iumssj

جستجو در مقالات منتشر شده


31 نتیجه برای عزیزی

دکتر رسول عزیزی،
جلد 1، شماره 0 - ( زمستان 1373 )
چکیده

  سرطان پستان که یکی از شایعترین سرطانها در زنان است، ممکن است در دوران حاملگی و شیر دادن   نیز رخ داده، یا در این زمان تشخیص داده شود. مهمترین عامل ایجاد پیش آگهی نامناسب بیماری در این  دوران تاخیر در تشخیص بیماری است که بعلت مشکلات خاص بالینی مانند بزرگی و مولتی ندولر شدن

  پستان در این دوران و محدودیت استفاده از روشهای مختلف رادیوگرافی و پاراکلینیک ایجاد می شود.  بنا براین معاینه دقیق پستانها در اولین ویزیت دوره بارداری و شناخت دقیق مرزهای مجاز استفاده از   تکنیکهای رادیولوژی بهترین راه بهبود پیش آگهی در این بیمارستان است. حاملگی تاثیری در بروز این  بیماری نداشته و سقط جنین نیز تاثیری بر بهبود پیش آگهی و سیر بیماری ندارد.  درمان این سرطان در این گروه بیماران تفاوتی با سایر بیماران غیر حامله ندارد، اما بهتر است تا حد  امکان از انجام رادیوگرافی های مختلف پرهیز کرد. در این بیماران لازمست در اسرع وقت روشهای مختلف  درمان جراحی را بکار گرفت، اما در صورت نیاز به انجام رادیوتراپی آن را به بعد از زایمان موکول کرد.  نکات خاص مربوط به بیهوشی در دوران حاملگی ممانعی برای انجام روشهای مختلف تشخیصی و درمانی  نبوده و در اغلب موارد این مشکلات و عوارض قابل کنترل و پیشگیری است. انجام شیمی درمانی در سه ماهه اول حاملگی بعلت خطرات تراتوژنیستی در جنین کنترااندیکه می باشد


دکتر رسول عزیزی، دکتر شهریار علیزادگان،
جلد 7، شماره 21 - ( 9-1379 )
چکیده

    انسداد کاذب کولون یا سندرم ogilvie ناشی از گشادی و اتساع فوق‌العاده زیاد روده است که گاهی منجر به پارگی شده عواقب مخاطره‌آمیزی را به‌دنبال دارد. تعریف انسداد کاذب عبارت است از حالتی که بیمار علائم انسداد روده را دارد بدون اینکه علت مکانیکی برای انسداد وجود داشته باشد. این حالت اغلب همراه بیماری‌های دیگر یا متعاقب اعمال جراحی مختلف از جمله جراحی‌های شکم دیده می‌شود. علل مساعدکننده، یک سری بیماری‌های داخلی و جراحی می‌باشند. بیماران مبتلا به نارسائی کلیه و بیمارانی‌ که تحت پیوند کلیه قرار گرفته‌اند نیز از جمله بیماران مستعد ابتلا به سندرم ogilvie می‌باشد. مورد معرفی نیز به علت نارسائی کلیه و سابقه پیوند کلیه دچار این سندرم شده بود. این بیمار در حالــت پریتونیت ناشی از پارگی (پرفوراسیون) سکوم مورد تشخیص قرار گرفت و درمان شد. کاهش فشار (Derompression) کولون با کولونوسکوپ یک روش مناسب وموثر برای درمان این سندرم به حساب می‌آید. اگر بیمار دچار عوارضی مانند ایسکمی و در نتیجه پرفوراسیون شود ناگزیر احتیاج به دخالت جراحی خواهد داشت.


دکتر فریبرز عزیزی، دکتر کیکاوس حیدریان،
جلد 8، شماره 24 - ( 6-1380 )
چکیده

    طی سالهای 1375 لغایت 1376، 49 بیمار با شکستگی پلاتوی تیبیا مورد مطالعه قرار گرفتند. 31 بیمار بروش جراحی و 18 بیمار بروش غیر جراحی درمان شدند. در هر دو گروه بیشترین نوع شکستگی شامل تیپ یک تقسیم‌بندی Schatzker و کمترین انواع، شامل تیپ ششم و پس از آن تیپ سوم بودند. سن بیماران در گروه جراحی بطور متوسط 9/36 سال (محدوده 65-18 سال) و در گروه غیر جراحی 5/46 سال (محدوده 78-14 سال) بود. مدت پیگیری نیز بطور متوسط 15 ماه (بین 6 تا 24 ماه) بود. درمان در گروه جراحی شامل ثابت کردن شکستگی با پیچ، پلیت( plate )، فیکساتور خارجی و یا ترکیبی از این وسایل بود. درمان غیر جراحی شامل 4 تا 6 هفته بی‌حرکتی در گچ کامل و پس از آن گچ مفصل دار جهت حرکت زانو بود. بطور معمول بیماران ابتدا بمدت 6 هفته بدون گذاشتن وزن روی پا مبتلا راه می‌رفتند و سپس طی 6 هفته دوم با اعمال وزن بر روی پا حرکت می‌کردند. یک سیستم امتیازبندی جدید توسط مولفین طراحی شد که در آن به مجموع عملکرد عضو، درد و رادیوگرافی پایانی از 0 تا 100 امتیاز تعلق می‌گرفت. در پایان مطالعه 5/80% گروه جراحی و 5/55% گروه غیرجراحی نتیجه خوب و عالی بدست آوردند.3 بیمار گروه جراحی عارضه پیداکرد که شامل عفونت همراه با جوش نخوردگی شکستگی در یک بیمار و محدودیت شدید حرکتی در دو بیمار بود که علت آن احتمالاً‌ شدت زیاد ضربه وارد شده بود. محدودیت حرکت زانو مشکل اصلی در گروه غیرجراحی بود که شاید علت آن تاخیر در به حرکت درآوردن زانو باشد. نتایج این بررسی نشان می‌دهد که تفاوت معنی‌داری بین نتایج درمانی دو گروه انتخاب شده وجود دارد، بطوریکه گروه جراحی نتیجه بهتری بدست آورده است.

همانطور که در منابع دیگر هم اذعان شده است، 3 هدف اصلی در درمان این شکستگیها باید مورد توجه قرار گیرد که شامل راستای درست عضو، مفصل با ثبات و متقارن و حرکت زودرس و کنترل شده زانو می‌باشند.


پروین میرمیران، فاطمه محمدی، فرشته بایگی، دکتر ناصر کلانتری، دکتر فریدون عزیزی،
جلد 9، شماره 32 - ( 12-1381 )
چکیده


پروین میرمیران، لیلا آزاد‌بخت، فاطمه محمدی، دکتر صالح زاهدی، دکتر فریدون عزیزی،
جلد 10، شماره 33 - ( 3-1382 )
چکیده

    کم‌گزارشی‌دهی و بیش‌ گزارش‌دهی انرژی دریافتی یکی از مشکلات شناخته شده روشهای ارزیابی دریافت غذایی است.هدف از این مطالعه تعیین ارتباط این موارد با شاخص توده بدن و عوامل مربوط به شیوه زندگی بوده است.ارزیابی دریافتهای غذایی با استفاده از یاد‌آمد 24 ساعته خوراک برای 2 روز در 947 فرد (415 مرد و 532 زن) 80-16 ساله ساکن منطقه 13 تهران توسط پرسشگران باتجربه صورت گرفت. وزن و قد با استفاده از ترازوی دیجیتالی و مترنواری طبق روشهای استاندارد اندازه‌گیری و به ترتیب با دقت 100 گرم و 1 سانتیمتر ثبت شد. میزان متابولیسم پایه براساس وزن، سن و جنس محاسبه گردید و نسبت انرژی دریافتی به میزان متابولیسم پایه (EI: BMR) 35/1< به عنوان کم‌گزارش‌دهی، 39/2-35/1 طبیعی و 4/2> به عنوان بیش‌گزارش دهی تعریف شد. براساس نتایــج بـه دسـت آمـده میانگیـن ± انحراف معیار سنی مردان و زنان به ترتیب 6/14±3/37 و 6/13 ± 9/32 سـال بود. مردان EI: BMR بیشتری را در مقایسه با زنان داشتند (44/0 ± 72/1 در مقابل 44/0 ± 27/1، 001/0P< ) و میزان انرژی دریافتی و EI:BMR در افراد جوانتر در هر دو جنس بیشتر از افراد سالمند بود. میزان شیوع کم‌گزارش‌دهی و بیش‌گزارش‌دهی در کل افراد به ترتیب 31% و 5% به دست آمد. کم‌‌گزارش‌دهی در زنان بیشتر از مردان (40% در مقابل 19%، 001/0P<) و بیش‌گزارش‌دهی در مردان شایعتر بود (7% در مقابل 3%، 05/0P<). با افزایش سن نسبت EI: BMR در هر دو جنس کاهش یافته و افراد کم‌گزارش‌ده در مقایسه با افراد با گزارش‌دهی طبیعی، سن بالاتر و  BMRبیشتری داشتند اما امتیاز تحصیلات آنها تفاوت معنی‌داری نداشت. افراد بیش‌گزارش‌ده در مقایسه با افراد با گزارش‌دهی طبیعی سن کمتر و BMR پایین‌تری داشتند، اما امتیاز تحصیلات این 2 گروه تفاوت معنی‌داری نداشت. بیشترین نسبت افراد بیش‌گزارش‌ده در بین افراد با BMI طبیعی دیده شد. سیگار کشیدن در افراد بیش‌گزارش‌ده شایعتر از افراد طبیعی بود (28% در مقابل 19% در مردان و 6% در مقابل 1% در زنان، 01/0P< برای هردو). یافته‌ها حاکی از شیوع بالای گزارش‌دهی نادرست انرژی دریافتی در کشورما و ارتباط عواملی مثل سن، چاقی و سیگار کشیدن با آن بودند که این اطلاعات در بررسیهای تغذیه‌ باید مورد توجه پژوهشگران قرار گیرد.

       


پروین میرمیران، لیلا آزادبخت، احمد اسماعیل‌زاده، گلبن سهراب، دکتر فریدون عزیزی،
جلد 10، شماره 37 - ( 12-1382 )
چکیده

بیماریهای قلبی ـ عروقی همچنان یک مشکل عمده بهداشتی و اجتماعی در کشور ما محسوب می‌شود. مطالعات زیادی به بررسی عوامل خطر این بیماری پرداخته‌اند که تعدادی از آنها رابطه عوامل مختلف تغذیه‌ای و غیرتغذیه‌ای را با این بیماری بیان کرده‌اند. هدف از این بررسی تعیین شاخصهای پیش‌بینی کننده عوامل خطر بیماریهای قلبی عروقی در افراد ساکن منطقه 13 تهران بوده است. از بین افراد مورد بررسی در مطالعه قند و لیپید تهران، دریافتهای غذایی افراد به روش 2 روز یادآمد بطور تصادفی ارزیابی و ثبت گردید. پس از حذف افراد کم گزارش‌ده و بیش‌گزارش‌ده، 486 فرد بزرگسال بالای 20 سال در مطالعه باقی ماندند. در این افراد اطلاعات مربوط به تن‌سنجی (قد و وزن) و مصرف دخانیات، سطح تحصیلات، فشار خون و سطح چربیهای خون جمع‌آوری شد و جهت تعیین عوامل خطر بیماری قلبی ـ عروقی از مدل رگرسیون خطی و روش گام به گام استفاده گردید. براساس نتایج به دست آمده BMI ( Body mass Index ) و WHR ( Wast to hip Ratio ) با افزایش سن در زنان افزایش یافته بود(به ترتیب 01/0 P< و 05/0 P< ). توزیع افراد در گروههای مختلف سنی از نظر سیگار کشیدن و سطح تحصیلات متفاوت بود. نتایج حاصل از مدل رگرسیون خطی ارتباط قوی و مثبتی را بین BMI و کربوهیدرات مصرفی با تری‌گلیسرید(به ترتیب 05/0 P< ، 6= β و 05/0 P< ، 4/2= β ) همچنین ارتباط قوی و مثبتی را بین وزن و سن و کلسترول مصرفی با LDL (05/0 P< ، 1/1= β و 05/0 P< ، 6/1= β و 01/0 P< ، 7/0= β ) نشان داد. در این مطالعه مشاهده شد که تعدادی از عوامل تغذیه‌ای و غیرتغذیه‌ای با بعضی از عوامل خطر بیماریهای قلبی و عروقی در جامعه مورد بررسی، در ارتباط هستند که توجه به این عوامل جهت پیشگیری و کاهش بروز بیماریهای ذکر شده از اهمیت زیادی برخوردار می‌باشد.


دکتر رسول عزیزی، دکتر شهین اسلامی،
جلد 10، شماره 38 - ( 12-1382 )
چکیده

هدف از این پژوهش ارزیابی اثرات درمانی مقادیر 25 و 50 واحدی سم بوتولینوم در درمان شقاق مزمن مقعد و مقایسه تاثیر مقدار دارو در روند بهبودی بیماران بوده است. در این بررسی از نظر آماری، از آزمون مقایسه نسبت‌ها و chi-square جهت تعیین مقدار سم، بهبودی کامل، بهبودی نسبی و عود بیماری استفاده گردید.شقاق مزمن مقعدی توسط انقباض اسفنکتر داخلی مقعد به وجود می‌آید. اسفنکتروتومی اگر چه در 85 تا 95% بیماران موفقیت‌آمیز است، اسفنکتر مقعد را به طور دایم تضعیف کرده و ممکن است با ناهنجاری مقعد و بی‌اختیاری دفع گاز و مدفوع و عفونت‌ها همراه باشد. در این مطالعه 69 بیمار که برای آن‌ها تزریق داخل اسفنکتری سم بوتولینوم نوع A ( Dysport ) انجام شده بود، مورد بررسی قرار گرفتند. پنجاه و هشت بیمار دارای شرایط لازم یعنی شقاق مزمن و ایدیوپاتیک و بدون مشکل مقعدی بودند که وارد این مطالعه غیر تصادفی و آینده‌نگر شدند. یازده بیمار به علت همراهی شقاق با همورویید و فیستول یا سابقه عمل جراحی روی کانال مقعدی کنار گذاشته شدند. داشتن شرایط لازم برای ورود به مطالعه تنها با معاینه کلینیکی و بدون استفاده از مانومتری تعیین می‌شد. بیماران براساس تزریق مقدار سم بوتولینوم به 2 گروه درمانی تقسیم شدند که گروه اول(34 نفر) با مقدار 25 واحدی و گروه دوم(24 نفر) با مقدار 50 واحدی سم درمان شدند.دو ماه پس از درمان 26 بیمار در گروه اول(5/76%) و 16 بیمار در گروه دوم(6/66%) بهبودی کامل یافتند. بهبودی علامتی یا نسبی در 3 بیمار از گروه 25 واحدی(8/8%) و 2 بیمار از گروه 50 واحدی(4/8%) مشاهده شد. براساس آزمون‌های آماری و آزمون مقایسه نسبت‌ها تفاوت معنی‌داری بین 2 گروه دیده نشد. با توجه به نتایج به دست آمده می‌توان گفت که تزریق سم بوتولینوم یک روش درمانی ایمن و موثر و هم چنین آسان و ارزان در درمان شقاق مزمن مقعدی است که با عوارض جانبی کمی همراه می‌باشد. درصد بهبودی در این روش به مقدار سم ارتباطی نداشته و با افزایش مقدار سم بهبودی افزایش نمی‌یابد. در این مطالعه عوارض موقتی یا دایم و هم چنین عود در بیماران مشاهده نشد.


مریم‌السادات دانشپور، دکتر مهدی هدایتی، دکتر فرشته آذری، فرشته قاسمی، دکتر فریدون عزیزی،
جلد 11، شماره 43 - ( 9-1383 )
چکیده

    طبق بررسی انجام شده در مورد پلی مورفیسم TaqI در جمعیت قند و لیپید تهران، ارتباط معنی‌داری بین  میزان HDL کلسترول و پلی‌مورفیسم ژن پروتئین انتقال دهنده کلسترول استریفیه(CETP) در جمعیت تهرانی مشاهده شد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط فراوانی الل 2B و میزان بالای HDL بوده است. از میان جمعیت بررسی شده در مطالعه قند ولیپید تهران، 943  نفر با کلسترول و تری‌گلیسرید طبیعی انتخاب شدند و منحنی توزیع HDL در این جمعیت رسم گردید. صدک 10 HDL در ابتدا، وسط و انتهای منحنی مشخص شد و 356 نفر در 3 گروه با HDL کم، متوسط و بالا قرار گرفتند. هم‌چنین عوامل موثر در میزان HDL-C مانند شاخص توده بدنی(BMI)، فشار خون و مصرف سیگار در این افراد مورد بررسی قرار گرفت. DNA ژنومی در این 3 گروه استخراج شد و قطعه‌ای از اینترون 1 ژن CETP با روش PCR تکثیر گردید سپس با روش RFLP (Restricted Fragment length polymorphism) اثر آنزیم TaqI بر این قطعه مورد بررسی قرار گرفت. براساس نتایج به دست آمده، فراوانی الل 2B از ژن CETP در افراد با میزان بالای HDL بیش‌تر بود و میزان HDL خون محیطی در 3 ژنوتیپ تفاوت معنی‌داری داشت(001/0p<) به طوری که در ژنوتیپ B1B1 میزان HDL 11±36 میلی‌گرم در دسی‌لیتر و در ژنوتیپ 2B2B تا 13±46 میلی‌گرم در دسی‌لیتر افزایش نشان داده بود. هم‌چنین فنوتیپ 2B2B از 5/5% در گروه HDL پایین، به 3/17% در گروه HDL بالا افزایش یافته بود. به عنوان نتیجه‌گیری کلی می‌توان گفت که بین سطح بالای HDL-C و پلی مورفیسم ژن CETP در جامعه مورد بررسی ارتباط وجود دارد.

         


پروین میرمیران، لیلا آزادبخت، دکتر فریدون عزیزی،
جلد 11، شماره 43 - ( 9-1383 )
چکیده

    شاخص تغذیه سالم جهت ارزیابی کیفیت رژیم غذایی در جوامع مختلف طراحی شده است. هدف از این بررسی تعیین امتیاز شاخص تغذیه سالم در نوجوانان ساکن منطقه 13 تهران و ارتباط آن با دریافت مواد مغذی، گروه‌های غذایی و مقدار واحد مصرفی آن‌ها بوده است. در این بررسی 465 نوجوان 18-10 ساله تحت عنوان مطالعه قند و لیپید تهران انتخاب شدند و بررسی وضعیت تغذیه‌ای به روش تکمیل 2 روز یادآمد غذایی صورت گرفت. شاخص تغذیه سالم براساس 9 جزء(گروه‌های هرم راهنمای غذایی: اجزای 5-1، مقدار درصد چربی از کل کالری، درصد چربی‌های اشباع دریافتی و کلسترول: اجزای 8-6 و تنوع غذایی: جزء 9) محاسبه گردید. دامنه امتیاز هر جزء از این شاخص صفر تا 10 و مجموع حداکثر امتیاز این شاخص 90 بود. روش محاسبه شاخص ذکر شده با توجه به اطلاعات موجود در زمینه داده‌های تغذیه‌ای، نسبت به شاخص تغذیه سالم طراحی شده در مطالعات قبلی، تعدیل گردید. امتیاز تنوع نیز با توجه به تعداد غذاهای مصرفی در جامعه نوجوان مورد بررسی، تعیین شد. امتیاز شاخص تغذیه به 3 گروه کم‌تر از 45(ضعیف)، 72-45(نیاز به تغییر و اصلاح) و بیش‌تر از 72(خوب) تقسیم‌بندی شد. به منظور تعیین ارتباط شاخص تغذیه سالم با مواد مغذی دریافتی و تعداد سروینگ‌های مصرفی گروه‌های هرم راهنمای غذایی از آزمون هم‌بستگی نسبی استفاده گردید. امتیاز هر جزء از شاخص تغذیه سالم نیز محاسبه و در 3 گروه بالاتر از 8، 8-5 و کم‌تر از 5 تقسیم‌بندی شد که میانگین امتیاز شاخص تغذیه سالم در پسران 6/9±9/64 و در دختران 4/9±8/64 به دست آمد. تعداد سروینگ‌های مصرفی از گروه‌های مختلف هرم راهنمای غذایی در افرادی که امتیاز این شاخص در آن‌ها خوب بود، به میزان معنی‌داری بیش‌تر از گروهی که نیاز به تغییر و اصلاح داشتند و گروه ضعیف، بیش‌تر مشاهده شد(001/0P<). میزان چربی اشباع دریافتی و کلسترول مصرفی در گروه خوب نسبت به 2 گروه دیگر کم‌تر بود(001/0P<). مواد مغذی مصرفی و تعداد اقلام غذایی دریافتی در گروه با امتیاز شاخص تغذیه خوب به میزان معنی‌داری بالاتر از 2 گروه دیگر به دست آمد(001/0P<). هم‌بستگی مثبت و معنی‌داری بین تعداد سروینگ‌های دریافتی از گروه‌های نان و غلات(001/0P<، 2/0=r)، سبزی‌ها(001/0P<، 3/0=r)، میوه‌ها(001/0P<، 2/0=r)، لبنیات(001/0P<، 3/0=r)، گوشت‌ها(001/0P<، 1/0=r) و هم‌بستگی منفی و معنی‌داری بین چربی دریافتی(001/0P<، 2/0-=r)، درصد چربی اشباع(05/0P<، 1/0-=r) و کلسترول دریافتـی(05/0P<، 1/0-=r) با شاخص تغذیه سالم مشاهده شد. تعداد اقلام غذایی مصرف شده هم‌بستگی مثبت و معنی داری با شاخص تغذیه سالم داشت(001/0P<، 5/0=r). هم‌چنین هم‌بستگی مثبت و معنی‌داری بین این شاخص و مواد مغذی دریافتی مشاهده گردید. رژیم غذایی 74% از نوجوانان مورد بررسی نیاز به تغییر و اصلاح داشت، برنامه غذایی 23% از آن‌ها، خوب بود و 3% از نوجوانان از الگوی غذایی ضعیف پیروی می‌کردند. شاخص تغذیه سالم ابزاری مناسب جهت ارزیابی کفایت تغذیه نوجوانان محسوب شده و با توجه به آن که برنامه غذایی اغلب نوجوانان جامعه نیازمند اصلاح و تغییر است، دادن آموزش‌های صحیح تغذیه‌ای در این گروه سنی ضروری به نظر می‌رسد.   

        


پروین میرمیران، لیلا آزادبخت، دکتر فریدون عزیزی،
جلد 12، شماره 47 - ( 9-1384 )
چکیده

   

زمینه و هدف: رژیم‌های غذایی متنوع با احتمال افزایش دریافت مواد مغذی همراه هستند. این تحقیق به منظور ارزیابی ارتباط بین امتیاز تنوع گروه‌های غذایی و کفایت مواد مغذی خاص در زنان تهرانی انجام شد.

روش کار: در این مطالعه مقطعی، 286 خانم 18 سال به بالا و ساکن منطقه 13 تهران که نماینده جمعیت زنان تهرانی بودند ، شرکت داشتند. دریافــت مــواد غذایــی با استفــاده از پرسشنامه یادآمد غذایی 2 روزه ارزیابی شد. از شاخص‌های امتیاز تنوع غذایی ( DDS = Dietary Diversity Score ) و تنوع غذایی( FV = Food Variety ) استفاده شد. میانگین نسبت کفایت غذایی (Mean Adequacy Ratio=MAR) به عنوان شاخص کفایت تغذیه‌ای انتخاب شد که با تقسیم مقدار مصرفی 12 ماده مغذی و انرژی بر مقدار توصیه شده آنها به دست آمد.

یـافتـه‌ها: میانگیــن سنــی افــراد، 13 ± 41 سال و میانگین نمایه توده بدن( Body Mass Index=BMI ) آنها، 4 ± 27 کیلوگـــرم بـــر مترمربــع بــود. میانگیــن امتیــاز تنــوع غذایــی 02/1 ± 11/6 بود. DDS با MAR (05/0 P< و 4/0= r )، NAR ( Nutrient adequacy Ratio ) تیامین(05/0 P< و 3/0= r )، ویتامین A (05/0 P< و 4/0= r )، کلسیم(05/0 P< و 4/0= r )، فسفر(05/0 P< و 4/0= r ) و چربی کل دریافتی(05/0 P< و 3/0= r ) مرتبط بود. تنوع غلات کامل با NAR پروتئین(05/0 P< و 3/0= r )، تنوع سبزیجات و میوه‌ها با NAR ویتامین C (05/0 P< و 3/0= r ) و ویتامین A (05/0 P< ، 3/0= r ) ارتباط داشت. در چارک چهارم امتیاز تنوع گروه‌های غذایی، دریافت غالب درشت مغذی‌ها و ریز مغذی‌ها در بیش‌ترین مقدار قرار داشت. امتیاز تنوع گروه گوشت و شیر، مهم‌ترین تعیین کننده MAR بود.

نتیجه‌گیری کلی: تنوع اقلام مصرفی در گروه‌های غذایی مختلف، شاخصی مفید از کفایت مواد مغذی خاص، به شمار می‌رود. بنابراین به منظور تعیین کفایت مواد مغذی خاص، امتیاز تنوع گروه‌های غذایی می‌تواند در نظر گرفته شود.


دکتر صدیقه مرادی، دکتر عبدالمجید بحرینیان، دکتر فریدون عزیزی،
جلد 12، شماره 47 - ( 9-1384 )
چکیده

    زمینه و هدف: کم‌کاری تحت بالینی تیرویید که شامل افزایش TSH ( Thyroid-Stimulating Hormone ) همراه با سطح طبیعی هورمون‌های تیرویید در گردش خون می‌باشد، همواره به عنوان یکی از علل اختلالات روانی ـ حرکتی و افسردگی مورد بحث است. هدف از این مطالعه بررسی اثر درمان با لووتیروکسین بر اضطراب، افسردگی و دیگر معیارهای روانی ـ حرکتی در مبتلایان به کم‌کاری تحت بالینی تیرویید بود.

روش کار: 27 بیمار 17 تا 61 ساله با میانگین سنی 5/13 ± 38 سال، شامل 8 مرد و 19 زن، با غلظت سرمی TSH پایه به میزان 28-5 میلی‌واحد در لیتر(با میانگین 2/5 ± 4/8 میلی‌واحد در لیتر) همراه با FT4I ( Free T4 Index )در محدوده طبیعی وارد مطالعه شدند. پس از مشابه‌سازی از نظر سن، سطح TSH سرم و آنتی‌بادی‌های ضد تیرویید، بیماران به طور تصادفی به 2 گروه تحت درمان با لووتیروکسین و دارونما تقسیم شدند(13 نفر، لووتیروکسین و 14 نفر، دارونما دریافت کردند). در گروه مصرف کننده لووتیروکسین، میزان TSH هدف، 5/3-3/0 میلی‌واحد در لیتر بود. قبل از شروع درمان در تمام بیماران ضریب هوشی( Intelligence Quotient=IQ ) به وسیله آزمون ریون، حافظه و سرعت روانی ـ حرکتی توسط آزمون کافلن و شدت اضطراب و افسردگی به کمک آزمون HADS ( Hospital Anxiety Depression Scale ) بررسی شد. افراد به مدت 11 تا 14ماه(با میانگین6/0 ± 12ماه) پیگیری شدند. در پایان مطالعه آزمون‌های اولیه در تمام افراد تکرار شد.

یافته‌ها: 10 بیمار در گروه تحت درمان با لووتیروکسین و 13 بیمار در گروه مصرف کننده دارونما مطالعه را کامل کردند. میانگین TSH سرم در گروه تحت درمان بالووتیروکسین از 1/7 ± 6/9 میلی‌واحد در لیتر به 2/1 ± 3/1 میلی‌واحد در لیتر (002/0 P< ) و در گروه مصرف کننده دارونما از 1/3 ± 6/7 میلی‌واحد در لیتر به 8/15 ± 18 میلی واحد در لیتر (024/0 P< ) تغییر یافت. در هر کدام از 2 گروه به تنهایی و در مقایسه هر 2 گروه با هم اختلاف معنی‌دار در ضریب هوشی، حافظه فوری، حافظه تاخیری، شدت اضطراب و افسردگی قبل و بعد از مداخله،مشاهده نشد.

نتیجه‌گیری کلی: درمان با لووتیروکسین سبب بهبود ضریب هوشی، حافظه و حالات روانی مبتلایان به کم‌کاری تحت بالینی تیرویید نمی‌شود.

 


دکتر رسول عزیزی، دکتر رویا ستاره‌شناس، دکتر کمال حسینی، دکتر یوسف شفائی خانقاه،
جلد 13، شماره 50 - ( 1-1385 )
چکیده

    مقدمه: ما یک مورد تومور اوراکوس(Urachus) با پاتولوژی Transitional cell carcinoma به علت نادر بودن را در یک مرد 53 ساله گزارش می‌کنیم. معرفی بیمار: بیمار یک‌سال قبل به علت هیپرتروفی پروستات(BPH) عمل پروستاتکتومی شده است. از 5 ماه قبل به علت درد جدار شکم مخصوصاً در ربع تحتانی شکم(LLQ) بررسی می‌شود، ابتدا برای بیمار سونوگرافی انجام می‌شود که در عضله رکتوس چپ یک توده هیپودنس نشان می‌دهد. در سی‌تی‌اسکن به عمل آمده نیز یک دانسیته که مطرح کننده هماتوم، آبسه یا ضایعه تومورال بوده مشاهده می‌شود. سیستوسکپی انجام شده هیچ عنصر مخاطی را در مثانه نشان نمی‌دهد و بیمار از نظر کلینیکی نیز هیچ مشکل ادراری نداشته است. بیمار از درد شاکی بوده و در معاینه سریال نیز تومور سفت که در ماه‌های اخیر رشد قابل توجهی داشته است لمس می‌شد. بیمار در 16/10/83 با تشخیص تومور نسج نرم با احتمال سارکوم یا تومور دسموئید(Desmoids) عمل جراحی شد، عضله رکتوس چپ با حاشیه سالم و قابل قبول برداشته شد، تومور به قله مثانه به صورت یک توده گسترش(expansion) داشت که آن نیز همراه تومور جدار برداشته و قسمتی از جدار مثانه نیز برداشته شد. آزمایش پاتولوژی Sarcomatoid TCC با منشا اوراکوس(Urachus) را نشان داد. مخاط قسمت برداشته شده مثانه سالم بوده است ولی قسمت عضلانی گرفتاری داشته است. نتیجه‌گیری: در بررسی متون(literature) یک گزارش اوراکوس(urachus) از ژاپن یافتیم و تا جایی که بررسی‌ها نشان می‌دهد با اطلاعات ما sarcomatoid TCC با منشا urachus قبلا گزارش نشده است.


احمد اسماعیل‌زاده، دکتر پروین میرمیران، لیلا آزادبخت، دکتر فریدون عزیزی،
جلد 13، شماره 52 - ( 6-1385 )
چکیده

    زمینه و هدف: مطالعات محدودی، شیوع چاقی با تعریف‌های مختلف را با هم مقایسه کرده‌اند و لذا اطلاعات بیش‌تری در این زمینه مورد نیاز است تا الگوهای متفاوت چاقی را در جوامع با وضعیت فرهنگی و اقتصادی مختلف نشان دهد. بررسی حاضر با هدف تعیین شیوع اضافه وزن و روند آن در کودکان و نوجوانان ایرانی توسط سه تعریف مختلف صورت گرفت. روش بررسی: شاخص‌های تن سنجی در دو مطالعه مقطعی در کودکان و نوجوانان 19-3 سال در سالهای 1998 (4528=n) و 2002-2001 (2037=n) در قالب مطالعه قند و لیپید تهران اندازه گیری شدند. اضافه وزن به صورت نمایه توده بدنی مساوی یا بزرگ‌تر از صدک 95 برای سن و جنس براساس حدود مرزی صدکهای استاندارد نمایه توده بدنی پیشنهادی برای کودکان و نوجوانان ایرانی و منحنی های رشد مرکز کنترل بیماری‌ها (2000Center for disease control =CDC) تعریف شد. شیوع اضافه وزن با استفاده از حدود مرزی توصیه شده برای سن و جنس توسط کمیته بین‌المللی چاقی (International obesity task force=IOTF) نیز محاسبه شد. یافته‌ها: با استفاده از حدود مرزی پیشنهاد شده برای کودکان و نوجوانان ایرانی، شیوع اضافه وزن در سال 1998 تقریباً 3% برای گروه سنی 5-3 سال و حدوداً 12% برای رده‌های سنی 11-6 و 19-12 سال بود. این ارقام در سال 2002-2001 به ترتیب به 4%، 19% و 16% تغییر یافته بودند. با بکارگیری حدود مرزی C‏DC2000 ، شیوع اضافه وزن در سال 1998 در میان گروه‌های سنی 5-3، 11-6 و 19-12 سال به ترتیب تقریباً 5/3%، 6% و 7% بود که در سال 2002-2001 به ترتیب به 6%، 10% و 9% افزایش یافته بودند. اضافه وزن، با تعریفIOTF ، در سال 1998 در بین 2% افراد 5-3 سال، 4% افراد 11-6 و 5% افراد 19-12 سال شایع بود. این مقادیر در سال 2002-2001 به ترتیب 4% (20/0=P)، 6% (02/0=P) و 7% (01/0=P) بودند. در رده‌های سنی 11-6 سال و 19-12 سال برآوردهای حاصله از حدود مرزی ایرانی نسبت به برآوردهای حاصله از حدود مرزی CDC 2000 و IOTF، بالاتر بود؛ در حالی که در رده سنی 5-3 سال برآوردهای حاصله از حدود مرزی ایرانی با برآوردهای حاصله از حدود مرزی CDC 2000و IOTF تفاوت معنی‌داری نداشتند. نتیجه‌گیری: شیوع اضافه وزن در بین کودکان و نوجوانان ایرانی در حال افزایش است. یافته‌های مطالعه حاضر همچنین حاکی از تفاوت در شیوع اضافه وزن با تعریف‌های مختلف می‌باشد.


پریسا اشراقی، دکتر مهدی هدایتی، مریم‌السادات دانشپور، دکتر پروین میرمیران، دکتر فریدون عزیزی،
جلد 14، شماره 56 - ( 8-1386 )
چکیده

    زمینه و هدف: موتاسیون و پلی‌مورفیسم‌های ژن ADRB3(β3-Adrenoreceptor)، در ارتباط با چاقی مطرح می‌باشند. هدف از این مطالعه، بررسی ارتباط پلی‌مورفیسم Trp64Arg با نمایه توده بدنی و میزان لپتین در جمعیت قند و لیپید تهران بود. روش بررسی: مطالعه از نوع Cross-sectional می‌باشد. افراد شرکت کننده در مطالعه قند و لیپید تهران در 4 گروه براساس نمایه توده بدنی(BMI=Body mass index) قرار گرفتند(30≤BMI، 30BMI<≥25، 25BMI<≥20 و 20BMI<) و از میان آنها در مجموع 401 نفر با میانگین سنی 14±44 سال(197 مرد 14±46 ساله و 204 زن 13±42 ساله) به طور تصادفی انتخاب شدند. هر گروه به ترتیب شامل 97، 98، 104 و 102 نفر بود. میزان لپتین با استفاده از روش EIA(Enzyme immuno assay) و میزان قند خون ناشتا، HDL-C(High density lipoprotein)، تری‌گلیسرید و کلسترول نیز به روش رنگ‌سنجی آنزیمی اندازه‌گیری شد. فاکتورهای موثر در چاقی شامل نمایه توده بدنی و فشارخون مشخص گردیدند. یک قطعه 210 جفت‌بازی از ژن مورد نظر با استفاده از تکنیک PCR(Polymerase chain reaction)، تکثیر و ژنوتیپ مورد نظر با استفاده از تکنیک RFLP(Restricted fragment length polymorphism)(با آنزیم MvaI) تعیین گردید. از آزمون ANOVA دو دامنه به دنبال post-hoc با آزمون‌های چندگانه توکی برای مقایسه یافته‌های آزمایشگاهی چهار گروه BMI همچنین دو گروه AA/TA(حاملین آرژنین) و TT(غیر حاملین آرژنین) استفاده گردید. داده‌ها به وسیله نرم‌افزار(version 11.5)SPSS تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها: فراوانی الل A در افراد مورد مطالعه، 08/0 بود و از تعادل هاردی و وینبرگ تبعیت می‌کرد. این الل با افزایش نمایه توده بدنی(TT: 5±25 کیلوگرم بر مترمربع در مقابل TA/AA: 6±27 کیلوگرم بر مترمربع، 043/0=P) و افزایش سطح لپتین(TT: 21±23 کیلوگرم بر مترمربع در مقابل TA/AA: 25±30 کیلوگرم بر مترمربع، 009/0=P) ارتباط معنی‌داری نشان داد. نتیجه‌گیری: این یافته‌ها ارتباط پلی‌مورفیسم Trp64Arg ژن β3-Adrenoreceptorرا با افزایش نمایه توده بدنی و سطح لپتین در افراد مورد مطالعه نشان داد.


دکتر فرزاد شیدفر، مهدی منتظر، حمیدرضا عزیزی، مریم درویشیان، نسرین جهانگیری،
جلد 14، شماره 57 - ( 11-1386 )
چکیده

    زمینه و هدف: شروع نامناسب تغذیه تکمیلی، یکی ازعلل مهم تاخیر رشد و بروز سوء‌تغذیه نوزادان می باشد که در نهایت منجر به عوارض اقتصادی جبران ناپذیر می‌گردد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط زمان شروع تغذیه تکمیلی و همچنین زمان شروع هرنوع از غذاهای تکمیلی اصلی بر رشد کودکان زیر 2 سال در مراکز بهداشتی ـ درمانی غرب تهران انجام شد. روش بررسی: این مطالعه همگروهــی تاریخــی با استفــاده از مندرجــات پرونده‌های بهداشتی 359 کودک سالم کمتر از 2 سال مراکز بهداشتی ـ درمانــی شهــری غــرب تهران، در سال 1382 و با نمونه‌گیــری خوشه‌ای انجام شــد. کودک بایستی سالم، ترم، با وزن هنگــام تولـد مناســب، دارای مادر سالــم، واکسیناسیــون کامـل و تغذیــه انحصــاری با شیـر مـادر پیــش از شروع تغذیه تکمیلی می‌بــود. شاخص‌های رشدی شامل نمرات انحراف معیار قد و وزن براساس مرجع رایج NCHS (National center for health statistics) بودند. تحلیل اطلاعات در نرم‌افزار(version 11.0)SPSS و با استفاده از از تست آماری ANOVA انجام شد. یافته‌ها: در کل 183 پسر و 176 دختر بررسی شدند. روند کلی رشد در هر دو جنس،‌ به این شکل بود که در ماه اول، افزایش مشخص رشد دیده می‌شد، سپس تا حدود یک سالگی، افت رشد وجود داشت که پس از یک سالگی جبران می‌شد. شروع زودرس تغذیه تکمیلی(پیش از 6 ماهگی)، نسبت به پس از 6 ماهگی، موجب پایین‌تر بودن شاخص‌های رشدی، هرچند غیرمعنی‌دار، می‌شد. شروع زودرس آبمیوه(6-4 ماهگی)، با افت رشدی معنی‌دار همراه بود. با شروع بموقع زرده تخم‌مرغ(8-6 ماهگی)، رشد قدی و نه وزنی، نسبت به گروه شروع دیررس، بهتر بود. شروع زودهنگام گوشت(6-4 ماهگی)، نسبت به پس از 6 ماهگی، موجب افت شاخص‌های رشدی، هرچند غیرمعنی‌دار، می‌‌شد. نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان می‌دهد که زمان شروع تغذیه تکمیلی و نیز زمان شروع هر یک از غذاهای تغذیه تکمیلی، بر رشد کودکان مورد بررسی موثر بوده‌اند. انجام مطالعات آینده‌نگر قویا توصیه می‌شود.


حمزه رحیمی، دکتر محمدمراد فرج‌اللهی، دکتر سیدامیر یزدان‌پرست، دکتر محمد عزیزی، دکتر وحید خلج،
جلد 16، شماره 0 - ( بهار 1388 )
چکیده

    زمینه و هدف: انکسین‌ها، خانواده بزرگی از پروتئین‌های متصل شونده به کلسیم و فسفولیپیدها می‌باشند که تقریباً درتمامی رده‌های یوکاریوتی وجود دارند. پروتئین‌های مذکور در طیفی از قارچ‌ها ازجمله آسکومیست‌ها، بازیدیومیست‌ها و همچنین اوومیست‌ها یافت شده‌اند. این مطالعه  با هدف بررسی جایگاه سلولی انکسینC3.1 در قارچ رشته‌ای آسپرژیلوس نیجر به انجام رسیده است. همچنین، تأثیر بیان بیش از حد این پروتئین بر روی رشد و توانائی ترشحی قارچ بررسی گردید.

روش بررسی: دراین مطالعه تجربی، ژن انکسین C3.1 با استفاده از روش PCR (Polymerase Chain Reaction) از روی DNA ژنومی قارچ آسپرژیلوس نیجر تکثیر و پس از تأئید صحت توالی، در ساخت دو سازه ژنی قابل القاء به‌کار گرفته شد. در سازه اول، انکسین به‌صورت ممزوج با GFP(Green Fluorescent Protein) و تحت کنترل پروموتور گلوکوآمیلاز در ناقل بیانی PGEM–Egfp و در سازه دوم، ژن مذکور تحت کنترل پروموتور سلوبیوهیدرولاز در ناقل بیانی pMJB104 کلون گردید. این سازه‌ها با استفاده از روش استاندارد ترانسفورماسیون قارچ‌ها به سویه آسپرژیلوس نیجر N402 وارد شدند. بیان هر یک از سازه‌ها با استفاده از منبع کربنی القاءکننده، القاء و تأثیر بیان بیش از حد ژن انکسین بر روی رشد شعاعی سویه‌های ترانسفورمنت و میزان ترشح پروتئین توسط آن‌ها بررسی گردید. مقایسه میانگین سرعت رشد شعاعی و میانگین میزان ترشح پروتئین سویه‌های ترانسفورمنت با میانگین‌های مربوطه در سویه وحشی با استفاده از آزمون t انجام پذیرفت. جایگاه سلولی انکسین در سویه ترانسفورمنتی که پروتئین ممزوج با GFP را بیان می‌نمود، با استفاده از میکروسکوپ فلئورسنت تعیین گردید.

یافته‌ها: اثر بیان بیش از حد ژن انکسین C3.1  بر روی سرعت رشد و ترشح پروتئین در آسپرژیلوس نیجر بررسی گردید. مقایسه میانگین سرعت رشد شعاعی و میـزان ترشح پروتئین سویه‌های ترانسـفورمنت با سویه وحشی، تفـاوت معنی‌داری را نشان نداد (05/0 α<). مطالعه‌ی میکروسکوپی سویه‌ی بیان‌کننده پروتئین ممزوجانکسین-GFP   نشان داد که  انکسین یک پروتئین سیتوزولی است که در سراسر هیف قارچی منتشر می‌باشد.

نتیجه‌گیری: این نوع مطالعه در تعیین جایگاه سلولی انکسین C3.1 برای اولین بار انجام گرفته و گزارش می‌شود. انکسین، یک توزیع سیتوزولی داشته و بیان بیش از حد آن منجر به افزایش ترشح پروتئین درقارچ رشته‌ای آسپرژیلوس نیجر نمی‌گردد.


فیروزه حسینی اصفهانی، گلاله اصغری، دکتر پروین میرمیران، سارا جلالی فراهانی، دکتر فریدون عزیزی،
جلد 17، شماره 71 - ( 2-1389 )
چکیده

    زمینه و هدف: در مطالعات اپیدمیولوژیک پرسشنامه بسامد خوراک (Food Frequency questionnaire = FFQ) معمولاً مناسب‌ترین روش ارزیابی برنامه غذایی در طولانی مدت است که ارزیابی روایی وپایایی آن برای تعیین رابطه صحیح بین رژیم غذایی با بیماری‌ها امری ضروری می‌باشد. این مطالعه با هدف بررسی روایی نسبی و پایایی دریافت گروههای غذایی با استفاده از FFQ نیمه کمی در مطالعه قند و لیپید تهران انجام شد.

روش کار: این مطالعه از نوع ارزیابی روایی و پایایی بودو بدین منظور 132 نفر در محدوده سنی 20 تا 75 سال (61 مرد و 71 زن) FFQ 168-قلمی را دوبار (FFQ1-FFQ2) به فاصله زمانی 14 ماه تکمیل نموده و هم­چنین 12 یادآمد غذایی 24ساعته در 12 ماه متوالی جمع‌آوری شد. اولین یادآمد غذایی یک ماه بعد از تکمیل FFQ1 و یادآمد آخر یک ماه قبل از تکمیل FFQ2 پرسش شد. اقلام غذایی بر پایه مطالعات گذشته به هفده گروه غذایی تقسیم­بندی شدند. با استفاده از روش Residual دریافت گروههای غذایی برای سن و انرژی دریافتی تعدیل گردید. ضرایب همبستگی اسپیرمن و Deattenuated و هم­چنین مقایسه سهکهای دریافت گروههای غذایی از طریق آزمون کای دو بین میانگین 12 یادآمد غذایی 24ساعته و FFQ2 برای تعیین روایی نسبی و ضرایب همبستگی Intraclass بین FFQ1 و FFQ2 برای تعیین پایایی FFQ به کار گرفته شد.

یافته­ها: میانگین سن و نمایه توده بدنی به ترتیب 8/16±5/35 سال و 2/5±5/25 کیلوگرم بر مترمربع بود. ضریب همبستگی اسپیرمن بعد از تعدیل اثر سن و Deattenuated برای روایی نسبی FFQ از 1/0 (چربی جامد) تا 77/0 (قندهای ساده) در مردان با میانگین 44/0 و از 12/0 (اسنک‌ها) تا 79/0 (قندهای تصفیه شده) در زنان با میانگین 42/0 متغیر بود. میانگین ضریب همبستگی Intraclass پس از تعدیل اثر سن و انرژی دریافتی برای پایایی FFQ، در مردان 51/0، (بالاترین مقدار در چای 91/0) و در زنان 59/0، (بالاترین مقدار در قندهای تصفیه شده 74/0) بود. میانگین درصد عدم توافق در مردان 3/7 و در زنان 3/9 بود. بیشترین درصد توافق برای گروه­های غذایی اسنک­ها و دسرها در مردان (6/60%) و چای و قهوه در زنان (9/62%) مشاهده گردید.

نتیجه‌گیـری: این مطالعه نشان می­دهد که FFQ طراحی شده برای مطالعه قند و لیپید تهران برای اغلب گروههای غذایی، می‌تواند پایایی و روایی قابل قبول داشته باشد


دکتر زهرا کیاسالاری، دکتر محسن خلیلی، حمید حیدری، یاسر عزیزی،
جلد 18، شماره 85 - ( 4-1390 )
چکیده

  زمینه و هدف: با توجه به شیوع بیماری صرع و با توجه به عدم پاسخ ­ دهی برخی از بیماران به درمان ­ های موجود، یافتن درمان ­ های مفیدتر در درمان صرع ضروری به نظر می ­ رسد. از طرفی استفاده از گیاه بنگ دانه در طب سنتی به عنوان داروی ضد صرع معرفی شده است و به همین دلیل در مطالعه حاضر به بررسی علمی-آزمایشگاهی اثر ضد تشنجی عصاره دانه بنگ دانه بر روی تشنج ناشی از کیندلینگ شیمیایی پرداخته شده است.

  روش کار: در این تحقیق که یک مطالعه تجربی و آزمایشگاهی می باشد،60 سر موش سوری نر به صورت تصادفی انتخاب شده و به 5 گروه دوازده تایی به شرح زیرتقسیم شدند . 1- گروه کنترل فقط پنتیلن تترازول ( Pentylene tetrazole, PTZ ) دریافت می­نمودند، گروه ­ های آزمایشی2،3و4 عصاره الکلی دانه گیاه بنگ دانه در دوزهای 50، 100 و 200 میلی­گرم به صورت داخل صفاقی 30 دقیقه قبل از PTZ به آن ها تزریق شد وگروه 5 گروه کنترل مثبت، که تزریق والپروئیک اسید به عنوان یک داروی ضد صرع با دوز 100 میلی­گرم 30 دقیقه قبل از PTZ به آن ها انجام شد. در همه گروه­ها کیندلینگ شیمیایی به وسیله تزریق 11 نوبت پنتیلن تترازول (PTZ) ، با دوز 35 میلی­گرم به صورت داخل صفاقی هر 48 ساعت یک بار انجام شد. در نوبت دوازدهم همه موش ها دوز چالش 75 میلی­گرم PTZ را دریافت نمودند. ارزیابی مراحل تشنج تا 30 دقیقه بعد از تزریق PTZ صورت می‌گرفت. مقایسه آماری بین گروه های آزمایشی با استفاده از آزمون آنالیز واریانس یک طرفه ( ANOVA ) و با آزمون تکمیلی Tukey post-hoc test انجام شد.

  یافته ها: آنالیز آماری داده ‌ها نشان می دهد که تجویز عصاره بنگ دانه به طوری کلی اثر مهاری بر روی مراحل، پیشرفت و میزان باقی ماندن در مراحل نهایی تشنج را دارد. به علاوه تزریق عصاره هیدرو الکلی دانه گیاه بنگ دانه از نوبت هشتم تزریق عصاره موجب بروز اثر معنی دار ضد تشنجی شده ودر نوبت 11 این اثر به حداکثر میزان خود می رسید (001/0 p< ).

  نتیجه‌گیری : به طور کلی نتایج حاصل از تحقیق حاضر نشان می دهد تزریق عصاره الکلی دانه گیاه بنگ دانه در تخفیف فازهای تشنج حاصل از تزریق پنتیلن تترازول به موش آزمایشگاهی کوچک موثر و همچنین آستانه شروع و مدت باقی ماندن در فاز 5 تشنج با دوز 100 میلی گرم به ازای هر کیلو گرم عصاره این گیاه به ترتیب افزایش و کاهش معنی دار پیدا می کند.


کبری شریفی، فاطمه رستمی، بیتا فام، دکتر مریم السادات دانشپور، دکتر فریدون عزیزی، دکتر مهدی هدایتی،
جلد 18، شماره 86 - ( 5-1390 )
چکیده

  زمینه و هدف : چاقی با بسیاری از بیماری ها مخصوصا امراض قلبی، دیابت نوع 2، مشکلات تنفسی حین خواب، انواع خاصی از سرطان ها و استئوآرتریت در ارتباط است. گزارش ها حاکی از افزایش نسخه برداری ژن TNF-α درسلول های چربی در صورت وجود چند ریختی (پلی ‌ مورفیسم (poly morphism G-308A در ناحیه پروموتور ژن مذکور می باشد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط این پلی مورفیسم با نمایه توده بدنی به عنوان شاخص چاقی وسایر فاکتورهای موثر در چاقی در جمعیت ایرانی میباشد.

  روش کار: از افراد شرکت کننده در مطالعه مقطعی (Cross Sectional Study) قند و لیپید تهران در مجموع 244 نفر در دو گروه سنی زیر 18 سال و بالای 18 سال انتخاب شدند. میزان لیپوپروتئین های با دانسیته بالا ) HDL-C = High-density lipoprotein )به روش رسوبی فسفوتنگستات سدیم اندازه گیری گردید. میزان لیپوپروتئین های با دانسیته پایین LDL-C ) Low-density lipoprotein= ( با استفاده ازفرمول فریدوالد و میزان قند خون ناشتا ، تری گلیسرید و کلسترول تام به روش رنگ سنجی آنزیمی و CRP(C-reactive protein) 10( Interleukin -10) ، IL-6 (Interleukin-6) ادیپونکتین به روش الایزا اندازه گیری شد وشاخص مقاومت به انسولین =HOMA) (Homeostatic Model Assessment محاسبه گردید. سایر عوامل موثر در چاقی مانند نمایه توده بدنی و فشار خون مشخص گردیدند. قطعه‌ای به طول 107 جفت باز از ژن مورد نظر با استفاده از تکنیک Polymerase Chain Reaction) ) PCR تکثیر و پلی مورفیسم مورد نظر با استفاده از تکنیک (Restriction Fragment Length Polymorphism) RFLP بررسی گردید. برای مقادیری که توزیع نرمال نداشتند، از آزمون Kruskal-Wallis و مقادیری با توزیع نرمال از آزمون ANOVA بهره گرفته شد و همچنین از آزمون ANOVA دو دامنه به دنبال post-hoc با آزمون های چندگانه توکی برای مقایسه یافته‌های آزمایشگاهی گروه‌های نمایه توده بدنی استفاده شد. داده‌ها به وسیله نر م افزار v.16 SPSS تجزیه و تحلیل شدند .

  یافته‌ها : فراوانی الل‌های TNF-α از قانون هاردی واینبرگ تبعیت کرد. فراوانی ژنوتیپ‌ها در 244 فرد مورد بررسی عبارت بود از AA (2/1%)؛ GG (7/85%)؛ GA (1/13%) که با نمایه توده بدنی ارتباط معنی داری نشان نداد . درگروه جوانان فشار خون سیستولی دختران درحالت GA به طور معنی‌داری بیشتر از GG می ‌ باشد و CRP در پسران در حالت AA به طور معنی داری بیشتر از دو حالت دیگر بود. در گروه بزرگسالان میزان کلسترول تام در مردان درحالت AA به طور معنی‌داری بیشتر از دو حالت دیگر بود و LDL-C در زنان در حالت GG بیشتر از دو حالت دیگر بود.

  نتیجه گیری : داده های بدست آمده بر عدم وجود ارتباط بین پلی مورفیسم G-308A ژن TNF-α با افزایش نمایه توده بدنی دلالت داشته و لذا نتیجه‌گیری می‌شود احتمالا این پلی مورفیسم در افزایش خطر بروز چاقی در جمعیت ایرانی نقشی ندارد.


بیتا فام، دکتر مریم السادات دانشپور، مرضیه صالحی، دکتر مهدی هدایتی، دکتر فریدون عزیزی،
جلد 19، شماره 95 - ( 2-1391 )
چکیده

  زمینه و هدف: تغییرات ژنتیکی در ژن پراکسیداز تیروییدی (TPO) یکی ازعلل اصلی بیماری خودایمنی غده تیرویید است . هدف این پژوهش، بررسی ارتباط چندشکلی های C 1936 T ، C 2229 T و C 2257 A ژن TPO با میزان آنتی بادی ضد پراکسیداز تیروییدی (Anti –TPO) در جمعیت بزرگسالان مطالعه قند و لیپید تهران (TLGS=Tehran Lipid and Glucose Study) بود.

  روش‌کار: درمطالعه مورد-شاهدی حاضر، 188نفر(86 مردو 102زن) با فاصله سنی20تا80 سال، به صورت تصادفی از افراد شرکت کننده در مطالعه قند و لیپید تهران انتخاب شدند. میزان Anti-TPO به روش سنجش جذب ایمنی متصل به آنزیم (ELISA= Enzyme Linked Immunosorbent Assay) اندازه گیری شد. چند شکلی‌های C 2257 A و C 2229 T به روش RFLP(Restriction Fragment Length Polymorphism) و با استفاده از آنزیم‌های محدودکننده BsrI و Eco57I شناسایی شدند. چند شکلی C 1936 T باروش ARMS- PCR amplification refractory mutation system – polymerase chain reaction مشخص گردید.

  یافته ها: فراوانی الل ها و ژنوتیپ های پلی مورفیسم های انتخابی از تعادل هاردی- واینبرگ تبعیت می کرد. حضورالل C پلی مورفیسم C 1936 T با Anti-TPO ارتباط افزایشی نشان داد (002/0 p= ؛ IU/L 3/11 ± 1/74 TT: در مقابل 9/15 ± 7/47 CT: ،3/43 ± 238 CC: )که این ارتباط پس ازتعدیل اثرجنس وسن معنی دار نبود ) 059/0 (p= . چند شکلی C 2229 T ارتباط معنی داری با میزان Anti-TPO نداشت (196/0 p= ؛ IU/L 8/13 ± 5/126 TT: درمقابل6/12 ± 5/43 CT: ،5/24 ± 129 CC: ).ارتباط C 2257 A با سطح سرمی Anti-TPO ، منحصرا پس از تعدیل عوامل مداخله گر معنی دار بود (007/0 p= ) . هاپلوتیپ های CTT و ATC با میزان Anti-TPO ارتباط داشتند (021/0و 023/0 p= )، ارتباط هاپلوتیپ CTT با Anti-TPO پس از تعدیل اثر جنس همچنان معنی دار بود ( 014/0 p= ).

  نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش، سن و جنس از عوامل موثر بر ارتباط پلی مورفیسم های ژن TPO با میزان Anti – TPO محسوب می‌شوند.



صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علوم پزشکی رازی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2020 All Rights Reserved | Razi Journal of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb