iumssj

جستجو در مقالات منتشر شده


11 نتیجه برای حبیبی

دکتر محمدرضا معتمد ، دکتر معصومه اکبری، دکتر امیرحسن حبیبی، سیدمحمد فرشته‌نژاد ، دکتر رویا ستاره‌شناس،
جلد 14، شماره 57 - ( 11-1386 )
چکیده

    زمینه و هدف: بیماری دیابت که در ایران از شیوع قابل توجهی برخوردار است، مشکلات، خطرات و هزینه های فراوانی را برای فرد و جامعه به همراه دارد. یکی از عوارض مهم دیابت، درگیری عروق بدن است و عروق مغزی هم از این قاعده مستثنی نیستند که در صورت عدم کنترل، منجر به سکته مغزی که شایع ترین بیماری ناتوان کننده نورولوژیک است، می‌شود. یکی از مهم ترین عروق مغزی، شریان مغزی میانی است که 85% خون نیمکره های مغزی توسط این شریان تامین می‌شود. از این رو، این مطالعه با هدف تعیین میانگین سرعت جریان خون شریان مغزی میانی در افراد دیابتیک انجام گرفت. روش بررسی: این مطالعــه مقطعــی( cross-sectional ) در سال 1383 و بر روی 81 نفر از بیماران دیابتی مراجعه کننده به بیمارستان فیروزگر شهر تهــران که اندیکاسیون TCD(Transcranial Doppler) را داشتند و همچنین فاقد هرگونه سابقه تایید شده و مستند انفارکتوس قلبی (MI=Myocardial infarction) و یا سکته مغزی (CVA=Cerebrovascular attack) بودند، انجام گرفت. بیماران در بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) تهران تحت TCD قرار گرفتند. همچنین متغیرهای دموگرافیک و نیز مقادیرHbA1C، HDL(High density lipoprotein lipid)، LDL(Low density lipoprotein lipid)، Cholesterol ، TG(Triglyceride) و CRP(C-reactive protein) در مورد هر بیمار ثبت گردید. در نهایت کلیه اطلاعات توسط نرم افزار آماری (version 13)SPSS تحت آنالیز آماری قرار گرفت. یافته‌ها: میانگین سنی بیماران (05/11 = SD)91/55 سال بود. میانگین سرعت جریان خون در شریان های مغزی میانی راست و چپ به ترتیب (65/15=SD) 74/50 سانتی‌متر در ثانیه و (96/15=SD) 87/48 سانتی‌متر در ثانیه بود. همچنین میانگین سرعت جریان خون انتهای دیاستولی شریان مغزی میانی راست و چپ به ترتیب (80/12= SD) 82/34 سانتی‌متر در ثانیه و (58/13=SD) 60/33 سانتی‌متر در ثانیه بود. بین مدت زمان ابتلا به دیابت و سرعت جریان خون انتهای دیاستولی شریان مغزی میانی راست، ارتباط آماری معنی داری وجود داشت (218/0- =r Pearson ، 025/0= P). نتیجه‌گیری: از آنجایی که از مهم ترین ویژگی های حوادث مغزی- عروقی، قابل پیشگیری بودن آنهاست و از طرفی درمان دارویی محدودی برای بیماران حوادث مغزی- عروقی وجود دارد، به نظر می رسد، TCD نقش مهمی در تشخیص این مسأله مهم و پیشگیری از آن دارد. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که ارتباط معکوسی بین مدت زمان ابتلا به دیابت و سرعت جریان خون شریان مغزی میانی وجود دارد . به نظر می رسد این نتایج بیانگر تغییرات عروقی در افراد دیابتی است که می تواند منجر به بروز ایسکمی مغزی در این افراد شود و همچنین اهمیت درمان توسط داروهای ضدانعقادی و یا ضد تجمع پلاکتی به منظور پیشگیری از حوادث مغزی- عروقی در افراد دیابتی را نشان می دهد.


دکتر بهرام حقی آشتیانی، دکتر فرزاد سینا، دکتر امیرحسن حبیبی، دکتر مهدی مقدسی،
جلد 16، شماره 0 - ( بهار 1388 )
چکیده

    زمینه و هدف: دیابت قندی ریسک بیماری‌های ایسکمیک عروق مغزی را در مقایسه با افراد بدون دیابت دو تا چهار برابر افزایش می‌دهد. بیماری‌های ماکروواسکولار، علت اصلی مرگ در میان بیماران با دیابت قندی است. داپلر ترانس کرانیال (Transcranial Doppler-TCD) یک روش غیرتهاجمی برای ارزیابی تغییرات همودینامیک در شریان مغز میانی می‌باشد. دانستن تأثیرات دیابت بر روی همودینامیک عروق مغزی برای درمان صحیح عوارض عروق مغزی، در این بیماران ضروری است. هدف از انجام این مطالعه، اندازه‌گیری و مقایسه وازوموتوراکتیویتی (Cerebral Vasomotor Reactivity-CVR) عروق مغزی در بیماران دیابتی و غیردیابتی است.

روش بررسی: این مطالعه از نوع مقطعی است. در این بررسی سرعت جریان خون در شریان مغزی میانی (Middle Cerebral Artery-MCA) و اندکس‌های مربوط به آن شامل سرعت میانگین(Mean Velocity-MV)، سرعتحداکثر سیستولیک (Peak Systolic Velocity-PSV) و سرعت انتهای دیاستولیک (End Diastolic Velocity-EDV)، در
53 بیمار دیابتی (که براساس آزمایش‌های مورد تائید پزشک دیابت آن‌ها مسجل بود) و 51 فرد غیردیابتی توسط TCD اندازه‌گیری و مقایسه شد. بررسی CVR با استفاده از دی اکسید کربن 5% انجام شد. CVR به‌صورت درصد تغییر سرعت MCA به ازای هر میلی‌متر جیوه (mmHg) افزایش CO2 خون شریانی اندازه‌گیری شد. داده‌ها از طریق برنامه نرم‌افزاریSPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و با روش Independent t-Test و Fishers Exact Test  مورد بررسی آماری قرار گرفته‌اند.

یافته‌ها: میانگین تغییرات سرعت جریان خون (Flow Velocity-FV) در مبتلایان به دیابت
cm/s 29±‌47/42 (سانتی‌متر بر ثانیه) و در افراد سالم برابر با cm/s 7/16±‌34/53 بود، که این مقادیر با یکدیگر اختلاف آماری معنی‌داری دارند (021/0=p‌). میانگین VMR به ازای هر میلی‌متر جیوه در مبتلایان به دیابت برابر با 6/2±‌31/5% بود و در افراد سالم برابر با 2±‌66/6% بود، که این مقادیر با یکدیگر اختلاف آماری ‌معنی‌داری داشتند (022/0=P).

نتیجه‌گیری: در این مطالعه دیده شد که میانگین VMR در گروه دیابتی (6/2±‌31/%5) به‌طور معنی‌داری کمتر از  گروه غیردیابتی (2±‌66/6%) بود. لذا، این به معنی کاهش رزرو خون مغز و در نتیجه افزایش ریسک حوادث عروقی مغز است. ولی اینکه دیابت به تنهایی بتواند ریسک فاکتور کمّی بیماری‌های عروق مغزی باشد، خود مسئله‌ای  است که به تحقیق جداگانه‌ای نیاز دارد.


بابک بیک زاده، دکتر نوروز دلیرژ، رضا حبیبیان،
جلد 20، شماره 117 - ( 12-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف : خون محیطی، منبع اصلی از مونوسیت ها برای بررسی بیولوژیکی و ایمنی شناسی می باشد، از این رو روش های جداسازی این سلول ها از اهمیت خاصی برخوردار است. این مطالعه با مقایسه چندین روش، روشی مناسب تر با کمترین آسیب و بیشترین میزان خلوص سلولی در مواردی که امکان استفاده از روش MACS ( Magnetic Activated Cell Sorting ) وجود ندارد ارائه می دهد.

  روش کار : روش هایی از جمله کوت کردن فلاسک ها با کیتوزان (7)، ژلاتین (8)، پلاسما (2) و ژلاتین- پلاسما (2) می باشند که از نظر میکروسکوپی و زمان مورد نیاز برای جداسازی (مقایسه بین روش های مذکور)، شمارش سلولی (9)، زنده مانی (9)، و بیان CD14 به عنوان نشانگر مونوسیتی (10) با روش MACS (9) با استفاده از روش One-way ANOVA و آزمون Tukey مقایسه شد.

  یافته‌ها: نتایج حاصل نشان داد که کمترین میزان شمارش سلولی مربوط به گروه شاهد و کیتوزان بوده و بیشترین مقدار مربوط به MACS و ژلاتین- پلاسما بود بر همین اساس بین روش های پلاسما، ژلاتین- پلاسما و MACS از نظر میزان زنده مانی تفاوتی مشاهده نشد و کمترین زمان لازم برای جداسازی مونوسیت ها نیز مربوط به ژلاتین- پلاسما بود. همچنین مشخص شد که بیشترین میزان بیان CD14 و خلوص مونوسیت ها مربوط به روش ژلاتین- پلاسما و MACS می باشد.

  نتیجه گیری : از این رو می توان نتیجه گرفت که هرچند روش های ژلاتین و پلاسما هر کدام نسبت به شاهد عملکرد بهتری را در خالص سازی مونوسیت‌ها نشان می دهند اما پوشش دادن ژلاتین با پلاسما درصد خلوص بالاتری نسبت به بقیه روش ها داشته و در مقایسه با MACS ، می تواند روشی مناسب در کنار آن باشد.


سید جعفر موسوی، معصومه حبیبیان، پروین فرزانگی،
جلد 22، شماره 141 - ( 12-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: کمبود ویتامین D به عنوان یک مشکل اصلی در سراسر جهان شناخته شده است و ممکن است نقش مهمی را در پاتوژنز دیابت نوع 2 ایفا نماید. هدف کلی این پژوهش بررسی اثر تمرین هوازی بر سطوح 25- هیدروکسی ویتامین D و مقاومت انسولینی در زنان یائسه پرفشارخون با دیابت نوع 2 بود.

روش کار: در این تحقیق نیمه تجربی، 20 زن دیابتی نوع 2 بطور تصادفی به گروه های تمرین هوازی و کنترل تقسیم شدند. برنامه تمرینی شامل 25 تا 40 دقیقه تمرین هوازی با شدت 50 تا 70 حداکثر ضربان قلب، 3 جلسه در هفته و به مدت 8 هفته بود. سطوح 25-هیدروکسی ویتامین D، گلوگز و انسولین به ترتیب با استفاده از روش ایمنواسی، آنزیماتیکـ کالریمتری و الایزا سنجیده شد. مقاومت انسولینی از طریق معادله HOMA-IR تعیین شد. آنالیز داده‌ها با استفاده از آزمون های t زوجی و  tمستقل  در سطح معنی داری (05/0p<) انجام شد.

یافته‌ها: پس از 8 هفته تمرین هوازی، کاهش معنی داری در فشارخون سیستولی و دیاستولی، گلوگز و مقاومت انسولینی در زنان یائسه پرفشارخون با دیابت نوع 2 مشاهده شد که با افزایش معنی داری در سطوح 25- هیدروکسی ویتامین D نیز همراه بود (05/0>p).

نتیجه‌گیری: تمرین هوازی منظم می تواند منجر به کاهش فشارخون سیستولی و دیاستولی، سطوح گلوگز، انسولین و مقاومت انسولینی زنان یائسه پرفشارخون با دیابت نوع 2 شود که این اثرات حمایتی ورزش ممکن است به توسعه سطوح ویتامین D مربوط شود.


رضا صالحی، سارا حبیبیان، مریم سعادت، محمد مهرآور،
جلد 23، شماره 146 - ( 5-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از شایعترین مشکلات پا، کف پای صاف میباشد که باعث درد در مجموعه پا و اختلال در کنترل پاسچر می گردد. یکی از راه های درمان صافی کف پا استفاده از کفی طبی میباشد. کفی میتواند توزیع بارهای وارد به مچ و پا را تغییر داده و باعث کاهش درد شود. هدف از انجام این مطالعه مقایسه تعادل پویای افراد مبتلا به صافی کف پا با افراد سالم و بررسی تاثیر کفی طبی بر تعادل پویای افراد مبتلا به صافی کف پا بود.
روش کار: افراد شرکت کننده در این تحقیق 20 فرد مبتلا به صافی کف پا و 20 فرد سالم بودند. به منظور ارزیابی تعادل پویا از آزمون تعادلی ستاره استفاده شد. از آزمون آماری تحلیل واریانس برای یافتن هرگونه اختلاف معنیدار استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که میزان دستیابی افراد مبتلا به صافی کف پا در برخی از جهتهای آزمون تعادلی ستاره نسبت به افراد سالم به طور معنی داری کمتر است. استفاده از کفی طبی در افراد مبتلا به صافی کف پا در تحقیق حاضر سبب افزایش معنیدار در میزان دستیابی در آزمون تعادلی ستاره گردید
.(p<0/05)
نتیجه گیری: کاهش قوس طولی- داخلی باعث نامناسب شدن استرسهای وارد بر ساختارهای نیام کف پایی، مجموعه مفاصل و لیگامانهای پا و مچ پا میشود و به این ترتیب باعث اختلال پاسچر در افراد مبتلا به صافی کف پا میگردد. بلافاصله بعد از استفاده کفی طبی، تعادل پویای این افراد بهبود مییابد.


علیرضا حبیبی، نور امیرمظفری، جلیل فلاح مهرآبادی، رضا کاظمی درسنکی،
جلد 23، شماره 146 - ( 5-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: سودوموناس آئروژینوزا (Pseudomonas aeruginosa ) پاتوژنی فرصت طلب و از عوامل مهم عفونت‌های بیمارستانی است. هدف این مطالعه بررسی فراوانی و تعیین الگوی مقاومت آنتی‌بیوتیکی سودوموناس آئروژینوزاهای جدا شده از بخش‌های مختلف بیمارستان‌های تهران در سال 1392 است.

روش‌کار: طی این مطالعه مقطعی _ توصیفی، 180 نمونه طی دوره شش ماهه از بخش‌های مختلف هشت بیمارستان در تهران به روش نمونه‌گیری هدف‌دار از نوع موردشایع جمع‌آوری شد. شناسایی گونه‌ها به کمک تست‌های بیوشیمیایی انجام گرفت و میزان مقاومت آنتی بیوتیکی سویه‌های ایزوله شده توسط روش دیسک دیفیوژن(kirby bauer) بررسی شد. ب‍رای‌ ت‍ج‍زی‍ه‌ و ت‍ح‍ل‍ی‍ل‌ آم‍اری‌ داده‌ه‍ا نیز از آزمون خی2 تحت ن‍رم‌ اف‍زار SPSS 22 اس‍ت‍ف‍اده‌ گردید.

یافته‌ها: از 180 نمونه کلینیکی، 159 ایزوله سودوموناس آئروژینوزا(111 مرد و 48 زن) شناسایی شد. سویه‌های جدا شده از منابع زخم(1/44%) و ادرار(8/29%) دارای بیشترین فراوانی بودند. همچنین %5/97 دارای فعالیت بتا همولیتیک و تنها 5/2% بدون فعالیت همولیتیک(گاما همولیتیک) بودند. %88 ایزوله‌ها به حداقل یک یا بیشتر از یک آنتی بیوتیک‌ مقاوم بودند. بیشترین مقاومت آن‍ت‍ی‌ ب‍ی‍وت‍ی‍کی‌ در مقابل سفوتاکسیم(%9/62) و آزترئونام(%4/60) مشاهده شد و 70% سویه‌ها مقاومت چندگانه(MDR) از خود نشان دادند.

نتیجه‌گیری: طی این مطالعه سویه‌های سودوموناس آئروژینوزا کمترین مقاومت را در برابر ایمی پنم از خود نشان دادند که این آنتی بیوتیک می‌تواند به عنوان گزینه اصلی درمان توصیه گردد. همچنین بالا بودن فراوانی سویه‌های دارای مقاومت چندگانه، یک هشدار بسیار جدی تلقی می‌گردد. 


اقای محمدطاهر افشون پور، دکتر عبدالحمید حبیبی، دکتر روح الله رنجبر،
جلد 23، شماره 146 - ( 5-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: آپلین یک آدیپوکین جدید است که با مقاومت به انسولین و دیابت نوع 2 ارتباط نزدیکی دارد. هدف از مطالعه حاضر بررسی تأثیر تمرین مقاومتی پیشرونده بر غلظت پلاسمایی آپلین پلاسما و مقاومت به انسولین در مردان میانسال مبتلا به دیابت نوع 2 بود.

 روش کار: در مطالعۀ حاضر 27 نفر مرد مبتلا به دیابت نوع 2 به صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه تمرین (15 نفر، سن 02/3 ± 4/46 سال) و کنترل (12 نفر، سن 86/3 ± 6/45 سال) در این مطالعه قرار گرفتند. آزمودنی‌های گروه تمرین 8 هفته برنامه تمرین مقاومتی ایستگاهی را 3 جلسه در هفته با شدت 30-70 درصد حداکثر تکرار بیشینه اجرا کردند. قبل و بعد از برنامه تمرین مقاومتی، سطوح آپلین، انسولین و گلوکز پلاسما و شاخص مقاومت به انسولین پس از 12 ساعت ناشتای شبانه اندازه­گیری شد. متعاقب نمونه‌گیری مرحله دوم، تجزیه‌وتحلیل آماری در سطح 05/0p≤ انجام شد.

 یافته­ ها: نتایج نشان داد هشت هفته تمرین مقاومتی تفاوت معنی­­داری بین گروه­ها در سطوح آپلین، سطوح انسولین، سطوح گلوکز ناشتا و شاخص مقاومت انسولینی ایجاد کرد (05/0p≤).

نتیجه گیری:به نظر می­رسد تمرین مقاومتی با شدت پایین تا متوسط می­تواند اثر فراوانی بر مقادیر آپلین خون، قند خون ناشتا، انسولین خون و شاخص مقاومت به انسولین در مردان دیابتی نوع 2 داشته باشد. ممکن است آپلین پلاسما در کنترل قند خون و بهبود حساسیت به انسولین در مردان مبتلا به دیابت نوع 2 مؤثر باشد.


حسین محسنی پویا، فرشته مجلسی، داوود شجاعی زاده، عباس رحیمی فروشانی، رحمان غفاری، ولی اله حبیبی،
جلد 23، شماره 150 - ( 9-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: در مطالعات قلبی- عروقی ازخودمراقبتی به عنوان میزان پایبندی به توصیه های درمانی، واکنش به علائم بیماری و اتخاذ شیوه های زندگی سالم نام برده شده است. پژوهش حاضربا هدف طراحی ابزار مناسب برای سنجش رفتارهای خودمراقبتی دربیماران جراحی قلب انجام گرفته است.

روش کار: مطالعه یک بررسی توصیفی- تحلیلی بود که روی420 بیمار جراحی قلب بیمارستان مرکز قلب مازندران در سال 1394 انجام شد. پس از مطالعه متون علمی، مقالات ونظرات متخصصین، پرسش نامه اولیه ساخته شد ومورد ویرایش قرارگرفت. به منظورتعیین روایی، پایایی ومیزان برازش مدل با داده‌های به دست آمده بترتیب از از روش های روایی محتوایی، تحلیل همسانی درونی و روش آزمون بازآزمون و تحلیل عاملی تاییدی با استفاده ازنرم افزار22- AMOS استفاده شد.

یافته ها: جهت سنجش کیفی روایی محتوا، پیشنهادات ارائه شده توسط صاحب نظران در پرسش نامه اعمال گردید. جهت سنجش کمی آن از کل 112گویه اولیه، 15گویه حذف شدند وبا محاسبه 97 گویه باقیمانده، میانگین CVI و CVR کل پرسش نامه به ترتیب 90/0 و 84/0 تعیین گردید. ضریب آلفای کرونباخ کل پرسش نامه 77/0 و میانگین ضریب همبستگی 88/0=r بود. درتحلیل عاملی تاییدی همه شاخص ها مناسب بودند.

نتیجه گیری: پرسش نامه طراحی شده از خصوصیات روان سنجی مناسب برای اندازه گیری رفتارهای خودمراقبتی در بیماران جراحی قلب برخوردار است. پایایی و روایی پرسش نامه مطلوب و ساختار کلی سؤالات مورد تایید قرار گرفت.


جعفر حبیبی، جبار بشیری، علیرضا نورآذر، حسن پوررضی،
جلد 24، شماره 160 - ( مهر 1396 )
چکیده

زمینه و هدف: آتروفی عضله­ اسکلتی نقش مهمی در بیماری­های مرتبط با تخریب عملکردبافتی مانند سارکوپنیا بازی می‌کند. در این راستا، نشان داده شده است که مسیر Wnt نقش مهمی در تکامل عضله اسکلتی دارد. برخی شواهد حاکی است که تمرینات ورزشی ممکن است تعدادی از مسیرهای مربوط به هایپرتروفی عضله­ی اسکلتی را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین، مطالعه حاضر با هدف تعیین اثر سه ماه تمرین‌هوازی بر مسیر پیام‌رسانی Wnt عضله‌ اسکلتی موش‌های صحرایی نر انجام گردید.
روش کار: این مطالعه در قالب طرح تجربی دوگروهی انجام شد.16سر موش صحرایی نر سه ماهه به شکل تصادفی در دو گروه تمرین (8سر) و کنترل (8سر) جایگزین شدند. آزمودنی‌های گروه تمرین سه ماه در برنامه‌ تمرین هوازی (VO2max 80-75%) شرکت کردند. 48ساعت پس از آخرین جلسه‌ تمرین، عضله‌ نعلی آزمودنی‌ها استخراج و بیان ژن‌های بتا-کاتنین و گلیکوژن‌سنتازکیناز3-بتا با استفاده از روش RT-PCR بررسی شد. داده‌های حاصله توسط آزمون tمستقل، در سطح معنی‌داری 05/0 با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند.
یافته‌ها: بیان ژن بتا-کاتنین عضله نعلی در گروه تمرین (17/0±11/1) به‌طور غیر معنی‌داری کمتر از گروه کنترل (99/0±60/1) بود (30%، 154/0 p=). با این حال، بیان ژن گلیکوژن سنتاز کیناز3-بتا عضله نعلی گروه تمرین (51/3±.36/10) به‌طور معنی‌داری بیشتر از گروه کنترل (2/1±99/1) بود (420%، 001/0 =p).
نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد، سه ماه تمرین هوازی در افزایش بیان ژن کلیدی گلیکوژن‌سنتازکیناز3-بتا عضله اسکلتی تأثیر قابل توجهی دارد و این موضوع ممکن است با افزایش خطر آتروفی عضلانی همراه باشد. با این حال، اظهار نظر قطعی در مورد نحوه تأثیرپذیری شاخص‌های مربوط به مسیر Wnt در عضله اسکلتی از تمرینات ورزشی مختلف، منوط به انجام تحقیقات و مطالعات بیشتر در این زمینه می‌باشد.
افسانه تقی زاده، فلور زرگری، علیرضا دهناد، پریسا حبیبی، رخساره قادری،
جلد 25، شماره 166 - ( فروردین 1397 )
چکیده

زمینه و هدف: افزایش سطح گلوکز خون، منجر به افزایش تولید رادیکال‌های آزاد اکسیژن (Reactive Oxygen Species-ROS) و استرس اکسیداتیو در افراد دیابتی می‌شود. مطالعات اخیر نشان می‌دهد که استفاده از پروبیوتیک‌ها اثرات سودمندی در بیومارکرهای استرس اکسیداتیو دارد. هدف از مطالعه حاضر تعیین اثرات پروبیوتیک لاکتوباسیلوس اسیدو فیلوس و کازئی بر روی بیومارکرهای استرس اکسیداتیو در  موش‌های دیابتی شده با استرپتوزوتوسین می‌باشد.
روش کار: در این مطالعه تجربی 32 راس موش نر نژاد ویستار، در 4 گروه 8 تایی، به ترتیب زیر گروه‌بندی شدند: گروه کنترل (CN)، که روزانه فقط غذای استاندارد و بافر فسفات سالین (Phosphate Buffer Saline-PBS) (2/0 میلی لیتر) دریافت نمودند، گروه کنترل دریافت کننده لاکتوباسیلوس (CL) دریافت کننده  روزانه به میزان cfu/ml109 لاکتوباسیلوس از طریق گاواژ، گروه دیابتیک (D)، که دریافت کننده غذای پرچرب و گروه دیابتی مداخله شده با لاکتوباسیلوس(DL)، که علاوه بر رژیم غذایی پرچرب، دریافت کننده لاکتو‌باسیلوس‌ها روزانه به میزان cfu/ml 109 از طریق گاواژ بودند. بعد از 6 هفته،  سطح مالون دی آلدهید، توتال آنتی‌اکسیدان و آنزیم‌های آنتی اکسیدان اندازه‌گیری و اطلاعات به دست آمده از آزمایش‌های  بیوشیمیایی  توسط نرم افزار SPSS با استفاده از آنالیز واریانس یک طرفه (one – way ANOVA) مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. مقادیر به صورت میانگین ± انحراف معیار نشان داده شد.
 یافته‌ها: مطالعه حاضر نشان داد که تجویز باکتری لاکتوباسیلوس کازئی و اسیدوفیلوس منجر به کاهش معنی‌‌دار در سطح سرمی مالون دی آلدئید و افزایش معنی‌دار در سطح سرمی توتال آنتی اکسیدان و سطح آنزیم‌های کاتالاز و گلوتاتیون پراکسیداز گلبول‌های قرمز در گروه دیابتیک مداخله با لاکتوباسیلوس کازئی و اسیدوفیلوس نسبت به گروه کنترل گردید (05/0p<).
نتیجه‌گیری: مصرف لاکتوباسیلوس‌های کازئی و اسیدوفیلوس اثرات سودمندی بر بیومارکرهای استرس اکسیداتیو در  موش‌های دیابتی دارد.
 


معصومه حبیبیان، زینب صفرزاده،
جلد 25، شماره 171 - ( شهریور 1397 )
چکیده

زمینه و هدف: دیسمنوره اولیه به گرفتکی قسمت پایینی شکمی اطلاق می‌شود که بلافاصله و یا در طول قاعدگی رخ می‌دهد و تاثیر منفی بر کیفیت زندگی زنان دارد. هدف از مطالعه حاضر مقایسه اثربخشی پیاده‌روی همراه با تمرینات کششی و مصرف دارچین بر دیسمنوره اولیه بود.
روش کار: در این مطالعه نیمه تجربی 59 دختر غیرفعال با دیسمنوره متوسط و شدید به صورت تصادفی و در دسترس انتخاب و به گروه‌های کنترل، تمرین، دارچین و تمرین + دارچین تقسیم شدند. برنامه تمرینی شامل 6 تمرین کششی (30-45 دقیقه در روز) و پیاده‌روی (25- 45 دقیقه در روز)، سه جلسه در هفته و طی 8 هفته بود. دارچین (کپسول 500 میلی‌گرمی) با شروع درد و 72 ساعت اولیه قاعدگی مصرف شد. شدت و مدت درد قاعدگی به ترتیب با استفاده از مقیاس‌های آنالوگ بصری و قاعدگی کوکس تعیین شد. از آزمون‌های آنالیز واریانس با اندازه‌گیری مکرر و یک راهه برای تجزیه و تحلیل داده‌ها استفاده شد.
یافته‌ها: هرسه مداخله با کاهش معنی‌دار شدت و مدت درد دیسمنوره، پس از 4 و یا 8 هفته همراه بودند اما تفاوت معنی‌داری بین اثر بخشی این مداخله‌ها در شدت و مدت درد دیسمنوره  وجود نداشت. به‌علاوه تاثیر 8 هفته‌ای هر یک از مداخله‌ها بر شدت درد و مداخله ترکیبی بر مدت درد در مقایسه با 4 هفته بیشتر بود.
نتیجه‌گیری: مداخله‌های غیردارویی پیاده‌روی همراه با تمرینات کششی، مصرف دارچین و مداخله ترکیبی می‌توانند شدت و مدت درد دیسمنوره را دختران غیرفعال کاهش بخشند و به عنوان شیوه‌های درمانی بی‌خطر و موثر برای دیسمنوره اولیه مورد توجه قرار گیرند.
 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علوم پزشکی رازی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2020 All Rights Reserved | Razi Journal of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb