرادی که تحت درمان با مانیتول قرار گرفتند و به آن جواب ندادند، مبتلا به MCD بودند.

        


دکتر حسن اتوکش، دکتر عبدا… موسوی، دکتر رزیتا حسینی، دکتر رخشانه گودرزی، معصومه روزبهانی،
جلد 11، شماره 44 - ( 12-1383 )
چکیده

    کاهش شنوایی یکی از عوارض مهم نارسایی مزمن کلیه است که علل مختلفی برای آن در این بیماران ذکر شده است. مهم‌ترین عامل اثر اورمی(نوروپاتی اورمیک) می‌باشد و از سایر علل می توان به اختلالات الکترولیتی مانند هیپرکالمی و هیپوناتری، اختلالات عروقی ناشی از فشار خون بالا، بروز بیش‌تر عفونت‌ها در جریان نارسایی کلیه و در نتیجه مصرف بیش‌تر آنتی‌بیوتیک‌ها از جمله آمینوگلیکوزیدها و مصرف داروهای کاهنده فشار خون اشاره کرد. مطالعات گوناگونی در مورد اثر انواع درمان‌های نارسایی مزمن کلیه بر شدت اختلالات شنوایی انجام شده که نتایج آن‌ها متفاوت و گاهی متضاد بوده است. در اغلب مطالعات در بیمارانی که تحت درمان با همودیالیز مزمن بودند، با وجود کاهش میزان اورمی تغییر محسوسی در بهبودی ناشنوایی  آن‌ها رخ نداده بود و گاهی حتی شدت آن بیش‌تر شده بود. بر عکس، اثر پیوند کلیه در بهبودی اختلالات شنوایی بهتر و چشم‌گیرتر بوده است اما طبق نتایج اغلب تحقیقات این اثر مناسب، در اوایل دوران پیوند دیده می‌شود و با گذشت زمان اختلالات شنوایی در این بیماران به طور مجدد ظاهر گشته یا حتی بدتر نیز شده است. با توجه به اهمیت شنوایی در گروه سنی کودکان و کم بودن تعداد مطالعات انجام شده در این رابطه در کودکان مبتلا به نارسایی مزمن کلیه و با توجه به وجود تناقضات زیاد در بررسی‌های انجام شده در بزرگسالان، بر آن شدیم تا با انجام دادن مطالعه‌ای در کودکان اثر دیالیز و پیوند کلیه را در کاهش اختلالات شنوایی این بیماران بررسی کرده و با هم مقایسه نماییم، تا بدین ترتیب بتوان روش درمانی مناسبی را برای کم کردن اختلالات شنوایی در کودکان مبتلا به کاهش شنوایی شناسایی و جای‌گزین کرد. در این بررسی اثر درمان‌های مختلف(حمایتی، همودیالیز و پیوند) بر کاهش اختلال شنوایی در 35 کودک مبتلا به نارسایی مزمن کلیه که بین سال‌های 1381 تا 1382 به بیمارستان علی‌اصغر مراجعه کرده بودند مورد ارزیابی قرار گرفت. بدین منظور ادیومتری در این بیماران در 3 فرکانس پایین، متوسط و بالا توسط 1 نفر انجام شد. میانگین سنی بیماران 12 سال بود و 20% آن‌ها تحت درمان حمایتی بودند و 34% پیوند کلیه شده و 46% همودیالیز می‌شدند. بیش‌ترین درجه کاهش شنوایی در این بیماران در فرکانس بالا بود و هیچ اختلاف قابل ملاحظه‌ای بین 3 گروه بیمار از نظر اختلال شنوایی به دست نیامد. 

دکتر حسن اتوکش، دکتر مصطفی شریفیان، دکتر عباس بصیری، دکتر ناصر سیم‌فروش، دکتر رزیتا حسینی، دکتر نادر صدیق، دکتر پدرام گلناری، مهدی رضایی، سیدمحمد فرشته‌نژاد،
جلد 13، شماره 51 - ( 3-1385 )
چکیده

    زمینه و هدف: در گذشته بیماران مبتلا به نارسایی مرحله انتهایی کلیه(ESRD=End stage renal disease) و اختلالات دستگاه ادراری تحتانی به طور همزمان گروه پرخطر برای پیوند کلیه در نظر گرفته می‌شدند. برای بررسی میزان بقا کلیه پیوندی در این گروه، 48 بیمار مبتلا به اختلالات دستگاه ادراری تحتانی که بین سالهای 1365 تا 1382 تحت پیوند کلیه در بیمارستان لبافی‌نژاد قرار گرفته بودند،در این مطالعه مورد ارزیابی قرار گرفتند. روش بررسی: مطالعه به صورت گذشته‌نگر و هم‌گروهی بود. میانگین سن در هر دو گروه بیماران مبتلا به آنومالی‌های دستگاه ادراری تحتانی و در گروه کنترل، 5/11 سال بود. 35% بیماران، دختر و 65% بیماران، پسر بودند. اختلالات اورولوژی در این بیماران عبارت بودند از: 4 بیمار مبتلا به PUV(Posterior urethral valve)، 4 بیمار مبتلا به انسداد حالب و 40 بیمار مبتلا به مثانه نوروژن. یافته‌ها: در گروه کنترل، رد پیوند فوق حاد(Hyper-acute rejection) در 3/2% بیماران، رد پیوند حاد در 59% بیماران و رد پیوند مزمن در 35% بیماران دیده شد. در بیمارانی که مبتلا به آنومالی‌های دستگاه ادراری بودند، رد پیوند فوق حاد در 8%، رد پیوند حاد در 75% و رد پیوند مزمن در 5/39% بیماران دیده شد. البته از نظر آماری تفاوت قابل توجهی بین این دو گروه از این نظر وجود نداشت(در مورد رد پیوند فوق حاد 11/0=p، در مورد رد پیوند حاد 52/0=p و در مورد رد پیوند مزمن 29/0=p محاسبه شد). پیوند در 33%( ) بیماران مبتلا به LUTA(Lower urinary tract anomaly) نارسا شد و از این نظر با گروهی که این آنومالی‌ها را نداشتند، تفاوت قابل توجهی وجود نداشت. میانگین زمان بقا در کلیه پیوندی در بیماران فوق، 6 سال بود که در مقایسه با گروه کنترل که 3/7 سال بود، اختلاف معنی‌داری نداشت(7/0=p). بقا کلیه پیوندی در بیماران مبتلا به LUTA در سال اول 90%، در سال سوم 76%، در سال پنجم 65% و در سال هفتم 40% بود. در حالی که در گروه کنترل بقا کلیه پیوندی در سال اول 88%، در سال سوم 73%، در سال پنجم 70% و در سال هفتم 49% بود. نتیجه‌گیری: براساس این مطالعه، بقا کلیه پیوندی در بیمارانی که اختلالات دستگاه ادراری تحتانی دارند تفاوت بارزی با بیمارانی که فاقد این آنومالی‌ها هستند، ندارد.


دکتر نکیسا هومن، دکتر حسن اتوکش، دکتر شبنم ایراندوست،
جلد 14، شماره 54 - ( 1-1386 )
چکیده

    زمینه و هدف: پیش‌آگهی فرم اپیدمیک گلومرولونفریت حاد متعاقب عفونت استرپتوکوکی(APSGN=Acute post streptococcal glomerulonephritis) در کودکان، خوب می‌باشد ولی در فرم‌های اسپورادیک، درجاتی از آسیب کلیوی گزارش شده است. هدف از این مطالعه، بررسی ارتباط شدت تظاهرات بالینی و آزمایشگاهی با پیش‌آگهی کودکان بیمار می‌باشد. روش بررسی: پرونده تمامی بیمارانی که با تشخیص APSGN در بین سالهای 82-1368 بستری شده بودند، مرور شد. این مطالعه، توصیفی گذشته‌نگر بود. معیارهای انتخاب بیماران شامل هماچوری، شواهد عفونت اخیر استرپتوکوکی، کاهش گذرای C3 و پیگیری حداقل به مدت 6 ماه بود. شدت تظاهرات بالینی در شروع و شدت آسیب کلیه در آخرین بار مراجعه، امتیازبندی شد. از T-student test، برای مقایسه میانگین و از Wilcoxon rank test، جهت مقایسه امتیازها و ارتباط بین تظاهرات اولیه و پیش‌آگهی بیماران استفاده شد و از Spearman، جهت تعیین ارتباط بین متغیرها استفاده شد. 05/0P<، معنی‌دار تلقی شد. یافته‌ها: 66 کودک(51 پسر، 15 دختر) با میانگین(انحراف معیار) سنی 94/8 سال(4/2±) در مطالعه قرار گرفتند. در گروه سنی زیر 10 سال، فراوانی فشار خون بالا در حد متوسط و شدید(03/0=P)، هیپرکالمی(01/0=P)، ازوتمی(034/0=P) و پروتئینوری(01/0=P)، بیش‌تر از کودکان با سن بالاتر بود، هر چند که امتیاز بالینی، آزمایشگاهی و امتیاز کل دو گروه تفاوت معنی‌دار نداشت. مدت پیگیری بیماران به طور متوسط، 72/1 سال بود. 63%، بهبودی کامل داشتند، در 34/6% بیماران، نارسایی کلیه، در 57/7%، پروتئینوری، ادرار غیر طبیعی در 78/28% و فشار خون بالا در 54/4% بیماران یافت شد. ارتباط آماری معنی‌داری بین امتیاز آزمایشگاهی و نهایی بیماران در هنگام بستری با امتیاز نهایی هنگام آخرین بار مراجعه یافت شد(0001/=P). نتیجه‌گیری: اگر چه APSGN سیر بالینی خوبی دارد ولی باقی ماندن درجاتی از آسیب کلیوی به دور از انتظار نیست و پیگیری طولانی مدت بیماران، خصوصاً آنهایی که تظاهرات بالینی شدیدتری در شروع داشته‌اند، اهمیت دارد.


دکتر نکیسا هومن ، دکتر حسن اتوکش، دکتر فرخ فرگاه،
جلد 14، شماره 56 - ( 8-1386 )
چکیده

    زمینه و هدف: درمان آنتی‌بیوتیکی از بروز موارد جدید گلومرولونفریت متعاقب عفونت استرپتوکوکی جلوگیری می‌کند. در این مطالعه، تاثیر درمان زود هنگام با آنتی‌بیوتیک بر شدت تظاهرات بالینی کودکان مبتلا به این بیماری ارزیابی شد. روش بررسی: پرونده بیماران بستری با تشخیص گلومرولونفریت متعاقب عفونت استرپتوکوکی در بین سالهای 82-1368 مرور شد. این بررسی، یک مطالعه گذشته‌نگر توصیفی بوده است. معیارهای انتخاب بیماران عبارت بودند از: هماچوری، شواهد دال بر عفونت استرپتوکوکی[کشت مثبت یا تیتر بالا رونده ASOT(Antistreptolysin O Titer)] و کاهش گذرای C3. بر اساس سابقه مصرف آنتی‌بیوتیک در فاز نهفته بیماری، بیماران به دو گروه تقسیم شدند. شدت تظاهرات بالینی و یافته‌های آزمایشگاهی بدو بستری، از صفر تا چهار، امتیازبندی شد. مقایسه میانگین، با independent test و مقایسه تعداد بیماران، با Chi-square صورت گرفت و 05/0P< معنی‌دار تلقی شد. یافته‌ها: 86 کودک با میانگین سنی 76/8 سال(85/2=SD)(65 مذکر و 21 مونث) وارد مطالعه شدند. شایع‌ترین تظاهرات بالینی به ترتیب عبارت بودند از هماچوری(100%)، ادم و ازوتمی(70%)، فشار خون بالا(68%) و پروتئینوری(53%). 35 کودک سابقه مصرف هیچ گونه آنتی‌بیوتیکی را نداشتند. ادم شدید(3/37% در مقابل 2/18%)، طول مدت بستری(11 روز در مقابل 9/8 روز) و حداکثر کراتینین(2 میلی‌گرم در دسی‌لیتر در مقابل 3/1 میلی‌گرم در دسی‌لیتر) در گروهی که آنتی‌بیوتیک مصرف نکرده بودند، به طور قابل ملاحظه‌ای بیش‌تر بوده است(05/0P<). میانگین امتیاز بالینی و آزمایشگاهی و امتیاز کل در گروهی که درمان آنتی‌بیوتیکی دریافت نکرده بودند، به طور قابل ملاحظه‌ای بیش‌تر بوده است(0001/0P<). نتیجه‌گیری: مصرف آنتی‌بیوتیک از شدت تظاهرات بالینی کودکان مبتلا به گلومرولونفریت متعاقب عفونت استرپتوکوکی می‌کاهد.


دکتر میترا مهرآزما، دکتر نکیسا هومن ، دکتر شکرا... یوسفی، دکتر حسن اتوکش،
جلد 14، شماره 57 - ( 11-1386 )
چکیده

    زمینه و هدف: سندرم همولیتیک یورمیک، شایع‌ترین علت نارسایی کلیه کودکان می‌باشد. آنمی همولیتیک میکروآنژیوپاتیک، ترومبوسیتوپنی و نارسایی کلیه، سه رکن اساسی برای تشخیص می‌باشند. هدف از این مطالعه، بررسی یافته‌های هیستوپاتولوژیک بیوپسی کلیه و ارتباط آن با پیش‌آگهی نزدیک بیماران مبتلا به بیماری بود. روش بررسی: مطالعه به روش گذشته‌نگر، مقطعی(Cross-sectional) و توصیفی انجام گردید. 28 بیمار(20 پسر ـ 8 دختر) مبتلا به سندرم همولیتیک یورمیک با سن متوسط 6 سال(6/4±)، در 10 سال گذشته به بیمارستان حضرت علی اصغر(ع) مراجعه نموده بودند. یافته‌های میکروسکوپ نوری در گلومرول‌ها(اسکلروز، نکروز، ضخامت دیواره مویرگ‌ها، کرسنت و ...)، آرتریول‌ها(ضخیم‌شدگی هیپرپلاستیک، ترومبوس، نکروز و ...)، شریان‌ها(ترومبوس، نکروز، چربی انتیما و ...)، اینتراستیشیال(التهاب، فیبروز و ادم)، عروق مدولری و توبول‌ها، بدون اطلاع از یافته‌های بالینی امتیازبندی شدند. پیش‌آگهی کوتاه مدت به صورت بهبود علایم حاد در کمتر از 3 هفته تعریف شد. یافته‌ها در برنامه SPSS تحت آنالیز آماری قرار گرفتند و میانگین‌ها، تعیین و مقایسه شدند و رگرسیون در موارد مختلف تعیین گردید. یافته‌ها: شایع‌ترین ضایعات مشاهده شده در گلومرول‌ها، کاهش لومن مویرگی و ضخیم شدن ضخامت جدار آن، در آرتریول‌ها، کاهش قطر لومن رگ به میزان خفیف، در شرائین، ضخیم شدن اینتیمای رگ، در اینتراستیشیوم، ارتشاح سلولهای آماسی و ادم بینابینی هر دو به میزان خفیف و به یک اندازه، در وازارکتا، پرخونی و در توبول‌ها، وجود cast بوده است. ضایعه آرتریولی بویژه آرتریوترومبوز، بیش‌ترین ارتباط را با میزان کراتینین سرم هنگام ترخیص داشته است. نتیجه‌گیری: ضایعات عروقی(بخصوص آرتریولار)، مهم ترین عامل پیش‌گویی کننده در پیش‌آگهی کوتاه مدت کودکان مبتلا به HUS(Hemolytic uremic syndrome) می‌باشند.


دکتر نکیسا هومن، دکتر سیدجواد نصیری، دکتر پروین علی‌پور ، دکتر میترا مهرآزما، دکتر الهام طلاچیان، دکتر خدیجه محلوجی، دکتر حسن اتوکش، دکتر رزیتا حسینی شمس‌آبادی، دکتر محمد فیصل ناجی‌العناقره،
جلد 14، شماره 57 - ( 11-1386 )
چکیده

    مقدمه: پانکراتیت در کودکان شایع نیست. نارسایی مزمن کلیه، همودیالیز و دیالیز صفاقی مزمن، بروز پانکراتیت را افزایش می‌دهند. نکروز، سودوکیست و آبسه پانکراس، از عوارض پانکراتیت می‌باشند. معرفی بیمار: بیمار، دختر 5 ساله مبتلا به نارسایی شدید کلیه در زمینه فوکال سگمنتال گلومرولو اسکلروزیس بود که از سن 3 سالگی تحت درمان با دیالیز صفاقی مزمن بود و به علت درد شکم بستری شده بود. درد متناوب از 4 ماه قبل شروع شده بود و با گذشت زمان، شدت آن افزایش یافته بود. بیمار کاشکسی شدید و افت فشار خون داشت. در بررسی آزمایشگاهی، کدورت مکرر مایع پریتوئن با کشت منفی مایع دیالیز صفاقی و افزایش مختصر آمیلاز سرم گزارش شد. سونوگرافی، سی‌تی‌اسکن و MRI شکم، کیست پانکراس را مطرح کردند. در حین عمل جراحی یک سودوکیست عفونی پانکراس، مشاهده و تخلیه شد. بیمار تحت درمان حمایتی و آنتی‌بیوتیکی قرار گرفت، ولی پس از 2 هفته علی‌رغم بهبودی حال عمومی، بیمار با تابلوی مجدد سپسیس و از کار افتادن ارگان‌های بدن، فوت نمود. نتیجه‌گیری: در کودکان تحت دیالیز صفاقی مزمن با اختلال وزن‌گیری، دردهای شکمی و کدورت مایع دیالیز، باید به پانکراتیت و عوارض آن اندیشید، همچنین بررسی عملکرد پانکراس و سونوگرافی پانکراس توصیه می‌شود.


دکتر حسن اتوکش، دکتر رزیتا حسینی، سیدمحمد فرشته‌نژاد، شمیلا فرامرزی، دکتر عباس بصیری، دکتر ناصر سیم‌فروش، دکتر مجید چالیان، دکتر سمیه جزایری، دکتر حمید چالیان، دکتر مصطفی شریفیان ،
جلد 15، شماره 0 - ( بهار 1387 )
چکیده

    زمینه و هدف: کارکرد دیررس کلیه پیوندی یا(DGF)Delayed Graft Function، به طور کلی با اولیگوری یا نیاز به دیالیز در هفته اول بعد از پیوند مشخص می‌شود. این پدیده، می‌تواند پیامدهای زودرس و یا دیررس برای بقای پیوند آلوگرافت داشته باشد. تاکنون، مطالعات محدودی درمورد عملکرد دیررس کلیه پیوندی(DGF) و عوارض آن در پیوند کلیه کودکان انجام شده‌است که اکثر این مطالعات، تاثیر DGF را تنها بر کارکرد کوتاه مدت کلیه پیوندی قابل توجه دانسته‌اند. ازاین‌رو، این مطالعه با هدف بررسی اثرات کوتاه مدت و بلند مدت کارکرد دیررس کلیه پیوندی(DGF) بر بقای پیوند در کودکان تحت پیوند کلیه انجام گرفت. روش بررسی: این مطالعه، به روش هم‌گروهی تاریخی(historical cohort) بر روی 230 کودک که بین سال‌های 1364 تا 1384 در بیمارستان لبافی‌نژاد شهر تهران تحت پیوند کلیه قرار گرفتند، انجام شد. بیماران به 2 گروه تقسیم شدند: گروه Aیا «مورد» شامل 47 کودک که دارای کارکرد دیررس کلیه پیوندی(DGF) بودند و گروه B یا «شاهد» شامل 183 کودک بدون کارکرد دیررس کلیه پیوندی(DGF). در این مطالعه، عوامل خطر DGFو اثرات آن روی عملکرد کلیه در طی یک سال اول، بقای طولانی مدت پیوند و عوارض پس از پیوند مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. در آنالیز تحلیلی داده‌ها از Kaplan–Meier و مدل Logistic regression استفاده شد. یافته‌ها: شیوع از دست رفتن کلیه پیوندی در انتهای این مطالعه، به طور واضحی در گروه DGF (دارای کارکرد دیررس کلیه پیوندی) شایعتر است(2/53% در برابر 4/22% و 001/0>P). میانگین مدت بقاء پیوند(41/12 SEM=) 52/76 ماه در گروه A(دارای DGF) و(17/6=SEM) 2/134 ماه درگروه B(بدون DGF) می‌باشد(001/0> P). همچنین، میزان بقای پیوند در کودکان بدون DGF، 9/94% در سال اول، 9/91% در سال سوم، 9/83% در سال پنجم ، 2/79% در سال هفتم و 72% در سال دوازدهم بعد از پیوند بوده است. درحالی که در بیماران دارای DGF ، %6/75 در سال اول، %2/53 در سال سوم، 2/47% در سال پنجم و 9/31% در سال هشتم بعد از پیوند بوده است. دیالیز قبل از پیوند(039/0=P)، رد پیوند حاد (001/0>P)، پروتکل تضعیف سیستم ایمنی فاقد Celcept(001/0>P) و وجود DGF(001/0>P) عوامل خطر بارز برای از دست رفتن کلیه پیوندی در آینده شناخته شدند. نتیجه‌گیری: نتیجه مطالعه حاضر نشان می‌دهد که کارکرد دیررس کلیه پیوندی به طور مشخص و مستقل روی بقای پیوند اثر سوء می‌گذارد و نتایج کوتاه مدت و بلند مدت پیوند را بدتر می‌کند. ازاین‌رو، به نظر می‌رسد جلوگیری از بروز کارکرد دیررس کلیه پیوندی (DGF) یکی از مهمترین فاکتورها در پیشرفت بقای پیوند کلیه است.


دکتر نکیسا هومن، دکتر حسن اتوکش، دکتر عباس مدنی، دکتر سیدطاهر اصفهانی، دکتر مصطفی، دکتر معصومه شریفیان، محکم، دکتر علی مهدوی، دکتر نعمت‌ا... عطایی، دکتر پروین محسنی، فاطمه قلی‌خانی، الهه لطیف،
جلد 15، شماره 0 - ( بهار 1387 )
چکیده

    زمینه و هدف: درمان شیرخواران مبتلا به نارسایی مزمن کلیه دیالیز صفاقی، همودیالیز یا پیوند کلیه می‌باشد. متاسفانه، دو روش آخر در سنین شیرخواری با مشکلات تکنیکی زیادی همراه است. لذا برای رسیدن به وزن و سن مناسب، لازم است تا شیرخواران تحت درمان دیالیز صفاقی مزمن قرار گیرند. تهیه اطلاعات ملی در اکثر کشورها، در ارتقا کیفیت مراقبت بیماران تحت دیالیز صفاقی مزمن نقش بسزایی داشته است. هدف از این مطالعه بررسی چند مرکز به منظور بررسی اپیدمیولوژیک کودکان ایرانی بود. روش بررسی: اطلاعات کودکان تحت دیالیز صفاقی مزمن، از 1372 لغایت 1383 از سه مرکز علی‌اصغر(ع)، مفید و مرکز طبی کودکان به طور گذشته‌نگـر استخـراج شـد. میزان بـروز پریتونیـت و بقای بیمار محاسبـه شـد. از آزمون‌های آماری T-student (جهت مقایسـه میانگیــن)، Chi square(جهــت مقایســـه فـراوانـی)، Kaplan Mayer(جهـت تعییـن بقــا)، Cox regression (جهت تعیین فاکتورهای موثر در بقا) و Correlation(جهت تعیین ارتباط بین متغیرها) استفاده شد. 05/0P< معنی‌دار تلقی شد. یافته‌ها: 57 کودک(27 دختر و 30 پسر) با میانگین سنی 3/32 ماه(محدوده سنی 156-08/0 ماه) در مطالعه قرار گرفتند. بیماری‌های ارثی کلیه(5/10%)، بیماریهای سیستیک کلیه(8/22%)، گلومرولوپاتی اولیه(2/33%)، اروپاتی(3/14%)، دیسپلازی کلیه(7/8%) و علل متفرقه یا نامشخص(5/10%) علل نارسایی مزمن کلیه را تشکیل می‌دادند. 99 کاتتر دیالیز صفاقی با روش جراحی تعبیه شد. شایعترین عوارض غیرعفونی، فتق و نشت مایع دیالیز صفاقی بوده اسـت. بـروز پریتونیـت 85/1:4 بیمار مـاه درمان بوده است. از نظر آماری شیوع پریتونیت با سن کمتـر از 12 ماه، وجود کاتتــر صاف تنکهــوف، پاییـن بـودن وزن و (BMI)Body Mass Index هنگام کاتترگذاری، ارتباط معنی‌دار داشت(01/0=P). نتایج کشت مایع دیالیز صفاقی در 32% میکروارگانیسم‌های گرم مثبت، 28% گرم منفی، 30% کشت منفی و 10% قارچ بوده است. بروز پریتونیت قارچی با تعداد حملات پریتونیت و زمان بروز اولین پریتونیت، ارتباط آماری معنی‌داری داشته است(01/0=P). میانگین بقای بیماران 9/0 سال بوده است(16/1-6/0:CI95%). 14% به دیالیز صفاقی ادامه دادند، 8/8% پیوند و 7% به همودیالیز منتقل شدند. بازگشت عملکرد کلیه در 5/10% بیماران رخ داد. 9/57% کودکان فوت نمودند و 8/1% بیماران مراجعه مجدد نداشتند. نتیجه‌گیری: با توجه به شیوع بالای موربیدیتی و مرگ و میر در گروه کودکان تحت دیالیز صفاقی مزمن، آموزش به والدین و پرسنل پزشکی و ایجاد تیم دیالیز صفاقی شامل پزشک، پرستار، مددکار اجتماعی، روانپزشک و متخصص تغذیه به منظور بهتر نمودن پیش‌آگهی بیماران الزامی است.


دکتر منیژه متولیان، دکتر حسن اتوکش، دکتر رزیتا حسینی شمس‌آبادی، دکتر مجید چالیان،
جلد 16، شماره 0 - ( تابستان 1388 )
چکیده

    زمینه و هدف: سیکلوسپورین یک سرکوب‌کننده سیستم ایمنی با پنجره درمانی باریک است. به دلیل تفاوت‌های بین فردی فراوانی که در فارماکوکینتیک سیکلوسپورین وجود دارد، غلظت خونی توتال سیکلوسپورین به عنوان راهنمایی برای تنظیم دوز دارو در بیماران پیوندی مورد استفاده قرار می‌گیرد. هدف از انجام این مطالعه، تعیین روش دقیق و مناسبی برای پایش درمانی سیکلوسپورین در کودکان با کلیه پیوندی و یافتن بهترین زمان برای نمونه‌گیری جهت پایش درمانی (Therapeutic Drug Monitoring = TDM) سیکلوسپورین برای کنترل بیماران پیوند کلیه به منظور کاهش فعالیت سیستم ایمنی در کنارکمترین عوارض جانبی است. روش بررسی:در این مطالعه تجربی، 29جوان (16 پسر و 13 دختر) با میانگین سنی 3/2± 5/14 سال (از 8 تا 20 سال) که حداقل 6 ماه از دریافت پیوند ایشان می‌گذشت، وارد مطالعه شدند. بیماران علاوه بر سیکلوسپورین-آ، داروهایی چون پردنیزولون، میکوفنولیت موفتیل، آهن و اسیدفولیک نیز مصرف می‌کردند. وضعیت بالینی وکارکرد کلیوی بیماران ثبت شد. میزان سیکلوسپورین-آ در خون بیماران در زمان قبل از مصرف دارو و 5/0، 1، 5/1، و 2 ساعت بعد از دریافت دارو، با استفاده از روش رادیوایمونواسی تعیین گردیدو با استفاده از ضریب همبستگی Pearson، آنالیز آماری صورت گرفت.

یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهد که روش استفاده شده برای تعیین مقدار سیکلوسپورین-آ در خون، روشی دقیق و تکرارپذیر است. حداقل مقدار قابل اندازه‌گیری سیکلوسپورین-آ، 5 نانو گرم در میلی‌لیتر و درصد بازیافت، 109-86% بوده است. ضرایب تغییرات بین روزی و درون روزی برای 3 غلظت اختیاری سیکلوسپورین-آ در خون، به ترتیب 8% و 8/5% بود. میانگین غلظت زمان صفر و 5/1 ساعت پس از تجویز دارو به ترتیب 3±100و 2/19±515 میکروگرم در دسی لیتر بود. میانگین سطح کراتینین سرم 9/0(1/0- 9/1) میلی‌گرم در دسی لیتر بود. ارتباط معنی‌داری بین کراتینین سرم، دوز سیکلوسپورین-آ و غلظت زمان 5/1 ساعت وجود داشت؛ در حالیکه بین سن، کراتینین سرم و غلظت زمان 5/1ساعت ارتباط وجود نداشت. همچنین بین غلظت زمان صفر و هیچ یک از پارامترهای بالا ارتباط وجود نداشت. بنابراین نتیجه این مطالعه نشان می‌دهد که غلظت خونی 5/1ساعت بعد از دریافت دارو بهترین نشانگر برای پایش درمانی دارو در کودکان ایرانی است و بهترین ارتباط را با دوز و سطح کراتینین دارد.

نتیجه‌گیری: روش استفاده شده برای اندازه‌گیری سیکلوسپورین-آ در خون، روشی دقیق و تکرارپذیر است و برای مطالعات کینتیکی سیکلوسپورین-آ مناسب است. بر اساس یافته‌های این مطالعه می‌توان چنین نتیجه گرفت که به منظور آسایش بیماران پیوندی در سنین پایین، اندازه‌گیری سطح خونی سیکلوسپورین-آ در یک نوبت قابل انجام است و بهترین زمان بر اساس این مطالعه، زمان 5/1 ساعت بعد از مصرف دارواست.


دکتر حسن اتوکش، دکتر فائزه جوادی لاریجانی، دکتر سید محمد فرشته‌نژاد، دکتر رزیتا حسینی، دکتر رضا سلمان یزدی،
جلد 17، شماره 70 - ( 1-1389 )
چکیده

   

    زمینه و هدف: پیلونفریت یک عفونت جدی و شایع در کودکان است که عفونت کلیه و اسکار ناشی از آن یکی از علل نارسایی کلیه در بسیاری از مناطق جهان از جمله ایران می‌باشد.در برخی مطالعات گزارش شده است که سطح سرمی و ادراری IL-6 در پیلونفریت حاد افزایش می‌یابد. این مطالعه با هدف اثبات این مسأله  و پاسخ به اینکه آیا می‌توان از سطوح سرمی یا ادراری IL-6 به عنوان یک تست غربالگری در تشخیص پیلونفریت حاد استفاده نمود، انجام شده است.

روش کار: در این مطالعه­ مقطعی- تحلیلی (Analytical Cross-sectional) و آینده­نگر، 40 کودک با تب و یا علائم مبنی بر عفونت مجاری ادرای و کشت ادراری مثبت که در سال 1387 به بیمارستان کودکان حضرت علی اصغر (ع) مراجعه کردند، مورد مطالعه قرار گرفتند.  بر اساس اسکن DMSA انجام شده در این کودکان، سطوح سرمی و ادراری IL6 در دو گروه کودکان مبتلا به سیستیت (20 نفر) و پیلونفریت (20 نفر) با هم مقایسه گردید. در تحلیل داده­ها از آزمون­های آماری Independent T-test، Mann-Whitney U-test، Correlation و Wilcoxon rank و نیز آنالیز ROC (Receiver Operating Characteristics Curve) استفاده شد. 

یافته­ها: میانگین غلظت IL-6 ادرار در بدو مطالعه بطور معنی ­داری در کودکان مبتلا به پیلونفریت [pg/dl (51/9 =SD) 53/11] از کودکان مبتلا به سیستیت [pg/dl (18/2 =SD) 00/4] بیشتر است (002/0=P). میانگین غلظت سرمی IL-6 نیز در فاز حاد بیماری به­طور معنی­داری در کودکان مبتلا به پیلونفریت [pg/dl (40/8 =SD) 59/15] از کودکان مبتلا به سیستیت [pg/dl (58/4 =SD) 21/3] بیشتر است (001/0>P). مقدار غلظت ادراری IL-6 معادل pg/dl  60/6 دارای حساسیت 70% و ویژگی 95% در تفکیک بیماران مبتلا به پیلونفریت حاد از مبتلایان به سیستیت حاد می­باشد و غلظت سرمی برابر pg/dl  25/9 نیز از حساسیت 80% و ویژگی 95% در تفکیک این دو گروه از کودکان برخوردار می­باشد.

نتیجه­گیری: به نظر می­رسد غلظت ادراری و سرمی IL-6 از قدرت ارزش تشخیصی بالایی در افتراق پیلونفریت از سیستیت برخوردار است و می­تواند به عنوان شاخصی مهم در تشخیص به موقع عفونت دستگاه ادراری فوقانی از تحتانی در فاز حاد بیماری در کودکان بکار رود.


ناهید رحیم زاده، صدف اصفهانی، سارا سماواتی، حسن اتوکش، رزیتا حسینی، سید آرش جوادموسوی، غزال جوادموسوی،
جلد 23، شماره 145 - ( 4-1395 )
چکیده

مقدمه: امروزه روش های مختلفی برای درمان سنگ های کلیوی در کودکان به کار می روند. با توجه به کاربرد روز افزون این روش درمانی در سنگ های ادراری کودکان، تعیین درصد فراوانی پاسخ به درمان و عوارض ناشی از آن در کودکان جهت اصلاح نواقص احتمالی، ضروری به نظر می رسد. به همین جهت در این مطالعه درصد فراوانی پاسخ به درمان سنگ شکنی (SWL) و عوارض ناشی از آن را در کودکان مبتلا به سنگ کلیه مراجعه کننده به بیمارستان لبافی نژاد طی سالهای 1380 تا 1389 بررسی نموده ایم.

روش انجام کار: در این مطالعه توصیفی مقطعی، تمام بیماران کمتر از 15 سال که در طی یک سال در بیمارستان لبافی نژاد سنگ شکن شدند مورد بررسی قرار گرفتند. سپس پاسخ مثبت به درمان و عوارض سنگ شکن ارزیابی شدند.

 نتایج: 200 کودک ( 103 پسر: 7/51 درصد) با میانگین سنی 9/3 ± 9/5 سال وارد مطالعه شدند. 170 بیمار(85%) درمان موفقیت آمیز داشتند، ولی در 30 بیمار (15%) عود مشاهده شد. از نظر سایز سنگ ها به سه گروه 6 تا 10 میلی متر، 11 تا 15 میلی متر و بیش از 16 میلی متر تقسیم شدند،که در گروه پاسخ به درمان از مجموع 170 نفر 87 نفر در گروه1، 35 نفر در گروه دوم و 48 نفر نیز در گروه سوم قرار داشتند. نتیجه گیری: نتایج مطالعه ی حاضر نشان داد که با توجه به عوارض پایین و موفقیت بالای روش سنگ شکن در کودکان مبتلا سنگ های کلیوی، این روش می تواند یکی از درمانهای انتخابی این گروه از بیماران باشد.


دکتر علی یگانه، دکتر بابک اتوکش، دکتر آناهید باقری پور، دکتر مهدی مقتدایی،
جلد 27، شماره 5 - ( 5-1399 )
چکیده

مقدمه: هایپرتریکوز به رشد بیش از حد و غیرطبیعی موهای ولوس مستقل از تاثیر اندروژن اطلاق میشود که در مواردی از گچ گیری اندام و بعد از باز کردن گچ، در اندام ذکر شده مشاهده شده و موجب ایجاد عدم تقارن و بروز مشکلاتی از نظر زیبایی میشود. هایپرتریکوز اختلال نادری محسوب شده و اطلاعات محدودی درباره آن وجود دارد، case-series حاضر با هدف ارزیابی این اختلال و مطالعه ویژگی های دموگرافیک آن ارائه گردید.
معرفی بیماران: در این case-series هفت بیمار مراجعه کننده به بیمارستان رسول اکرم در سال 1398 که به دلیل شکستگی و یا ترومای اندام نیازمند گچگیری بودند و وجود هایپرتریکوز در اندام پس از باز شدن گچ به وسیله معاینه بالینی مورد تشخیص قطعی قرار گرفته بود، از منظر اطلاعات دموگرافیک و بالینی (سن، جنس، سابقه جراحی اندام  اسیب دیده ، تعداد دفعات و مدت زمان گچ گیری، محل آسیب و نوع ترومای وارد شده) مورد  بررسی قرار گرفتند. به نظر می رسد که هایپرتریکوز در رده ی سنی کودکان و نوجوانان و در جنس مونث شایع تر بوده با این حال ارتباط معناداری میان متغیرهای دموگرافیک بیماران و میزان بروز هایپرتریکوز مشاهده نگردید.

 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علوم پزشکی رازی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2020 All Rights Reserved | Razi Journal of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb