iumssj

جستجو در مقالات منتشر شده


31 نتیجه برای حقیقی

دکتر صفرعلی امینی، دکتر لادن حقیقی،
جلد 2، شماره 0 - ( تابستان 1374 )
چکیده

  هماتوم غلاف عضله رکتوس یک علت غیر معمول توده های شکمی است که می تواند به صورت شکم حاد جراحی تظاهر نماید. علل آن متعدد و گرفتن یک تاریخچه دقیق معمولا در جهت  مشخص شدن عامل زمینه ساز کمک کننده است. خونریزی غالبا ناشی از پارگی عروق اپیگاستریک وندرتا به علت  پارگی رشته های عضله رکتوس می باشد . این عارضه در صورت عدم تشخیص صحیح به اعمال جراحی غیر ضروری  به تشخیص صحیح این عارضه کمک نموده (MRI) منجر می گردد. سونوگرافی، سی تی اسکن ورزونانس مغناطیسی  می باشد در این مقاله ضمن معرفی یک (Conservative) و درمان نیز به جز در موارد معدود، به صورت محافظه کارانه  مورد هماتوم خودبخودی عضله رکتوس در حین حاملگی تظاهرات بالینی، راههای تشخیصی، درمان و همچنین  سایر عوامل مستعد کننده این عارضه مورد بحث قرار گرفته است. 


دکتر لادن حقیقی،
جلد 2، شماره 0 - ( تابستان 1374 )
چکیده

  تشخیص قبل از تولد ناهنجاریهای مادرزادی جنین در سالهای اخیر پیشرفت قابل توجهی یافته است. امروزه  از طریق دوشهای تشخیصی مختلف می توان بسیاری از اختلالات جنینی را در مراحل ابتدایی تکامل تشخیص داد  و برخی از آنها را که در صورت عدم درمان منجر به عواقب زیان باری می گردند از طریق جراحی قبلی از تولد تصحیح نمود. در این مقاله پیشرفتهایی که در طی چند سال اخیر در درمان جراحی بعضی از بیماریهای جنین مانند فتق مادرزادی دیافراگم، سکستراسیون ریه، افوزیون پلور ، ناهنجاریهای کیستیک آدنوماتوئید مادرزادی، انسداد مجاری ادراری،  تراتوم ساکروکوکسیژئال، سندروم ترانسفوزیون در دو قلویی، حاصل گردیده و همچنین زمینه های جدید تحقیقی که با انجام این گونه جراحیها به وجود آمده مورد بررسی قرار می گیرد. 


دکتر عبدالرسول اکبریان، دکتر لادن حقیقی،
جلد 2، شماره 0 - ( پاییز 1374 )
چکیده

  به مواردی از نازایی ها اطلاق (Unexplained infertility = UEI) ناباروری با علت نامشخص می گردد که با روشهای تشخیصی استاندارد شامل بررسی مایع منی، آزمایش پس از مراقبت، بیوپسی آندومتر، هیستروسالپنگوگرافی و لاپاروسکوپی نتوان عامل مسئول عدم با روری را یافت که البته با پیشرفت دانش و نکنولوژی و انجام روشهای ارزیابی پیچیده خصوصا در طی دو دهه اخیر شیوع این مسئله کاهش یافته و در حال حاضر به حدود 10 نظیر بررسی اسپرم، بررسیهای UEI ردصد می رسد. در این مقاله ابتدا روشهای جدید و دقیق تشخیصی در هیستوشیمیایی و ایمونوهیستوشیمیایی آندو متر، بررسیهای ایمونولوژیکی و ... بررسی می گردد و سپس به شرح روشهای درمانی از جمله هیپراستیمولاسیون تخمدان، تلفیح داخل رحمی اسپرم، انتقال گامت ( زیگوت ) به درون لوله  فالوپ و ... پرداخته می شود  


دکتر لادن حقیقی،
جلد 6، شماره 2 - ( 6-1378 )
چکیده

  نشانگان (syndrome) آنتی فسفولیپید یک بیماری خود ایمنی (autoimmune) است. این نشانگان با ترومبوزهای عروقی مکرر، سقط یا زایمان زودرس ، ترومبوسیتوپنی و مقادیر متوسط تا زیاد پادتنهای آنتی فسفولیپید همراه است. اغلب علائم این نشانگان (syndrome) ناشی از ترومبوزهای عروقی است. پاتوفیزیولوژی این نشانگان کاملا شناخته نشده است. تشخیص این بیماری با کمک مجموعه ای از یافته های بالینی و آزمایشگاهی صورت می گیرد. درمان بیماران با توجه به علائم بالینی، استفاده از آسپرین و هپارین یا آسپیرین به تنهائی و در شرایط ویژه کورتیکواستروئیدها، سرکوبی گرهای دستگاه ایمنی (immunosuppressives) وپلاسمافرز انجام می پذیرد


دکتر لادن حقیقی،
جلد 6، شماره 3 - ( 9-1378 )
چکیده

  در این بررسی کارایی و عوارض نیفدیپین و سولفات منیزیم در متوقف کردن دردهای زودرس زایمانی مقایسه شد. 74 خانم که برای نخستین بار آبستن شده بودند یک قلو حامله بودند سن بارداری آنها بین 23-36 هفته بود و دردهای زایمانی داشتند به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شده، تحت درمان با نیفدیپین (34 نفر) و سولفات منیزیم (40نفر) قرار گرفتند. هر دو گروه از نظر سن تقویمی، سن بارداری و گشودگی (Dilatation) گردن رحم مشابه بودند.

  نتایج موید این مسئله بود که تفاوت چشمگیری بین کارایی سولفات منیزیم (70%) و نیفدیپین (5/76%) در متوقف کردن دردهای زودرس زایمانی و به تاخیر انداختن زایمان حداقل بمدت 48 ساعت وجود ندارد. میزان بروز عوارض مادری نیز در دو گروه فوق اختلاف چندانی نداشت. میانگین فاصله زمانی بین شروع دارو و توقف دردهای زایمانی در گروهی که به آنها نیفدیپین تجویز شده بود کمتر از گروهی بود که به آنها سولفات منیزیم تجویز شده بود (98/2+-03/3) ساعت در گروه نیفدیپین . 8/7+-23/4 ساعت در گروه سولفات منیزیم) (0/04=p) بنابراین با توجه به اینکه سرعت اثر نیفدیپین بیشتر و تجویز آن آسانتر از سولفات منیزیم می باشد و تفاوت چشمگیری بین کارائی و عوارض این دو


دکتر لادن حقیقی، دکتر زهره رزاقی،
جلد 7، شماره 22 - ( 12-1379 )
چکیده

  به منظور بررسی ارتباط شاخص توده بدنی (Body mass indes BMI) با هیرسوتیسم و الگوی قاعدگی 617 نفر طی یک سال تحت مطالعه قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که فراوانی چاقی (BMI>30) در افرادی که هیرسوتیسم و الگوی قاعدگی غیر طبیعی دارند بیش از افرادی است که هیرسوتیسم و الگوی قاعدگی غیر طبیعی ندارد (p=0/0000)

  همچنین مشخص گردید در افرادی که دچار هیرسوتیسم هستند میانگین وزن بالاتر (p=0/0000) و میانگین سن شروع قاعدگی پایینتر (p=0/04) از کسانی است که هیرسوتیسم ندارند.

  میانگین وزن در افرادی که الگوی قاعدگی غیر طبیعی دارند بیش از افرادی است که الگوی قاعدگی طبیعی دارند (p=0/0000)

  نتیجه ای که از این بررسی حاصل می گردد این است که BMI با هیرسوتیسم و الگوی قاعدگی ارتباط دارد.


دکتر محسن فیروزرای، دکتر محمدرضا صداقت کابلی، دکتر لادن حقیقی،
جلد 8، شماره 23 - ( 3-1380 )
چکیده

    یکی از تظاهرات بالینی هیپربیلی‌روبینمی، یرقان است و معمولا هنگامی بروز می‌نماید که مقدار بیلی‌روبین سرم خون بیش از mg/dl 7 باشد. این افزایش موقت بیلی‌روبین به علت همولیز گلبولهای قرمز است. کمبود فعالیت آنزیم گلوکز 6- فسفات دهیدروژناز ( G6PD ) از عوامل مهم بروز هیپربیلی‌روبینمی پاتولوژیک در نوزادان است. خطر ابتلا به کمبود فعالیت این آنزیم در کشور ایران نیز قابل توجه است. با توجه به مرگ‌آور بودن کمبود این آنزیم و نیز امکان بروز صدمات شدید نورولوژیک، تعیین زود هنگام کمبود آنزیم G6PD در نوزادان مبتلا به یرقان اهمیت دارد. در این مطالعه فراوانی کمبود این آنزیم در نوزادان مورد بررسی قرار گرفت. افراد مورد مطالعه شامل 1500 نوزاد مبتلا بــــه هیپربیلی‌روبینمی بودنــد که در بیمارستانهای آموزشــی وابستـــه به دانشگاه علوم پزشکی ایران متولد شدند.تعیین میزان فعالیت آنزیم G6PD در خون حاوی ( EDTA ) EDETATE Calcium Disodium و با استفاده از روش “ Spot test ” و احیا NADP به NADPH با دی‌کلروفنول انجام گردید.

از 1500 نوزاد مبتلا به هیپربیلی‌روبینمی، 240 نوزاد با کمبود فعالیت G6PD متولد شدند و از میان آنها، 200 نوزاد پسر و 40 نوزاد دختر بودند. این نتایج نشان می‌دهند که 16% جمعیت مورد مطالعه دچار کمبود فعالیت G6PD بودند. کمبود فعالیت آنزیم در پسرها بطور معنی‌داری بیشتر از دختران بود(001/0 P< ). کمبود فعالیت G6PD در نوزادانی که والدینشان ازدواج فامیلی داشته‌اند به مراتب بیشتر بود(001/0 P< ).

بیلی‌روبین تام سرم خون در 4/43% نوزادان برابر mg/dl 04/1 ± 15، بیلی‌روبین مستقیم در 36% نوزادان برابر mg/dl 25/0 ± 25/1 و مقدار هموگلوبین در 4/36% آنها برابر g/dl 09/1 ± 17 بود. تظاهر هیپربیلی‌روبینمی در نوزادان مبتلا به کمبود فعالیت G6PD بیشتر در روز اول تولد بود.


دکتر لادن حقیقی، دکتر عفت رحمانی،
جلد 8، شماره 26 - ( 12-1380 )
چکیده

پلی‌هیدرآمنیوس به افزایش بیش از حد طبیعی مایع آمنیوتیک اطلاق می‌گردد. با توجه به عوارض خطیر این بیماری نظیر دکولمان، تولد زودرس و پرولاپس بندناف و همچنین میزان بالای مرگ و میر دوره نوزادی (30%)، طی یک کارآزمایی بالینی 12 خانم باردار با تشخیص پلی‌هیدرآمنیوس شدید ( cm 24 Amniotic Fluid Index, AFI> ) که سن بارداری آنها در محدوده 32-24 هفته بود تحت درمان با ایندومتاسین خوراکی ( mg/day 100 بمدت 8 روز) قرار گرفتند. در کلیه بیماران حجم مایع آمنیوتیک پس از درمان کاهش یافت(000/0= P ). بعلاوه هیچ‌گونه عارضه مادری و جنینی ـ نوزادی نیز مشاهده نشد. سن متوسط زایمان در افراد تحت بررسی 1 ± 7/37 هفته بود. براساس نتایج این بررسی تجویز یک دوره کوتاه مدت ایندومتاسین ـ بدون اینکه موجب افزایش بروز عوارض مادری و جنینی شود ـ روش درمانی مناسبی در موارد پلی‌هیدر‌آمنیوس شدید می‌باشد.


دکتر طاهره لاریجانی، دکتر اعظم میرزایی، دکتر لادن حقیقی،
جلد 8، شماره 27 - ( 12-1380 )
چکیده

از آنجائیکه تعیین سن جنین جهت ارزیابی رشد جنین و جلوگیری از عوارض ناشی از زایمان پیش از موعد و بارداری طول کشیده اهمیت دارد و از طرفی جدول مرجع در این زمینه، با اندازه جنینهای ایرانی، بخصوص در 3 ماهه سوم حاملگی مطابقت ندارد، موضوع این تحقیق جهت بررسی انتخاب گردید. در یک مطالعه آینده‌‌نگر و توصیفی 817 مورد بارداری (200 نفر در 3 ماهه دوم و 617 نفر در 3 ماهه سوم) با LMP دقیق (اولین روز آخرین قاعدگی) در مدت 1 سال بررسی شدند. در این مطالعه، اندازه طول استخوان ران بوسیله دستگاه سونوگرافی real time با پروب 5-5/3 مگاهرتز، اندازه‌‌‌‌گیری شد. سن جنین با استفاده از LMP تعیین، و سپس شاخصهای مرکزی و پراکندگی این اطلاعات محاسبه گردید. جهت پیشگویی نهایی سن جنین براساس اندازه‌‌‌‌‌هایی که بدست آمده بود از روش آماری Linear Regression استفاده شد و نتایج بدست آمده با نتایج مطالعه Hadlock (مهمترین ورایج‌ترین جدول که در این مورد استفاده می‌شود)، مقایسه شد. نتایج بدست آمده حاکی از آن بود که طول استخوان ران در جنینهای این مطالعه تا هفته 22 حاملگی، با جدول Hadlock مطابقت دارد ولی از هفته 22 به بعد، طول استخوان ران در جنینهای این مطالعه کوتاهتر از جنینهای مورد مطالعه Hadlock می‌باشد. با توجه به یافته‌های فوق پیشنهاد می‌گردد جهت تعیین سن جنینهای ایرانی از جدول حاصل از این مطالعه استفاده شود.


دکتر لادن حقیقی، دکتر نغمه زندفانی،
جلد 9، شماره 28 - ( 3-1381 )
چکیده

این مطالعه به صورت مقطعی و با هدف تعیین فراوانی عوامل خطرساز در بارداریهای ناخواسته روی 600 خانم باردار با بارداری ناخواسته انجام شد این افراد از اسفند ماه 77 لغایت اردیبهشت ماه 78 به بیمارستانهای تابعه دانشگاه ایران مراجعه کرده بودند. در این مطالعه بیشترین فراوانی بارداریهای ناخواسته در سنین بالاتر از 30 سال، سطح سواد کمتر از دوره راهنمایی و حاملگی سوم بود. در35 % موارد، قبل از باردای اخیر، هیچ‌گونه روش پیشگیری از بارداری وجود نداشت که شایعترین علت آن اعتقادات غلط و در سایر موارد، استفاده از روش سنتی برای پیشگیری از بارداری بوده است. در مواردی که قبل از بارداری اخیر از قرصهای ضدبارداری خوراکی استفاده شده بود، میزان استفاده صحیح قرص، در موارد دریافت از بخش دولتی بیشتر بوده است. در 3/58 % موارد قبل از بارداری اخیر هیچ‌گونه آموزشی در مورد روشهای پیشگیری از بارداری وجود نداشته است.در 16 % موارد، بارداری به علت تمایل همسر بوده است.


دکتر محمدباقر اولیاء، دکتر انوشه حقیقی، دکتر علی جوادزاده،
جلد 9، شماره 32 - ( 12-1381 )
چکیده


دکتر لادن حقیقی، دکتر مریم زادمحمدی،
جلد 10، شماره 33 - ( 3-1382 )
چکیده

    با توجه به اثر هورمون درمانی جایگزینی در پیشگیری از بسیاری از عوارض یائسگی نظیر بیماریهای قلب و عروق، استئوپوروز و آتروفی ژنیتال و عدم توجه کافی به این روش درمانی در کشور ما، در این بررسی مقطعی، فراوانی مصرف هورمونهای جایگزینی و عوامل مربوط به آن در 860 خانم یائسه که به درمانگاههای مراکز آموزشی درمانی دانشگاه علوم پزشکی ایران در سال 80-1379 مراجعه کرده بودند بررسی گردید. نتایج به دست آمده نشان داد که فقط 15% زنان تحت درمان هورمونی قرار گرفته بودند که این گروه دارای سن پایین‌تر و سطح تحصیلات بالاتری بودند(005/0P<)، در سابقه آنها هیسترکتومی شایعتر (8/31% در مقابل 3/7%) و میانگین مدت زمان درمان هورمونی 24/5±26 ماه بود. در گروهی که در زمان بررسی، درمان هورمونی دریافت نمی‌کردند 2/17% سابقه مصرف درمان هورمونی را داشتند که شایعترین علت قطع مصرف داروها در آنها بروز عوارض بخصوص خونریزی واژینال (7/73%) بوده است. در گروهی که هیچ گاه تحت درمان هورمونی نبوده‌اند شایعترین علت عدم مصرف، فقدان آشنایی با این روش درمانی بوده است(9/42%). با توجه به نتایج فوق ارتقای سطح آگاهی و تغییر نگرش زنان و پزشکان از طریق گسترش آموزشهای بهداشتی توسط رسانه‌های عمومی و برگزاری سمینارهای تخصصی در ترویج هورمون درمانی جایگزینی از اهمیت زیادی برخوردار می‌باشد.

       


دکتر ناهید سهرابی، دکتر لادن حقیقی، دکتر اکرم میرزامرادی،
جلد 10، شماره 34 - ( 6-1382 )
چکیده

    نامناسب بودن سرویکس یکی از مشکلات عمده در ختم بارداریهای طول کشیده و از علل افزایش میزان سزارین در این گونه بارداریها می‌باشد. پروستاگلاندینها از جمله مواردی هستند که با مکانیسمهای متفاوتی موجب Ripening دهانه رحم می‌شوند. این مطالعه با توجه به این مطلب و به صورت یک کارآزمایی بالینی و تصادفی روی 100 خانم بابارداری طول کشیده و دهانه رحم نامناسب انجام گردید و طی آن نتایج حاصل از اینداکشن با اکسی‌توسین در2 گروه 50 نفری که در یکی از آنها شیاف واژینال پروستاگلاندین E2، 8 ساعت قبل از اینداکشن به کار رفته بود، مقایسه شد. بر اساس نتایج به دست آمده در گروه مورد، Bishop score از 69/0±75/0 به 84/0±39/2 افزایش یافته بود(005/0P<) و میانگین زمان شروع اینداکشن تا زایمان به میزان قابل توجهی کوتاهتر از گروه شاهد بود(1/280±8/574 دقیقه در مقابل 8/412±04/843 دقیقه)(0005/0P<). میزان سزارین در 2 گروه تفاوتی نداشت. تنها عارضه استفاده از شیاف PGE2 تهوع بود(2 مورد) که با توجه به نتایج فوق می‌توان گفت تجویز شیاف واژینال PGE2 اگر چه تأثیری بر روش زایمان ندارد اما موجب افزایش Bishop score سرویکس و کاهش قابل توجهی در طول مدت اینداکشن می‌گردد در حالی که عوارض مهمی نیز ایجاد نمی‌کند. 

       


دکتر لادن حقیقی، دکتر عبدالرسول اکبریان، دکتر مهری مشایخی،
جلد 11، شماره 42 - ( 9-1383 )
چکیده

    با توجه به شناسایی نقش اکسید نیتریک در عمل‌کرد میومتر و کاربرد آزادکننده‌های اکسید نیتریک(No donors) در مهار انقباضات زودرس رحمی در چند سال اخیر، این طرح پژوهشی به منظور بررسی کارآیی و عوارض ایزوسوربید دی‌نیترات در مهار دردهای زودرس زایمانی، طی مدت 14 ماه و به صورت کارآزمایی بالینی تصادفی(RCT) در بیمارستان شهید اکبرآبادی انجام شد. در این مطالعه 150 خانم باردار با حاملگی یک قلو و زنده و سن بارداری 37-34 هفته که به علت دردهای زودرس زایمانی مراجعه کرده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. نمونه‌های مورد پژوهش به طور تصادفی در 2 گروه آزمایش(ایزوسوربید دی‌نیترات) و شاهد قرار گرفتند. دو گروه از نظر سن تقویمی، سن بارداری، پاریتی، دیلاتاسیون و افاسمان سرویکس مشابه بودند. براساس نتایج به دست آمده ایزوسوربید دی‌نیترات در پیش‌گیری از زایمان زودرس حداقل به مدت 48 ساعت موثر بود(0001/0P<). ایزوسوربید‌ دی‌نیترات روی آپگار دقیقه اول و پنجم نوزادان متولد شده اثری نداشت و میانگین فاصله زمانی بین شروع ایزوسوربید دی‌نیترات و توقف انقباضات رحمی 1±291/3 ساعت بود.عوارض ایزوسوربید به ترتیب شیوع عبارت بود از: کاهش فشار خون(4/7%)، سردرد(9/4%) و تاکیکاردی(5/2%). با توجه به نتایج این بررسی، ایزوسوربید دی‌نیترات با توجه به عوارض کم، قیمت مناسب و سهولت مصرف می‌تواند به عنوان انتخاب مناسبی جهت پیش‌گیری از زایمان زودرس مورد استفاده قرار گیرد.   

دکتر لادن حقیقی، دکتر ماندانا همت،
جلد 11، شماره 43 - ( 9-1383 )
چکیده

    روش‌های مورد استفاده برای سقط جنین شامل 2 گروه از روش‌های جراحی و طبی می‌باشد که در گروه طبی، دست‌یابی به داروهایی با حداقل عوارض جانبی و حداکثر اثربخشی، هدف بسیاری از تحقیقات بوده است. در سال‌های اخیر پروستاگلاندین‌ها یکی از درمان‌های انتخابی جهت القای سقط بوده‌اند اما با شناخت بهتر مکانیسم انقباضات رحمی و دیلاتاسیون سرویکس و شناسایی اکسید نیتریک به عنوان واسطه مهم این فرآیند، داروهای آزاد کننده اکسید نیتریک مورد توجه بسیار قرار گرفته‌اند. مطالعه حاضر به صورت یک کارآزمایی بالینی به صورت تصادفی و با هدف مقایسه اثر قرص واژینال ایزوسوربید دی‌نیترات(آزاد کننده اکسید نیتریک) و شیاف واژینال پروستاگلاندین بر دیلاتاسیون سرویکس انجام شد. در این مطالعه 148 خانم باردار که اندیکاسیون سقط درمانی در 3 ماهه اول را داشتند، در 2 گروه با تعداد مساوی که از نظر سن بارداری، پاریتی و دیلاتاسیون سرویکس در ابتدای مطالعه، مشابه بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. براساس نتایج به دست آمده، تغییر دیلاتاسیون سرویکس در هر یک از گروه‌ها طی درمان(گروه پروستاگلاندین از 68/0±26/2 سانتی‌متر به 62/1±57/4 سانتی‌متر و گروه ایزوسوربید دی نیترات از 63/0±18/2 سانتی‌متر به 11/1±63/3 سانتی‌متر) و نیز اختلاف دیلاتاسیون سرویکس در 2 گروه پس از درمان(11/1±63/3 سانتی‌متر در گروه ایزوسوربید در مقابل 62/1±57/4 سانتی‌‌متر در گروه پروستاگلاندین) از نظر آماری معنی‌دار بوده است(05/0P<). از نظر میزان بروز عوارض جانبی، در گروه پروستاگلاندین درد شکمی بیش از گروه ایزوسوربید دی‌نیترات بود(05/0P<). با توجه به نتایج این بررسی، شیاف واژینال پروستاگلاندین و قرص واژینال ایزوسوربید دی‌نیترات هر دو بر افزایش دیلاتاسیون سرویکس موثر هستند اما میزان اثربخشی شیاف پروستاگلاندین و نیز درد شکمی ناشی از آن بیش از ایزوسوربید دی‌نیترات است بنابراین توصیه می‌گردد جهت دیلاتاسیون سرویکس قبل از سقط درمانی، با توجه به عوارض و هزینه کم‌تر ایزوسوربید دی‌نیترات، ابتدا از این ترکیب و در صورت عدم ایجاد پاسخ مطلوب، از شیاف پروستاگلاندین استفاده شود.  

        


دکتر انوشه حقیقی، دکتر فرهاد لحمی،
جلد 12، شماره 47 - ( 9-1384 )
چکیده

    زمینه و هدف: تحقیقات اخیر نشان داده‌اند که پرولاکتین می‌تواند نقشی در پاتوژنز بیماری لوپوس ( Systematic Lupus Erythematosus= SLE ) داشته باشد. این هورمون پپتیدی با تحریک سیستم ایمنی می‌تواند باعث تشدید فعالیت بیماری لوپوس گردد. هدف از این تحقیق نشان دادن رابطه سطح پرولاکتین سرم و میزان فعالیت بیماری لوپوس است.

روش کار: این مطالعه توصیفی ـ تحلیلی بر روی 35 بیمار مبتلا به لوپوس که به صورت تصادفی انتخاب شدند و 60 فرد سالم با تشابه سن ــ ی و جنســی با بیماران صورت گرفت. فعالیت بیماری لوپوس براساس (SLE Disease Activity Index) SLEDAI ارزیابی شد و اندکس بیش‌تر از 10 به عنوان بیماری فعال در نظر گرفته شد. پرولاکتین سرم به روش IRMA ( Immunoradiometric Assay ) در هر 2 گروه اندازه‌گیری شد.

یافته‌ها: اختلاف معنی‌داری در میزان بروز هیپرپرولاکتینمی بین بیماران(5/28%) و افراد گروه کنترل(3/3%) وجود داشت(05/0 P< ). متوسط سطح پرولاکتین سرم در افراد گروه کنترل 335 ± 341 میلی گرم در دسی‌لیتر بود در حالی که این میزان در بیماران 860 ± 770 میلی گرم در دسی‌لیتر بود(0078/0= p ). در بیماران دچار هیپرپرولاکتینمی متوسط، اندکس فعالیت بیماری در قیاس با بیماران با پرولاکتین نرمال بالاتر بود. در 90% افراد هیپرپرولاکتینمیک بیماری فعال مشاهده شد(10 SLEDAI> )، در صورتی که تنها 36% افراد نورموپرولاکتینمیک بیماری فعال داشتند.

نتیجه‌گیری کلی: این تحقیق رابطه معنی‌داری را بین سطح پرولاکتین سرم و میزان فعالیت بیماری لوپوس نشان داد(004/0= p ).


دکتر صدیقه‌السادات نعیمی، یاسمین خوش‌آموز، سحر حقیقی‌وند، آیدا مرادی بوساری، دکتر علیرضا سرمدی،
جلد 12، شماره 47 - ( 9-1384 )
چکیده

    زمینه و هدف: تاکنــون تأثیــر درمانی دو روش US ( Ultra Sound ) تحت استــرچ(کشــش) و Hold-Relax بر کاهش کوتاهی عضلات و تاندون‌ها با هم مقایسه نشده، همچنین تأثیر امواج اولتراسوند نیز بر دوام اثر درمانی استرچینگ مشخص نشده است. در این تحقیق به مقایسه پایایی و دوام تأثیر درمانی دو روش us تحت استرچ و Hold-Relax بر کاهش کوتاهی عضله همسترینگ پرداخته شد.

روش کار: این مطالعه به صورت آزمون بالینی تصادفی( clinical trial ) بر روی 20 زن جوان سالم و غیر ورزشکار با میانگین سنی 32/1 ± 62/21 سال که دچار کوتاهی عادتی دو طرفه عضلات همسترنیگ بودند ( ˚ 65 SLR ≤ : Straight Leg Raising )، انجام شد. نمونه‌ها به صورت تصادفی به 2 گروه 10 نفره تقسیم شدند. درمان در گروه اول به روش US تحت استرچ و در گروه دوم به روش Hold-Relax به مدت 4 هفته و هر هفته 3 جلسه انجام شد. در هر بیمار متغیرها قبل از شروع درمان و بلافاصله بعد از اتمام دوره درمان اندازه‌گیری شدند، این متغیرها شامل دامنه SLR فعال ( Active ) و غیرفعال( Passive ) ، دامنه اکستنسیون فعال و غیرفعال زانو، تیلت لگن و لوردوز کمر بودند. بعد از اتمام دوره درمان برای پیگیری پایایی درمان ارزیابی تمام متغیرهای فوق در طی 4 مرحله با فواصل 1 هفته‌ انجام شد.

یافته‌ها: در هر دو گروه درمانی بعد از اتمام دوره درمان همه متغیرها به جز لوردوز کمر تأثیرات درمانی قابل توجه و معنی‌داری نشان دادند. تأثیر روش درمانی US تحت استرچ بر روی تمام متغیرها نسبت به روش Hold-Relax بیش‌تر بود، که این برتری در مورد متغیرهای SLR فعال و غیرفعال در پای چپ نمونه‌ها و تیلت لگن نیز معنی‌دار بود. تأثیر روش درمانی Hold-Relax در اکثر متغیرها تا انتهای هفته چهارم پیگیری پایدار باقی ماند و کاهش معنی‌داری نشان نداد . در حالی که در روش درمانی US تحت استرچ در بیش‌تر متغیرها از همان هفته اول پیگیری، کاهش معنی‌دار مشاهده شد.

نتیجه‌گیری کلی: بنابراین به نظر می‌رسد باید برای کسب نتایج درمانی حاد و کوتاه‌ مدت از روش US تحت استرچ و برای داشتن پایایی بیش‌تر از روش Hold-Relax استفاده شود.


دکتر لادن حقیقی ، دکتر مژگان رحمانیان،
جلد 12، شماره 48 - ( 6-1384 )
چکیده

    زمینه و هدف: پارگی زودرس کیسه آب یکی از مسایل شایع مامایی است و القای موفق زایمان خصوصاً در مواردی که Bishop score پایین است، عامل مهمی در کاهش بروز عوارض مادری و جنینی می‌باشد. هدف از انجام این مطالعه، بررسی اثر میزوپروستول واژینال بر طول مدت زایمان در موارد پارگی زودرس و قبل از ترم کیسه آب و Bishop score پایین است. روش بررسی: در این بررسی که به صورت کارآزمایی بالینی با تخصیص تصادفی انجام شد، 108 خانم باردار با تشخیص پارگی زودرس کیسه آب در سن بارداری 37-29 هفته و با 4Bishop score≤ که اندیکاسیون ختم بارداری داشتند، در دو گروه مساوی تحت القای زایمان با 25 میکروگرم میزوپروستول واژینال و متعاقباًٌ اکسی‌توسین(مورد) یا اکسی‌توسین به تنهایی(شاهد) قرار گرفته و از نظر طول مدت زایمان، نحوه زایمان، و عوارض جانبی مقایسه گردیدند. یافته‌ها: براساس نتایج حاصل از این بررسی، فاصله زمانی بین القاء دردهای زایمانی تا زایمان در گروه مورد کمتر از گروه شاهد بود(01/248±68/507 دقیقه در مقابل 38/246±66/596 دقیقه)(005/0=p). علیرغم تشابه میزان کلی سزارین در دو گروه، میزان سزارین به علت عدم پاسخ به القای زایمان در گروه مورد کمتر از شاهد بود(9% در مقابل 19%)(004/0=p). دو گروه از نظر وزن هنگام تولد و آپگار دقیقه اول و پنجم نوزادان تفاوتی نداشتند. تاکی‌سیستول در هیچ یک از گروه‌ها مشاهــده نشــد. عـوارض میزوپروستول شامل دو مورد(7/3%) سردرد(که به مسکن پاسخ داد) و 3 مورد(5/5%) تهوع(که نیاز به درمان خاصی نداشت) بود. نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج این بررسی، به نظر می‌رسد که از میزوپروستول واژینال می‌توان جهت کاهش طول مدت Labor در موارد پارگی‌های زودرس و قبل از ترم کیسه آب با Bishop score پایین به عنوان روشی موثر، ایمن و اقتصادی استفاده کرد.


دکتر علی پورمتعبد، انتظار محرابی‌نسب، فائزه ثریا، سحر مرادی، هایده حقیقی‌زاد، دکتر مسعود طهماسیان،
جلد 15، شماره 0 - ( بهار 1387 )
چکیده

    زمینه و هدف: اعتیاد به اپیوئیدها، پدیده ای با دلایل و عواقب پیچیده فیزیولوژیکی و اجتماعی است. مکنیسم‌های دقیق ایجاد وابستگی و عود آن نامشخص است. در سالهای اخیر از بین چندین مکانیسم احتمالی، نقش یادگیری و حافظه در وابستگی به اپیوئیدها و عود آن مورد توجه خاص قرار گرفته است. لذا، در مطالعه حاضر اثر وابستگی به مرفین، ناشی از تزریق مکرر زیر جلدی آن، بر فرآیندهای فوق الذکر بررسی شد. روش بررسی: در این مطالعه تجربی، حیوانات مرفین سولفات(mg/Kg, s.c. 10)(در گروه‌های وابسته و حذف مرفین) یا نرمال سالین(در گروه شاهد) دو بار در روز(8 صبح و 8 شب) به مدت 15 روز متوالی دریافت نمودند. حیوانات گروه‌های شاهد و وابسته از روز 11 الی 15 و گروه حذف مرفین از روز 16 الی 20 تحت آزمایش قرار گرفتند. مطالعه حیوانات، جهت بررسی فرآیند یادگیری فضایی در ماز آبی موریس، به مدت 4 روز(هر روز چهار تجربه) انجام می‌شد. در خلال این چهار روز، موقعیت سکوی پنهان ثابت باقی می‌ماند. در روز پنجم جهت بررسی فرآیند حافظه فضایی, سکو از آب خارج شده و آزمایش‌ها انجام می‌شد. شاخص‌های یادگیری و حافظه فضایی ثبت شده و به روش آنالیز واریانس(ANOVA) بررسی شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که مدت زمان و فاصله طی شده برای یافتن سکوی پنهان و میانگین سرعت شنای حیوانات(در روزهای آموزش) و همچنین درصد زمان و درصد مسافت طی شده در ربع دایره هدف در مرحله probe trial، تفاوت معنی‌داری بین گروه‌های مورد مطالعه ندارد. نتیجه‌گیری: این نتایج نشان می دهد که وابستگی به مرفین، ایجاد شده به روش حاضر، هیچگونه اثر معنی داری بر فرآیند یادگیری و حافظه فضایی ندارد که ممکن است ناشی از ایجاد تحمل نسبی به مرفین در حیوانات مورد مطالعه باشد.


دکتر نور امیر مظفری، فرهاد جدی، فرامرز مسجدیان، دکتر لادن حقیقی،
جلد 15، شماره 0 - ( پاییز و زمستان 1387 )
چکیده

    زمینه و هدف: مایکوپلاسماها کوچکترین باکتری‌هایی هستند که توانایی رشد در محیط‌های کشت معمولی را دارند. مایکوپلاسما هومینس با زایمان زودرس، پارگی غشاهای جنینی و تب پس از زایمان در ارتباط می‌باشد. اوره‌آپلاسما اوره آلیتیکوم نیز به‌عنوان عامل ایجاد کننده کوریوآمنیونایتیس و تولد نوزادان با وزن کم شناخته شده است. این دو باکتری با عبور از کانال زایمان می‌توانند سبب پنومونی، مننژیت و آبسه‌های مغزی در نوزادان شوند. این مطالعه به منظور تعیین میزان شیوع این دو میکرو ارگانیسم در زنان مبتلا به عفونت‌های تناسلی انجام گرفت.

روش بررسی: این مطالعه یک مطالعه توصیفی بود. از 205 بیمار دارای عفونت دستگاه تناسلی مراجعه کننده به بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی ایران در تهران، سواب‌های اندوسرویکال گرفته شد. سواب‌ها مستقیماً در محیط PPLO broth قرار گرفته و بلافاصله به آزمایشگاه ارسال گردیدند. نمونه‌ها، بعد از فیلتراسیون با فیلترهای 45% میکرون، به محیط اختصاصی Arginine broth و Urea broth انتقال داده شدند. بعد از مشاهده تغییر رنگ، انتقال به PPLO agar صورت پذیرفت. انکوباسیون تمام محیط‌ها در دمای °c35 در جارهای CO2 انجام گرفت.

یافته‌ها: از 205 نمونه کشت داده شده، 64 مورد (18/31%) از نظر اوره‌آپلاسما اوره‌آلیتیکوم و 16 مورد (76/7%) از نظر مایکوپلاسما هومینیس مثبت بودند. بیشترین موارد مثبت در گروه سنی 39ـ29سال (34مورد) و نیز در زنان مبتلا به واژینت (36مورد) دیده شد.

نتیجه‌گیری: به‌طور کلی نتایج این بررسی نشان می‌دهد که میزان شیوع مایکوپلاسما هومینس و اوره‌آپلاسما اوره‌آلیتیکوم در ایران در حد متوسط می‌باشد ولی احتمال افزایش شیوع آن‌ها در آینده، مؤید لزوم توجه بیشتر به نقش این ارگانیسم‌ها در ایجاد عفونت‌های تناسلی، تشخیص و درمان به‌موقع بیماران و بررسی عفونت‌های مایکوپلاسمایی به‌عنوان یکی از اولویت‌های بهداشتی می‌باشد.



صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علوم پزشکی رازی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2020 All Rights Reserved | Razi Journal of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb