iumssj

جستجو در مقالات منتشر شده


18 نتیجه برای رجبی

دکتر مهدی نعمت‌بخش، دکتر پروین رجبی، سیدحسین ثمریان، دکتر عبدالرضا صباحی، سهیلا شیردوانی، ایمان مرادی،
جلد 8، شماره 23 - ( 3-1380 )
چکیده

    عوارض ناشی از مواد کمیاب سمی بر ارگانهای حیاتی بدن که نتیجه زندگی مدرن می‌باشد، همیشه مدنظر محققین بوده است. سرب از جمله موادی است که اثرات آن بر سیستم اعصاب مرکزی، سیستم عروقی و همودینامیک بدن بیشتر جلب توجه نموده است. با توجه به اینکه سرب تغییراتی در نفوذپذیری مویرگها ایجاد می‌نماید، اثر سرب بر نفوذپذیری آندوتلیال آئورت، سطح چربی خون و نیز فشار خون مورد بررسی و پژوهش قرار گرفت. بهمین منظور تعداد 22 خرگوش در دو گروه بمدت 40 روز مورد بررسی قرار گرفتند. آب آشامیدنی گروه اول حاوی ppm 7/54 سرب (10 میلی‌گرم در دسی‌لیتر استات سرب) بود. گروه دوم آب آشامیدنی بدون سرب مصرف نمودند. سطح سرمی لیپیدها، سرب، کلسیم، آهن( Fe ) و ظرفیت تام اتصال آهن( TIBC ) قبل و پس از آزمایش اندازه‌گیری شد. نفوذپذیری آندوتلیال آئورت بوسیله مواد نشاندار و مطالعه پاتولوژی آن و همچنین اندازه‌گیری مستقیم فشارخون در پایان آزمایش انجام گرفت و نتایج ارزیابی شد. طی آزمایش، افزایش وزن فقط در گروه دوم معنی‌دار بود(قبل از آزمایش: 1/0 ± 69/1 کیلوگرم بعد از آزمایش 066/0 ± 856/1 کیلوگرم، 05/0 P< ). مقایسه سطح سرمی سرب، کلسترول، تری‌گلیسیرید، کلسیم و نسبت Fe/TIBC در دو گروه تفاوت معنی‌داری نداشت، لیکن نفوذپذیری آئورت در گروه استفاده کننده از آب آشامیدنی حاوی سرب‌ کمتر بود(گروه اول: 93/0 ± 24/13 میکروگرم ماده نشاندار در هر گرم بافت، گروه دوم: 32/1 ± 20/16 میکروگرم ماده نشاندار در هر گرم بافت، 05/0 P< ). اگر چه سرب نفوذپذیری مویرگهای مغزی را افزایش می‌دهد، اما بنظر می‌رسد که سرب از لحاظ اثر بر سلولهای آندوتلیال عروق بزرگ مثل آئورت، موجب کاهش نفوذپذیری شود و احتمالاً این تفاوت به ویژگیهای سد خونی مغز ( BBB ) در مقایسه با سایر عروق برمی‌گردد.


دکتر محمدرضا شکیبی، دکتر محمدآرش رمضانی، دکتر جمیله عطارپور، دکتر قدرت ا... رجبی زاده،
جلد 9، شماره 32 - ( 12-1381 )
چکیده


دکتر بهزاد نخعی، دکتر مهدی عالم رجبی، دکتر مهدی موحد، سیدمحمد فرشته نژاد،
جلد 15، شماره 0 - ( تابستان 1387 )
چکیده

  مقدمه: کیست­های آدرنال، نادر و در اغلب موارد فاقد علامت می­باشند و در طی سونوگرافی و یا سی­تی اسکن به­طور اتفاقی شناسایی می­گردند (اینسیدنتالوما). شایع­ترین کیست­های آدرنال، کیست­های اپیتلیالی و کیست­های کاذب می­باشند. از سویی، یکی از عوارض احتمالی کیست­های کاذب، خونریزی درون کیست می­باشد که عواقب خطرناکی را به همراه دارد.

  معرفی بیمار: در این مقاله، یک خانم جوان با علایم درد فوقانی شکم در سمت راست، استفراغ و آنمی شدید معرفی می‌گردد. در سی­تی اسکن انجام شده از بیمار، یک توده بزرگ بین کبد و کلیه راست گزارش شد. پس از آن کیست از بدن خارج گردید که حاوی 5000 سی­سی خون تیره و لخته بود. بررسی نمونه آسیب شناسی برداشته شده از کیست نشان­دهنده­ کیست کاذب آدرنال با دیواره­ا­ی مشتمل بر بافت متراکم فیبروز و شواهدی از التهاب مزمن بود. پس از اتمام جراحی و خروج کیست کاذب آدرنال، علایم بیمار به کلی برطرف گردید.

نتیجه‌گیری: شناسایی کیست­های آدرنال با وجود تشخیص افتراقی­هایی همچون توده­های کلیه، کبد و کیسه صفرا دشوار می­باشد. خونریزی داخل این کیست­ها، خود به خودی و یا در اثر تروما، می­تواند منجر به ایجاد آنمی در بیمار شود که پس از تشخیص، بلافاصله باید تحت جراحی قرار گیرد. روش جراحی امروزه اکثراً به­صورت لاپاراسکوپیک آدرنالکتومی می‌باشد، مگر آنکه لاپاراسکوپی قادر به کنترل خونریزی فعال درون کیست نباشد
دکتر محسن امین‌پور، دکتر مهدی عالم رجبی، دکتر مهدی موحد، دکتر سید محمد فرشته‌نژاد،
جلد 16، شماره 0 - ( بهار 1388 )
چکیده

 

 زمینه: استفاده از زیپ شکمی برای بستن موقت شکم در راستای دسترسی‌های مکرر به حفره شکمی، شست‌و‌شوی متعدد، جست‌وجو و کنترل عوارض داخل شکمی پیشنهاد شده است. در این مطالعه یک مورد شکم باز یا open abdomen با استفاده از یک زیپ استریل در بیماری با گانگرن روده‌ها و عفونت ناشی از آناستوموز مجدد گزارش می‌شود.

معرفی بیمار: در این مطالعه، بیماری با سابقه آپاندکتومی در یک سال قبل از مراجعه که با شکایت یک ماهه از درد شکم به پزشک مراجعه می‌کند، معرفی می‌گردد. بیمار با تشخیص چسبندگی روده‌ها و شکم حاد، دو نوبت تحت عمل لاپاراتومی قرار می‌گیرد و به علت گانگرن روده‌ها، قسمت اعظم روده کوچک وی برداشته شده و آناستوموز اولیه انجام می‌گیرد. سرانجام با گذشت سه روز، بیمار با خروج ترشحات چرکی از محل برش، سندرم دیسترس تنفسی حاد و سپسیس، با تشخیص نشت از محل آناستوموز چندین بار جهت شست‌وشوی مجدد شکم به اتاق عمل منتقل شد که جهت سهولت امر برای بستن جدار شکم از روش zipper locked استفاده گردید و در نهایت دیواره شکم به صورت دایم بسته شد.

نتیجه‌گیری: استفاده از پوشش موقت شکم با وسایلی همچون زیپ، این فرصت را به جراحان و پزشکان می‌دهد که سریع، آسان و با امنیت کامل بیمار را بررسی و ارزیابی و در نهایت درمان نمایند.


جمیل صادقی فر، سید حسام سیدین، مینا انجم شعاع، قاسم رجبی واسوکلایی، سید میثم موسوی، بهرام آرمون،
جلد 21، شماره 118 - ( 1-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف : توزیع عادلانه امکانات و تسهیلات بهداشتی درمانی یکی از اصلی ترین پیش نیازهای افزایش سطح برخورداری جامعه از خدمات و مراقبت‌های سلامت می‌باشد. مطالعه حاضر با هدف تعیین درجه­ توسعه یافتگی شهرستان های استان بوشهر از نظر شاخص های بهداشتی درمانی با استفاده از روش تاکسونومی عددی انجام گرفته است.

  روش کار : با در نظر گرفتن مولفه­های مورد بررسی، رویکرد حاکم بر این پژوهش، توصیفی مقطعی است. شهرستانهای استان بوشهر (9 شهرستان) جامعه آماری پژوهش را شامل می­شوند که براساس 21 شاخص رتبه بندی شده­اند. داده­ها به روش کتابخانه­ای و با استفاده از پایگاه اطلاعاتی مرکز آمار ایران جمع آوری شده است. تجزیه و تحلیل داده ها به کمک روش تاکسونومی عددی و نرم افزارهای Excel و SPSS به انجام رسید.

  یافته‌ها: نتایج مطالعه نشان می‌دهد که اختلاف و شکاف زیادی از نظر بهره‌مندی از شاخص‌های ساختاری بهداشت و درمان بین شهرستان های استان وجود دارد. شهرستان گناوه و دیر به ترتیب با 477/0 و 973/0 برخوردارترین و محروم ترین شهرستان های استان بوشهر از نظر شاخص های مورد بررسی تعیین شدند.

  نتیجه گیری : با توجه به نتایج پژوهش، شهرستان دیر با کمترین بهره‌مندی از شاخص های ساختاری بهداشت و درمان (سطح توسعه ‌نیافته) باید در اولویت برنامه‌ریزی و محرومیت‌زدایی قرار گیرد و برای آن برنامه‌های ضربتی در نظر گرفته شود. پیشنهاد می‌شود کاهش شکاف خدمات بهداشتی درمانی در شهرستان‌های استان از طریق برنامه‌ریزی‌های توسعه محور در اولویت قرار گیرد.


بابک فرزاد، حمید رجبی، صادق حسن نیا، رضا قراخانلو، محمدرضا دهخدا،
جلد 21، شماره 126 - ( 9-1393 )
چکیده

 

سردبیر محترم در ارتباط با شناسایی راه­های مقابله با اضافه وزن و چاقی مایوکاین جدیدی کشف شده که در مطالعات آینده احتمالا می­تواند پنجره­ای از دانش را در مورد راه­های مقابله با این معضل زندگی ماشینی حال حاضر بشر باز کند. نکته­هایی در مورد شناخت و اثرات این مایوکاین وجود دارد که در این نوشتار به آنها می­پردازیم.

 

عضله اسکلتی اخیرا به عنوان یک ارگان درون‌ریز شناخته شده که نه تنها حاوی مولکول‌های متابولیکی مهمی است که بیان آنها متابولیسم را تغییر می­دهد بلکه با دیگر بافت­ها بواسطه­ی ترشح هورمون­هایی که به عنوان میوکاین­ها شناخته شده­اند، ارتباط برقرار می­کند. فاکتور فعال کننده همکار گیرنده­ی گامای فعال شده با تکثیر پروگسیزوم (PGC1-α) یکی از مهمترین مولکول­های متابولیکی است که در عضله بیان می­شود و نقش مهمی را در حفظ هموستاز گلوکز، لیپید و انرژی دارد و بیان آن با فعالیت ورزشی در عضله اسکلتی افزایش می­یابد (1). از طرف دیگر به گونه سنتی دو نوع بافت چربی سفید و قهوه­ای شناخته شده است که از لحاظ ساختاری و عملکردی به گونه کاملی از هم متفاوت می­باشند. بافت چربی قهوه­ای از لحاظ پتانسیل انرژی­زایی کم ولی قابلیت گرمازایی بسیاری دارد. این قابلیت گرمازایی بافت چربی قهوه­ای به دلیل پروتیین جفت نشده-1 (UCP1) می­باشد که در غشای داخلی میتوکندری قرار دارند و موجب نشت یون هیدروژن به درون ماتریکس میتوکندری می­گردد. نوع سوم بافت چربی که به تازگی برایت (Brite) یا بیج (Beige) نام نهاده شده، سلول­های چربی سفیدی هستند با فنوتیپی مشابه با سلول­های چربی قهوه­ای به این معنا که پروتیین­هایی در این سلول­ها تظاهر می‌یابند که این پروتیین­ها عمدتا در سلول­های چربی قهوه­ای بیان می­گردند (2). به این نوع بافت، بافت شبه قهوه­ای نیز گفته می­شود (1). PGC1-α مولکولی است که بیان UCP1 را تعدیل می­کند و ازاین­رو نقشی در گرمازایی در عضله اسکلتی و بافت چربی قهوه­ای دارد (1). مشاهدات جدید در بافت چربی موش­هایی سفیدی که PGC1-α در آنها بیش از حد بیان شده بود، قهوه­ای شدن بافت چربی سفید را نشان دادند یعنی ظاهر و فیزیولوژی بافت چربی سفید آنها به چربی قهوه­ای تغییر کرد در نتیجه تعداد میتوکندری آنها افزایش یافت که بیانگر این موضوع است که فعالیت عضلانی در طول فعالیت ورزشی ایجاد ساختار مجدد در ذخایر بافت چربی زیرپوستی را تحریک می­کند (2). هرچند مولکول­های مهمی که فعالیت ورزشی را با افزایش گرمازایی و حساسیت انسولینی پیوند می­دهد، بویژه ارتباط بیان و عملکرد PGC1-α با عملکرد دیگر بافت­ها مانند بافت چربی نامشخص بوده است. آیریسین (Irisin) یک مایوکاین 112 اسید آمینه­ای است که به تازگی در سال 2012 کشف شده است و پیشنهاد شده که احتمالا پلی میان تعامل بین عضله­ی اسکلتی و دیگر بافت­های درگیر در هموستاز و متابولیسم انرژی از جمله بافت چربی می­باشد. آیریسین هورمون تحریک شده با فعالیت ورزشی است که بوسیله­ی عضله اسکلتی در موش­های سفید و انسان­ها ترشح می­شود و تبدیل بافت چربی سفید به بافت چربی شبه قهوه­ای را تحریک می­کند که این تبدیل متابولیسم سیستمی را بوسیله­ی افزایش هزینه انرژی بهبود می­بخشد (2). گزارش شده است که موش­های سفید ترانسژنیکی که PGC1-α آنها بیش از حد بیان شده بود FNDC5­ (Fibronectin type III domain containing 5) که یک پروتیین عرضی غشای سلول است در مقایسه با موش­های طبیعی در سطوحی بیشتری بیان می­شود (2). FNDC5 که بیشترین بیان آن در عضله اسکلتی می­باشد (1) پیش­ساز آیریسین است که با شکسته شدن پروتیولیکی FNDC5 به درون گردش خون آزاد می­شود. بخش ترشح شده FNDC5 یعنی آیریسین به گیرنده­های نامشخصی بر روی سطح سلول­های بافت چربی و احتمالا بر روی دیگر سلول­ها متصل می­شود. آیریسین منجر به بیان UCP1 و دیگر ژن­های مرتبط با بافت چربی قهوه­ای تا حدودی بواسطه­ی افزایش بیان گیرنده آلفای فعال شده با تکثیر پروگسیزوم (PPARα) می­گردد (2) که یک گیرنده­ی هسته­ای است و به عنوان فاکتور نسخه­برداری و تنظیم کننده بیان چندین ژن درگیر در کاتابولیسم چربی عمل می­کند، هر چند سازوکار آن نامشخص می­باشد. بنابراین آیریسین به عنوان یک سیگنال مشتق از عضله است که به گونه­ی مستقیم با بافت چربی ارتباط برقرار می­کند و موجب قهوه­ای شدن بافت چربی سفید می­گردد. این اثر آیریسین نیم­رخ متابولیکی را بهبود می­بخشد و هزینه­ی انرژی کل بدن را افزایش می­دهد و اثرات ضد چاقی و ضد دیابتی دارد که پیشنهاد کننده این موضوع است که آیریسین ممکن است یک هدف جدید و امیدوار کننده در درمان اختلالات متابولیکی باشد که با فعالیت ورزشی بهبود می­یابند (1).

 

 

 

آیریسین و بافت چربی

 

هنگامی که حامل­های آدنووایرال (Adenoviral vectors) بیان کننده طول کامل FNDC5 به موش­هایی که بوسیله­ی رژیم غذایی چاق شده بودند تزریق گردید، سطوح آیریسین پلاسمایی 3 تا 4 برابر در مقایسه با موش­های کنترل افزایش یافت (2). حتی افزایش متوسط آیریسین پلاسمایی موجب قهوه­ای شدن بافت چربی سفید در درون بدن موش­هایی گردید که FNDC5 آنها بیش از حد بیان شده بود و این افزایش متوسط آیریسین پلاسمایی با افزایش بیان UCP1 همراه بود. همچنین بیان بیشتر آیریسین موجب بهبود معنادار تحمل گلوکز و کاهش انسولین ناشتایی در این موش­ها گردید (2). تزریق آنتی بادی ضد FNDC5 پیش از فعالیت ورزشی اثر فعالیت ورزشی بر بیان ژن FNDC5 را به گونه معناداری کاهش داد (2). بنابراین پیشنهاد شده که افزایش غلظت PGC1-α در سلول عضلانی موجب بیان FNDC5 می­شود که سپس شکسته شده و بخش شکسته شده به درون گردش خون ترشح می­شود. باستروم و همکاران نشان دادند که بیان بیش از حد PGC1-α موجب قهوه­ای شدن بافت چربی سفید زیرپوستی می­گردد. در همین ارتباط بیان FNDC5 عضله­ی اسکلتی با بیان FNDC5 و UCP1 در بافت چربی زیرپوستی همبستگی داشت، در حالی که در بافت چربی احشایی این گونه نبود (1). سطوح آیریسین به گونه­ی مثبتی در برخی مطالعات با شاخص توده بدن (BMI) همبستگی داشته است (1)، اگرچه برخی مطالعات منفی را گزارش کرده­اند (3). همچنین گزارش شده که سطوح آیریسین در بیماران با دیابت ملیتوس نوع 2 کمتر می­باشد (3). به علاوه کاهش سطوح سرمی آیریسین در بیماران با دیابت ملیتوس نوع 2 و همبستگی معکوس آن با دیابت ملیتوس نوع 2 تازه تشخیص داده شده نشان می­دهد که آیریسین ممکن است که نقش مهمی در تحمل گلوکز و دیابت نوع 2 داشته باشد (3).

 
مهرداد نصرالله زاده ثابت، راحله رودی، مرضیه ابراهیمی، علی صمدی کوچکسرایی، مطهره رجبی فومشی، زهرا مجد،
جلد 22، شماره 133 - ( 4-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: سلول‌های بنیادی سرطان در تهاجم و متاستاز ملانوما، کشنده‌ترین و تهاجمی‌ترین شکل سرطان پوست، دخیل می‌باشند. در پژوهش حاضر بیان شاخص‌های کاندید بنیادینگی CD133  و ALDH1 در رده‌های سلولی ملانوما ارزیابی و سپس جداسازی این سلول‌ها بر اساس بیان این شاخص‌ها بررسی شد.

روش کار: در این مطالعه بیان شاخص‌های ALDH1 و CD133 در رده‌های سلولی A375 و D10 با استفاده از روش فلوسایتومتری ارزیابی شد. سپس رده‌ی سلولی و شاخص مناسب انتخاب و سلول‌ها بر اساس بیان و عدم بیان شاخص موردنظر به دو جمعیت مثبت و منفی جداسازی شدند.

یافته‌ها: نتایج این مطالعه نشان داد که شاخص ALDH1 به میزان %88/7±7/55 و %43/6± 9/49 به ترتیب در رده‌های سلولی A375 وD10  بیان می‌شود، درحالی‌که شاخص CD133 تنها در رده‌ی سلولی D10  به میزان %83/2  ±8/26 بیان شد. جداسازی بر اساس بیان ALDH1 در هر دو رده‌ی سلولی و بر اساس بیان CD133 در رده‌ی سلولیD10  با درصد خلوص بالا ( <٩٠%) انجام شد، ولی درصد خلوص جمعیت‌های ALDH1+ و ALDH1- جداسازی شده بسیار پایین بود.  

نتیجه‌گیری: یافته‌های این پژوهش نشان داد که جداسازی سلول‌ها بر اساس شاخص بنیادینگی CD133 در رده‌ی سلولی D10 به‌خوبی انجام‌شده و این شاخص می‌تواند به‌عنوان کاندید مناسب برای شناسایی سلول‌های بنیادی سرطان  در این رده سلولی در نظر گرفته شود. 


دکتر محمد مهدی سلطان دلال، دکتر مصطفی حسینی، دکتر ابوالفضل داوود آبادی، خانم زهرا رجبی، خانم سحر زمانی،
جلد 23، شماره 143 - ( 2-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: انواع ترشی و شور جزو محصولات سنتی تخمیری سبزیجات در ایران هستند. تاکنون تحقیقات زیادی در نقاط مختلف دنیا در مورد شناسایی تنوع باکتریایی‌های مسئول تخمیر در این گروه از مواد غذایی صورت گرفته است. نظر به انجام تحقیقات محدود در این زمینه در ایران، هدف از این مطالعه، جداسازی و شناسایی باکتری اسیدلاکتیک (LAB) (Lactic Acid Bacteria) پایدار در انواع ترشی و شور بود.

روش کار: این پژوهش با آزمایش 70 نمونه ترشی و شور سنتی که از نقاط مختلف تهران تهیه شده بود انجام گرفت. باکتری‌ها با روش کشت بر روی محیط MRS و انجام تست کاتالاز و رنگ‌آمیزی گرم جداسازی شدند. سپس به‌منظور شناسایی بیوشیمیایی سویه‌ها، تست‌های تخمیر قند، تولید گاز از گلوکز، هیدرولیز آرژینین و رشد در دماهای مختلف 15، 30 و 45 درجه سانتی‌گراد انجام شد.

یافته‌ها: از نمونه‌های مورد آزمایش در مجموع 114 ایزوله جداسازی شد. بعد از انجام تست‌های بیوشیمیایی، سویه‌های L.plantarum، L.brevis، L.pentosus، L.casei، L.paracasei، Leu.mesenteroides شناسایی گردید. LAB پایدار در اکثر نمونه‌ها، L.plantarum بود.

نتیجه‌گیری: اهمیت باکتری‌های اسیدلاکتیک به‌عنوان بزرگ‌ترین گروه تشکیل‌دهنده پروبیوتیک‌ها و نیز استفاده از آن به‌عنوان یکی از هردل‌های (Hurdle) کاربردی در صنایع غذایی است. از سویی دیگر نظر به اینکه سبزیجات منبع غنی پره‌بیوتیک‌ها نیز می‌باشند، ترشی و شور می‌تواند بستر مناسبی برای تولید تنوع گسترده‌ای از محصولات فراسودمند پروبیوتیک غیر لبنی باشد. نتایج این پژوهش، بیانگر LAB پایدار جدا شده از انواع ترشی و شور سنتی تهیه شده در تهران می‌باشد که می‌تواند اطلاعات خامی را برای انتخاب گونه‌های پروبیوتیک برای مطالعات بعدی در  جهت بهبود روند تولید صنعتی یا سنتی فراهم کند.


محمد نبوی، مهسا رکابی، صبا عرشی، محمدحسن بمانیان، مرتضی فلاح پور، رسول ملاطفی، ابوالفضل رجبی، وهاب رکابی، مجید خوش میرصفا، فرهاد سیف،
جلد 23، شماره 144 - ( 3-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: آلرژی به برخی مواد خوراکی امری شایع است که به نظر می‌رسد به علت واکنش‌های ایمنی و غیرایمنی رخ می‌دهند. یکی از عوامل مهم در ایجاد این واکنش‌ها، میانجی‌گری آنتی بادی IgE می‌باشد که می‌تواند موجب آنافیلاکسی شود. افزون بر این، یکی از شایع‌ترین مواد خوراکی آلرژی‌زا گندم می‌باشد که اگرچه بهترین روش همانند سایر آلرژن‌ها، پرهیز از برخورد با آن می‌باشد، اما می‌توان از راهکارهای نوینی مانند ایمونوتراپی خوراکی جهت حساسیت‌زدایی و کاهش یا عدم افزایش IgE در این بیماران استفاده کرد. هدف این مطالعه، بررسی میزان IgE اختصاصی و تام بیماران قبل و بعد از ایمونوتراپی می‌باشد.

روش کار: 12 نفر از بیماران مبتلا به آنافیلاکسی به گندم پس از مراجعه به کلینیک آلرژی و ایمونولوژی بالینی بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) مورد معاینه و با چالش غذایی دوسوکور با کنترل دارونما مورد تشخیص قرار گرفتند؛ سپس طی یک پروتکل دو فازی تحت ایمونوتراپی خوراکی قرار گرفتند که فاز اول تجویز دوزهای افزایشی آرد سمولینا و فاز دوم تجویز دوزهای افزایشی ماکارونی می باشد. میزان IgE تام سرم و IgE اختصاصی گندم، قبل و بعد از حساسیت‌زدایی با روش ELISA اندازه‌گیری شد. همچنین جهت بررسی واکنش پوستی، تست پریک انجام و برجستگی پوستی ارزیابی شد. در نهایت ائوزینوفیل‌های موجود در اسمیر بینی بیماران، قبل و بعد حساسیت‌زدایی بررسی گردید.

یافته ها: قبل و بعد از حساسیت زدایی میزان IgE اختصاصی گندم در بیماران اندازه‌گیری شد و با وجود اینکه افزایش اندکی را نشان می‌داد اما اختلاف معنی‌داری مشاهده نشد (1/0p>). همچنین میزان IgE تام در این بیماران افزایش کمی را نشان می‌داد اما تفاوت معنی‌داری یافت نشد (9/0p>). میانگین اندازه برجستگی بعد از پروتکل نسبت به قبل از پروتکل کاهش نشان داده است که تفاوت معنی‌داری را نشان می داد (02/0p<). تعداد ائوزینوفیل‌های اسمیر بینی تفاوت معنی‌داری را نشان نداد (5/0p>).

نتیجه‌گیری: در این مطالعه اثربخشی روش ایمونوتراپی خوراکی بر میزان IgE اختصاصی و تام بیماران دارای آلرژی به گندم نشان داده شد. با این وجود مطالعات بیشتری جهت زمان شروع، دوز اولیه، چگونگی افزایش دوز تدریجی و دیگر فاکتورهای موثر در روند حساسیت زدایی به گندم مورد نیاز است.


حمداله هادی، عباسعلی گائینی، پژمان معتمدی، حمید رجبی،
جلد 23، شماره 148 - ( 7-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف از مطالعه حاضر تعیین تاثیر تمرین هوازی بر میزان بیان mir126 بافت قلبی در موش‌های صحرایی دیابتی بود. روش کار: 40 رأس رت به دو دسته دیابتی و سالم تقسیم شدند. هر دسته به دو گروه تمرین هوازی به مدت 8 هفته و بدون تمرین تقسیم شدند. در انتهای تمرین 35 رت در آنالیز داده‌ها مورد استفاده قرار گرفتند. 48 ساعت پس از اتمام دوره تمرینی عضله قلبی آن‌ها تحت شرایط استریل جدا گردید. میزان بیان mir126 به وسیله روش Real-Time PCR اندازه گیری شد. تجزیه تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یک‌سویه و آزمون تعقیبی توکی انجام شد. یافته‌ها: نتایج مطالعه نشان داد که دیابت موجب کاهش معنی‌دار میزان بیان mir126 و تمرین هوازی به مدت 8 هفته موجب افزایش معنی‌دار میزان بیان mir126 می‌شود. نتیجه‌گیری: بنابراین به نظر می‌رسد تمرین هوازی می‌تواند از طریق مسیر آنژیوژنیکی باعث بهبود بیماران دیابتی گردد. هم‌چنین با توجه به نتایج به دست آمده از مطالعه حاضر و روشن شدن این فرایندهای تنظیمی به وسیله mir126 که به وسیله تمرین هوازی تحت تاثیر قرار می‌گیرند، استراتژی بسیار باارزشی به دست می‌آید که می‌تواند به توسعه روش‌های درمانی جدید در بیماری دیابت منجر شود.


مریم عباس پور، زهرا رجبی، محمد مهدی سلطان دلال، اکرم یزدانی،
جلد 24، شماره 159 - ( شهریور 1396 )
چکیده

زمینه و هدف: انتروکوک‌ها کوکسی‌های گرم مثبتی هستند که به‌صورت فراوان از حیوانات و گیاهان و سبزیجات جدا می‌شوند. این مطالعه با هدف ارزیابی شیوع سویه‌های انتروکوک و تعیین حساسیت آنتی بیوتیکی انتروکوک‌های جدا شده از 7 نوع سبزی خشک که به‌صورت تصادفی از فروشگاه‌های تهران جمع آوری گردیده، انجام شده است.
روش کار: در یک مطالعه توصیفی، در 1394، تعداد 140 نمونه سبزی خشک باز و بسته‌بندی جمع‌آوری شد. نمونه‌ها از نظر وجود انتروکوک با انجام رنگ آمیزی گرم، تست‌های بیوشیمیایی مانند کاتالاز و ایجاد کلنی‌های سیاهرنگ روی بایل اسکولین آزید تایید هویت شدند و با استفاده از آزمون های بیوشیمیایی تا حد گونه شناسایی شدند. تعیین حساسیت آنتی بیوتیکی جدایه‌ها نسبت به شش آنتی‌بیوتیک به روش دیسک دیفیوژن و با استفاده از آزمون کاپا انجام شد.
یافته‌ها: 140 نمونه سبزی خشک 84 (60%) انتروکوک جدا گردید. مهمترین جدایه E. faecium با فراوانی 61 (6/72%) بود. سایر گونه ها بترتیب اهمیت عبارت بودند از: 10 جدایه E.durans، 6 جدایه E. gallinaru، 5 جدایه E. faecalis، 1 جدایه E. avium و 1 جدایه E. casseliflavus. تست تعیین حساسیت آنتی‌بیوتیکی نیز نشان داد که؛ 93% مقاوم به جنتامایسین، 48% مقاوم به ونکومایسین، 32% مقاوم به اریترومایسین، 15% مقاوم به تتراسایکلین، 4% مقاوم به کلرامفنیکل و 4% مقاوم به آمپی سیلین بودند.
نتیجه‌گیری: نتایج به دست آمده در این مطالعه نشان دهنده آلودگی سبزی‌های خشک جمع‌آوری شده در شهر تهران می‌باشد. با توجه به یافته‌ها، برای جلوگیری از آلودگی میکروبی مواد غذایی، آموزش افراد، رعایت اصول بهداشتی و نظارت در آماده‌سازی، حمل و نقل، ذخیره سازی و عرضه مواد غذایی ضروری می‌باشد.
 


مینا اکبری، فرشته شهیدی، حمید رجبی، مجید کاشف، زهره مظاهری،
جلد 25، شماره 9 - ( آذر 1397 )
چکیده

زمینه و هدف: مدارک واضحی جهت حمایت از اهمیت فعالیت بدنی منظم و همچنین مصرف مواد آنتی ‌اکسیدانی در پیشگیری و یا کنترل بیماری‌های قلبی و عروقی به ویژه آن دسته از بیماری‌هایی که موجب آپوپتوز قلبی می‌شود، وجود دارد. هدف  از این پژوهش تعیین اثر همزمان شش هفته تمرین هوازی در آب و مکمل کروسین بر بیان ژن‌کاسپاز 3 کاردیومایوسیتی در موش موش‌های نر مسموم شده با پراکسید هیدروژن (H2O2) بود.
 روش‌کار: پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی بوده که 36 موش‌ نرصحرایی نژاد ویستار جوان به طور تصادفی به شش گروه شش‌تایی  شامل شم تزریق (سالین)، پراکسید هیدروژن، پراکسید هیدروژن و کروسین، پراکسید هیدروژن و فعالیت در آب، پراکسید هیدروژن و فعالیت در آب وکروسین  و گروه کنترل تقسیم شدند. پروتکل فعالیت در آب در دو مرحله به صورت آموزش و تمرین برگزار شد. برای  القاء H2O2 به صورت زیر صفاقی و 30 دقیقه قبل از تمرین تزریق صورت گرفت. کروسین نیز در ناحیه صفاق تزریق شد. بیان ژن‌ کاسپاز 3 از به روش Real Time PCR انجام شد. جهت تایید بروز آپوپتوز، نمونه‌های بافتی با روش تانل مورد سنجش قرار گرفتند. تحلیل آماری، با استفاده از آزمون کولموگروف-اسمیرنوف از نظر توزیع طبیعی بررسی شدند و سپس از تجانس واریانس (آزمون لوین) و داده‌های پرت بررسی شدند. در نهایت از آزمون تحلیل واریانس یک راهه برای بررسی فرضیه های آماری استفاده گردید و آزمون تعقیبی شفه استفاده شد.
یافته‌ها: القای آب اکسیژنه با افزایش معنی‌داری در بیان ژن کاسپاز 3  همراه بود و شش هفته فعالیت در آب منجر به کاهش معنی‌داری در بیان ژن کاسپاز 3 در بافت میوکارد‌ی  موش‌ها شد. همچنین تعامل شش هفته فعالیت در آب و القای کروسین اثر هم‌افزایی در کاهش کاسپاز 3 داشت که در نتایج تانل، کاملاً قابل مشاهده است.
نتیجه‌گیری: فعالیت منظم در آب و همچنین مصرف کروسین نیز جداگانه منجر به کاهش معنی‌داری در بیان ژن. کاسپاز3 در بافت میوکارد  موش‌ها شد. از سوی دیگر تلفیق تمرین و کروسین تاثیر سینرژیک در مهار بیان ژن کاسپاز3 در  موش‌های مسموم شده با آّب اکسیژنه داشت.
ندا شاهواروقی فراهانی، محدثه رجبی، امیرحسین توانایی، زینب قائم پناه، عبدالرحیم حزینی،
جلد 25، شماره 12 - ( 12-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: طی دهه­های اخیر، مفهوم مراقبت تسکینی به عنوان رویکردی چند رشته­ای مورد توجه قرار گرفته که با توجه به ماهیت و نوع بیماران هدف آن و نیاز­های روان­شناختی آن­ها مشخص شده است. بررسی و توجه به این نیازها و تلاش برای رفع آن­ها از وظایف روان­شناس بوده که با چالش­های بسیاری مانند ابهام نقش­ها و وظایف و نیازهای آموزشی و پژوهشی روبه­رو است. در نتیجه، هدف مقاله­ی حاضر، بررسی مهارت­های تخصصی روان­شناسی در ارزیابی، مداخله و پژوهش و ابعاد نظری و عملی این رشته در فضای مراقبت تسکینی است.
روش کار‌: این مطالعه به روش مروری و با استفاده از کلید واژه­های Palliative ،Psychologist ،Advanced cancer ، End of life،hospice ،Terminally ill ،Chronic illness ، Bereavement ،Grief  صورت گرفت. با جست­و­جو در بانک­های اطلاعاتی PubMed، Elsvier، Scopus، Science Direct، و  ProQuest  مقالات مرتبط در بازه­ی زمانی 1997-2017 مورد بررسی قرار گرفتند.
یافته‌ها: روان­شناسان تیم مراقبت تسکینی در مراحل مختلف بیماری ایفای نقش می­کنند. در این راستا، ارتباط و ارزیابی به عنوان گام­های نخست خدمات آن­ها و مشاوره و روان­درمانی اختصاصی برای هر نوع اختلال و مشکل روان­شناختی بیماران توسط روان­شناس ارائه می­شود. این روا­ن­شناسان خدمات خود را به خانواده بیماران در زمان بستری تا مراحل از دست دادن و سوگ ادامه خواهند داد. حمایت و مراقبت از اعضای تیم مراقبت تسکینی و مشارکت در طرح­های تحقیقاتی نیز از دیگر وظایف آن­ها است.  
نتیجه‌گیری: با توجه به عملکرد چندگانه روان­شناسان در تیم مراقبت تسکینی و نیز ارائه خدمات گسترده از بیماران تا خانواده آن­ها و نیز اعضای تیم مراقبت تسکینی، کسب مهارت­های تخصصی و آموزش­های مداوم برای آن­ها لازم و ضروری است
علی رجبی، معرفت سیاه کوهیان، علی اکبرنژاد،
جلد 25، شماره 166 - ( فروردین 1397 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف تحقیق حاضر مقایسه‌ تأثیر یک برنامه تمرین درمانی و مصرف خوراکی زعفران بر مقادیر IL-6، TNF-a و کنترل گلایسمیک در زنان چاق دیابتی نوع 2 بود.
روش کار: روش تحقیق حاضر از نوع شبه تجربی، با طرح اندازه­گیری مکرر بود. 48 زن چاق دیابتی نوع 2 به‌صورت تصادفی به چهار گروه مساوی (زعفران+تمرین، تمرین+دارونما، زعفران، دارونما) تقسیم شدند. گروه زعفران+تمرین و تمرین+دارونما به مدت 8 هفته (سه جلسه در هفته، تمرین هوازی با شدت 60 تا 75 درصد ضربان قلب بیشینه) انجام دادند. دوز روزانه 400 میلی­گرم پودر سرگل زعفران (یک‌بار در روز) به مدت دو ماه استفاده شد. دارونما، محتوی 400 میلیگرم آرد گندم بود. در ادامه متغیرهای IL-6 و TNF-a، گلوکز خون و HbA1c موردبررسی قرار گرفتند. از آزمون شاپیرو-ویلک، تحلیل واریانس با اندازه­گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی و تحلیل واریانس یک‌راهه با تست تعقیبی LSD استفاده شد.
یافته­ ها: در مرحله پس‌آزمون نسبت به پیش‌آزمون در گروه­های مداخله متغیر IL-6 و TNF-a، گلوکز خون و HbA1c کاهش معنی­دار و نیز در مرحله پس‌آزمون بین گروه، زعفران+تمرین با تمرین+دارونما، زعفران+تمرین با زعفران، زعفران+تمرین با دارونما، زعفران با گروه دارونما اختلاف معنیدار بود (05/0p<). همچنین در متغیر وزن و BMI، بین گروه زعفران+تمرین با دارونما، تمرین+دارونما با دارونما و زعفران با گروه دارونما اختلاف معنیدار بود (05/0p<).
نتیجه­ گیری: می‌توان احتمال داد انجام فعالیت هوازی و مصرف زعفران یک اثر محافظتی در مقابل ازدیاد شاخص­های (گلوکز خون و HbA1c) اعمال می­کند. احتمال دارد کاهش گلوکز خون، IL-6 و TNF-a در گروه­های دریافت‌کننده زعفران به علت وجود متابولیتهای زعفران مصرفی خصوصاً فلاوونوئیدهای (کروستین و کروسین) و افزایش سیستم دفاعی آنتی‌اکسیدانی از طریق زعفران دانست.
محمد رضا اسماعیل زاده، زهرا رجبی، محمد مهدی سلطان دلال،
جلد 25، شماره 171 - ( شهریور 1397 )
چکیده

زمینه و هدف: سالمونلوزیس یک گاستروانتریت ناشی از آلودگی با سروتایپ­های مختلف باکتری سالمونلا می­باشد. سالمونلا انتریکا زیر گونه انتریکا، سویه­های انتریتیدیس، تیفی­موریوم و اینفنتیس بعنوان مهم‌ترین عوامل گاستروانتریت در انسان از اهمیت جهانی خاصی برخوردار شده­اند که در سال­های اخیر بطور روز افزون به آنتی­بیوتیک­های رایج و مصرفی در درمان مقاوم شده­اند. هدف اصلی از این مطالعه مقایسه اثرات آنتی­باکتریالی کوکتل باکتریوفاژ لیتیک و سیپروفلوکساسین  بر سویه­های باکتری سالمونلا انتریکا در شرایط آزمایشگاهی است.
روش کار: سویه­های استاندارد سالمونلا (انتریتیدیس، تیفی موریوم و اینفنتیس) از دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران تهیه و باکتریوفاژ اختصاصی آن‌ها با روش Soft agar جداسازی گردید. اختصاصیت باکتریوفاژها نسبت به سه سویه سالمونلا و باکتری­های استافیلوکوکوس اورئوس، شیگلا دیسانتری و اشریشیا کلی انترو پاتوژنیک با استفاده از روش لکه­گذاری نقطه­ای (Spot Test) مورد بررسی قرار گرفت. تعیین حساسیت آنتی‌بیوتیکی با استفاده از روش E-Test انجام گرفت. به منظور دستیابی به تیتر مناسب جهت بررسی نتایج درمانی، غلظت­های مختلف از باکتریوفاژ با باکتری مورد ارزیابی قرار گرفت. در نهایت اثر پیشگیری کننده و درمانی در مقایسه با سیپروفلوکساسین مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافته­ ها: باکتریوفاژها با غلظت­های متفاوت، توانایی مناسبی در کاهش شمار و حذف سویه­های سالمونلا (تیفی­موریوم، انتریتیدیس و اینفنتیس) از خود نشان دادند. پلاک­های اختصاصی باکتریوفاژها علیه سویه­های دیگر سالمونلا و سایر باکتری­های پاتوژن روده­ای، فاقد عملکرد لیتیک بودند.
نتیجه­ گیری: نتایج بدست آمده نشان داد که باکتریوفاژها بصورت اختصاصی عمل می­کنند. با توجه به افزایش روز افزون مقاومت آنتی­بیوتیکی و نگرانی در خصوص درمان، باکتریوفاژها می­توانند پیشنهاد مناسبی برای کاربرد آنتی­بیوتیک­ها در درمان عفونت­های باکتریایی باشند.

فاطمه نمکی، زهرا رجبی، محمد مهدی سلطان دلال،
جلد 26، شماره 5 - ( 5-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری‌های منتقله از غذا و مقاومت به عوامل ضدمیکروبی دو معضل جهانی بوده که روز بـه روز در حـال گسترش در دنیا می‌باشد. همچنین مصرف بی‌رویه آنتی‌بیوتیک‌ها منجر به مقاومت باکتری‌ها به خصوص نسبت به کارباپنم‌ها شده است. سیتروباکتر یک باکتری فرصت‌طلب است که مقاومت به آنتی‌بیوتیک‌ها در این باکتری در حال ظهور بوده و درمان را دچار چالش کرده است. هدف از این مطالعه بررسی فراوانی و تعیین الگوی مقاومت آنتی‌بیوتیکی گونه‌های سیتروباکتر جدا شده از طغیان‌های مواد غذایی بوده است.
روش بررسی: از بین 704 نمونه طغیان غذایی، 84 جدایه سیتروباکتر با استفاده از روش‌های میکروب‌شناسی، تست‌های افتراقی و کیت API-20E جدا‌سازی و شناسایی شد. حساسیت آنتی‌بیوتیکی به روش دیسک دیفیوژن با آنتی‌بیوتیک‌های (Mast,UK) آمپی سیلین، جنتامایسین، سیپروفلوکساسین، کلرامفنیکل، کوتریموکسازول، آزترونام، ایمی پنم، مروپنم بر روی محیط مولر هینتون آگار انجام شد.
یافته‌ها: حدود 12% از موارد اسهال ناشی از سیتروباکتر با گونه غالب فروندی بود. (9/42%) 36 جدایه از مردان و (1/57%) 48 جدایه از زنان جدا شد. بیشترین و کمترین حساسیت آنتی‌بیوتیکی به ترتیب به مروپنم (100%) و آمپی سیلین (57%) تعلق داشت.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که نظارت بر مقاومت ضدمیکروبی در سیتروباکتر امری ضروری است. با توجه به حضور 12% سیتروباکتر در طغیان‌های غذایی، باید نسبت به تجویز و مصرف بی‌رویه آنتی‌بیوتیک‌ها اقدام مؤثری انجام شود.
اعظم عبداله پور، حمید رجبی، عباسعلی گائینی، محمد صوفی آبادی، ندا خالدی،
جلد 26، شماره 5 - ( 5-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: تغییر در عملکرد عروق به عنوان شاخصی برای بیماری­های عروقی در نظر گرفته می­شود. از عوامل موثر بر عملکرد عروق آنزیم eNOS و فاکتورهای تنظیم کننده آپوپتوز عروق شامل BAX و BCL-2 می­باشد. هدف این تحقیق بررسی تاثیر تمرینات هوازی در دوران بارداری بر بیان ژن BAX،BCL-2 و eNOS عروق فرزندان نر موش بود.
روش کار: در این پژوهش مداخله­ای و روش تجربی با طرح پس آزمون با گروه کنترل 10 سر موش ماده 8 هفته­ای نژاد اسپراگ داولی به طور تصادفی به دو گروه تمرینی (T) (9/8 ± 221 گرم) و کنترل (c) (8/12 ± 223 گرم) تقسیم شدند. فعالیت ورزشی هوازی بارداری بلافاصله بعد از مشاهده پلاک واژنی به مدت 21 روز و 5 جلسه در هفته با شدت متوسط ( 45-35 درصد VO2max) روی نوارگردان انجام شد، و 2 روز قبل از زایمان خاتمه یافت. بافت برداری از شریان فمور بچه موش­های نر در سن 8 هفتگی انجام شد. آزمون t مستقل جهت مقایسه بین گروه­ها در سطح معنی­داری 05/0P با استفاده از نرم­افزار SPSS نسخه 16 انجام شد.
یافته­ ها: فعالیت ورزشی هوازی با شدت متوسط در حین بارداری باعث افزایش معنی­دار در بیان ژن BCL-2 (004/0=p) و کاهش معنی­دار در بیان ژن BAX (000/0=p) در بچه  موش­های نر شد، ولی تفاوت معنی­داری در بیان ژن eNOS (494/0=p) ایجاد نکرد.
نتیجه­ گیری: به نظر می­رسد فعالیت ورزشی هوازی در دوران بارداری می­تواند میزان آپوپتوز و در نتیجه احتمال اختلال عملکرد عروق را در فرزندان بالغ موش کاهش دهد.
 
خدیجه بعاجی، محمد پزشکی مدرس، سارا رجبی،
جلد 26، شماره 5 - ( 5-1398 )
چکیده

امروزه بیماری­های عروقی مانند بیماری تصلب شرایین یکی از دلایل اصلی مرگ و میر در جهان  محسوب شده و شیوع آن در جوامع سال خورده در حال افزایش است. روش‌های درمانی موجود برای ترمیم عملکرد قلبی عروقی شامل پیوند اعضا، جراحی‌های بازساختی، استفاده از دستگاه‌‌های مکانیکی یا مصنوعی و استفاده از محصولات متابولیکی است. اگر چه به طور معمول این روش‌ها استفاده می‌شوند، اما به دلیل محدودیت اهداکنندگان و عوارض ناشی از انتقال عفونت، پس زدن بافت توسط بدن بیمار  مشکلاتی را ایجاد می­کنند. در حال حاضر تحقیقات بسیاری در زمینه مهندسی بافت و پزشکی بازساختی به منظور توسعه رگ­های مصنوعی جدید در حال انجام است. به طور کلی می­توان از نظر منبع تهیه زیست مواد را به طبیعی و مصنوعی (زیست تخریب­پذیر و تخریب­ناپذیر) طیف گسترده‌­ای از خواص شیمیایی و مکانیکی را شامل می­ شوند، طبقه­بندی کرد. هدف اصلی مهندسی بافت طراحی مواد جایگزین با ویژگی‌‌های مناسب در شرایط برون‌­تن با استفاده از سلول‌های زنده به منظور بازگرداندن عملکرد فیزیولوژیک بافت بیمار است که مشابه با بافت طبیعی از دست رفته باشد. در واقع مهندسی بافت به عنوان یک رویکرد میان رشته‌ای، شامل ترکیب اصول روش­های مهندسی، زیست­شناسی سلولی و مولکولی و پزشکی کلینیکی می باشد. ساختارهای مهندسی بافت از سه جز مهم تشکیل شده است عبارتند از سلول­ها، مواد سازنده و فاکتورهای رشد. در این مقاله مروری به بررسی زیست مواد، روش­های ساخت داربست، سلول­ها و همچنین کاربردهای بالینی مهندسی بافت عروق پرداخته شده است.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علوم پزشکی رازی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2020 All Rights Reserved | Razi Journal of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb