iumssj

جستجو در مقالات منتشر شده


15 نتیجه برای عسگری

علیرضا عسگری، ای وایر، ای کوئین، یو شاهانی،
جلد 3، شماره 1 - ( 6-1375 )
چکیده

  علت بسیاری از مرگ و میر ها در جنین در زمان قبل از تولد ناشناخته مانده است. از این رو ضرورت معرفی روش موثری بمنظور بررسی سلامت جنین مخصوصا در سه ماهه سوم بارداری احساس می شود. روشهای بررسی قلب کودکان و بزرگسالان، از جمله اکوکاردیوگرافی، در زمان بارداری نیز بکار گرفته می شود. الکتروکاردیوگرافی یکی دیگر از تقریبا غیر ممکن می نماید لذا عملا برای P روشهای تشخیص است که بکار گرفته می شود ولی از آنجا که ثبت موج تشخیص بیماریهایی که امکان درمان موثر آنها وجود دارد ( مانند آرتیمی) کارآیی چندانی ندارد. متاسفانه یکی از در اطراف (Vernix Caerosa) دلایلی که این روش اخیر مورد اسفاده قرار نمی گیرد ظاهر شدن لایه عایق کننده جین است که در هفته های بیت و هفتم ظاهر و در اواخر هفته سی و دوم کم کم از بین می رود. مگنتوکاردیوگرافی های قلبی جنین از سطح Dipole یک روش جایگزین است که با استفاده از مگنتومتر، میدانهای مغناطیسی (fMKG) شکم مادر ثبت می شود. در یک مطالعه پیلوت با استفاده از این روش، ما از مادرانی که در هفته 40-30 بارداری بودند همراه بود. با کمی دقت در موقعیت P همیشه قابل ثبت بود و گاهی نیز با اوج QRS ثبت بعمل آوردیم. کمپلکس  Off-line قابل تشخیص بود از طرفی با استفاده از آنالیز fMKG مادر براحتی از MKG نسبت به قلب جنین، Sensor  می تواند QRS و T در 4 مادری که مورد مطالعه قرار گرفتند استخراج شد. از آنجا که داشتن ارتفاع T و P موج هیپوکسیک بودن جنین را نشان دهد. این تکنیک می تواند نقطه عطفی در بررسی سلامت قلب جنین باشد.  


دکتر مژگان عسگری، دکتر صغری نوری،
جلد 9، شماره 29 - ( 9-1381 )
چکیده

بدخیمی مثانه 2/5 % و 3/2 % کل بدخیمیها را به ترتیب در مردان و زنان تشکیل می‌دهد. نود درصد بدخیمیهای مثانه از نوع ترانزیشنال ( Transitional Cell Carcinoma, TCC ) می‌باشد. آگاهی از عوامل پیشگویی کننده بقای بیمار برای درمان بهتر و پیگیری صحیحتر بیماران بسیار کمک کننده می‌باشد. از جمله این عوامل می‌توان از بروز انکوپروتئین P53 روی سلولهای تومورال در بیماران مبتلا به TCC مثانه نام برد. با توجه به تاثیر انکوپروتئین P53 بر پیش‌آگهی بیماری، در این مطالعه ارتباط آن با درجه و مرحله تومور مورد بررسی قرار گرفت. در صورت اثبات وجود این ارتباط، پزشک معالج می‌تواند از ابتدا بدون نیاز به رنگ‌آمیزی پرهزینه ایمونوهیستوشیمی P53 ، درمان مهاجمتری را برای بیمار در نظر بگیرد.

این مطالعه بر روی 27 بیمار مبتلا به TCC مثانه در بیمارستان شهید هاشمی‌نژاد بعمل آمد. براساس سیستم درجه‌بندی ( World Health Organization/International Society of Urology Pathology ) WHO/ISUP ، 12 نفر از بیماران مبتلا به TCC درجه پایین و 15 نفر از بیماران دچار TCC درجه بالا بودند. همچنین 7 نفر از بیماران تومور مهاجم و 20 نفر دیگر تومور سطحی داشتند. با انجام رنگ‌آمیزی P53 بر روی نمونه بیماران در تمام تومورهای درجه بالا و مهاجم، بیش از 10 % سلولها مثبت بودند، در حالیکه ارتباط آماری معنی‌داری بین تومورهای سطحی و درجه پایین با P53 بدست نیامد. با استفاده از آزمون آماری فیشر P value بدست آمده بین بروز P53 با درجه و مرحله بیماری بترتیب 028/0 و 018/0 بدست آمد. با استفاده از ضریب همبستگی اسپیرمن میزان همبستگی بتریتب 46 % و 50 % بدست آمد. ( P value بترتیب 014/0 و 007/0).


دکتر مژگان عسگری، دکتر امیرعباس حاجی‌حسینی ،
جلد 9، شماره 31 - ( 12-1381 )
چکیده

هدف از این مطالعه بررسی شیوع نئوپلازی داخل اپی‌تلیالی پروستات با درجه بالا و همراهی آن با کانسر پروستات بوده است. در این مطالعه اسلایدهای 137 مورد نمونه‌ پروستات از سال 1378 لغایت 1379 در بیمارستان شهید هاشمی نژاد که شامل بیوپسی سوزنی، توتال پروستاتکتومی و ترانس یورترال رزکسیون بود، از نظر نئوپلازی داخل اپی‌تلیالی با درجه بالا (H.G. PIN) و وجود کانسر همراه با آن بررسی شد. 50 نمونه (5/36) از H.G. PIN(HG PIN) مورد مطالعه قرار گرفت که مشخص شد از این میزان، 31 مورد (62%) همراه با کانسر می‌باشد. بر اساس نتایج حاصل از این مطالعه باید گفت که توجه پاتولوژیست‌ها به H.G. PIN ممکن است کمکی برای پیگیری و تشخیص زودرس کانسر پروستات در بیماران با این ضایعه باشد.
دکتر علی حسامی، دکتر مژگان عسگری، دکتر همایون همایونفر، دکتر حمیدرضا پازوکی طرودی،
جلد 10، شماره 34 - ( 6-1382 )
چکیده

    آسیب ناشی از ایسکمی و برقراری مجدد جریان خون (Ischemia reperfusion injury=IR injury) از جمله مباحثی است که مکانیسم ایجاد آن بطور دقیـق مشخــص نشده است. مطالعات اخیر نشان داده‌اند که فعال شدن کانالهای K ATP، آسیب مذکور را در میوکارد موش صحرایی به خوبی مهار می‌کند. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر کانالهای KATP در جریان IR injury در کلیه موش صحرایی نظیر آنچه در میوکارد دیده می‌شود بوده است.در این مطالعه اثر آگونیست کانال KATP(دیازوکسید)، آنتاگونیست کانال KATP(گلی‌بن‌کلامید) و یک وازودیلاتور بدون اثر بر کانالهای K ATP(هیدرالازین) بطور جداگانه روی روند IR injury بررسی شد که طی آن موشهای صحرایی ماده با وزن 250-200 گرم مورد آزمایش قرار گرفتند. به این ترتیب که 2 ساعت پس از تزریق دوزهای مختلف داروهای دیازوکسید (15، 5و 1 میلی‌گرم به ازای کیلوگرم) و گلی‌بن‌کلامید (10، 5و 1 میلی‌گرم به ازای کیلوگرم) و هیدرالازین(5، 3و 1 میلی‌گرم به ازای کیلوگرم) حیوان بیهوش کشته و بعد از انجام مراحل ایسکمی و ری‌پرفیوژن بررسی هیستوپاتولوژی روی کلیه‌های مورد نظر برای grading شدت آسیب انجام شد. بررسیها نشان داد که دیازوکسید با دوز 5 میلی‌گرم به ازای کیلوگرم شدت ضایعات IR injury را کاهش می‌دهد در حالی که داروهای گلی‌بن‌کلامید و هیدرالازین تغییری در شدت آسیب ایجاد نکرده بودند. دیازوکسید نیز یک متسع کننده عروق است اما هیدرالازین با همین اثر اتساع عروق، ضایعات را مهار نکرده بود، بنابراین می‌توان گفت که اتساع عروق توجیه کننده اثرات دیازوکسید نیست.

       


دکتر مژگان عسگری، دکتر مژگان ابراهیمی، دکتر مینو فرشیدپور،
جلد 10، شماره 35 - ( 9-1382 )
چکیده

    بدخیمیهای مثانه 2/5% کل سرطانها را در ایران تشکیل می‌دهد که پنجمین بدخیمی شایع در ایران است و 92% آن مربوط به ترانزیشنال سل کارسینوما(TCC) می‌شود. در حال حاضر در ایران از بررسی سیتولوژی ادرار دفعی جهت غربالگری و از بررسی بیوپسی مثانه توسط سیستوسکوپ(Cystoscope) جهت تشخیص قطعی استفاده می‌شود. از آنجائیکه انتخاب روش درمان براساس تعیین درجه تومور است و تعیین درجه تومور براساس بیوپسی مثانه صورت می‌گیرد، در این پژوهش با پایه قرار دادن درجه‌بندی TCC مثانه به روش بیوپسی از راه سپستوسکوپ، به بررسی این فرضیه پرداخته شده است که آیا نتایج درجه‌بندی TCC سیتولوژی ادرار که روشی آسان، ارزان، سریع و غیرتهاجمی می‌باشد با نتایج درجه‌بندی TCC به روش بیوپسی مثانه تفاوت دارد یا خیر. در این مطالعه طی 2 سال 375 نمونه سیتولوژی ادرار و 105 نمونه بیوپسی مثانه در بیمارستان شهید هاشمی‌نژاد به روش دوسویه‌کور (Double blind) بررسی و درجه‌بندی شد که در نهایت در 38 بیمار سیتولوژی ادرار  و نیز بیوپسی مثانه از نظر TCC مثبت بود. در این 38 مورد نتایج حاصل از درجه‌بندی توسط سیتولوژی با نتایج حاصل از درجه‌بندی توسط بیوپسی مثانه از نظر آماری مقایسه گردید. فرضیه پژوهش توسط آزمون همبستگی پیرسون(Pearson) بررسی شد که نشان دهنده وجود یک همبستگی مثبت و قوی بین درجه‌بندی TCC توسط سیتولوژی ادرار و درجه‌بندی توسط بیوپسی مثانه بود(936/0=r) اما به علت ناکامل بودن همبستگی (705/1=Zc) با شرایط این پژوهش نمی‌توان تنها توسط سیتولوژی ادرار به تعیین درجه TCC مثانه پرداخت
دکتر مژگان عسگری، دکتر عباسعلی امیدی، دکتر محمدهادی صادقیان، دکتر حمیدرضا هاشمیان،
جلد 11، شماره 39 - ( 3-1383 )
چکیده

این مطالعه مقطعی(cross sectional) به منظور بررسی ارزش تشخیصی روش AgNOR(Argyrophilic Nucleolar Organizer) در تمایز سلول‌های اوروتلیال غیرنئوپلاستیک از سلول‌های بدخیم در سیتولوژی ادرار به عنوان نشانه فعالیت تکثیری سلولی، انجام شد. در این مطالعه نقاط AgNOR که به روش نقره کلوییدی رنگ شده بود در سلول‌های اوروتلیال دفع شده در ادرار از نظر کمی ارزیابی شد. هفتاد و پنج بیمار شامل 43 مورد از افراد فاقد بدخیمی اوروتلیال و 32 مورد مبتلا به کارسینوم سلول ترانزیشنال(TCC) با درجات بدخیمی(G) متفاوت شامل 6 مورد مبتلا به TCC با درجه بدخیمی I(1G)، 16 مورد با درجه بدخیمی II(2G)، 6 مورد با درجه بدخیمی III(3G) و 4 مورد با درجه بدخیمی IV(4G) که تمام آن‌ها با روش استاندارد طلایی بیوپسی مثانه تأیید شده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. میانگین شمارش نقاط AgNOR در هسته سلول‌های اوروتلیال در گروه‌های مختلف عبارت بود از: غیرنئوپلاستیک با میانگین 19/3، TCC(1G) با میانگین 86/3، TCC(2G) با میانگین 20/4 و TCC(3G) با میانگین 44/7 و TCC(4G) با میانگین 34/8. با توجه به نتایج به دست آمده میانگین شمارش نقاط AgNOR در هسته سلول‌های اوروتلیال افزایش مرحله به مرحله‌ای را از موارد غیرنئوپلاستیک تا TCC با درجات بدخیمی بالا نشان داد. مقایسه گروه‌ها با آزمون Oneway ANOVA و Post Hoc به روش Scheffe صورت گرفت که میانگین اختلاف‌ها از نظر آماری معنی‌دار بود(0001/0P<). بیش‌ترین اختلاف بین موارد فاقد بدخیمی با بیماران دارای TCC با درجه بدخیمی 3 و 4 و نیز بین موارد TCC  با درجه بدخیمی I(1G) با 3G و 4G و بین TCC با درجه بدخیمی II(2G) با این 2 گروه مشاهده شد. از سوی دیگر کم‌ترین اختلاف بین موارد بدون نئوپلاسم و بیماران مبتلا به TCC با 1G و نیز بین بیماران مبتلا به TCC با درجه بدخیمی 3 و 4 وجود داشت. میانگین حداکثر تعداد نقاط AgNOR نیز نتایج مشابهی را در هر گروه نشان داد. هدف از این بررسی ارزیابی AgNOR به عنوان روشی با ویژگی زیاد و حساسیت کم‌تر، ارزان و ساده برای افتراق ضایعات خوش‌خیم از بدخیم در سیتولوژی ادرار بوده است. 

دکتر مژگان عسگری، دکتر پیمان کشاورزیان،
جلد 11، شماره 43 - ( 9-1383 )
چکیده

    این مطالعه به منظور بررسی ارتباط علائم بالینی و پاراکلینیک بیماران IgA نفروپاتی با طبقه‌بندی نمای هیستوپاتولوژیک بیوپسی کلیه، در 57 بیمار انجام شد. در این مطالعه توصیفی پرونده 57 بیمار با تشخیص IgA نفروپاتی بین سال‌های 1377 تا 1380 در بیمارستان هاشمی‌نژاد مورد بررسی قرار گرفت. تعداد 43 نفر(4/75%) از بیماران مرد و 14 نفر(6/24%) زن بودند. متوسط سن بیماران 5/10±8/31 سال و محدوده سنی آن‌ها 17 تا 68 سال بود. نمای هیستوپاتولوژیک بیوپسی کلیه این بیماران براساس کلاس‌بندی WHO طبقه‌بندی شد که نتایج آن عبارت بود از: کلاس I: بدون بیمار، کلاس II: 8 نفر(14%)، کلاس III: 18 نفر(6/31%)، کلاس IV: 21 نفر(8/36%)، کلاس V: 10 نفر(5/17%). در مرحله بعد میزان ارتباط کلاس هیستوپاتولوژیک با میزان کراتینین سرم و پروتئین‌اوری توسط آزمون آماری اسپیرمن و ارتباط آن با فشار خون بالا و درجه هماچوری(میکرو یا ماکرو هماچوری) توسط آزمون آماری کای اسکوار بررسی گردید. براساس نتایج به دست آمده کراتینین سرم(6/0=r، 001/0P<)، پروتئین‌اوری(276/0=r، 037/0=P) و فشار خون بالا(397/4=2X، 036/0=P) با کلاس هیستوپاتولوژیک ارتباط معنی‌داری داشت اما درجه هماچوری(635/0=2X، 725/0=P) ارتباط معنی‌داری را با کلاس هیستوپاتولوژیک نشان نداد. با توجه به این مطلب به نظر می‌رسد که کشف بیماری در مرحله خفیف‌تر بیماری با تغییرات محدودتر هیستوپاتولوژیک در کلیه همراه باشد. 

        


دکتر مژگان عسگری، دکتر فیروزه محمدی، دکتر محمود پروین،
جلد 11، شماره 44 - ( 12-1383 )
چکیده

    هدف از این مطالعه مقایسه نمره گلیسون و درجه هیستولوژیک نمونه‌های بیوپسی سوزنی با نمونه‌های رادیکال پروستاتکتومی بود تا بدین ترتیب مشخص گردد، نمونه‌های بیوپسی تا چه حد با نمونه‌های جراحی مطابقت دارند. در این مطالعه که از نوع مقایسه‌ای ـ توصیفی بود 57 بیمار مبتلا به سرطان پروستات که از نیمه سال 1377 تا نیمه سال 1382 در 2 بیمارستان دارای مرکز اورولوژی در تهران تحت عمل رادیکال پروستاتکتومی قرار گرفته بودند بررسی شدند. برای این بیماران نمره‌بندی گلیسون روی نمونه‌های بیوپسی سوزنی و رادیکال پروستاتکتومی انجام شد سپس نمره‌های گلیسون هر دو گروه از نمونه‌ها با مقایسه شدند. در مرحله بعد نمونه‌ها به 4 درجه هیستولوژیک(خوب: 4-2، متوسط: 6-5، نسبتاً بد: 7 و بد: 10-8) گروه‌بندی شده و به طور مجدد مورد مقایسه قرار گرفتند. هم‌چنین نتایج از نظر مشابه بودن نظر 2 آسیب‌شناس در 2 مرکز، بررسی شدند. فراوان‌ترین نمره گلیسون به دست آمده از نمونه‌های بیوپسی سوزنی و رادیکال پروستاتکتومی به ترتیب 6 و 7 بود و 86/43% از نمونه‌های بیوپسی سوزنی، نمره مشابهی در نمونه جراحی داشتند در حالی که 05/21% بیش گزارش‌دهی (overgrading) و 09/35 کم‌گزارش‌دهی (undergrading) وجود داشته است. با گروه‌بندی نمونه‌ها به 4 درجه هیستولوژیک، این ارتباط به صورت 16/56% یکسانی نمرات، 28/12% بیش‌گزارش‌دهی و 58/31% کم گزارش‌دهی. هماهنگ‌تر شد. شایع‌ترین درجه هیستولوژیک در بیوپسی سوزنی و نیز در رادیکال پروستاتکتومی، درجه تمایز متوسط بوده است. حدود 73/72% از سرطان‌های با تمایز بد، در نمونه‌های جراحی در همان درجه تمایز باقی ماندند و بیش‌ترین میزان کم‌گزارش‌دهی در گروه با درجه تمایز خوب مشاهده شد(50%). برای هر یک از درجات تمایز خوب، متوسط و نسبتاً بد PPV(Positive Predictive value) حدود 50% و برای تومورهای بد تمایز یافته 8/72% بوده است. برای بررسی مشابه بودن نظر 2 آسیب‌شناس از سنجش میزان کاپا استفاده شد که در کل توافق نظر مناسب بوده است.(کاپا=371/0 و 000/0=PV). نمره گلیسون بالا روی نمونه بیوپسی سوزنی معمولاً نشان دهنده تومور بد تمایز یافته در نمونه رادیکال پروستاتکتومی است اما تومورهای با تمایز خوب در بیوپسی سوزنی، در بسیاری از موارد با درجه آسیب‌شناسی نهایی هم‌خوانی ندارند. 

دکتر مژگان عسگری، دکتر محمود عراقی،
جلد 13، شماره 53 - ( 10-1385 )
چکیده

    مقدمه: میلولیپوم از تومورهای غیر کارکردی خوش‌خیم نسبتاً نادر غده آدرنال است که اکثراً به صورت اتفاقی و در هنگام اتوپسی کشف می‌شود. اغلب کوچک و یکطرفه بوده و اختلال بالینی ایجاد نمی‌کنند ولی در مواردی، اختلالات هورمونی گزارش شده است. معرفی بیمار: در این مقاله 2 مورد بیمار مبتلا به این تومور که هر دو با تشخیص incidentaloma در بیمارستان هاشمی‌نژاد تحت عمل جراحی قرار گرفته‌اند، معرفی می‌شوند. نتیجه‌گیری: در بررسی میکروسکوپی هر دو مورد، بافت چربی رسیده به همراه جزایری از سلولهای خونساز، مشاهده و میلولیپوما گزارش گردید.


دکتر مژگان عسگری، دکتر محمدرضا حافظی احمدی،
جلد 14، شماره 55 - ( 4-1386 )
چکیده

    زمینه و هدف: بسیاری از ضایعات کلیوی، بخصوص ضایعات گلومرولی تنها بر اساس بیوپسی کلیه قابل بررسی و طبقه‌بندی می‌باشند. درخواست پزشک بالینی از پاتولوژیست، تشخیص صحیح و سریع آسیب کلیوی بوده که علاوه بر میکروسکوپ نوری، منوط به بررسی رسوب ایمنی در کلیه و میکروسکوپ الکترونی جهت اثبات رسوبات ایمنی می‌باشد. روش استاندارد جهت بررسی رسوب ایمنی، روش ایمونوفلئورسانس است که روش ساده و سریعی می‌باشد ولی به علت محدودیت‌هایی که در این روش وجود دارد، می‌توان از بلوک پارافینی نمونه فرستاده شده، جهت بررسی ایمونوهیستوشیمی و مشاهده رسوب ایمنی استفاده کرد. سایر مزایای روش ایمونوهیستوشیمی عبارتند از امکان حفظ لامهای رنگ‌آمیزی شده و بررسی مورفولوژی ضایعه و محل رسوب در رابطه با آناتومی گلومرول. البته معایبی نیز برای بررسی ایمونوهیستوشیمی ذکر شده است که عبارتند از تکنیک پیچیده‌تر آن نسبت به روش ایمونوفلئورسانس، رنگ زمینه، تعداد کمتر آنتی‌بادی‌های در دسترس و زمانبر بودن آن. روش بررسی: این مطالعه از نوع مقایسه‌ای بود. در این پژوهش نمونه‌های بیوپسی کلیه که در بیمارستان شهید هاشمی‌نژاد با هر دو روش میکروسکوپ نوری و ایمونوفلئورسانس(Immunofluorescence=IF) به نتیجه رسیده‌اند، جدا شده و نهایتاً IHC(Immunohistochemistry) با پنج مارکر IgA، IgG، IgM، ‍‍C3، C1q بر روی آنها انجام شد. نحوه انجام IHC براساس متد ایمونوپراکسیداز(IP=Immunoperoxidase) می‌باشد. تمامی لامهای رنگ شده، با میکروسکوپ نوری مورد بررسی قرار گرفته، وجود، نوع رسوب و محل آن یادداشت شدند. همزمان لامهای رنگ‌آمیزی شده نمونه به روشهای H&E(Haematoxylin and eosin)، نقره، تریکروم و PAS(Periodic-acid-Schiff) نیز مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته‌ها: از کل 26 نمونه، در روش IHC، در 20 مورد رسوب ایمنی مشابه رسوب دیده شده در IF، مشاهده شد. در 4 مورد شامل 2 مورد آمیلوییدوز، یک مورد گلومرولوپاتی ممبرانوس(MGN) و یک مورد IgA نفروپاتی، در روش IHC رسوب واضحی دیده نشد. بدین ترتیب، حساسیت روش IHC در تشخیص نمونه‌های بیوپسی کلیه، 91%، ویژگی آن، 100% و ارزش اخباری مثبت و منفی آن به ترتیب، 100% و 67% و صحت تشخیص آن، 92% محاسبه گردید. نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد که در مواردی که امکان انجام IF گلومرول وجود ندارد و یا اصلاً به علت مشکلات انجام بیوپسی، نمونه‌ای برای IF فرستاده نشده است، روش IHC در صورتی که توسط افراد با تجربه انجام شود، به لحاظ حساسیت، ویژگی و صحت تشخیصی بالا، می‌تواند جایگزین مناسبی برای IF باشد. به این ترتیب با در نظر گرفتن موارد بالا، یک آزمایشگاه پاتولوژی کلیه باید امکانات انجام هر دو روش را داشته باشد و پاتولوژیست مربوطه با توجه به بالین بیمار و میزان بافتی که در دسترس دارد، می‌تواند تشخیص دهد که چه روشی را استفاده کند.


دکتر محمدجواد سلیمانی، دکتر محمدعلی زرگر شوشتری، دکتر حسین شاهرخ، دکتر حسین حبیب اخیاری، دکتر رضا کفاش نیری، دکتر سید محمد فرشته‌نژاد، دکتر مژگان عسگری،
جلد 16، شماره 0 - ( تابستان 1388 )
چکیده

    زمینه و هدف: تشخیص زودهنگام کاهش میزان فیلتراسیون گلومرولی در روزهای نخست پس از پیوند کلیه، از اهمیت بالایی برخورداراست. پیش از این از کراتینین سرم به­عنوان یکی از مارکرها برای این منظور استفاده می‌شده است ولی اخیراً برخی از مطالعات، سیستاتین C سرمی را نیز پیشنهاد کرده­اند. ازاین­رو، در این مطالعه، به‌طور آینده‌نگر ارزش تشخیصی سیستاتین C سرمی، در مقایسه با کراتینین در ارزیابی عملکرد کلیه پیوندی در بیماران گیرنده کلیه طی روزهای ابتدایی پس از عمل جراحی پیوند کلیه مورد بررسی قرار گرفت.

روش بررسی: در این مطالعه آینده‌نگر، در فاصله زمانی بین مهرماه 1385 تا شهریور 1386، در 78 بیمار گیرنده کلیه در روزهای سوم، هفتم و چهاردهم پس از عمل جراحی پیوند کلیه، میزان سیستاتین C و کراتینین سرمی اندازه‌گیری شد. میزان تصفیه گلومرولی   GFR) =Glomerular Filtration Rate) با جمع‌آوری ادرار 24 ساعته و محاسبه پاک شدگی خون از کراتینین (Creatinine Clearance) به‌عنوان استاندارد طلایی کارکرد کلیوی تعیین شد (در نقطه بحرانی80 سی‌سی بر دقیقه بر 73/1 متر مربع). متغیرهای جنس، سن، شاخص توده بدنی، بیماری زمینه‌ای مستعد‌کننده نارسایی کلیوی و مدت زمان دیالیز قبل از عمل، توسط پرسشنامه ثبت شدند. نتایج با استفاده از همبستگی آماری Spearman و (ROC) Reciever operating curve تحلیل شدند.

یافته‌ها: از مجموع 78 بیمار گیرنده کلیه، 51 بیمار (4/65%) مرد و 27 بیمار (6/34%) زن بودند. میانگین سن بیماران 36/13±‌56/34 سال بود. میانگین شاخص توده بدنی 46/3±‌36/22 کیلوگرم بر متر مربع بود. بین سطح سرمی سیستاتین C و کراتینین در روزهای سوم، هفتم و چهاردهم پس از عمل جراحی پیوند کلیه، ارتباط معناداری وجود داشت (001/0>p). منحنی‌های ROC نشان دادند که سیستاتین C سرمی نسبت به کراتینین نشانگر سرمی برتری در روز هفتم پس از عمل جراحی در تشخیص کاهش عملکرد کلیوی (GFR< 80) می‌باشد (694/0= AUC و 023/0 = P) و در نقطه بحرانی 2246 نانوگرم بر سی‌سی، حساسیت و ویژگی بترتیب 7/67% و 9/77% دارد. متغیرهای جنس، سن و شاخص توده بدنی بر میزان سیستاتین C سرمی تأثیری نداشتند(05/0<p).

نتیجه‌گیری: سیستاتین C سرمی تست تشخیصی حساس‌تر و دقیق‌تری نسبت به کراتینین در ارزیابی کاهش عملکرد کلیه پیوندی در بیماران گیرنده کلیه در هفته اول پس از عمل جراحی پیوند کلیه می‌باشد.


مریم صالحی، دکتر مهوش جعفری، دکتر علیرضا عسگری، دکتر مسعود صالح مقدم، محمد سلیمیان، مریم عباس نژاد، منصوره حاج غلامعلی،
جلد 17، شماره 70 - ( 1-1389 )
چکیده

    زمینه و هدف:ارگانوفسفره‌ها سبب افزایش تولید رادیکالهای آزاد و تخریب سیستم آنتی‌اکسیدانت بدن می‌گردند. دیازینون یکی از گسترده ترین ارگانوفسفره هایی است که امروزه درکشاورزی بکار می‌رود. هدف از این مطالعه ارزیابی اثر دیازینون روی سیستم اکسیدان- آنتی‌اکسیدان مغز موش صحرایی است.

روش کار: درمطالعهتجربیحاضرموش‌های صحرایینرنژادویستار به صورت تصادفی در 4گروهقرار گرفتند:گروه کنترل (روغن ذرت بعنوان حلال دیازینون)وسه گروهآزمایش که دیازینون را در دوزهایmg/kg  30، 50 و 100 بصورت داخلصفاقی دریافت کردند. 24 ســاعتپسازتزریق،حیواناتبااتر بیهوش وبافتمغزجداگردید. بعد از هموژنه کردن بافت مغز،فعالیتآنزیم‌های ســوپراکســیددیسموتاز (SOD)، کاتالاز (CAT)، گلوتاتیون S- ترانسفراز (GST) و لاکتات دهیدروژناز (LDH) ومیزانگلوتاتیون (GSH) ومالوندیآلدئید (MDA) توسط روش‌های بیوشیمیایی اندازه‌گیری شد. معنی‌دار بودن نتایج توسط آنالیز واریانس (ANOVA) به همراه تست توکی تعیین شد.

یافته‌ها: بهدنبالتجویز دیازینون، فعالیت آنزیم‌های SOD، GST و LDH در دوزهای بیشتر از mg/kg 50 در مقایسه با کنترل بطور معنی‌داری افزایش یافت، در حالیکه میزانفعالیتآنزیم  CAT تغییر معنی‌داری را نشان نداد. همچنین کاهش میزان گلوتاتیون مغز در دوزهای بیشتر از mg/kg 50  دیازینون مشاهده شد. میزان MDA فقط در دوز mg/kg 100 در مقایسه با گروه کنترل افزایش معنی‌داری را نشان داد.

نتیجه‌گیری:نتایج این مطالعه پیشنهاد می‌کند که دیازینون احتمالاً باعث تولید رادیکال‌های آزاد شده و افزایش فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانت ناشی از افزایش ظرفیت سم زدایی بافت مغز می‌باشد. کاهش GSH نشاندهنده نارسایی سیستم دفاعی آنتی‌اکسیدانت برای مقابله با رادیکال‌های آزاد است و افزایش MDA با پراکسیداسیون غشای مغز همراه است که در نهایت ممکن است منجر به آسیب اکسیداتیو بافت مغز گردد


دکتر رحیم احمدی، وحید عسگری،
جلد 19، شماره 99 - ( 6-1391 )
چکیده

  زمینه و هدف: مطالعات گوناگونی نشانگر اثرات تعدیل کننده هورمون های جنسی بر آستانه درد می باشند. هدف از این مطالعه بررسی نقش هورمون ‌ های استرادیول و پروژسترون در پاسخ به تحریک کننده ‌ های حرارتی در موش های ماده می باشد .

  روش کار: در این مطالعه تجربی-آزمایشگاهی موش های صحرایی ماده 7 هفته ای به گروه های 10 سری شاهد، sham و اواریکتومی شده تقسیم شده و در زمان ‌ های 10، 20 و 40 روز بعداز اواریکتومی، آستانه درد حرارتی از طریق قرار دادن دم حیوان در آب 55 درجه سانتی گراد اندازه گیری شد. در این راستا، مدت زمانی که حیوان قادر به نگهداری دم در آب گرم بود به عنوان شاخص زمان

  بی دردی در نظر گرفته شد. از سویی و همزمان، میزان هورمون‌های استرادیول، پروژسترون و پرولاکتین سرم نیز با استفاده از روش رادیوایمنواسی مورد سنجش قرار گرفتند. در نهایت داده‌های حاصل با استفاده از آزمون آماری آنالیز واریانس، بین گروه‌ها مورد مقایسه واقع شدند.

  یافته‌ها: زمان بی دردی به همراه میزان هورمون های استرادیول و پروژسترون سرم، 10 روز پس از اواریکتومی تغییر معناداری پیدا نکرد، اما 20 و 40 روز پس از اواریکتومی، زمان بی دردی و نیز میزان استرادیول و پروژسترون سرم نسبت به گروه شاهد کاهش معناداری پیدا کرد (به ترتیب 001/0 p< ، 05/0> p و 001/0> p ). از طرفی میزان پرولاکتین سرم نیز10 و 20 روز پس از اواریکتومی در مقایسه با گروه شاهد تغییر معناداری پیدا نکرد، اما میزان این هورمون، 40 روز پس از اواریکتومی کاهش معناداری نسبت به 20 روز پس از اواریکتومی پیدا کرد(05/0> p ).

  نتیجه‌گیری: کاهش سطح هورمون های جنسی ماده (20 یا 40 روز پس از اواریکتومی) تعدیل کننده رفتارهای وابسته به گیرنده های حرارتی در موش‌های صحرایی ماده است.


دکتر رحیم احمدی، وحید عسگری، غلامرضا عابدی،
جلد 19، شماره 102 - ( 9-1391 )
چکیده

  زمینه و هدف : مطالعات مختلف نشان می دهند که مصرف دخانیات می تواند عملکرد غده تیروئید را تحت تاثیر قرار دهد. هدف از این پژوهش، بررسی اثرات مقایسه ای دود سیگار و قلیان بر هورمون های TSH ، T3 و T4 در موش های صحرایی نر می باشد.

  روش­ کار : در این تحقیق تجربی– آزمایشگاهی، موش های صحرایی نر نژاد ویستار مورد آزمایش قرار گرفتند. نمونه های مورد بررسی به گروه‌های 5 سری شاهد، دریافت کننده دود قلیان و دریافت کننده دود سیگار تقسیم شدند و به مدت 6 هفته تحت تجربیات آزمایشگاهی قرار گرفتند . پس از این مدت، نمونه های خونی از طریق خونگیری از قلب جمع آوری شدند. بعد از تهیه سرم، سطح هورمون‌های TSH ، T3 و T4 با استفاده از روش رادیوایمونواسی ( Radioimmunoassay ) مورد سنجش قرار گرفتند. در نهایت داده‌های حاصل با استفاده از آزمون آماری آنالیز واریانس، بین گروه‌ها مورد مقایسه واقع شدند.

  یافته­ها : نتایج نشان دادند که هورمون های T3 و T4 در موش های دریافت کننده دود سیگار نسبت به گروه شاهد، دچار افزایش معنی دار شدند (به ترتیب 001/0> p و 01/0> p ). علاوه براین، سطح سرمی این هورمون ها در موش های دریافت کننده دود قلیان نیز نسبت به گروه شاهد به طور معنی داری افزایش یافتند(01/0> p ). همچنین سطح سرمی هورمون TSH در موش های دریافت کننده دود سیگار، دچار کاهش غیر معنی دار و در موش‌های دریافت کننده دود قلیان، دچار افزایش غیر معنی دار شد.

  نتیجه­گیری : نتایج بیانگر آنند که مصرف دود سیگار یا قلیان افزاینده عملکرد اندوکرینی( Endocrinological ) تیرویید و به این واسطه افزاینده سطح سرمی هورمون های T3 و T4 است. بر این مبنا، از دیدگاه پاتوفیزیولوژیک، تاثیر دخانیات در ایجاد پرکاری تیرویید قابل توجه است.


مهدی اداوی، دکتر مسعود صالحی، دکتر مسعود رودباری، دکتر فرشته عسگری، علی رافعی،
جلد 21، شماره 123 - ( 6-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف : دیابت و فشار خون از جمله بیماریهای غیر واگیر هستند که شیوع آنها برای مسئولان بهداشتی کشور بسیار مهم می باشند. هدف این مطالعه مقایسه مدل رگرسیون لجستیک ( LR ) دو متغیره با شبکه‌های عصبی مصنوعی ( Artificial Neural Networks=ANN ) در پیش‌بینی هم‏زمان رخداد بیماری فشارخون ودیابت می‏باشد.

  روش‏ کار : این مطالعه تحلیلی- مقطعی در سال 1392-1391 در تهران با نمونه‌ای 12000 نفر از بالغین انجام شد. پرسشنامه طرح شامل گزینه ‌ هایی درباره فشار خون و دیابت و عوامل خطر این بیماری‌ها بود. یک مدل ANN پرسپترون با دو لایه پنهان با به کارگیری نرم‌افزار MATLAB بر داده‌ها برازش داده شد. متغیرهای مطالعه سابقه دیابت و فشار خون، جنسیت، نوع روغن مصرفی، فعالیت بدنی، سابقه فامیلی، سن، سیگار کشیدن وچاقی بودند. برای مدل‌سازی ابتلای توام به بیماریها، از مدل LR توام در نرم‌افزار SAS استفاده شد. برای بررسی دقت پیش‌بینی‌های حاصل از مدل LR و ANN در ابتلای توام بیماری‌ها از سطح زیر منحنی ROC استفاده گردید.

  یافته‌ها : متغیرهای جنس، نوع روغن مصرفی، فعالیت بدنی، سابقه فامیلی، سن، سیگاری غیرفعال وچاقی وارد مدل LR دو متغیره و ANN شدند. برای مدل LR نسبت بخت‌های متغیرهای فوق به ترتیب14/1، 58/0، 8/1، 32/1، 36/0، 76/0 و 47/0 بدست آمد. بنابراین بخت ابتلای توأم به بیماری‌ها در زنان (14/1)، عدم فعالیت بدنی (8/1) و دارای سابقه فامیلی (32/1) نسبت به سایر گروه‌ها بیشتر است. سطح زیر منحنی ROC برای مدل LR دو متغیره و ANN به ترتیب 78/0 (039/0= p ) و 86/0 (046/0= p ) حاصل شد.

  نتیجه‌گیری : با توجه به نتایج و مقایسه دقت پیش‌بینی روش‌های فوق، به کارگیری ANN نسبت به مدل LR دو متغیره برای تشخیص هم‌زمان بیماری دیابت و فشار خون دقت بالاتری دارد.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علوم پزشکی رازی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2020 All Rights Reserved | Razi Journal of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb