iumssj

جستجو در مقالات منتشر شده


14 نتیجه برای سلیمانی

دکتر حسین فراهینی، دکتر غلامرضا شاه‌حسینی، دکتر سعید سلیمانی،
جلد 11، شماره 44 - ( 12-1383 )
چکیده

    آسیب‌های منیسک و رباط متقاطع قدامی مفصل زانو از جمله شایع‌ترین آسیب‌ها در ورزش‌کاران هستند که برای تشخیص این آسیب‌ها از معاینه، شرح حال بالینی، MRI، آرتروگرافی و آرتروسکوپی استفاده می‌شود. در این مطالعه ارزش تشخیصی آزمون‌های بالینی در تشخیص این ضایعات با یافته‌های آرتروسکوپی مورد مقایسه قرار گرفته است. در این پژوهش که از نوع مشاهده‌ای، توصیفی و تحلیلی بود، 68 ورزش‌کار که در شرح حال، معاینه و بررسی‌های پاراکلینیک مشکوک به پارگی منیسک یا رباط متقاطع قدامی بودند، انتخاب شدند و پس از تکمیل پرسش‌نامه، آزمون‌های مک موری، حساسیت روی خط مفصلی و آزمون لاکمن برای آن‌ها انجام شد. در مرحله بعد برای بیماران آرتروسکوپی صورت گرفت و نوع ضایعات به طور قطعی مشخص شد و ارزش تشخیصی این 2 روش با هم مقایسه گردید. براساس نتایج بالینی به دست آمده، حساسیت روی خط مفصلی زانو و آزمون مک‌موری تنها در 58% افرادی که دچار پارگی هم‌زمان منیسک و لیگامان قدامی زانو شده بودند، مثبت بود در حالی که در ضایعات خالص منیسک‌ها، این آزمون در تمام افراد مبتلا مثبت مشاهده شد. شایع‌ترین شکل آسیب‌ها در آرتروسکوپی، پارگی ایزوله رباط متقاطع قدامی(29%) و پارگی هم زمان این رباط با آسیب منیسک داخلی(29%) بود و پارگی دسته سطلی(Bucket Handle) نیز شایع‌ترین شکل پارگی منیسک‌ها بوده است، آزمون لاکمن در پارگی ایزوله لیگامان متقاطع قدامی در 90% موارد مثبت مشاهده شد. با توجه به نتایج این مطالعه به نظر می‌رسد که آزمون‌های بالینی انجام شده در صورت وجود پارگی ایزوله منیسک‌ها از ارزش بالایی برخوردار باشند در حالی که در موارد همراهی ضایعه رباط متقاطع با آسیب منیسک‌ها، از ارزش آزمون‌های بالینی کاسته می‌شود(58%). آزمون لاکمن در ارزیابی پارگی لیگامان متقاطع قدامی  از ارزش قابل قبولی برخوردار می‌باشد.  

        


علی سلیمانی فریزهندی، دکتر مهناز آقایی‌پور، دکتر علی‌اکبر پورفتح‌اله،
جلد 12، شماره 45 - ( 3-1384 )
چکیده

شرایط آماده کردن و نگه‌داری پلاکت جهت تزریق می‌تواند سبب فعال شدن پلاکت شود که این امر موجب کاهش توانایی عمل‌کرد پلاکت‌های ذخیره شده نسبت به پلاکت‌های تازه تهیه شده و حیات آن در محیط زنده بیولوژیک بعد از تزریق می‌گردد. در این مطالعه با استفاده از فلوسیتومتری، شاخص‌های غشایی 63 CD و P 62 CD در فراورده‌های پلاکتی که برای 3 روز تحت شرایط استاندارد بانک خون تهیه شده بودند، مورد ارزیابی قرار گرفتند. کاهش لکوسیت قبل از تزریق در پلاکت‌ها روشی معمول در مراکز انتقال خون، برای جلوگیری از عوارض ناشی از گلبول‌های سفید می‌باشد. در این مطالعه 24 واحد پلاکت به صورت پلاسمای غنی از پلاکت تهیه شد سپس توسط فیلتر Pall - SE 10 LRP محصولی که لکوسیت آن کاهش یافته بود تهیه گردید و فراورده‌های پلاکتی فیلتر شده و فیلتر نشده از نظر میزان اسیدیته و شاخص‌های 63 CD و P 62 CD مورد مقایسه قرار گرفتند. در طی 3 روز نگه‌داری، واحدهای لکوسیت کاهش یافته در مقایسه با پلاکت‌هایی که به صورت معمولی تهیه شده بودند، هیچ اختلاف معنی‌داری را در میزان اسیدیته نشان ندادند(05/0 P> ). در طی 3 روز نگه‌داری(روزهای 1و 3) واحدهای پلاکتی که لکوسیت آن‌ها کاهش یافته بود، کاهشی را در میزان شاخص‌های 63 CD و P 62 CD در مقایسه با محصولاتی که به صورت معمولی تهیه شده بود، نشان دادند(05/0 P< ).فیلتراسیون پلاکت‌ها ممکن است عاملی در جهت فعال شدن آن‌ها محسوب گردد که این امر ناشی از تماس مستقیم با فیلترها می‌باشد. از سوی دیگر فیلتراسیون پیش از ذخیره و حذف گلبول‌های سفید نیز ممکن است سبب کاهش فعال شدن پلاکت‌ها و در نتیجه حفظ عمل‌کرد پلاکت‌ها شود. این مطالعات نشان داد که فیلتراسیون سبب فعال شدن پلاکت‌ها نمی‌شود و شاخص‌های 63 CD و P 62 CD ، می‌توانند به عنوان مفیدترین ابزار جهت ارزیابی کیفی محصولات پلاکتی مورد استفاده قرار گیرند. در واقع هدف از این پژوهش بررسی تاثیر فیلتراسیون پیش از ذخیره کردن بر فعال شدن پلاکت‌ها در فراورده‌های پلاکتی بوده است.


دکتر فرهاد ذاکر، سعید عقیله، دکتر علی‌اکبر پورفتح‌اله، دکتر مسعود سلیمانی،
جلد 13، شماره 52 - ( 6-1385 )
چکیده

    زمینه و هدف: لوسمی پرومیلوسیتیک حاد(APL=Acute promyelocytic leukemia) یکی از انواع لوسمی‌های حاد با ترانسن لوکاسیون کروموزومی17و 15[(15, 17)T] و تجمع پرومیلوسیت‌های نئوپلاستیک که در تبدیل شدن به سلولهای بالغ ناتوانند، شناخته می‌شود. جهت درمان لوسمی‌ها از شیمی درمانی، داروهای تمایز دهنده و مواد ایجاد کننده آپوپتوزیس استفاده می‌شود. امروزه از عصاره‌های گیاهی جهت تحقیق و کاربرد کلینیکی در درمان سرطان‌ها استفاده می‌شود. در این مطالعه تاثیر عصاره گیاهی ویسکام آلبوم از نظر سیتوتوکسیسیتی، آپوپتوز و تمایز، بر روی سلولهای لوسمیک HL60 به عنوان مدل لوسمی پرومیلوسیتی به تنهایی و در ترکیب با ATRA(All trans retinoic acid) استفاده شده است. روش بررسی: در این مطالعه تجربی در محیط آزمایشگاهی اثر سیتوتوکسیک عصاره گیاهی روی سلولهای لوسمیک HL60 به وسیله MTT(Dimethyl thiazole diphenile tetrazolium) بررسی شد و زنده بودن سلول با ستفاده از شمارش سلول و تریپان بلو مورد سنجش قرار گرفت. ایجاد تمایز روی رده سلولی در مجاورت با عصاره گیاهی توسط رنگ‌آمیزی گیمسا و NBT(Nitro blue tetra zolium) و ارزیابی مارکرهای CD11b و CD14 با استفاده از فلوسیتومتری مورد سنجش قرار گرفت. همچنین بررسی آپوپتوز نیز با استفاده از Annexin و PI(Propidine iodide) توسط فلوسیتومتری انجام گرفت. یافته‌ها: عصاره گیاهی در غلظت کمتر از 20 میکروگرم در میلی‌لیتر در زمان 72 ساعت، تاثیر سیتوتوکسیک نداشت اما بالاتر از این غلظت وابسته به دوز و زمان اثرات سیتوتوکسیک خود را نشان داد. در غلظت‌های 50 و 30 میکروگرم در میلی‌لیتر، تکثیر سلولی بدون مرگ سلولی که نتیجه اثر ضد تکثیری این دارو است، کاهش یافت؛ گر چه ایجاد تمایز به وسیله این عصاره گیاهی مشاهده نشد. همچنین در دوز 100 میکروگرم در میلی‌لیتر و زمان 24 ساعت، شواهد کمی از آپوپتوز در مقایسه با دگزامتازون(به عنوان آپوپتوز مثبت) وجود داشت. ترکیب این عصاره گیاهی با ATRA تغییری در تمایز سلول نشان نداد و ATRA اثر تمایزی خود را حفظ کرد؛ هر چند که تکثیر سلولی نسبت به ATRA به تنهایی کاهش بیش‌تری نشان داد که مبین خاصیت هم‌افزایی است. نتیجه‌گیری: براساس نتایج بدست آمده، عصاره گیاهی مورد مطالعه روی رده سلولی HL60 اثرات سمی و خاصیت ضد پرولیفراتیو داشت و تا حدودی نیز آپوپتوز مشاهده شد. استفاده از آن به عنوان یک دارو جهت درمان در کنار دیگر داروهای سیتوتوکسیک و داروهای تمایز دهنده مانند ATRA، نیازمند تحقیقات تکمیلی است.


دکتر محمدجواد سلیمانی، دکتر محمدعلی زرگر شوشتری، دکتر حسین شاهرخ، دکتر حسین حبیب اخیاری، دکتر رضا کفاش نیری، دکتر سید محمد فرشته‌نژاد، دکتر مژگان عسگری،
جلد 16، شماره 0 - ( تابستان 1388 )
چکیده

    زمینه و هدف: تشخیص زودهنگام کاهش میزان فیلتراسیون گلومرولی در روزهای نخست پس از پیوند کلیه، از اهمیت بالایی برخورداراست. پیش از این از کراتینین سرم به­عنوان یکی از مارکرها برای این منظور استفاده می‌شده است ولی اخیراً برخی از مطالعات، سیستاتین C سرمی را نیز پیشنهاد کرده­اند. ازاین­رو، در این مطالعه، به‌طور آینده‌نگر ارزش تشخیصی سیستاتین C سرمی، در مقایسه با کراتینین در ارزیابی عملکرد کلیه پیوندی در بیماران گیرنده کلیه طی روزهای ابتدایی پس از عمل جراحی پیوند کلیه مورد بررسی قرار گرفت.

روش بررسی: در این مطالعه آینده‌نگر، در فاصله زمانی بین مهرماه 1385 تا شهریور 1386، در 78 بیمار گیرنده کلیه در روزهای سوم، هفتم و چهاردهم پس از عمل جراحی پیوند کلیه، میزان سیستاتین C و کراتینین سرمی اندازه‌گیری شد. میزان تصفیه گلومرولی   GFR) =Glomerular Filtration Rate) با جمع‌آوری ادرار 24 ساعته و محاسبه پاک شدگی خون از کراتینین (Creatinine Clearance) به‌عنوان استاندارد طلایی کارکرد کلیوی تعیین شد (در نقطه بحرانی80 سی‌سی بر دقیقه بر 73/1 متر مربع). متغیرهای جنس، سن، شاخص توده بدنی، بیماری زمینه‌ای مستعد‌کننده نارسایی کلیوی و مدت زمان دیالیز قبل از عمل، توسط پرسشنامه ثبت شدند. نتایج با استفاده از همبستگی آماری Spearman و (ROC) Reciever operating curve تحلیل شدند.

یافته‌ها: از مجموع 78 بیمار گیرنده کلیه، 51 بیمار (4/65%) مرد و 27 بیمار (6/34%) زن بودند. میانگین سن بیماران 36/13±‌56/34 سال بود. میانگین شاخص توده بدنی 46/3±‌36/22 کیلوگرم بر متر مربع بود. بین سطح سرمی سیستاتین C و کراتینین در روزهای سوم، هفتم و چهاردهم پس از عمل جراحی پیوند کلیه، ارتباط معناداری وجود داشت (001/0>p). منحنی‌های ROC نشان دادند که سیستاتین C سرمی نسبت به کراتینین نشانگر سرمی برتری در روز هفتم پس از عمل جراحی در تشخیص کاهش عملکرد کلیوی (GFR< 80) می‌باشد (694/0= AUC و 023/0 = P) و در نقطه بحرانی 2246 نانوگرم بر سی‌سی، حساسیت و ویژگی بترتیب 7/67% و 9/77% دارد. متغیرهای جنس، سن و شاخص توده بدنی بر میزان سیستاتین C سرمی تأثیری نداشتند(05/0<p).

نتیجه‌گیری: سیستاتین C سرمی تست تشخیصی حساس‌تر و دقیق‌تری نسبت به کراتینین در ارزیابی کاهش عملکرد کلیه پیوندی در بیماران گیرنده کلیه در هفته اول پس از عمل جراحی پیوند کلیه می‌باشد.


دکتر سید عباس طباطبایی، دکتر سید مظفر هاشمی، دکتر مجتبی احمدی نژاد، دکتر وحید الماسی، دکتر عبدالخالق بحرانی فرد، صبا سلیمانی،
جلد 18، شماره 93 - ( 12-1390 )
چکیده

  زمینه و هدف: سارکومای بافت نرم بیماری نسبتاً نادری است که از سلول های مزانشیمی منشأ می‌گیرد. در بسیاری از بیماران مبتلا به سارکومای اولیه اندام متاستاز ریوی ایجاد می شود. این مطالعه با هدف بررسی متاستازهای ریوی ناشی از سارکومای استیوژنیک و سارکومای بافت نرم اندام در بیماران بستری در بیمارستان الزهرا(س) اصفهان انجام گردید.

  روش کار: این مطالعه توصیفی بر روی بیمارانی که برای درمان سارکومای اندام از سال‌ 1374 تا 1387 به بیمارستان الزهرا (س) اصفهان مراجعه کرده بودند انجام ‌شد. برای جستجوی متاستازهای ریه از سی تی اسکن استفاده ‌شد. روش نمونه‌گیری به صورت سرشماری بود. اطلاعات با استفاده از یک چک‌لیست از پرونده بیماران، ازطریق تماس تلفنی با بیماران و بررسی سوابق آزمایشگاهی آنان جمع آوری گردید. برای تحلیل داده ها از آزمون‌های T ، کای‌دو ( chi-square ) و فیشر ( Fisher ) و نرم افزار SPSS (V. 11) استفاده شد.

  یافته‌ها: 65 بیمارمبتلا به سارکومای اندام بررسی شدند. از 30 بیماری که دچار سرطان استیوژنیک بودند، 3/43% متاستاز ریوی داشتند، اما از 35 بیماری که دچار سرطان بافت نرم بودند، 4/11% متاستاز ریوی داشتند که این تفاوت معنی دار بود (005/0= p ). در مطالعه ما، جنس، اندازه تومور اولیه، اندام درگیر، سمت درگیر، و عود تومور اولیه در محل، ارتباطی با بروز متاستاز ریوی ناشی از سارکومای اندام نداشت . 

  نتیجه گیری: بروز متاستاز ریوی در بیماران مبتلا به سرطان استیوژنیک بیشتر از بیماران مبتلا به سرطان بافت نرم می باشد. با توجه به میزان بروز متاستاز ریوی در این بیماران، ارزیابی بیماران از نظر درگیری ریوی توصیه می گردد.


دکتر شهرام سیفی، دکتر ولی الله حسنی، دکتر سیدحمیدرضا فیض، شهربانو لطیفی، دکتر محمدرضا حاجی اسماعیلی، دکتر علیرضا صداقت، دکتر رضا سلیمانی راد،
جلد 19، شماره 104 - ( 11-1391 )
چکیده

 

زمینه و هدف: در صورت نیاز به حمایت تنفسی طولانی مدت با تهویه مکانیکی با لوله نای، تراکئوستومی ((Tracheostomy به یکی از دو روش پرکوتانئوس(PDT= Percutaneous Dilated Tracheostomy)  و جراحی انجام می شود. این مطالعه به مقایسه این دو روش پرداخته است.

 

روش­ کار: در این مطالعه گذشته نگر، بیماران تراکئوستومی شده از مهر 87 تا مهر 1390، در بخش های مراقبت ویژه بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) تهران، در دو گروه تراکئوستومی پرکوتانئوس و گروه تراکئوستومی جراحی مورد مقایسه قرار گرفتند.  عوارض ناشی از آن در دو روش مورد مقایسه، تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

 

یافته­ها: دراین مطالعه، خونریزی زودرس بعد از عمل در 11مورد (4/7%) دیده شد که درگروه PDT 1 مورد (2/4%) و گروه جراحی 10 مورد (5/17%) مشاهده شد و تفاوت معنی دار بود. عفونت محل زخم در ده روز اول بعد از تراکئوستومی، در گروه PDT 1 مورد (2/4%) و در گروه جراحی در 4مورد (7%) مشاهده شد که تفاوت معنی دار نبود (1=p). آمفیزم (Emphysema) زیرجلدی در گروه PDT در 2 مورد (3/8%) و در گروه جراحی در 1 مورد (7/1%) بود که تفاوت معنی دار نبود (2/0=p). عوارض دیگر از جمله صدمه و پارگی به دیواره خلفی نای در دو گروه مشاهده نشد.

 

نتیجه­گیری: تراکئوستومی PDT با توجه به عوارض کمتر و انجام در تخت بیمار در بخش مراقبت‌های ویژه می‌تواند روش جایگزین ایمن و مناسب برای تراکئوستومی جراحی باشد.

 
احد فردوسی خسروشاهی، دکتر مهرداد بختیاری، دکتر جعفر سلیمانی راد، دکتر مرتضی کروجی، دکتر لیلا روشنگر، آتوسا جان زاده، مهدیه کرداری، دکتر سید بهنام الدین جامعی،
جلد 20، شماره 110 - ( 5-1392 )
چکیده

 

زمینه و هدف: بوسولفان از داروهای اختصاصی در درمان سرطان می‌باشد که عوارض جانبی زیادی دارد. از میان آن‌ها می‌توان به آسیب بافت بیضه و اختلالات باروری اشاره کرد. برای کاهش عوارض جانبی این داروها هنوز روش درمانی مطمئنی پیدا نشده است. با توجه به نقش حفاظتی ملاتونین، هدف از مطالعه حاضر بررسی اثرات ملاتونین اگزوژن در بهبود الیگواسپرمی ناشی از درمان با بوسولفان در بافت بیضه و تاثیر آن بر باروری است.

 

روش کار: تحقیق حاضر بر روی 60  سر موش صحرایی نژاد ویستار نر بالغ که به طور تصادفی در 6 گروه شامل کنترل، دریافت کننده بوسولفان، پینئالکتومی، دریافت کننده بوسولفان و ملاتونین، دریافت کننده حلال بوسولفان (DMSO)، پینالکتومی، دریافت کننده بوسولفان و اتانول (حامل ملاتونین) و شم جراحی قرار گرفتند، انجام شده است. بوسولفان به صورت تک دوز (20 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم) و ملاتونین به مدت 50 روز (5/0 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم) به صورت داخل صفاقی (IP) تزریق گردید. پارامتر های اسپرمی شامل تعداد، مورفولوژی و تحرک اسپرم مورد بررسی قرار گرفته، از آن‌ها به روش IVF به منظور تعیین قدرت باروری استفاده شد. نتایج به دست آمده با استفاده نرم افزار SPSS نسخه 16 مورد آنالیز آماری قرار گرفتند.

 

یافته‌ها: بوسولفان باعث کاهش معنی دار در تعداد و تحرک و شکل طبیعی اسپرم در مقایسه با گروه کنترل شد (05/0p<). ملاتونین، باعث افزایش معنی‌دار در حفظ پارامترهای معنی دار در حفظ پارامترهای اسپرمی شد ولی بر بهبود قدرت باروری تاثیری نداشته است. 

 

نتیجهگیری: بر اساس نتایج این تحقیق نتیجه گرفته می‌شود که ملاتونین درمانی می‌تواند در درمان برخی از نارسایی‌های تولید مثلی ناشی از شیمی درمانی در مذکر موثر باشد.

 


دکتر فرین سلیمانی، دکتر رباب تیموری، دکتر ساحل همتی، دکتر اکبر بیگلریان،
جلد 20، شماره 115 - ( 10-1392 )
چکیده

 

زمینه و هدف: پیش بینی اختلالات تکاملی بعدی در هنگام تولد بسیار با اهمیت است. این مطالعه با هدف پیش­بینی اختلالات حرکتی کودکان با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی Artificial Neuronal Network -ANN)) در دوره نوزادی طرح­ریزی شده است.

 

روش کار: در این مطالعه­ی گذشته­نگر، 600 شیرخوار با معاینه عصبی طبیعی و 120 شیرخوار با معاینه عصبی غیر طبیعی بررسی شدند. برای انجام تحلیل، داده­ها به صورت تصادفی به دو قسمت آموزشی و آزمایشی تقسیم شدند. فرآیند یادگیری با مجموعه اول (360 مورد) انجام شد. پس از آموزش شبکه، مرحله آزمایش شبکه با مجموعه داده­های آزمایشی (360 مورد داده­های باقی­مانده) انجام پذیرفت. تحلیل  داده­ها با نرم­افزارR  نسخه 1/14 انجام شد.

 

یافته‌ها: برای مقایسه صحت کلاس بندی دو مدل مبتنی بر مجموعه آزمایشی در پیشگویی اختلال حرکتی از جدول صحت کلاس بندی استفاده گردید. شاخص­های هماهنگی نشان داد که شبکه عصبی مصنوعی در مقایسه با مدل رگرسیون لجستیک دارای دقت پیشگویی بالاتری است و مجموع پیشگویی درست با/بدون اختلال حرکتی در شبکه عصبی مصنوعی 6/78 درصد در مقابل 9/73 درصد می باشد. سطح زیر منحنی مشخصه عملکرد در مورد شبکه عصبی مصنوعی 71/0 و در مدل رگرسیون لجستیک 68/0 به دست آمد. در مجموع، ویژگی و حساسیت شبکه عصبی مصنوعی در مقایسه با مدل رگرسیون به ترتیب 0/88 درصد در مقابل 0/85 درصد و 7/31 درصد در برابر 3/18 درصد به دست آمد.

 

نتیجهگیری: توانایی شبکه عصبی مصنوعی و مدل رگرسیون لجستیک در پیش بینی کودکان بدون اختلال حرکتی مشابه بوده ولی توانایی شبکه عصبی مصنوعی در پیش بینی اختلال حرکتی بیش­تر از مدل رگرسیونی است.

 
دکتر سیروان آتشک، دکتر کمال عزیز بیگی، مهدی سلیمانی، محمد قادری،
جلد 21، شماره 118 - ( 1-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف : علی رغم اینکه اغلب مطالعات نشان داده اند که فعالیت های ورزشی منظم مزایای فراوانی برای سلامتی افراد به همراه دارد، اما گزارش داده شده است که یک جلسه فعالیت ورزشی شدید می تواند با تولید گونه های فعال اکسیژن موجب آسیب های ناشی از استرس اکسایشی و کاهش عملکرد ورزشی شود. از طرفی نتایج برخی از مطالعات نشان می دهند که مداخلات تغذیه‌ای و استفاده از مکمل های آنتی اکسیدانی می تواند راه‌کاری مناسب برای محافظت در برابر استرس اکسایشی ناشی از فعالیت های ورزشی باشد. بنابراین هدف از پژوهش حاضر تعیین تأثیر مصرف عصاره گیاهی کالپوره بر غلظت 8-iso-PGF2α ورزشکاران جوان متعاقب یک جلسه فعالیت هوازی شدید فزاینده بود.

  روش کار : در یک کار آزمایی نیمه تجربی با طرح دو سو کور 24 دانشجوی تربیت بدنی (سن: 94/1±58/22 سال؛ وزن: 71/7±80/75 کیلوگرم؛ شاخص توده بدنی: 61/1±86/23 کیلوگرم بر متر مربع) در طرح دو سویه کور در دو گروه مکمل (12 نفر) و شبه دارو (12نفر) جایگزین شدند. افرادی که در گروه مکمل قرار گرفتند یک هفته قبل از اجرای پروتکل فعالیت هوازی روزانه مقدار 125 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن کالپوره دریافت کردند. در افراد گروه دارونما نیز شبه دارو به همین شکل تجویز شد. سپس یک روز پس از آخرین جلسه مصرف مکمل افراد دو گروه در یک آزمون ورزشی هوازی شرکت کردند. نمونه های خونی آزمودنی ها از ورید آنتی کوبیتال آن ها در 4 نوبت قبل از مصرف مکمل، قبل از اجرای آزمون ورزشی، بلافاصله و 24 ساعت بعد از اجرای آزمون ورزشی اخد و شاخص پراکسیداسیون لیپیدی 8-iso-PGF2α مورد اندازه گیری قرار گرفت. داده های تحقیق با استفاده از آزمون ANOVA با اندازه گیری های مکرر در سطح معنی داری (05/0 p≤ ) تجزیه و تحلیل شد.

  یافته‌ها: نتایج نشان داد که بیومارکر 8-iso-PGF2α بلافاصله و 24 ساعت بعد از فعالیت ورزشی در هر دو گروه به طور معنی داری افزایش پیدا کرد (05/0‌> p ). اما غلظت 8-iso-PGF2α 24 ساعت بعد از فعالیت هوازی در گروه شبه دارو نسبت به گروه دریافت کننده مکمل کالپوره به طور معنی داری بالاتر بود (001/0= .(p

  نتیجه گیری : در مجموع می توان گفت که عصاره گیاهی کالیپوره به عنوان یک مکمل آنتی اکسیدانی می تواند تاثیر مثبتی بر پراکسیداسیون لیپد غشای سلول ها و نیز لیپید های پلاسمایی داشته باشد و از آن می توان جهت جلوگیری از اثرات مخرب رادیکال های آزاد استفاده کرد.


حسین رهاوی، سید محمود هاشمی، مسعود سلیمانی، جمال محمدی، نادر تاجیک،
جلد 22، شماره 132 - ( 3-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: دیابت نوع یک، نوعی بیماری خودایمنی محدود به عضو با واسطه لنفوسیت‌های T می‌باشد که در آن تخریب ایمونولوژیک سلول‌های بتای پانکراس موجب کاهش انسولین و در نتیجه افزایش قند خون می‌گردد. یکی از راه‌های درمان علاوه بر تزریق روزانه انسولین، پیوند آلوژنیک جزایر پانکراس است که در صورت عدم استفاده از داروهای سرکوب کننده ایمنی با تخریب مجدد و رد پیوند مواجه خواهد شد. از آن جایی که مصرف مداوم این داروها توسط بیماران اثرات جانبی متعددی را به همراه دارد، ما برای حل این مشکل خاصیت موضعی مهار ایمنی توسط سلول‌های بنیادی مزانشیمی را پیشنهاد می‌کنیم. هدف از انجام این طرح بررسی اثر ایمونومدولاتوری سلول‌های بنیادی مزانشیمی بافت چربی موش در مهار پاسخ سلول‌های تک‌هسته‌ای طحالی علیه جزایر پانکراس موش سینژنیک در محیط آزمایشگاه می‌باشد.

روش کار: در این مطالعه سلول‌های مزانشیمی از بافت چربی موش سالم استخراج، کشت، تکثیر و تعیین هویت شده و خاصیت تمایزی آن‌ها به دو رده استئوسیت، آدیپوسیت اثبات گردید. پس از تهیه مدل دیابتی موشهایC57BL/6  با تزریق دوزهای پایین و متوالی استرپتوزوتوسین و تایید آن با قند خون بالای mg/dl­ 300، هیستوپاتولوژی پانکراس و کاهش معنی دار انسولین، جزایر پانکراس از موش سالم و سلول‌های تک هسته ای طحالی از موش سالم و دیابتی استخراج گردید. برای اثبات خاصیت ضد تکثیری سلولهای مزانشیمی، پس از همکشتی آنها با سلولهای طحالی در حضور لایزیت جزایر پانکراس، سنجش تکثیر سلولهای تک هسته ای طحالی با تکنیک MTT ارزیابی شد. داده ها در هر آزمایش حاصل سه بار تکرار مستقل و به صورت
 
Mean gte msEquation 12]>± !msEquation]-->       SD گزارش شده است و با تست آماری One way Anova آنالیز گردیدند.

یافته‌ها: نتایج حاصله نشان داد که سلولهای مزانشیمی قادرند در حضور تحریک کننده اختصاصی (لایزیت جزایر پانکراس) باعث کاهش معنی دار تکثیر سلولهای طحالی شوند (05/0p<).

نتیجه‌گیری: بررسی اثرات تنظیم ایمنی و تمایزی سلولهای مزانشیمی به سلولهای ترشح کننده انسولین، می تواند در آینده افقی جدید را برای درمان دیابت تیپ یک ایجاد نماید.


عباس فلاح، رضا قراخانلو، مسعود سلیمانی، شیما مجتهدی،
جلد 22، شماره 139 - ( 10-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: microRNAs گروهی از RNAs کوچک کدگذاری نشده هستند که در تنظیم منفی پس رونویسی بیان ژن و عضله زائی نقش دارند. هدف این مطالعه بررسی تغییرات بیان miR-206 در پاسخ به یک وهله فعالیت مقاومتی در عضلات تند و کند انقباض رت های نر ویستار تمرینی و بی تمرین بود. روش کار: این مطالعه از نوع تجربی و با مدل حیوانی انجام شد.30 رت نر ویستار به سه گروه کنترل (6 سر)، تمرین کرده (12سر) و بی تمرین (12سر) تقسیم شدند. 48 ساعت پس از آخرین جلسه ی تمرین گروه تمرین کرده(تمرین شامل بالابردن وزنه روی نردبان به مدت 8 هفته بود)، هر دو گروه تمرین کرده و بی تمرین، یک جلسه فعالیت مقاومتی وامانده ساز انجام دادند و در یک باز ه ی زمانی 4 ساعته پس از فعالیت قربانی شدند. بیان miR-206 با تکنیک Real time – PCR اندازه گیری و تفاوت بین متغیر ها با روش آماری تحلیل واریانس یک سویه بررسی شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل واریانس یک‌سویه نشان داد که در بیان miR-206 بین گروه‌های تمرین کرده و بی تمرین در مقایسه با گروه کنترل به لحاظ آماری اختلاف معنی‌داری در سطح 05/0p≤ در عضلات FHL و نعلی وجود دارد. هم‌چنین این پاسخ در هر دو گروه در عضله ی FHL افزایش و در عضله ی نعلی کاهش داشت. نتیجه گیری: یافته های ما نشان می دهد که پاسخ miR-206به یک وهله فعالیت مقاومتی وامانده ساز با و بدون ایجاد سازگاری در پی تمرین مقاومتی در عضلات کند و تند انقباض رت ها متفاوت است. 

نسیبه روزبه، فاطمه عبدی، فریده کاظمی، فرین سلیمانی،
جلد 22، شماره 141 - ( 12-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: کمبود ریزمغذی‌ها یک مشکل اساسی بهداشتی است که همه سنین، به‌ویژه کودکان در کشورهای در حال توسعه در معرض خطر آن هستند. یکی از این ریزمغذی‌ها، آهن است که کمبود شدید یا طولانی‌مدت آن به کم‌خونی فقر آهن منجر می‌گردد. کم‌خونی فقر آهن می­تواند بر رشد و تکامل کودکان تأثیر بگذارد. این مطالعه مروری به بررسی تأثیر کمبود این ریزمغذی بر جنبه­های مختلف عصبی- تکاملی کودکان در مطالعات مختلف پرداخته است.

روش کار: با استفاده از کلیدواژه‌های"فقر آهن، کودک، شیرخوار، تکامل، تأخیر تکامل" مقالات در پایگاه‌های اطلاعاتی PubMed، Web of science، ISI، Scopus، Google scholar، Iranmedex و SID، جستجو گردید و 150 مقاله بازیابی شد که رابطه دو متغیر اصلی فقر آهن، تکامل کودک و عوارض سیستم عصبی را بررسی می‌کردند. پس از بررسی توسط گروه تحقیق، درنهایت 62 مقاله وارد مطالعه گردید. داده‌های منتشر شده از سال 1989 تا 2014 در این بررسی گنجانده شد.

یافته­ ها: بررسی مطالعات نشان داد که فقر آهن در دوران پس از تولد می‌تواند منجر به اختلال متابولیسم انتقال‌دهنده‌های عصبی، هیپومیلینیزاسیون در مغز، کاهش توجه، کاهش توانایی یادگیری، کم‌توانی شناختی، اختلالات سیستم شنوایی، الگوی غیرطبیعی خواب و تأخیر تکاملی گردد.

نتیجه ­گیری: با توجه به اهمیت سلامت کودکان به‌عنوان سرمایه‌های آینده کشور و با توجه به اثرات کمبود آهن بر تکامل و ایجاد عوارض در سیستم عصبی، لازم است تدابیری جهت پیشگیری، تشخیص و درمان به‌موقع فقر آهن اتخاذ شود تا از پیامدهای کمبود آن پیشگیری نماییم.


بیژن پیرنیا، علی رضا پیرخائفی، سهیلا رحمانی، علی اکبر سلیمانی، میلاد عابدی قلیچ قشلاقی،
جلد 23، شماره 150 - ( 9-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: سوء مصرف مزمن مواد سبب ایجاد تغییراتی معنادار در بنیان های شخصیت می گردد، دگرگونی هایی که می تواند پیامدهای درمان را با چالش مواجه سازد. این پژوهش با هدف بررسی رابطه ویژگی های شخصیت مرزی و میزان شاخص ولع مصرف در افراد وابسته به محرک انجام شد.

روش کار: این مطالعه در قالب طرحی همبستگی به صورت مقطعی و در حیطه مطالعات توصیفی انجام شد. بدین منظور صد و چهارده نفر (114N=) از بیماران زن و مرد مصرف کننده مت آمفتامین ساکن تهران (سنین 35-18 با میانگین سنی: 7/22) که در مرحله غربالگری بالاترین نمرات را در پرسش نامه شخصیت مرزی اخذ نمودند، انتخاب و شاخص ولع مصرف در آن ها به کمک مقیاس شاخص تصویری سنجش ولع مصرف (میزان پاسخ دهی=92%) ارزیابی شد. داده های جمع آوری شده به کمک آزمون های آماری پیرسون و تی مستقل تحلیل شدند.

یافته‌ها: نتایج نشان داد که بین دو مولفه ویژگی های شخصیتی مرزی و شدت ولع مصرف در هر دو جنس همبستگی مثبت معناداری وجود دارد (26/0=r، 006/0=P در زنان و 19/0=r، 008/0=P در مردان)، همچنین تفاوت معناداری بین شدت نشانگان مرزی (044/0>p) و ولع مصرف (049/0>p) با توجه به شاخص جنسیت مشاهده شد، بدین صورت که زنان در هر دو مولفه نمرات بالاتری کسب نمودند.

نتیجه‌گیری: یافته های حاضر می تواند راهگشای اتخاد تدابیر درمانی در حوزه اعتیاد قرار گیرد و شایسته است ویژگی های شخصیتی در طرح ریزی مداخلات مناسب مورد توجه قرار گیرد.


حمید رضا یزدی، زهرا بهرامی، محمد قربان حسینی، مرتضی سلیمانی، علی ترکمان،
جلد 24، شماره 161 - ( آبان 1396 )
چکیده

زمینه و هدف: آسیب رباط صلیبی قدامی می‌تواند با پارگی منیسک، ضایعات غضروفی و آسیب سایر لیگامان‌ها همراه باشد. هدف از این مطالعه بررسی اپیدمیولوژی آسیب رباط صلیبی قدامی و آسیب‌های همراه در جمعیت ورزشکار مراجعه‌کننده به بیمارستان‌های فیروزگر و شفا یحیاییان است.
روش کار: مطالعه از نوع مقطعی-تحلیلی بوده و ورزشکاران با آسیب رباط صلیبی قدامی از دی ماه 1380 تا آذر ماه 1389 وارد این مطالعه شدند.
یافته‌ها: از مجموع 227 بیمار شامل 220 مرد (92/96%) و 7 زن (08/3%) مورد بررسی قرار گرفتند. میانه مدت زمان بین حادثه و جراحی 18 ماه و متوسط این زمان 85/21 ماه بود. متوسط سن بیماران 6/25 سال بود. 75% بیماران برخی از انواع آسیب منیسک را داشتند (آسیب منیسک داخلی در 15/52% موارد). شایع ترین محل آسیب منیسک شاخ خلفی هر دو منیسک داخلی و خارجی بود. ضایعات غضروفی در 4/13% بیماران دیده شد و بیشترین میزان خطر 4 سال پس از آسیب بود. بیشتر ضایعات غضروفی (5/65%) در کمپارتمان داخلی وجود داشت. شایع ترین آسیب لیگامانی همراه با آسیب لیگامان صلیبی قدامی آسیب لیگامان جانبی داخلی بود (9/6%). ورزش های تماسی خصوصا فوتبال شایع‌ترین علت آسیب رباط صلیبی قدامی بودند (50%).
نتیجه‌گیری: با توجه به مطالعه حاضر می‌توان نتیجه‌گیری کرد که آسیب‌های همراه با پارگی رباط صلیبی قدامی با گذر زمان افزایش می یابند. مطالعات بیشتری جهت ارزیابی نقش جراحی زودرس (بازسازی لیگامان صلیبی قدامی) در کاهش آسیب های همراه نیاز است.
 



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علوم پزشکی رازی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2020 All Rights Reserved | Razi Journal of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb