iumssj

جستجو در مقالات منتشر شده


54 نتیجه برای حسنی

محمدعلی محسنی، دکتر حسن عشایری،
جلد 4، شماره 1 - ( 6-1376 )
چکیده

  به منظور بررسی اثرات تابش لیزر مادون قرمز بر زمان تاخیراعصاب حسی محیطی و تغیرات دما در

  بافتهای اطراف ناحیه درمان ،مطالعه حاضر به شرح زیر انجام شده است.

  پنجاه فرد بدون تاریخچه بیماری ویا ضایعه متا بولیکی در اندامهای فوقانی راست و چپ ،به دو گروه لیزر (30 نفر)

  پلاسبو(20)تقسیم شده اند.شش مربع به ابعاد یک سانتی متر در طول 12 سانتی متر از شاخه انتهایی سطحی عصب

  رادیال در دو دست ایجاد شده مه هریک از انها بمدت 70 ثانیه تلبش لیزر یا پلاسبو را دریافت می کردند.مطالعه

  انتی درومیک شاخه انتهائی عصب رادیال برای افراد در هر دوست راست و چپ انجام شده وشدت تابش لیزر برای

  هر شش مربع یکسان انتخاب شده بود.اندازه های زمان تاخیر،امپلی تود،دیوریشن ودما در قبل و

  بعد از تست مورد بررسی قرار گرفت.در گروه لیزراز لحاظ اماری افزایش معنی داری در زمان تاخیر مشاهده

  شده است که به کاهش سرعت هدایت عصبی مربوط می شود.این یافته اطلاعاتی درباره اثار تسکینی گزارش شده است لیزر

  فراهم می نماید اما در دمای منطقه مورد تابش از لحاظ اماری هیچ تغییر مهنی داری بین گروه لیزر و گروه پلاسبو

  مشاهده نشده است.

 


دکتر مینو ادیب، رسول ابوالحسنی، ادنا آبکار شاه نظر،
جلد 6، شماره 2 - ( 6-1378 )
چکیده

  ، HLA-A شامل HLA تعداد 500 نفر از مردم اصفهان که از سلامتی کامل برخوردار بودند، از نظر آنتی ژنهای گروه یک 

  مورد آزمایش قرار گرفتند. روش آزمایش به این شکل بود که در هر نمونه لنفوسیت ها از 5 میلی لیتر HLA-C و HLA-B

  از نظر NIH خون وریدی جدا می شدند و با استفاده از روش استاندارد دو مرحله ای میکرولنفوسیتوتوکسیسیتی

  تحت بررسی قرار می گرفتند. نتایج بدست آمده حاکی از آن است که شیوع HLA-C و HLA-B ، HLA-A آنتی ژنهای 

  در جمعیت مورد مطالعه بیش از سایر HLA-CW 4 و B 35 ، HLA-B 5 ، A9 ، A 3 ، A 2 ، HLA-A 1 آنتی ژنهای

  در اصفهان مشابه با HLA می باشد. بنابراین می توان گفت که شیوع آنتی ژنهای گروه یک HLA آنتی ژنهای گروه یک 

  شیوع آن در تهران و مشهد است.

 


دکتر ولی‌ا… حسنی، دکتر میرمنصور میرصمدی، دکتر زهره موذنی،
جلد 7، شماره 21 - ( 9-1379 )
چکیده

   ممانعت از افزایش فشار داخل چشم و کاهش هر چه بیشتر آن طی عمل جراحی چشم، تأثیر چشمگیری در موفقیت عمل جراحی دارد. بعضی از مراحل القاء بیهوشی مانند لارنگوسکوپی و لوله‌گذاری داخل نای باعث افزایش فشار داخل چشمی می‌شود که پیامدهای آن در آسیب‌های نافذ کره چشم خطرناک است. هدف این پژوهش، مقایسه تغییرات فشار داخل چشمی طی القاء بیهوشی در شرایط کاملاً یکسان با استفاده از دو داروی تیوپنتال و پروپوفول، نیز بررسی دقیق اثرات آنها بر روی فشار داخل چشمی است تا بتوان دارویی که بطور مؤثر فشار داخل چشمی را پایین آورده و مانع از افزایش آن به دنبال لارنگوسکوپی و لوله‌گذاری داخل نای می‌شود را انتخاب کرد. در این پژوهش 90 بیمار انتخاب شده و به‌صورت تصادفی به‌دو گروه تقسیم شدند. برای القاء بیهوشی در یک گروه (گروه اول) تیوپنتال mg/Kg4 و در گروه دوم پروپوفول mg/Kg5/2 تجویز شد. در هر دو گروه قبل از القاء بیهوشی سوفنتانیل µg/Kg15/0 و بعد از القاء بیهوشی آتراکوریوم mg/Kg7/0 تجویز شد. فشار داخل چشمی در چهار مرحله قبل از القاء‌بیهوشی، پس از القاء بیهوشی، حین لارنگوسکوپی و پانزده ثانیه بعد از لوله‌گذاری موفق داخل تراشه اندازه‌‌گیری شد. هر دو گروه بعد از القاء بیهوشی، کاهش‌ معنی‌داری در فشار داخل چشمی داشتند(01/0P<). کاهش فشار داخل چشمی در گروه 2 به صورت معنی‌داری بیشتر از گروه 1 بود(01/0P<). لارنگوسکوپی و لوله‌گذاری داخل نای باعث افزایش معنی‌داری در فشار داخل چشمی در گروه اول شد، لیکن در گروه دوم خیر(01/0P<). فشار داخل چشمی گروه اول، 15 ثانیه بعد از لوله‌گذاری داخل تراشه شروع به کاهش نمود. هیچ یک از بیماران دو گروه طی مدت مطالعه فشار داخل چشمی بالاتر از پایه نداشتند. نتیجه آن که پروپوفول باعث کاهش بیشتر فشار داخل چشمی نسبت به تیوپنتال می‌شود و به صورت مؤثرتری مانع از افزایش فشار داخل چشمی بدنبال لارنگوسکوپی و لوله‌گذاری داخل نای می‌شود.


دکتر ولی‌ا… حسنی، دکتر رضا صالحی، دکتر شهرام ناصرنژاد، دکتر بهزاد صدری، دکتر سعیدرضا انتظاری، دکتر محمودرضا محقق،
جلد 8، شماره 24 - ( 6-1380 )
چکیده

    در این پژوهش باتوجه به‌ویژگی لیدوکائین در‌کاهش (Minimum Alveolar Concentration)MAC هوشبرهای استنشاقی تلاش شد با تزریق عضلانی لیدوکائین بعنوان پیشدارو ازمیزان مصرفی تیوپنتال حین القاء بیهوشی کاسته شود.

دویست بیمار بالغ (دارای ریسک بیهوشی I و II ) که کاندید اعمال جراحی انتخابی بودند وارد مطالعه شدند و بطور تصادفی تحت تزریق عضلانی لیدوکائین 5% ( mg/kg 3) با نرمال سالین بمیزان ( mg/kg 06/0) قرار گرفتند(هر گروه یکصد نفر).

حدود 15 دقیقه پس از تجویز عضلانی القاء بیهوشی بر اساس پروتکل ثابتی شروع شد، بدین ترتیب که بعد از تجویز وریدی میدازولام، تیوپنتال بصورت دوز یکجا( bolus ) بمیزان ( mg/kg 5/0) در فواصل زمانی 30 ثانیه تجویز می‌گشت و در زمانیکه بیمار قادر به انجام دستورها نبود و رفلکس پلکی مختل می‌گشت با تجویز ساکسینیل کولین با استفاده از لوله مناسب انتوبه می‌گشت. لازم بذکر است که وضعیت همودینامیک (فشار خون وضربان قلب) بیماران قبل از تجویز پیشدارو در حین لوله‌گذاری اندازه‌گیری شد.

بررسی نتایج بدست آمده موید این نکته است که از میانگین میزان مصرفی تیوپنتال حین القاء بیهوشی در گروهی که لیدوکائین 5% ( mg/kg 3) را بعنوان پیشدارو دریافت نمودند، نسبت به گروه کنترل حدود 5/42% کاسته شده است (05/0 p< ). همچنین پایداری وضعیت همودینامیک حین لوله‌گذاری در گروهی که لیدوکائین عضلانی دریافت کرده بودند قابل توجه بود.


دکتر ولی‌ا... حسنی، دکتر فرهاد زمانی، دکتر ابوالفضل خسروی،
جلد 9، شماره 31 - ( 12-1381 )
چکیده

داروی پروپوفول یک داروی جدید خواب‌آور وریدی اســـت که کاربرد زیادی در بیهوشی دارد و مانیتور کردن عمق بیهوشی با (Bispectral Index)BIS نیز یک پارامتر مشتق شده از الکتروآنسفالوگرافی(EEG) می‌باشد که با ایجاد خواب و از دست رفتن هوشیاری در ارتباط است. هدف از این مطالعه مقایسه زمان بیدار شدن در انتهای جراحی پس از قطع داروی پروپوفل در گروه شاهد که دوز ثابت از پروپوفل دریافت می‌کردند و گروه مورد مطالعه که دوز متغیر پروپوفل را تحت مانیتورینگ BIS دریافت می‌کردند، بوده است. در این مطالعه 50 بیمار که قرار بود در یک بیمارستان عمومی تحت عمل جراحی انتخابی ستون فقرات قرار گیرند به صورت اتفاقی به 2 گروه 25 نفری تقسیم شدند و به شکل یک کارآزمایی بالینی (RCT) مورد بررسی قرار گرفتند. پس از تزریق میدازولام و سوفنتانیل به عنوان پیش‌دارو، القای بیهوشی توسط داروی پروپوفل انجام شد. در گروه اول دوز نگهدارنده داروی بیهوشی طوری تعیین شده بود که شاخص BIS بین اعداد 40 و 50 قرار گیرد. و در گروه دوم دوز ثابت پروپوفل به میزان 150 میکروگرم به ازای هر کیلوگرم در نظر گرفته شد، و از دوزهای متناوب سوفنتانیل برای بی‌دردی استفاده گردید. در طی عمل جراحی مانیتورینگ عبارت بودند از: شاخص BIS، علائم حیاتی (فشار خون و ضربان قلب) و زمان ریکاوری پس از قطع دارو. براساس نتایج به دست آمده زمان اولین پاسخ بیداری در گروه اول که دوز متغیر پروپوفل را دریافت کرده بودند بطور میانگین 480 ثانیه و در گروه دوم 549 ثانیه بود(05/0P<). میزان کل داروی مصرفی حین جراحی که حدود 30±120 دقیقه برای همه بیماران طول کشیده بود، در گروه اول بطور میانگین 980 میلی‌گرم و در گروه دوم بطور متوسط 1240 میلی‌گرم بوده است. بر اساس نتایج به دست آمده میزان هوشیاری در زمان رسیدن به ریکاوری در گروه اول نسبت به گروه دوم بیشتر بوده است(در گروه اول 45 و در گروه دوم 19 بیماران هوشیار بودند). براساس نتایج حاصل از این بررسی می‌توان گفت که تجویز انفوزیون پروپوفل با مانیتور کردن عمق بیهوشی با شاخص BIS در حین بیهوشی سبب سریعتر شدن ریکاوری و کاهش میزان مصرف پروپوفل می‌شود.
دکتر شهرام ناصرنژاد، دکتر ولی‌ا… حسنی، دکتر مجید تقی‌نژاد‌عمران، دکتر محمودرضا محقق دولت‌آبادی، دکتر محمد رازی، دکتر لادن حسینی گوهری،
جلد 9، شماره 31 - ( 12-1381 )
چکیده

اثرات مفید سولفات منیزیوم در کاهش درد در مطالعات کلینیکی مختلفی مورد بررسی قرار گرفته است. این دارو علاوه بر اثرات ضد آریتمی و ضد تشنجی، دارای اثرات مفید ضد درد می‌باشد. در این مطالعه ما بر آن شدیم تا اثرات ضد درد سولفات منیزیوم را قبل و حین عمل و همچنین تأثیر آن بر سطح نوراپی نفرین سرم را 24 ساعت پس از عمل در 50 بیمار با ASA I&II که تحت عمل جراحی آرتروسکوپی تشخیصی زانو قرار گرفته بودند، مورد بررسی قرار دهیم. این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی دوسوکور بطور اتفاقی روی 2 گروه موازی انجام شد. در این بررسی بیماران گروه مورد مطالعه سولفات منیزیم را به میزان 50 میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن به صورت وریدی قبل از عمل و 8 میلی‌گرم به ازای کیلوگرم در ساعت در طی عمل دریافت می‌کردند و بیماران گروه کنترل به حجم مساوی محلول ایزوتونیک نرمال سالین را به صورت وریدی دریافت می‌کردند. سپس اینداکشن با میدازولام 2/0 میلی‌گرم به ازای کیلوگرم وریدی و فنتانیل 3 میکروگرم به ازای کیلوگرم وریدی و تسهیل لوله‌گذاری با تجویز شل کننده عضلانی آتراکوریوم 5/0 میلی‌گرم به ازای کیلوگرم وریدی انجام شد. نگهداری بیهوشی بعد از لوله‌گذاری با اکسیژن 100 و میدازولام (1میلی‌گرم به ازای کیلوگرم در دقیقه) بدون تجویز N2O بود. در حین عمل شدت درد با افزایش فشار خون سیستولیک و ضربان قلب به میزان 20 پایه (میزان فشار خون سیستولیک و ضربان قلب 5 دقیقه پس از لوله‌گذاری) تخمین زده می‌شد و در صورت نیاز، فنتانیل با دوز 2-1 میکروگرم به ازای کیلوگرم وریدی تجویز می‌شد. درد پس از عمل با معیار VAS(Visual analog scale) که معیار رایج استاندارد ارزیابی درد بعد از عمل است تا 4 ساعت (در دقیقه‌های صفر ـ 30 ـ 60 ـ 90 ـ 120 و 240) پس از عمل ارزیابی شده و در صورت نیاز، فنتانیل (5/0میکروگرم به ازای کیلوگرم) وریدی جهت تسکین درد تجویز می‌شد. همچنین 24 ساعت بعد از عمل نمونه خون جهت اندازه‌گیری سطح نوراپی‌نفرین سرم از بیمار گرفته می‌شد. در حین عمل و پس از عمل بیماران گروه دریافت کننده سولفات منیزیوم بطور معنی‌داری نسبت به گروه کنترل، نیاز به فنتانیل کمتری داشتند (گروه سولفات منیزیوم 97/32 + 41 میکروگرم نسبت به گروه کنترل 18/40 + 75 میکروگرم با 002/0=P در حین عمل و گروه سولفات منیزیوم 69/52 + 72 میکروگرم نسبت به گروه کنترل 87/65 + 153 میکروگرم با 0001/0=P پس از عمل جراحی) اما سطح نوراپی‌نفرین سرم در 2 گروه اختلاف معنی‌داری نداشت(گروه سولفات منیزیوم 109/0 + 318/0 و در گروه کنترل 182/0 + 312/0 با 9/0=P). ما در این مطالعه نتیجه گرفتیم با اینکه سولفات منیزیوم باعث کاهش میزان درد حین و بعد از عمل و همچنین کاهش میزان مصرف فنتانیل شده است اما سطح نوراپی‌نفرین سرم 24 ساعت پس از عمل در 2 گروه اختلاف معنی‌داری نداشته است یعنی کاهش میزان درد تأثیری بر سطح نوراپی‌نفرین سرم نداشته است.
دکتر فاطمه ملکی، صفورا صادق‌حسنی،
جلد 10، شماره 33 - ( 3-1382 )
چکیده

    کریپتوسپوریدیوزیس یکی از علل اسهال‌های ناتوان کننده در جهان و در بین اطفال است و شیوع آن در کودکان بیش از بزرگسالان می‌باشد. این پژوهش در جهت بررسی شیوع این بیماری در کودکان دبستانی 12-6 ساله در غرب تهران و عوامل مؤثر بر آن انجام شد. در این مطالعه از 3 نمونه مدفوع در فرمالین 10% استفاده شد که بطور تصادفی از 500 دانش‌آموز جمع‌آوری گردیده و به آزمایشگاه انتقال داده شده بود سپس با روش غلیظ کردن و رنگ‌آمیزی ذیل نلسون (کاینیون) نمونه‌ها رنگ‌آمیزی شدند و بررسی میکروسکوپی از آنها به عمل آمد. نتایج نشان داد که شیوع ابتلا به کریپتوسپوریدیوزیس در کودکان دبستانی 1% می‌باشد. با توجه به یافته‌های به دست آمده مشاهده شد که بین جنس و میزان ابتلا رابطه معنی‌داری وجود ندارد اما سواد پدر و میزان ابتلا رابطه معنی‌داری با هم داشتند. با توجه به شیوع کریپتوسپوریدیوزیس در بین اطفال دبستانی آگاهی در زمینه اقدامات بهداشتی و پیشگیرانه در سطح مدارس و شهر برای جلوگیری از بروز این بیماری ضروری به نظر می‌رسد
دکتر احمد دانشی، دکتر مرتضی جوادی، دکتر محمد محسنی،
جلد 10، شماره 33 - ( 3-1382 )
چکیده

    کندروسارکوم از تومورهای نادر سر و گردن است که در این مقاله 2 مورد از کندروسارکوم سپتوم بینی که به بخش گوش و گلو و بینی بیمارستان حضرت رسول اکرم(ص) مراجعه نموده بودند، معرفی می‌شدند. در هر دو بیمار، کندروسارکوم نواحی بینی، سلولهای اتموئید خلفی و قدامی، سینوس اسفنوئید و اینتراکرانیال را درگیر کرده بود. بنابراین رزکسیون کامل تومور مشکل بود. در مورد هر دو بیمار تأخیر در مراجعه یا تشخیص وجود داشت. علائم اصلی تومور انسداد بینی و خونریزی است و درمان انتخابی آن عمل جراحی و رزکسیون کامل تومور می‌باشد
دکتر شهرام ناصرنژاد، دکتر ولی‌ا… حسنی، دکتر حسین فراهینی، دکتر لادن حسینی‌گوهری، دکتر محمودرضا محقق دولت‌آبادی، دکتر علیرضا جوانشیر،
جلد 10، شماره 36 - ( 9-1382 )
چکیده

از بین بردن یا کاهش پاسخهای نورواندوکرین، فاز حاد و استرس در ترومای جراحی و حین بیهوشی مورد توجه متخصصان بوده و برای پیشگیری از آن داروها و روشهای مختلفی به کار گرفته شده است. هدف از انجام این مطالعه، بررسی اثرات تجویز سولفات منیزیم بر تغییرات میزان سرمی هورمونهای استرس، نورواندوکرین و فاز حاد و مقایسه آن با اثرات بی‌حسی نخاعی بوده است. در این مطالعه که به صورت کارآزمایی بالینی تصادفی انجام شد، 60 بیمار که کاندید عمل جراحی آرتروسکوپی تشخیصی زانو بودند به 3 گروه 20 نفری تقسیم شدند و تحت بیهوشی کامل داخل وریدی با میدازولام، فنتانیل و آتراکوریوم همراه با سولفات منیزیم(گروه 1)، بیهوشی کامل داخل وریدی با همان روش بدون سولفات منیزیم(گروه 2) و بی‌حسی نخاعی به تنهایی(گروه 3) قرار گرفتند. در پایان عمل و بعد از هوشیاری بیمار، درد با سیستم VAS ( Visual analog scale ) در هر سه گروه ارزیابی می‌گردید و در صورت بالاتر بودن VAS از شماره 3 جهت کنترل درد در 24 ساعت بعد از عمل فنتانیل داده می‌شد. سپس 24 ساعت بعد از انجام عمل جراحی، سطح شاخصهای پاسخ فاز حاد و سطح هورمونهای پاسخهای استرس و هورمون نورواندوکرین(نوراپی‌نفرین) تعیین می‌گردید. بررسی نتایج حاصل از مطالعه توسط روش آماری ANOVA ، Ttest و X2 و نرم افزار SPSS با سطح معنی‌دار 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برخلاف مطالعات قبلی که نشان دهنده کاهش نوراپی‌نفرین به دنبال استفاده از سولفات منیزیم قبل از لارنگوسکوپی و استفاده از بی‌حسی رژیونال بودند، سطح این هورمون و برخی از هورمونهای دیگر در 3 گروه اختلاف معنی‌داری با هم نداشت و در مقایسه 3 گروه با هم تنها T3 با 000/0= P ، T4 با 016/0=‍‍ P ، GH ( Growth Hormone ) با 045/0= P ، WBC با 004/0= P ، BS با 043/0= P و CRP+ با 024/0= P با هم اختلاف معنی‌داری داشتند. نتایج این مطالعه عدم تأثیر سولفات منیزیم و تأثیر نسبی بی‌حسی نخاعی بر پاسخهای استرس، فاز حاد و نورواندکرین را نشان داد.


دکتر ولی‌ا… حسنی، دکتر حسین فراهینی، دکتر لادن حسینی گوهری، دکتر شهرام ناصرنژاد، دکتر حسین امین سبحانی،
جلد 10، شماره 37 - ( 12-1382 )
چکیده

پاسخهای بدن بیمار نسبت به تحریکات دردناک با تغییرات وسیع فیزیولوژیک در بدن همراه است. یکی از پاسخهای مهم بدن، آزادسازی نوراپی‌نفرین در خون است که می‌تواند موجب بروز تغییرات سیستمیک مانند اسپاسم کرونر، افزایش انعقادپذیری، برهم خوردن تعادل عرضه و تقاضای میوکارد و غیره گردد. در مطالعات متعددی سعی شده است تا با استفاده از داروهای مختلف و ایجاد عمق مناسب بیهوشی از ایجاد این تغییرات جلوگیری به عمل آمده یا از شدت آن کاسته شود. در این مطالعه بالینی اثر 2 داروی پروپوفول و تیوپنتال بر میزان آزاد شدن نوراپی‌نفرین به دنبال لارنگوسکوپی بررسی شده است. بدین منظور 60 بیمار با ASA class I و در محدوده سنی 45-15 سال که برای جراحی غیر اورژانس انتخاب شده بودند، به صورت تصادفی در 2 گروه قرار گرفتند. در این مطالعه سنجش عمق بیهوشی توسط مونیتورینگ BIS انجام می‌شد. در ابتدا برای تمام بیماران میدازولام به عنوان پیش‌دارو تا رسیدن سطح BIS به 70 تزریق شده سپس اولین نمونه خون گرفته می‌شد. در مرحله بعد به یک گروه تیوپنتال و در گروه دیگر پروپوفول تا رسیدن سطح BIS به 40 تجویز می‌گردید. پس از تزریق 5/0 میلی‌گرم به ازای کیلوگرم آتراکوریوم و 3 میکروگرم به ازای کیلوگرم فنتانیل به هر دو گروه لوله‌گذاری صورت می‌گرفت و 3 دقیقه بعد نمونه دوم خون گرفته می‌شد. به این ترتیب نوراپی‌نفرین پایه و بعد از لارنگوسکوپی، توسط روش ELISA اندازه‌گیری می‌گردید. نتایج به دست آمده میانگین سطح نوراپی‌نفرین پلاسما بعد از لارنگوسکوپی ( SD ) را در گروه پروپوفول (125/0) 236/0 میکروگرم در دسی‌لیتر و در گروه تیوپنتال (118/0) 216/0 نشان داد(534/0 = P ) که با توجه به این نتایج، تفاوت آماری بین 2 گروه از نظر آماری معنی‌دار نبود(05/0 P > ). بدین معنی که انتخاب داروی مناسب باید براساس شرایط بیمار، عوارض جانبی دارو و برآورد هزینه‌های بیمار صورت گیرد.


دکتر شهرام ناصرنژاد، دکتر ولی‌ا… حسنی، دکتر حسین فراهینی، دکتر لادن حسینی گوهری، دکتر مهدی فانی، دکتر محمودرضا محقق دولت‌آبادی، دکتر پوپک رحیم‌زاده،
جلد 10، شماره 38 - ( 12-1382 )
چکیده

پاسخ‌های بدن بیماران نسبت به تحریکات مختلف با تغییرات وسیع فیزیولوژیک در بدن همراه است. یکی از واکنش‌های مهم بدن، آزادسازی کاتکول آمین‌ها به خصوص نوراپی‌نفرین می‌باشد که می‌تواند تغییرات پاتوفیزیولوژیکی در بدن ایجاد نماید. در این مطالعه با ایجاد عمق مناسب بیهوشی تحت مانیتورینگ BIS (مانیتورینگ عمق بیهوشی) و استفاده از اثر داروهای مختلف در القا و نگه‌داری بیهوشی، تغییرات سطح نوراپی‌نفرین پلاسما مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور از 2 داروی تیوپنتال و پروپوفول برای القا و ایزوفلوران برای نگه‌داری بیهوشی استفاده شد و سطح نوراپی‌نفرین به دنبال تحریکات دردناک خاص، اندازه‌گیری گردید. در این مطالعه 60 بیمار در محدوده سنی 45-15 سال که برای جراحی انتخابی ترمیم رباط قدامی زانو انتخاب شده بودند و بیماری زمینه‌ای نداشتند به صورت اتفاقی در 2 گروه( I ، II ) قرار گرفته و بررسی شدند. عمق بیهوشی بیماران با مانیتورینگ BIS سنجیده شد. برای تمام بیماران میدازولام وریدی تا رسیدن BIS به حد 70 تزریق گردید و نمونه وریدی جهت تعیین سطح نوراپی‌نفرین پایه گرفته شد سپس در گروه I تیوپنتال و در گروه II پروپوفول تا رسیدن BIS به 40 تجویز گردید. در مرحله بعد 3 میکروگرم به ازای کیلوگرم فنتانیل جهت ایجاد بی‌دردی و 5/0 میلی‌گرم به ازای کیلوگرم آتراکوریوم جهت تسهیل لوله‌گذاری تراشه به هر گروه داده شد. لوله‌گذاری تراشه حداکثر در مدت 15 ثانیه صورت می‌گرفت و افرادی که لوله‌گذاری مشکل یا طولانی داشتند از مطالعه حذف می‌شدند. سه دقیقه پس از لوله‌گذاری جهت اندازه‌گیری نوراپی‌نفرین، از بیمار نمونه خون وریدی گرفته می‌شد. در مرحله نگه‌داری بیهوشی برای تمام بیماران، ایزوفلوران در محدوده 2/1% تجویز می‌گردید که پس از ثابت شدن عمق بیهوشی در بیمار(40= BIS )، اجازه برش جراحی پوستی در عمل ترمیم ACL داده می‌شد و 3 دقیقه بعد نمونه خون وریدی برای تعیین سطح نوراپی‌نفرین گرفته می‌شد. به این ترتیب سطح نوراپی‌نفرین پایه پلاسما، پس از لارنگوسکوپی و پس از تجویز ایزوفلوران و برش جراحی توسط روش ELISA اندازه‌گیری می‌گردید. نتایج به دست آمده سطح نوراپی‌نفرین پایه را در گروهی که پروپوفول دریافت کرده بودند113/0+245/0 میکروگرم در دسی‌لیتر(میانگین ± انحراف معیار) و در گروه تیوپنتال 105/0 ± 210/0 میکروگرم در دسی‌لیتر(225/0= Pvalue ) نشان داد. سطح نوراپی‌نفرین پس از لارنگوسکوپی در گروه پروپوفول 125/0 ± 236/0 میکروگرم در دسی‌لیتر و در گروه تیوپنتال 118/0 ± 216/0 میکروگرم در دسی‌لیتر(534= Pvalue ) و پس از برش جراحی و دریافت ایزوفلوران در گروه پروپوفول 102/0 ± 229/0 میکروگرم در دسی‌لیتر و در گروه تیوپنتال 128/0 ± 223/0 میکروگرم در دسی‌لیتر(716/0= Pvalue ) به دست آمد. با توجه به این نتایج می‌توان گفت که از نظر تغییرات سطح نوراپی‌نفرین تفاوت معنی‌داری در 2 گروه پروپوفول وتیوپنتال و ایزوفلوران وجود ندارد.


افسون حسنی مهربان، فاطمه حسینی،
جلد 11، شماره 39 - ( 3-1383 )
چکیده

    هدف اصلی در این مطالعه بررسی قدرت گریپ(grip) در سالمندان مقیم خانه‌های سالمندان شهر تهران بوده است. سالمندانی وارد مطالعه شدند که سن بالای 60 سال داشته و فاقد مشکلات ارتوپدیک و نورولوژیک در اندام‌های فوقانی بودند و توانایی آن را داشتند که فعالیت‌های روزمره و پایه زندگی را انجام دهند. در این پژوهــش 109 نفر سالمند(56 زن و 53 مرد) به روش تصادفی طبقه‌ای از 4 منطقه شمال، جنوب، شــرق و غرب تهران انتخاب شدند و طبق روش استاندارد بررسی قدرت گریپ که توسط American Society of Hand Therapists مطرح شده است، مورد آزمایش قرار گرفتند. با توجه به نتایج به دست آمده متوسط قدرت دست در کل نمونه برای دست راست 55/16 کیلوگرم بر مترمربع و برای دست چپ 21/15 کیلوگرم بر مترمربع و قدرت دست‌های راست و چپ در گروه مردان بیش‌ از زنان بوده است(0001/0P<). میزان این اختلاف 27/51-95/49% به دست آمد و در کل سالمندان مورد بررسی بین قدرت دست راست و چپ تفاوت معنی‌داری به میزان 1/8% وجود داشت(0001/0 P<) و دست راست از چپ قوی‌تر بود. با بالا رفتن سن، قدرت دو دست راست و چپ کاهش و با افزایش محیط و طول دست‌های راست و چپ قدرت دست‌ها افزایش می‌یافت
دکتر ولی‌ا… حسنی، دکتر محمد فرهادی، دکتر احمد دانشی، دکتر شهرام ناصرنژاد، دکتر مهران کوچک، دکتر ابراهیم خان‌نیارک،
جلد 11، شماره 43 - ( 9-1383 )
چکیده

    روش بیهوشی یک عامل مهم و تعیین کننده در میزان خون‌ریزی حین عمل است که می‌تواند عوارض حین عمل و بعد از آن را تحت تاثیر قرار دهد. دست یافتن به روشی که کم‌ترین میزان خون‌ریزی و عوارض را داشته باشد یک هدف مهم برای اغلب جراحی‌ها به شمار می‌رود. در این تحقیق سعی شد تا با مقایسه 2 روش بیهوشی در بیمارانی که تحت عمل جراحی اندوسکوپی سینوس قرار گرفته بودند، تفاوت میزان خون ریزی مورد مقایسه قرار گیرد. در این مطالعه 46 بیمار که از نظر تقسیم‌بندی استاندارد بیهوشی در گروه ASAI قرار داشتند و فاقد هر گونه عامل مداخله‌گر در میزان خون‌ریزی بودند و برای اندوسکوپی سینوس به بیمارستان حضرت رسول، واحد تحقیقات گوش و حلق و بینی دانشگاه علوم پزشکی ایران مراجعه کرده بودند، انتخاب شدند و به 2 گروه مساوی 23 نفری به صورت اتفاقی تقسیم شدند. در گروه اول القای بیهوشی با پروپوفول و رمی‌فنتانیل و سیس‌آتروکوریوم صورت گرفت و جهت نگه‌داری بیهوشی از انفوزیون پروپوفول و رمی‌فنتانیل استفاده شد. ذکر این نکته لازم است که تمام بیماران قبل از القای بیهوشی 7 میلی‌لیتر به ازای کیلوگرم مایع دریافت کردند و در صورتی که فشار خون آن‌ها بالاتر از 90 میلی‌متر جیوه سیستولیک بود، با TNG فشار سیستولیک به حدود 90 میلی‌متر جیوه رسانده می‌شد. معیارهای سنجش خون‌ریزی حین عمل عبارت بودند از: 1- میزان خون موجود در ساکشن 2- میزان خون موجود در فیلد جراحی 3- تغییرات هموگلوبین بیمار قبل و بعد از عمل 4- رضایت جراح از فیلد عمل که با معیارهای، “کاملا واضح”، “واضح اما کمی خون‌ریزی دارد”، “خون‌ریزی در فیلد زیاد است” ارزیابی شد. با توجه به اطلاعات به دست آمده و تجزیه و تحلیل آماری، میزان خون‌ریزی در 2 گروه پروپوفول ـ رمی‌فنتانیل و ایزوفلوران ـ رمی‌فنتانیل تفاوت معنی‌داری با هم نداشت. تغییرات هموگلوبین قبل و بعد از عمل در 2 روش اخلاف معنی‌داری را نشان نداد و رضایت جراح از فیلد عمل به صورت بسیار عالی و بدون خون‌ریزی بود. در نهایت می‌توان گفــت از آن جا که عوامل بررسی شده تفاوت معنی‌داری با هم نداشتنــد، هر دو روش پروپوفول ـ رمی‌فنتانیل و ایزوفلوران ـ رمی‌فنتانیل میزان خون ریزی را به طور چشم‌گیری کاهش می‌دهند(6± 28 میلی‌لیتر) و از نظر آماری تفاوتی با یکدیگر ندارند.

        


دکتر ولی‌ا... حسنی، دکتر شباهنگ محمدی، دکتر رضا طاهری، دکتر فرهاد احمدی،
جلد 12، شماره 46 - ( 6-1384 )
چکیده

    آسپیراسیون اجسام خارجی راه هوایی در کودکان زیر 15 سال رخ می‌دهد و بیش‌ترین میزان بروز مربوط به گروه سنی 1 تا 3 سال است. با استفاده از روش بیهوشی عمومی یا روش آرام‌‌بخشی می‌توان جسم خارجی را در اتاق عمل خارج کرد. بیماری که معرفی می‌شود کودک 4 ساله‌ای بود که طی عمل تانسیلکتومی و آدنوییدکتومی سوزن بخیه شکسته شد و در ناحیه پارافارنژیال قرار گرفت. در رادیوگرافی انجام شده سوزن در این ناحیه قابل مشاهده بود. با استفاده از روش بیهوشی عمومی و توسط فلوروسکوپی پس از 5/4 ساعت سوزن شکسته شده از ناحیه پارافارنژیال خارج گردید.


دکتر ولی‌ا... حسنی، دکتر پوپک رحیم‌زاده باجگیران، دکتر مریم کدیور، دکتر زهره عطارچی،
جلد 12، شماره 48 - ( 6-1384 )
چکیده

    زمینه و هدف: تأمین منابع خونی سالم و کافی که بتواند نیازهای فیزیولوژیک افراد در حین عمل را فراهم کند، مشکلی جدی و قدیمی می‌باشد. یک متخصص بیهوشی باید دانش کافی پیرامون اندیکاسیون‌ها و عوارض انتقال خون داشته باشد. روش به کار گرفته شده در این مقاله نورموولمیک همودیلوشن حاد است که روشی توصیه شده و مورد تأیید می‌باشد و احتمالاً بسیاری از عوارض تزریق خون همولوگ با آن قابل پیشگیری است(نظیر واکنش‌های آلرژیک، انتقال عفونت‌ها، ...). هدف از این مطالعه تعیین اثرات و عوارض و مزایای احتمالی آن نسبت به تزریق خون همولوگ می باشد. روش بررسی: در یک مطالعه کارآزمایی بالینی، بیماران ASA(American Society of Anesthesiology) یک و دو که تحت عمل جراحی هیپ و فمور به صورت الکتیو قرار می‌گرفتند در دو گروه 30 نفره بررسی شدند(در جمع 60 نفر). روش القاء بیهوشی، نگهدارنده آن، فرد اینتوبه کننده، نوع محلول‌های مصرفی در دو گروه، مشابه بود. کیسه‌های خون پس از القاء بیهوشی توسط مسیر شریانی(Arterial line) به دست آمد. در مطالعه صورت گرفته تعداد ضربان قلب، متوسط فشار خون شریانی، میزان اشباع خون شریانی، میزان دی‌اکسید کربن جریان بازدمی، برون ده قلبی قبل از القاء بیهوشی، یک و دو ساعت بعد از شروع عمل و در انتهای عمل سنجیده شد و در دو گروه مقایسه گردید. حجم خون‌ریزی در پایان عمل در دو گروه مقایسه شد. تعداد کیسه خون‌های مصرفی نیز ثبت گردید. یافته‌ها: تعداد ضربان قلب دو ساعت بعد، با یکدیگر اختلاف آماری معنی‌داری داشت(001/0=P). همچنین در پایان عمل هم به طور معنی‌داری در گروه اتولوگ بالاتر بود(001/0=P). متوسط فشار خون شریانی دو ساعت بعد و در پایان عمل در گروه اتولوگ به طور معنی‌داری بالاتر بود(005/0 & 02/0=p) میزان دی‌اکسید کربن جریان بازدمی یک ساعت، دو ساعت و در پایان عمل به طور معنی‌داری در گروه اتولوگ پائین‌تر از گروه همولوگ بود(00/0، 04/0، 05/0=p). حجم خون‌ریزی در پایان عمل به طور معنی‌داری در گروه اتولوگ پائین‌تر بود(00/0=p). نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج حاصله، به نظر می‌رسد تعداد ضربان قلب در گروه اتولوگ پس از اخذ کیسه‌های خون بالاتر از گروه همولوگ که این استرس را نداشته‌اند بوده است ولی علی‌رغم این مسئله تغییر قابل ملاحظه و افزایشی در برون ده قلب(بر خلاف انتظار) اتفاق نیفتاده است و دو گروه تقریباً میزان برون ده قلبی مشابهی داشته‌اند. هم چنین متوسط فشار خون شریانی و دی‌اکسید کربن جریان بازدمی در دو گروه متفاوت و در گروه اتولوگ رضایت‌بخش‌تر بود. حجم خون‌ریزی هم در گروه اتولوگ به وضوح کمتر از گروه همولوگ بوده است. پس به نظر می‌رسد کنترل همودینامیک با روش اتولوگ مناسب‌تر و بهتر از همولوگ باشد.


دکتر فرحناز ریحانی‌فر، دکتر کیمیا کهریزی، دکتر احمد دانشی، مرضیه محسنی، دکتر محمد زمانی، یاسر ریاض‌الحسینی، دکتر حسین نجم‌آبادی،
جلد 12، شماره 49 - ( 12-1384 )
چکیده

    زمینه و هدف: کاهش شنوایی، 1 نفر از هر 1000 تا 2000 کودک تازه متولد شده را تحت تاثیر قرار می‌دهد. بیش از 50% از این موارد را به عوامل ژنتیکی نسبت می‌دهند. کاهش شنوایی غیر سندرمی بیش از 70% از موارد ناشنوایی ارثی را شامل می‌شود که 85% از آن را وراثت جسمی مغلوب تشکیل می‌دهد. ژنهای مختلفی با این ناشنوایی در ارتباط هستند که جهش در ژن کانکسین 26(GJB2) واقع در جایگاه کروموزومی ناشنوایی غیرسندرمی با وراثت مغلوب نوع I(DFNB1) به عنوان عامل عمده در ایجاد کاهش شنوایی غیر سندرمی جسمی مغلوب برآورد شده است. بعلاوه جهش‌ها GJB2، حذف ∆(GJB6-D13S1830) در ژن GJB6( که همچنین در جایگاه DFNB1 قرار دارد) در بیماران زیادی که برای یک جهش ژن GJB2، هتروزیگوت بوده‌اند، شناسایی شده است. هدف از این مطالعه، غربالگری بیماران برای جهش‌ها ژن کانکسین 26 در جمعیت ناشنوای ترک ساکن در استان‌های آذربایجان شرقی و غربی ایران بود. روش بررسی: غربالگری جهش‌ها با استفاده از تکنیک PCR/ ARMS(Allele Refraction Mutation System/ Polymerase Chain Reaction) برای تشخیص 35delG آغاز شــد، نمونه‌هایی که با این روش برای 35delG، هموزیگوت بودند، کنار گذاشته شدنــد و سپــس نمونه‌هایی که هتروزیگوت و یا منفی بودند با روش DHPLC(Denaturing high performance Liquid Chromatography) و Direct sequencing برای شناسایی سایر جهش‌های GJB2، بررسی شدند. یافته‌ها: در این تحقیق که به صورت کاربردی ـ بنیادی می‌باشد، 276 کروموزوم(138 مبتلا) برای جهش‌های GJB2 بررسی شد. 75 کروموزوم(27%)، حامل جهش در ژن GJB2 بودند که شامل 35delG، W24XdeE120، -1370G>A، 363delC، E129K، Y155X، Q80L بودند. در بین آنها جهش 35delG بالاترین درصد را داشت و جهش‌های 363delC و Q80L، جهش‌های جدیدی می‌باشند که در هیچ جمعیت دیگری گزارش نشده‌اند. 35 بیمار در 2 آلل، جهش در ژن GJB2(3/25%) داشتند و 5 فرد مبتلا در 1 آلل، جهش در ژن GJB2 داشتند. جهش ∆(GJB6- D13S1830) در هیچ یک از افراد هتروزیگوت مورد بررسی، پیدا نشد. دو پلی‌مورفیسم V271 و V1531 نیز در این جمعیت مشخص شده است. نتیجه‌گیری: با توجه به وفور نسبی جایگاه ژنی DFNB1 به عنوان مسوول ناشنوایی در مناطق شمال غرب ایران، غربالگری جمعیت ناشنوای این مناطق برای جایگاه ژنی مذکور توصیه می‌شود. همچنین متفاوت بودن نتایج بدست آمده در مقایسه با سایر کشورها بیانگر وجود احتمالی ژنها و جایگاه‌های ژنی دیگر دخیل در این منطقه می‌باشد.


دکتر ولی‌ا... حسنی، دکتر فریده محمدطاهری، دکتر ابوالفضل مهدیزاده،
جلد 13، شماره 50 - ( 1-1385 )
چکیده

    زمینه و هدف: کلونیدین یک آلفا 2 اگونیست نسبی انتخابی است که فعالیت سیستم سمپاتیک را کاهش می‌دهد و ثبات قلبی عروقی را حین عمل حفظ می‌کند. خواص فوق سبب شده است که کلونیدین به عنوان پیش‌دارو در بیهوشی مورد استفاده قرار گیرد. در این مطالعه کارآزمایی بالینی شاهددار تصادفی شده دو سوکور، اثر کلونیدین روی تغییرات همودینامیک حین لاپاروسکوپی نواحی تحتانی شکم، تحت بیهوشی عمومی گزارش می‌شود. مطالعات قبلی اثر کلونیدین را در سرکوب پاسخ‌های سمپاتیک در حین اعمال جراحی باز نشان داده‌اند. روش بررسی: تعداد 44 بیمار زن با شرایط طبی مطلوب مورد مطالعه قرار گرفتند. حفظ بیهوشی عمومی با ایزوفلوران MAC 5/0 و اکسیژن، رمی‌فنتانیل µg/kg/min25/0 انجام شد. جهت شلی عضلانی از سیس‌آتراکوریوم استفاده شد. بیماران به دو گروه کلونیدین مورد(22 نفر، 300 میکروگرم کلونیدین خوراکی 90 دقیقه قبل عمل) و کنترل(22 نفر) تقسیم شدند. تغییرات فشار خون سیستولیک(SBP) و دیاستولیک(DBP) و ضربان قلب(HR)، در 5 مرحله: پایه، بعد از القاء، بعد از دمیدن 2Co، وضعیت ترندلنبرگ و بعد از خروج لوله تراشه ثبت شد. یافته‌ها: طی لاپاروسکوپی در بیماران گروه کنترل، افزایش قابل توجه فشار خون سیستولیک بعد از دمیدن 2Co(mmHg 23±129) نسبت به بیماران گروه کلونیدین(mmHg 29±115)(05/0P<) و همچنین افزایش قابل توجه فشار خون دیاستولیک در وضعیت ترندلنبرگ(کنترل mmHg34±126) در مقابل کلونیدین(mmHg 25±116)(05/0P<) مشاهده شد. گر چه افزایش بارز فشار خون سیستولیک بعد از دمیدن 2Co و وضعیت ترندلنبرگ، در هر دو گروه در مقایسه با وضعیت پایه مشاهده شد. کنترل از mmHg 15±127 به mmHg 23±129 و mmHg 34±126؛ (05/0P<) و کلونیدین از mmHg 19±109 به mmHg 29±115 و mmHg 25±116؛ (05/0P<). حین لاپاروسکوپی افزایش بارز فشار خون دیاستولیک در گروه کنترل(mmHg 19±86) نسبت به گروه کلونیدین(mmHg 18±75). 05/0P< مشاهده شد. اما این افزایش DBP در خاتمه در گروه کلونیدین نسبت به گروه کنترل بارزتر بود(کلونیدین mmHg 32±98 و کنترل mmHg 8±86)(05/0P<). تغییرات ضربان قلب به صورت کاهش بارز آن نسبت به پایه در هر دو گروه بود(کنترل از bpm22±85 به bpm29±71 و در گروه کلونیدین از bpm39±85 به 22±63 با 05/0P<). نتیجه‌گیری: گر چه کلونیدین به طور بارزی در کاهش فشار خون دیاستولیک در حین و خاتمه لاپاروسکوپی و کاهش فشار سیستولیک در حین لاپاروسکوپی موثر است، به نظر می‌رسد که روی سرکوب پاسخ‌های همودینامیک در مرحله هیپردینامیک در خاتمه لاپاروسکوپی اثری نداشته باشد.


دکتر ولی‌ا... حسنی، دکتر مهدی منوچهری‌پور، دکتر مینو نجفی،
جلد 13، شماره 50 - ( 1-1385 )
چکیده

    زمینه و هدف: بررسی‌ها نشان داده که اپیوئیدها از طریق تاثیر بر گیرنده‌های اپیوئیدی در بافت‌های محیطی می‌توانند اثرات ضد دردی قوی ایجاد کنند. در این مطالعه ما اثرات تزریق داخل مفصلی مرفین با داروی بی‌حس کننده موضعی بوپیواکائین و مخلوط این دو پس از اعمال جراحی آرتروسکوپی زانو را بر درد پس از عمل مورد بررسی قرار دادیم. هدف از این مطالعه این بود که آیا استفاده از تزریق داخل مفصلی اپیوئید و داروی بی‌حس کننده موضعی(بوپیواکائین)، ‌سبب تسکین درد پس از عمل جراحی آرتروسکوپی زانو می‌گردد؟ و این که استفاده از کدام یک از این داروها یا مخلوط این دو دارو دارای اثرات آنالژزیک موثرتری است؟ روش بررسی: مطالعــه بــه صـــورت دو سوکــور بــــر روی 40 بیمــار سنیــــن 50-20 ســـال با ASA (American Socity of Anesthesia) کلاس I صورت گرفت. بیماران در چهار گروه 10 نفره تقسیم شدند. در خاتمه عمل جراحی آرتروسکوپی به گروه A، 10 میلی‌گرم مرفین، گروه B، 50 میلی‌گرم بوپیواکائین 25/0 درصد، گروه C، مخلوط 10 میلی‌گرم مرفین و 50 میلی‌گرم بوپیواکائین 25/0 درصد به صورت داخل مفصلی تزریق گردید. گروه D نیز گروه کنترل بود. پروتکل بیهوشی در تمامی بیماران یکسان بود. درد پس از عمل جراحی در ساعات 2، 4، 6، 8 و 24 پس از عمل از طریق VAS(Visual Analouge Scale) اندازه‌گیری شد. نتایج با استفاده از آزمون t و نرم‌افزار SSEP مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: در نهایت مشخص شد که بی‌دردی حاصل از مرفین داخل مفصلی، تاخیری و طولانی مدت و بی‌دردی ایجاد شده توسط بوپیواکائین سریع و کوتاه مدت است. نتیجه‌گیری: تجویز مرفین و بوپیواکائین با یکدیگر ایجاد یک بی‌دردی سریع و طولانی مدت پس از عمل جراحی می‌کند که می‌تواند مطلوب باشد.


دکتر بهروز زمان، دکتر لیدا فدایی‌زاده، دکتر ولی‌ا... حسنی، دکتر مه‌زاد علیمیان،
جلد 13، شماره 50 - ( 1-1385 )
چکیده

    زمینه و هدف: بیماران بستری در ICU، نیازمند آرام‌بخشی یا sedation هستند. داروهای رایج برای آرام‌بخشی شامل انواع داروهای دسته بنزودیازپین‌ها، مخدر‌ها، باربیتورات‌ها و هیپنوتیک‌ها می‌باشد. هدف از انجام این تحقیق، مقایسه اثر آرام‌بخشی دو مخدر مورفین و رمی‌فنتانیل و نیز تغییرات همودینامیک حاصله از آن، در بیماران ترومایی نیازمند حمایت تنفسی بود. روش بررسی: این تحقیق به روش کارآزمایی بالینی تصادفی (Randomized controlled clinical trial) در بخش مراقبت‌های ویژه جراحی انجام شد. 60 بیمار در طیف سنی 80-18سال وارد مطالعه شدند. بیماران به طور تصادفی به دو گروه مورفین و رمی‌فنتانیل تقسیم شدند. ابتدا بیماران، دوزهای gr/kg05/0 از رمی‌فنتانیل و mgr 5 از مورفین را دریافت کرده و تا رسیدن به سطح آرام‌بخشی 3و4 از Ramsey scale، دوز داروها افزوده شده و سپس همان دوز را به صورت نگهدارنده تا 24 ساعت دریافت کردند. در طی این مدت با فواصل هر 4 ساعت فشار خون، تعداد ضربان قلب و تعداد تنفس مورد پایش قرار گرفت. در نهایت اطلاعات به دست آمده، توسط نرم‌افزار SPSS 10 تحت آنالیز آماری قرار گرفت. یافته‌ها: 60 بیمار مورد مطالعه که متوسط سن آن‌ها 5/18±53/42 و شامل 37(7/61%) مرد و 23(3/38%) زن بود، در دو گروه مساوی دسته‌بندی شدند. متوسط فشار خون بیماران گروه مورفین 68/1±12/109 و در گروه رمی‌فنتانیل 66/6±01/90 (00/0P<)، متوسط ضربان قلب در دو گروه فوق به ترتیب 31/2±89/101 و 15/10±06/95(00/0P<) و متوسط تعداد تنفس آن‌ها، 49/2±95/19 و 37/4±24/19 (4/0P<) بود. نتیجه‌گیری:‌ رمی‌فنتانیل اگرچه موجب افت فشارخون و ضربان قلب واضح‌تری نسبت به مورفین شده ولی روند تغییرات آن در طول 24 ساعت، روند ثابت و بدون تغییری بوده و به این ترتیب شرایط باثبات‌تری را برای بیماران به وجود آورده است. داروی رمی‌فنتانیل در مواردی که افت فشار خون اولیه خطری برای بیماران محسوب نمی‌شود، ثبات و پایداری بیشتری را در طول مدت درمان بیماران فراهم می‌کند.


دکتر جلیل کوهپایه‌زاده، دکتر محمدرضا محمدحسنی، دکتر سیدحمید میرخانی،
جلد 13، شماره 50 - ( 1-1385 )
چکیده

    زمینه و هدف: تأثیر میزان مصرف و تنوع مواد غذایی و نوشیدنی‌ها بر رخداد انفارکتوس حاد میوکارد در مطالعات گوناگون مورد بررسی قرار گرفته است. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط عوامل خطر تغذیه‌ای و انفارکتوس حاد میوکارد می‌باشد. روش بررسی: این مطالعه از نوع مورد شاهدی است که بر روی 250 بیمار مبتلا به اولین انفارکتوس حاد میوکارد و 250 نفر گروه شاهد که فاقد بیماری مذکور بوده و از نظر متغیرهای سن و جنس همسان شده بودند، انجام گرفت. بیماران مبتلا، مراجعین به بخش مراقبت‌های ویژه قلبی مرکز آموزشی درمانی امام‌خمینی تهران در طی سال 1382 بوده‌اند. نمونه‌گیری به روش غیراحتمالی متوالی صورت گرفت و روش جمع‌آوری داده‌ها از طریق مصاحبه بود. آزمون‌های آماری مورد استفاده در این مطالعه شامل آزمون T، کای دو و نسبت شانس بوده است. میزان خطای آلفا در آزمون‌ها 05/0 لحاظ شده است. یافته‌ها: میانگین سنی، 8/54 سال(9/11±=SD) می‌باشد. شایع‌ترین نوع روغن مصرفی در دو گروه مورد مطالعه، روغن‌های گیاهی بوده است. مصرف آبجو در گروه بیماران به گونه‌ای معنی‌دار بیش‌تر از گروه شاهد بود(009/0=P). همچنین نسبت شانس(OR=Odds Ratio) مصرف آبجو به میزان 1/1(814/1-0286/1=CI) بود. میزان مصرف قهوه روزانه در دو گروه تفاوت نشان نداد اما مصرف چای به صورت روزانه در گروه بیماران از گروه شاهد بیش‌تر بود(005/0=P). میانگین مصرف گوشت قرمز در گروه بیماران بیش‌تر از گروه شاهد بوده است(003/0=P). میزان مصرف روزانه ماهی، تخم‌مرغ، غلات خام و پخته، غذاهای پرنمک، سبزیجات و مواد قندی در دو گروه، تفاوت معنی‌دار نشان نداد. اما مصرف لبنیات و میوه تازه به گونه‌ای معنی‌دار در گروه شاهد بیش‌تر بوده است(000/0=P). نتیجه‌گیری: از این رو لزوم استفاده از رژیم‌های غذایی مناسب در پیشگیری از وقوع بیماری‌های عروقی قلب، مورد تأکید بوده و می‌توان با افزایش آگاهی جامعه نسبت به انتخاب رژیم‌های غذایی متناوب اقدام نمود.



صفحه 1 از 3    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علوم پزشکی رازی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2020 All Rights Reserved | Razi Journal of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb