iumssj

جستجو در مقالات منتشر شده


21 نتیجه برای فرشته‌نژاد

دکتر مریم رزاقی‌آذر، دکتر علی مقیمی، نادر صدیق، مهدی منتظر، پدرام گلناری، لیلا زاهدی، دکتر استف‌ فان بورن، هما محمدصادقی، آزاده زنگنه کاظمی، سیدمحمد فرشته‌نژاد،
جلد 13، شماره 50 - ( 1-1385 )
چکیده

    زمینه و هدف: یکی از عواملی که زمان آغاز بلوغ را در کودکان طبیعی مشخص می‌کند، نژاد و منطقه جغرافیایی است. مطالعات انجام شده در زمینه سن آغاز بلوغ در ایران محدود است، از این رو محققین بر آن شدند تا با مطالعه تعدادی از کودکان مدارس شهر تهران گامی در جهت شناخت این مسأله بردارند. روش بررسی: مطالعه انجام شده از نوع مقطعی بوده که در فاصله سال‌های 1380 تا 1382 بر روی 2212 کودک، 1420 دختر سالم 6 تا 17 ساله و 792 پسر سالم 6 تا 15 ساله مدرسه‌رو در شهر تهران انجام یافته است. نحوه نمونه‌گیری به روش چند مرحله‌ای احتمالی بوده است. بیماران توسط پزشک تحت معاینه سلامت و گرفتن تاریخچه قرار گرفتند. بروز علایم ثانویه بلوغ جنسی در اندام‌های تناسلی با مشاهده و در پستان با لمس تعیین و طبق درجه‌بندی تانر توصیف شد. در آنالیز نتایج از روش GAM برای تعیین احتمال بروز مراحل مختلف وقایع بلوغ در سنین مختلف استفاده گردید. یافته‌ها: میانه سنی(صدک 90 ـ صدک 10) نمونه‌های پسر در مراحل P2 و S2 به ترتیب برابر 34/10(10/13-84/6) سال و 01/9(صدک 90=84/11) سال بود. در 1136 دختر 6 تا 17 ساله، میانه سنی مراحل B2 و P2 به ترتیب برابر 74/9(94/11-23/8) سال و 49/10(17/12-86/8) سال بود. در 399 دختر منارک آغاز شده بود. میانه سن آغاز منارک در نمونه‌ها برابر 68/12(96/15-27/11) سال بود. نتیجه‌گیری: زمان آغاز بلوغ در دختران ایرانی برابر دیگر دختران نژاد سفید ولی در پسران زودتر از گزارش‌های دیگر کشورهاست. ‌


دکتر علیرضا صادقی‌پور، دکتر شهرام آگاه، دکتر رضا پژنگ، ندا عشایری، مهدی رضایی، سیدمحمد فرشته‌نژاد، هما محمدصادقی،
جلد 13، شماره 50 - ( 1-1385 )
چکیده

    زمینه و هدف: هپاتیت مزمن یک بیماری شایع کبدی و ناشی از علل گوناگون ویروسی و غیر ویروسی می‌باشد. هپاتیت مزمن در کشور ما از شیوع نسبتا بالایی برخوردار است. با گذشت حدوداً 50 سال از شناسایی آن هنوز در بعضی موارد علت بروز هپاتیت کاملا مشخص نیست. هدف از انجام این مطالعه، تعیین فراوانی یافته‌های پاتولوژیک براساس سیستم Ishak در بیماران مبتلا به هپاتیت مزمن و سیروز به منظور تشخیص دقیق‌تر و تصمیم گیری درمانی صحیح‌تر می‌باشد. روش بررسی: در مطالعه حاضر که به روش مشاهده‌ای ـ مقطعی صورت گرفت، 40 نمونه بیوپسی کبدی بیماران بستری با تشخیص هپاتیت مزمن و سیروز در بیمارستان رسول اکرم(ص) در فاصله زمانی سال‌های 1376 تا 1381 مورد بررسی قرار گرفت. این نمونه‌ها براســاس آخریــن اصلاحات سیستــم Ishak نمره‌دهی شــد. در آنالیــز تحلیلی، از آزمون‌‌های Chi-square, One Way ANOVA و K.S استفاده گردید. یافته‌ها: میانگین سن بیماران 3/3 1/51 سال بود. 1/42% زن و 9/57% مرد بودند. نتایج درجه‌بندی(Grading) و مرحله‌بندی(Staging) بر اساس سیستم Ishak به شرح زیر بود: 7 بیمار(5/17%) Minimal Chronic Hepatitis(درجه 1و0)، 15 بیمار(5/37%) Mild Chronic Hepatitis(درجه 6-2)، 7 بیمار(5/17%) Moderate Chronic Hepatitis(درجه 11-7)، 10 بیمار(25%) Severe Chronic Hepatitis(درجه 16-12) و 1 بیمار(5/2%) Active Cirrhosis(درجه 18.17). 8 بیمار (20%) Stage0، 8 بیمار (20%) Stage1، 5 بیمار(5/12%) Stage2، 9 بیمار (5/22%) Stage3 ، 4 بیمار (10%) Stage4 ، 5 بیمار (5/12%) Stage5 و 1 بیمار (5/2%) Stage6. در آنالیز تحلیلی، ارتباط آماری معنی‌داری بین درجه‌بندی و مرحله‌بندی به دست آمد(000/0=p). همچنین ارتباط آماری معنی‌داری بین فاکتورهای سابقه آنسفالوپاتی کبدی، سابقه آسیت و افزایش سن با درجه‌بندی و مرحله‌بندی به دست آمد(05/0p<). نتیجه‌گیری: تاثیر کاربردی سیستم‌های نمره‌دهی در زمانی که متخصصین بالینی در تشخیص قطعی با مشکل مواجه می‌شوند، نقش خود را بیشتر نشان می‌دهد. با توجه به این مطالعه، استفاده از سیستم نمره‌دهی Ishak در ارزیابی هپاتیت‌های مزمن به عنوان شیوه‌ای کارآمد و پویا در تشخیص صحیح و پایش درمان توصیه می‌گردد.


دکتر حسن اتوکش، دکتر مصطفی شریفیان، دکتر عباس بصیری، دکتر ناصر سیم‌فروش، دکتر رزیتا حسینی، دکتر نادر صدیق، دکتر پدرام گلناری، مهدی رضایی، سیدمحمد فرشته‌نژاد،
جلد 13، شماره 51 - ( 3-1385 )
چکیده

    زمینه و هدف: در گذشته بیماران مبتلا به نارسایی مرحله انتهایی کلیه(ESRD=End stage renal disease) و اختلالات دستگاه ادراری تحتانی به طور همزمان گروه پرخطر برای پیوند کلیه در نظر گرفته می‌شدند. برای بررسی میزان بقا کلیه پیوندی در این گروه، 48 بیمار مبتلا به اختلالات دستگاه ادراری تحتانی که بین سالهای 1365 تا 1382 تحت پیوند کلیه در بیمارستان لبافی‌نژاد قرار گرفته بودند،در این مطالعه مورد ارزیابی قرار گرفتند. روش بررسی: مطالعه به صورت گذشته‌نگر و هم‌گروهی بود. میانگین سن در هر دو گروه بیماران مبتلا به آنومالی‌های دستگاه ادراری تحتانی و در گروه کنترل، 5/11 سال بود. 35% بیماران، دختر و 65% بیماران، پسر بودند. اختلالات اورولوژی در این بیماران عبارت بودند از: 4 بیمار مبتلا به PUV(Posterior urethral valve)، 4 بیمار مبتلا به انسداد حالب و 40 بیمار مبتلا به مثانه نوروژن. یافته‌ها: در گروه کنترل، رد پیوند فوق حاد(Hyper-acute rejection) در 3/2% بیماران، رد پیوند حاد در 59% بیماران و رد پیوند مزمن در 35% بیماران دیده شد. در بیمارانی که مبتلا به آنومالی‌های دستگاه ادراری بودند، رد پیوند فوق حاد در 8%، رد پیوند حاد در 75% و رد پیوند مزمن در 5/39% بیماران دیده شد. البته از نظر آماری تفاوت قابل توجهی بین این دو گروه از این نظر وجود نداشت(در مورد رد پیوند فوق حاد 11/0=p، در مورد رد پیوند حاد 52/0=p و در مورد رد پیوند مزمن 29/0=p محاسبه شد). پیوند در 33%( ) بیماران مبتلا به LUTA(Lower urinary tract anomaly) نارسا شد و از این نظر با گروهی که این آنومالی‌ها را نداشتند، تفاوت قابل توجهی وجود نداشت. میانگین زمان بقا در کلیه پیوندی در بیماران فوق، 6 سال بود که در مقایسه با گروه کنترل که 3/7 سال بود، اختلاف معنی‌داری نداشت(7/0=p). بقا کلیه پیوندی در بیماران مبتلا به LUTA در سال اول 90%، در سال سوم 76%، در سال پنجم 65% و در سال هفتم 40% بود. در حالی که در گروه کنترل بقا کلیه پیوندی در سال اول 88%، در سال سوم 73%، در سال پنجم 70% و در سال هفتم 49% بود. نتیجه‌گیری: براساس این مطالعه، بقا کلیه پیوندی در بیمارانی که اختلالات دستگاه ادراری تحتانی دارند تفاوت بارزی با بیمارانی که فاقد این آنومالی‌ها هستند، ندارد.


دکتر مریم رزاقی‌آذر، دکتر علی مقیمی، مهدی منتظر، هما محمدصادقی، دکتر پدرام گلناری، دکتر نادر صدیق، دکتر سرور اسیوند، سیدمحمد فرشته‌نژاد، دکتر لیلا زاهدی شولمی، دکتر ندا ابراهیم‌پور-دکتر آزاده زنگنه، دکتر آزاده زنگنه کاظمی،
جلد 13، شماره 51 - ( 3-1385 )
چکیده

    زمینه و هدف: پایش رشد یکی از اجزای مهم سیستم بهداشتی است و آنچه در آن حایز اهمیت بالایی است، تعریف مقادیر استاندارد محلی برای هر نژاد و کشور است. این مطالعه بر آن است تا با بررسی کودکان دختر و پسر مدرسه‌رو تهرانی، گامی در جهت تعریف منحنی‌های رشدی در کودکان مدرسه‌رو تهرانی برداشته و به مقایسه شاخص‌های رشدی این جمعیت با مقادیر استاندارد بپردازد. روش بررسی: مطالعه حاضر، مطالعه مقطعی است که در فاصله سالهای 1380 تا 1383 بر روی 1512 پسر 6 تا 15 ساله و 1412 دختر 6 تا 17 ساله مدرسه‌رو در شهر تهران انجام یافته است. نحوه نمونه‌گیری به روش چند مرحله‌ای احتمالی بوده است. معیار سالم بودن، نداشتن سابقه بیماری‌های شناخته شده و اختلالات سیستمیک بود. بیماران توسط یک پزشک معاینه شدند و قد، وزن و سن دقیق آنها تعیین شد. برای آنالیز نتایج و محاسبه صدکهای رشدی و رسم نمودارهای مربوطه، روش LMS که توسط Cole و همکاران ابداع شده، مورد استفاده قرار گرفت و بدین منظور از نرم‌افزار LMS Light استفاده شد. برای مقایسه میانگین مقادیر نمره انحراف معیار نمونه‌ها با مقادیرNCHS (National center for health statistics) از تست آماری one sample t-test استفاده شد. یافته‌ها: مقادیر صدکهای 3، 10، 25، 50، 75، 90 و 97 برای قد، وزن و شاخص توده بدنی و صدک 85 فقط برای توده بدنی محاسبه شدند و نمودارهای مربوطه به تفکیک شاخص‌ها و گروه‌های جنسی رسم شدند. میانگین مقادیر نمرات انحراف معیار قد، وزن و شاخص توده بدنی در بیش‌تر گروه‌های سنی در پسران با مقادیر NCHS، اختلاف آماری معنی‌داری نداشت، در حالی که در دختران برای قد و وزن اختلاف آماری معنی‌داری وجود داشت و از مقادیر گزارش NCHS، کمتر بود. نتیجه‌گیری: در نهایت به نظر می‌رسد دختران ایرانی قد و وزن نهایی کمتری نسبت به مقادیر NCHS دارند که در مورد قد، این اختلاف چشمگیرتر است. پسران ایرانی تا سن 15 سالگی، در مجموع از لحاظ شاخص‌های رشدی، تفاوتی با مقادیر مرجع ندارند.


دکتر امین احتشامی‌افشار، دکتر روزبه نقشین، دکتر امیرعباس عمیدشاهی، سیدمحمد فرشته‌نژاد، دکتر مرتضی ناصربخت،
جلد 13، شماره 52 - ( 6-1385 )
چکیده

    زمینه و هدف: افزایش قابل توجه مصرف قلیان در کشورهای خاورمیانه از جمله ایران، امروزه به یک معضل اجتماعی ـ بهداشتی تبدیل شده است. این در حالی است که پژوهش‌ها، سیاست‌ها و تلاش‌های اخیر بیش‌تر برروی مصرف سیگار تمرکز دارند. حال آن که بسیاری از افراد حتی از سنین پایین به استعمال روز افزون تنباکو به شکل قلیان می‌پردازند و شواهد اولیه، بیانگر ارتباط بیــن کشیــدن قلیــان با بیماری‌های تنفسی، قلبی ـ عروقی، سرطان و حتی اگزماست. از سوی دیگر با توجه به نقش اثبات شده سیگار در بروز بیماری انسدادی مزمن ریه (COPD=Chronic obstructive pulmonary disease) (از آنجایی که کشیدن قلیان هم نوع دیگری از مصرف تنباکوست)، این مطالعه به منظور بررسی ارتباط قلیان کشیدن با تغییرات ایجاد شده در شاخص‌های اسپیرومتری افراد مراجعه کننده با شکایات تنفسی به انجام رسید. روش بررسی: در این مطالعۀ مقطعی(Cross-sectional) که به روش سرشماری(Census) انجام گرفت، کلیه 1014 فردی که با شکایت تنفسی در بیمارستان‌های حضرت رسول اکرم(ص) و شهدای هفتم‌تیر شهر تهران از ابتدای مهرماه 1382 تا انتهای شهریور 1383 تحت اسپیرومتری قرار گرفتند، بررسی شدند. اطلاعات دموگرافیک، سابقه‌ مصرف سیگار و قلیان، مقدار و مدت زمان مصرف آن و نتایج اسپیرومتری افراد ثبت گردید. نهایتا اطلاعات جمع‌آوری شده توسط نرم‌افزار آماری (version 11.5) SPSSمورد آنالیز قرار گرفت. در آنالیز داده‌ها از شاخص‌های توصیفی و تستهای آماری T-Test، One Way ANOVA، Correlation و Chi-square استفاده شد. یافته‌ها: از 1014 فــرد مــورد مطالعــه، 691 نفــر(1/68%) مــرد و 323 نفــر(9/31%) زن بودنــد و میانگیــن سنــی بیماران (74/17=SD)، 20/51 سال بود. همچنیــن 920 نفــر(7/90%) سابقـــه‌ مصــرف قلیان نداشتنــد در حالی که 94 نفر(3/9%) سابقــه‌ مصــرف قلیان داشتند. نتایج اسپیرومتری حاکی از آن است که میانگین FEV1 (Forced expiratory volume in 1st second) و25-75 FEF(Forced expiratory flow) به ترتیب(64/24=SD)24/72% و (84/34=SD)93/67% می‌باشد. نتایج آنالیز تحلیلی، بیانگر عدم ارتباط آماری معنی‌دار بین مصرف قلیان به تنهایی و FEV1 بود(213/0=P) و مدت مصرف قلیان نیز روی FEV1 موثر نبود(975/0=P). همچنین ثابت نشد که مصرف قلیان روی FEF25-75 موثر باشد(185/0=P)، در حالی که مصرف سیگار و مدت زمان آن، هر دو روی FEV1 و FEF25-75 موثر بودند. نتیجه‌گیری: تاکنون مطالعات اندکی بر روی تاثیر روشهای مختلف استعمال دخانیات از جمله قلیان کشیدن بر سلامتی افراد، انجام گرفته که اغلب متاثر از اثر مخدوش کنندگی سیگار است. اما شواهد اولیه حاکی از اثرات سوء قلیان بر حاملگی، فشار خون و ضربان قلب و . . . می‌باشد. در حالی که پژوهش حاضر بیانگر وجود ارتباطی بین مصرف قلیان با FEV1 نبود و شاید تاثیر شناخته شده‌ توتون به صورت سیگار در پیشرفت انسداد در شکل قلیان با عوامل دیگری مثل رطوبت موجود در این نوع تدخین خنثی می‌شود، به هر حال به نظر می‌رسد مطالعه‌ جامع‌تر شاخص‌های اسپیرومتری در دو گروه مصرف کننده‌ قلیان و گروه شاهد، برای تعیین تاثیر کشیدن قلیان بر عملکرد ریوی مورد نیاز است.


دکتر آریا جنابی، دکتر امید مدیرامانی، دکتر احمد مورکی، دکتر مصدق جباری، دکتر شهرزاد عصاره، سیدمحمد فرشته‌نژاد،
جلد 14، شماره 56 - ( 8-1386 )
چکیده

    زمینه و هدف: یکی از مشکلات عمده بیماران تحت همودیالیز مزمن، اختلالات خواب می‌باشد. در مطالعات پژوهشگران طی سالهای اخیر، ارتباط بین اختلالات خواب در این بیماران با افزایش سن، جنسیت مؤنث، شیفت صبح همودیالیز و افزایش طول مدت از شروع همودیالیز به اثبات رسیده است. همچنیـــن اختلالات خواب در ایــن بیماران با تشدید بیماری‌های قلبی ـ عروقی و احتمال عفونــت همــراه بــوده است. از طرفی پروسه‌های التهابی نقــش مهمی در عوارض حاصل از بیماری کلیوی در بیماران تحت همودیالیز مزمــن ایفا می‌کنند و یکــی از شاخصه‌های آنها، افزایــش پروتئین‌های فاز حاد و از آن جمله CRP (C-Reactive protein) می‌باشد که با تشدید آترواسکلروز، سوء تغذیه وابسته به پروتئین و مشکلات قلبی ـ عروقی همراه می‌باشد. هدف از این طرح تحقیقاتی، بررسی ارتباط بین سطح سرمی CRP و اختلالات خواب در بیماران تحت همودیالیز مزمن می‌باشد که در این رابطه تاکنون مطالعه‌ای در داخل و یا خارج ایران انجام نشده است. روش بررسی: این مطالعه مقطعی ـ تحلیلی(Analytical cross-sectional) بر روی 158 بیمار تحت همودیالیز مزمن تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی ایران که حداقل 6 ماه از شروع همودیالیزشان می‌گذشت و هفته‌ای 3 بار و هر بار بین 5/3 تا 4 ساعت همودیالیز می‌شدند، انجام گرفت. از این بیماران طبق پرسشنامه معتبر PSI(Modified post sleep inventory) سؤالاتی در زمینه اختلالات خواب به 3 فرم اختلال خواب در شروع به خواب رفتن، حین خوابیدن و موقع بیدار شدن از خواب، پرسیده شد و شدت این اختلالات نمره‌دهی گردید و همزمان از خون محیطی آنان جهت نمونه کمی CRP نمونه‌گیری گردید. اطلاعات بدست آمده توسط نرم‌افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: این مطالعه نشان داد که ارتباط آماری معنی‌داری بین سطح سرمی CRP و اختلالات خواب به طور کلی برقرار است(016/0=P و 191/0=rs) که با تفکیک جنسی در زنان، این ارتباط نسبت به مردان چشمگیرتر بود. همچنین سطح سرمی CRP در افرادی که مدت بیش از 48 ماه از همودیالیزشان می‌گذشت با اختلالات خواب ارتباط مستقیم داشت(001/0=P و 364/0=rs) و با فرم اختلال خواب در حین خوابیدن(PSI2) این بیماران نیز، رابطه معنی‌داری برقرار کرد(002/0=P و 249/0=rs)، در حالی که رده‌های سنی بیماران و فرمهای دیگر اختلالات خواب، ارتباط آماری معنی‌داری با CRP نداشتند. نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد با توجه به نتایج بدست آمده، پیشنهاد جهت معطوف کردن توجه پژوهشگران به امر درمان ضدالتهابی جهت مشکل اختلال خواب بیماران تحت همودیالیز مزمن، امری معقول و منطقی باشد.


دکتر محمدرضا معتمد، سیدمحمد فرشته‌نژاد، دکتر مهسان خالقی‌پناه ،
جلد 14، شماره 56 - ( 8-1386 )
چکیده

    زمینه و هدف: بیماری مولتیپل اسکلروزیس(MS=Multiple sclerosis)، شایع‌ترین بیماری دمیلیناتیو سیستم عصبی مرکزی و علت شایع ناتوانی در جوانان می‌باشد. تفاوت‌هایی که در سیر بالینــی، انواع کلینیکی، پراکندگی جغرافیایی، پاسخ‌دهی به درمان و شیوع جنسی بیماری دیده می‌شود، دال بر وجود نقش عوامل مختلف و چندگانه در بروز این بیماری می‌باشد. یکی از فاکتورهای مهم در سیر بیماری MS، شیوع جنسی آن و تغییراتی است که به موازات نوسانات هورمون‌های جنسی در شدت حملات و علایم بیماری دیده می‌شود. تمامی این شواهد بیانگر نقش احتمالی هورمون‌های جنسی در بیماری MS است. این مطالعه به منظور ارزیابی اثرات درمانی هورمون‌های جنسی در سیر نوع عودکننده- بهبودیابنده MS و مقایسه آن با درمان معمول با اینترفرون صورت گرفت. روش بررسی: مطالعه به روش هم گروهی(Cohort) انجام شد. برای این منظور، نهایتاً 39 بیمار زن که بر اساس معیارهای مک دونالد مبتلا به Relapsing/Remitting MS(RRMS) بودند، در مدت 32 ماه (از دی ماه 1380 تا مردادماه 1383) مورد مطالعه قرار گرفتند. بیماران در 4 گروه قابل تقسیم بودند: گروه A، شامل 11 بیمار که اینترفرون و هورمون جنسی را به صورت توام مصرف می‌کردند، گروه B، شامل 12 بیمار که فقط اینترفرون مصرف می‌کردند، گروه C، شامل 6 بیمار که فقط هورمون جنسی مصرف می‌کردند و گروه D(شاهد)، شامل 10 بیمار که اینترفرون و هورمون جنسی مصرف نکردند. در ابتدا و انتهای مطالعه، میزان ناتوانی بیماران بر اساس جدول EDSS(Expanded disability status scale)، تعداد حملات و متغیرهای دموگرافیک در فرم‌های جمع‌آوری اطلاعات، ثبت و توسط نرم‌افزار آماری(version 11.5)SPSS آنالیز گردیدنــد. در آنالیــز داده‌هــا از شاخص‌های توصیفی و تستهای K.S، Paired T Test، Kruskal-Wallis، Mann-Whitney U و Correlation استفاده شد. یافته‌ها: میانگین سنی بیماران 36/ 28 سال(36/8 SD=) بود که 9 نفر، مجرد و 30 نفر، ازدواج کرده بودند. بیش‌ترین و کمترین میانگین تعداد حملات به ترتیب در گروه‌های D(5/2 حمله) و A(36/1 حمله) دیده شد. درآنالیز تحلیلی نیز ارتباط آماری معنی‌داری بین تعداد حملات و دریافت هورمون جنسی بدست آمد(013/0 P=). همچنین نتایج، نشان دهنده وجود اختلاف آماری معنی‌دار بین EDSS قبل و بعد از درمان(000/0 P= ) و نیز بین تغییرات EDSS با مصرف هورمون جنسی (019/0 P=) بود. این در حالی است که درمان با اینترفرون فقط با تعداد حملات ارتباط آماری معنی‌داری داشت(033/0 P=) و با تغییرات EDSS ارتباطی نداشت(32/0 P=). نتیجه‌گیری: مطالعات مختلف، نتایج متناقضی را در مورد اثرات هورمون درمانی بر سیر بیماری MS نشان داده‌اند. در صورتی که نتایج مطالعه حاضر، مطرح کننده نقش هورمون‌های جنسی در بیماری M‏S است و می‌توان گفت برقراری سطح بالای هورمون‌های جنسی بویژه استروژن(مانند زمان بارداری)، در کاهش حملات موثر است، ضمن آن که تجویز همزمان هورمون‌های جنسی و اینترفرون می‌تواند منجر به کاهش میزان ناتوانی و کاستن از تعداد حملات شود.


دکتر شهرام آگاه، سیدمحمد فرشته‌نژاد، دکتر طاهره رحمتی نشاط،
جلد 14، شماره 57 - ( 11-1386 )
چکیده

    زمینه و هدف: سنگ‌های صفراوی، شایع‌ترین اختلال در سیستم صفراوی می‌باشند که مشکلات اقتصادی و بهداشتی فراوانی را در اکثر کشورهای جهان به همراه دارند. در دو دهه اخیر توجهات زیادی به عوامل خطر و نیز فاکتورهای اپیدمیولوژیک سنگ صفراوی معطوف شده است و سونوگرافی دراین بین، نقش مهمی را ایفا می‌نماید؛ هرچند امروزه شیوع و اپیدمیولوژی این بیماری به دنبال تغییر در روشهای زندگی و صنعتی شدن جوامع، رو به تغییر است. ازاین‌رو، این مطالعه با هدف بررسی فراوانی سنگ‌های صفراوی در سونوگرافی کیسه صفرا و مجاری صفراوی بیماران بستری در بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) شهر تهران و نیز بررسی علایم و یافته‌های این افراد به انجام رسید. روش بررسی: این مطالعه به روش مشاهده‌ای مقطعی (cross-sectional) بر روی 1312 بیمار بستری در بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) شهر تهران که طی سالهای 83-1379 تحت سونوگرافی کیسه صفرا و مجاری صفراوی قرار گرفته بودند، به انجام رسید. از این تعداد، در 420 نفر سنگ صفراوی تشخیص داده شد. در این افراد، متغیرهای دموگرافیک از قبیل سن، جنس و علایم بالینی و همچنین یافته‌های آزمایشگاهی و سونوگرافی مورد بررسی قرار گرفت. داده‌ها توسط نرم افزار آماری (version13) SPSSمورد آنالیز قرار گرفتند و در آنالیز تحلیلی از آزمون Chi-square استفاده شد. یافته‌ها: درصد فراوانی سنگ صفراوی در مطالعه حاضر، 32% (420 بیمار از 1312 نفر) برآورد شد. از 420بیمار داری سنگ صفراوی، 316 نفر (2/75%)، زن و 104 نفر (8/24%)، مرد بودند و میانگین سنی این افراد، 21/58 سال (3/14= SD) بود. شایع‌ترین شکایات بالینی در بیماران دارای سنگ صفراوی به ترتیب شامل درد ربع فوقانی راست (9/67%) و تهوع و استفراغ (8/59%) بود. همچنین در آنالیز آماری، ارتباط معنی داری بین گروه سنی بیماران با محل سنگ صفراوی (001/0=P) و درد ربع فوقانی راست شکم (000/0=P) وجود داشت. نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر علاوه بر تایید شیوع بالای سنگ‌های صفراوی در زنان و نیز رده‌ سنی74- 55 سال، حاکی از وجود ارتباط بین محل وجود سنگ و نیز درد ربع فوقانی راست شکم با رده سنی بود، بطوری‌که در بیماران جوان‌تر، محل سنگ در اکثر موارد در کیسه صفرا بود، در حالی‌که در بیماران مسن‌تر، شیوع سنگ در کیسه صفرا، کاهش و در مجاری صفراوی افزایش می‌یافت.


دکتر محمدرضا معتمد ، دکتر معصومه اکبری، دکتر امیرحسن حبیبی، سیدمحمد فرشته‌نژاد ، دکتر رویا ستاره‌شناس،
جلد 14، شماره 57 - ( 11-1386 )
چکیده

    زمینه و هدف: بیماری دیابت که در ایران از شیوع قابل توجهی برخوردار است، مشکلات، خطرات و هزینه های فراوانی را برای فرد و جامعه به همراه دارد. یکی از عوارض مهم دیابت، درگیری عروق بدن است و عروق مغزی هم از این قاعده مستثنی نیستند که در صورت عدم کنترل، منجر به سکته مغزی که شایع ترین بیماری ناتوان کننده نورولوژیک است، می‌شود. یکی از مهم ترین عروق مغزی، شریان مغزی میانی است که 85% خون نیمکره های مغزی توسط این شریان تامین می‌شود. از این رو، این مطالعه با هدف تعیین میانگین سرعت جریان خون شریان مغزی میانی در افراد دیابتیک انجام گرفت. روش بررسی: این مطالعــه مقطعــی( cross-sectional ) در سال 1383 و بر روی 81 نفر از بیماران دیابتی مراجعه کننده به بیمارستان فیروزگر شهر تهــران که اندیکاسیون TCD(Transcranial Doppler) را داشتند و همچنین فاقد هرگونه سابقه تایید شده و مستند انفارکتوس قلبی (MI=Myocardial infarction) و یا سکته مغزی (CVA=Cerebrovascular attack) بودند، انجام گرفت. بیماران در بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) تهران تحت TCD قرار گرفتند. همچنین متغیرهای دموگرافیک و نیز مقادیرHbA1C، HDL(High density lipoprotein lipid)، LDL(Low density lipoprotein lipid)، Cholesterol ، TG(Triglyceride) و CRP(C-reactive protein) در مورد هر بیمار ثبت گردید. در نهایت کلیه اطلاعات توسط نرم افزار آماری (version 13)SPSS تحت آنالیز آماری قرار گرفت. یافته‌ها: میانگین سنی بیماران (05/11 = SD)91/55 سال بود. میانگین سرعت جریان خون در شریان های مغزی میانی راست و چپ به ترتیب (65/15=SD) 74/50 سانتی‌متر در ثانیه و (96/15=SD) 87/48 سانتی‌متر در ثانیه بود. همچنین میانگین سرعت جریان خون انتهای دیاستولی شریان مغزی میانی راست و چپ به ترتیب (80/12= SD) 82/34 سانتی‌متر در ثانیه و (58/13=SD) 60/33 سانتی‌متر در ثانیه بود. بین مدت زمان ابتلا به دیابت و سرعت جریان خون انتهای دیاستولی شریان مغزی میانی راست، ارتباط آماری معنی داری وجود داشت (218/0- =r Pearson ، 025/0= P). نتیجه‌گیری: از آنجایی که از مهم ترین ویژگی های حوادث مغزی- عروقی، قابل پیشگیری بودن آنهاست و از طرفی درمان دارویی محدودی برای بیماران حوادث مغزی- عروقی وجود دارد، به نظر می رسد، TCD نقش مهمی در تشخیص این مسأله مهم و پیشگیری از آن دارد. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که ارتباط معکوسی بین مدت زمان ابتلا به دیابت و سرعت جریان خون شریان مغزی میانی وجود دارد . به نظر می رسد این نتایج بیانگر تغییرات عروقی در افراد دیابتی است که می تواند منجر به بروز ایسکمی مغزی در این افراد شود و همچنین اهمیت درمان توسط داروهای ضدانعقادی و یا ضد تجمع پلاکتی به منظور پیشگیری از حوادث مغزی- عروقی در افراد دیابتی را نشان می دهد.


دکتر حسن اتوکش، دکتر رزیتا حسینی، سیدمحمد فرشته‌نژاد، شمیلا فرامرزی، دکتر عباس بصیری، دکتر ناصر سیم‌فروش، دکتر مجید چالیان، دکتر سمیه جزایری، دکتر حمید چالیان، دکتر مصطفی شریفیان ،
جلد 15، شماره 0 - ( بهار 1387 )
چکیده

    زمینه و هدف: کارکرد دیررس کلیه پیوندی یا(DGF)Delayed Graft Function، به طور کلی با اولیگوری یا نیاز به دیالیز در هفته اول بعد از پیوند مشخص می‌شود. این پدیده، می‌تواند پیامدهای زودرس و یا دیررس برای بقای پیوند آلوگرافت داشته باشد. تاکنون، مطالعات محدودی درمورد عملکرد دیررس کلیه پیوندی(DGF) و عوارض آن در پیوند کلیه کودکان انجام شده‌است که اکثر این مطالعات، تاثیر DGF را تنها بر کارکرد کوتاه مدت کلیه پیوندی قابل توجه دانسته‌اند. ازاین‌رو، این مطالعه با هدف بررسی اثرات کوتاه مدت و بلند مدت کارکرد دیررس کلیه پیوندی(DGF) بر بقای پیوند در کودکان تحت پیوند کلیه انجام گرفت. روش بررسی: این مطالعه، به روش هم‌گروهی تاریخی(historical cohort) بر روی 230 کودک که بین سال‌های 1364 تا 1384 در بیمارستان لبافی‌نژاد شهر تهران تحت پیوند کلیه قرار گرفتند، انجام شد. بیماران به 2 گروه تقسیم شدند: گروه Aیا «مورد» شامل 47 کودک که دارای کارکرد دیررس کلیه پیوندی(DGF) بودند و گروه B یا «شاهد» شامل 183 کودک بدون کارکرد دیررس کلیه پیوندی(DGF). در این مطالعه، عوامل خطر DGFو اثرات آن روی عملکرد کلیه در طی یک سال اول، بقای طولانی مدت پیوند و عوارض پس از پیوند مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. در آنالیز تحلیلی داده‌ها از Kaplan–Meier و مدل Logistic regression استفاده شد. یافته‌ها: شیوع از دست رفتن کلیه پیوندی در انتهای این مطالعه، به طور واضحی در گروه DGF (دارای کارکرد دیررس کلیه پیوندی) شایعتر است(2/53% در برابر 4/22% و 001/0>P). میانگین مدت بقاء پیوند(41/12 SEM=) 52/76 ماه در گروه A(دارای DGF) و(17/6=SEM) 2/134 ماه درگروه B(بدون DGF) می‌باشد(001/0> P). همچنین، میزان بقای پیوند در کودکان بدون DGF، 9/94% در سال اول، 9/91% در سال سوم، 9/83% در سال پنجم ، 2/79% در سال هفتم و 72% در سال دوازدهم بعد از پیوند بوده است. درحالی که در بیماران دارای DGF ، %6/75 در سال اول، %2/53 در سال سوم، 2/47% در سال پنجم و 9/31% در سال هشتم بعد از پیوند بوده است. دیالیز قبل از پیوند(039/0=P)، رد پیوند حاد (001/0>P)، پروتکل تضعیف سیستم ایمنی فاقد Celcept(001/0>P) و وجود DGF(001/0>P) عوامل خطر بارز برای از دست رفتن کلیه پیوندی در آینده شناخته شدند. نتیجه‌گیری: نتیجه مطالعه حاضر نشان می‌دهد که کارکرد دیررس کلیه پیوندی به طور مشخص و مستقل روی بقای پیوند اثر سوء می‌گذارد و نتایج کوتاه مدت و بلند مدت پیوند را بدتر می‌کند. ازاین‌رو، به نظر می‌رسد جلوگیری از بروز کارکرد دیررس کلیه پیوندی (DGF) یکی از مهمترین فاکتورها در پیشرفت بقای پیوند کلیه است.


دکتر مرتضی خوانین‌زاده، دکتر زهرا عمرانی، امیر شیرعلی، دکتر ندا نجفی، دکتر محبوبه محمدزاده، سیدمحمد فرشته‌نژاد،
جلد 15، شماره 0 - ( پاییز و زمستان 1387 )
چکیده

    زمینه و هدف: همودیالیز، شایع‌ترین روش درمانی در بیماران مبتلا به بیماری مرحله انتهایی کلیوی (End stage Renal Disease - ESRD) می‌باشد. بعلاوه، دستیابی عروقی (Vascular Access) بخش مهمی از اقدامات انجام شده جهت انجام دیالیز در این بیماران است. مطالعات مختلف نتایج متفاوتی از شیوع انواع دستیابی‌های عروقی و میزان بقاء آنها می‌دهند. در مطالعه حاضر، شیوع و بقاء انواع دستیابی‌های عروقی در بیماران همودیالیزی ایران بررسی می‌شود.

روش بررسی: در این مطالعه که به صورت مقطعی انجام گرفت، بیماران ESRD تحت همودیالیز در مراکز دیالیز تهران در دی ماه 1384 وارد مطالعه شدند و 700 بیمار در بررسی شیوع و 198 دستیابی از 100 بیمار در بررسی میزان بقاء، مورد بررسی قرار گرفتند. در آنالیز آماری ازLog-Rank، Cox Regression، Life Tables و
Kaplan Meier استفاده شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSSV13 آنالیز شدند.

یافته‌ها: از میان 700 بیمار مورد مطالعه بررسی شیوع، فیستول شریانی- وریدی در 4/93%، گرافت در 3% و کاتتر در 6/3% بیماران مشاهده شد. در بررسی بقاء، میانگین بقاء (Artiro Venous Fistula) AVF (36/170 to 67/118CI= 95%) 52/144 ماه  و میانگین بقاء (Arterio Venous Graft) AVG، (03/46 to 83/18CI= 95%) 43/32 ماه بود. نتایج (Log-Rank) تفاوت آماری معنی‌داری را میان دو گروه نشان داد (000/0P=). بعلاوه بقاء یک، سه و پنج ساله برای AVF به ترتیب 42/76%، 54/61% و 86/56% بود. همچنین میان بقاء AVF و محل دستیابی عروق ارتباط آماری معنی‌داری به دست آمد (0038/0P=).

نتیجه‌گیری: در مطالعه حاضر، بقاء بیشتری از AVF در مقایسه با AVG به دست آمد. البته استفاده از تکنیک‌های جراحی بهتر و تجربه بالاتر جراح بر میزان بقاء تاثیر دارد.


دکتر محسن امین‌پور، دکتر مهدی عالم رجبی، دکتر مهدی موحد، دکتر سید محمد فرشته‌نژاد،
جلد 16، شماره 0 - ( بهار 1388 )
چکیده

 

 زمینه: استفاده از زیپ شکمی برای بستن موقت شکم در راستای دسترسی‌های مکرر به حفره شکمی، شست‌و‌شوی متعدد، جست‌وجو و کنترل عوارض داخل شکمی پیشنهاد شده است. در این مطالعه یک مورد شکم باز یا open abdomen با استفاده از یک زیپ استریل در بیماری با گانگرن روده‌ها و عفونت ناشی از آناستوموز مجدد گزارش می‌شود.

معرفی بیمار: در این مطالعه، بیماری با سابقه آپاندکتومی در یک سال قبل از مراجعه که با شکایت یک ماهه از درد شکم به پزشک مراجعه می‌کند، معرفی می‌گردد. بیمار با تشخیص چسبندگی روده‌ها و شکم حاد، دو نوبت تحت عمل لاپاراتومی قرار می‌گیرد و به علت گانگرن روده‌ها، قسمت اعظم روده کوچک وی برداشته شده و آناستوموز اولیه انجام می‌گیرد. سرانجام با گذشت سه روز، بیمار با خروج ترشحات چرکی از محل برش، سندرم دیسترس تنفسی حاد و سپسیس، با تشخیص نشت از محل آناستوموز چندین بار جهت شست‌وشوی مجدد شکم به اتاق عمل منتقل شد که جهت سهولت امر برای بستن جدار شکم از روش zipper locked استفاده گردید و در نهایت دیواره شکم به صورت دایم بسته شد.

نتیجه‌گیری: استفاده از پوشش موقت شکم با وسایلی همچون زیپ، این فرصت را به جراحان و پزشکان می‌دهد که سریع، آسان و با امنیت کامل بیمار را بررسی و ارزیابی و در نهایت درمان نمایند.


دکتر کوشا کمالی، دکتر سید محمد فرشته‌نژاد، دکتر رضا حافظی، دکتر نگار کمالی،
جلد 16، شماره 0 - ( بهار 1388 )
چکیده

    زمینه و هدف: بیماری مزمن کبدی و عوارض آن یکی از معضلات اصلی در دریافت کنندگان پیوند کلیه می‌باشد. امروزه هپاتیت‌های ویروسی B و C شایع‌ترین علت بیماری مزمن کبدی در این گروه از بیماران می‌باشند که به نظر می‌رسد می‌توانند بر نتایج پیوند تاثیر گذارند. تاثیرات سوء هپاتیت‌های ویروسی B و C بر بقای بیمار و نیز کلیه پیوندی هنوز مورد اختلاف و بحث می‌باشد. از این رو، این مطالعه با هدف بررسی اثرات عفونت هپاتیت ویروسی B و C بر نتایج و بقای کلیه پیوندی و بیماران تحت پیوند کلیه انجام گرفت.

روش بررسی: این مطالعه به روش همگروهی تاریخی (historical cohort) بر روی تمامی 1615 بیماری که بین سال‌های 1365 تا 1382 در بیمارستان شهید هاشمی‌نژاد شهر تهران تحت پیوندکلیه قرار گرفتند، انجام شد. علاوه بر متغیرهای دموگرافیک، وجود آنتی‌ژن HBsAg و آنتی‌بادی Anti-HCV، بروز رد پیوند حاد، از دست رفتن پیوند و مرگ و میر بیماران ثبت می‌گردید. میزان‌های بقای کوتاه مدت و بلند مدت کلیه پیوندی و نیز بیماران با استفاده از آنالیز آماری Kaplan–Meier  و آزمون آماری Log rank مورد بررسی ومقایسه در نرم افزار آماری SPSS V.11 قرار گرفت. در آنالیز داده‌ها از آزمون‌های آماری Chi-2 و Independent t-test نیز استفاده شد.

یافته‌ها: هپاتیت ویروسی B و C در 49 بیمار (03/3%) وجود داشت. میانگین بقای بیماران و کلیه پیوندی به‌ترتیب معادل 36/7±168 و 5/11±5/126 ماه به دست آمد. میزان بقای یک ساله و پنج ساله کلیه پیوندی در بیماران دارای HBsAg مثبت به ترتیب 98% و 92% و در بیماران دارای Anti-HCV مثبت بقای یک ساله و پنج ساله کلیه پیوندی 100% و 100% محاسبه گردید. 

نتیجه‌گیری: نتیجه مطالعه حاضر نشان می‌دهد که عفونت‌های HBV و HCV کنتراندیکاسیونی برای پیوند کلیه در مبتلایان به بیماری کلیوی مرحله انتهایی نمی‌باشند. در هر صورت، باید توجه داشت که بیماران مبتلا به بیماری کلیوی مرحله انتهایی دارای عفونت‌های HBV و HCV که کاندید پیوند کلیه می‌باشند، می‌بایست در هر دو مرحله قبل و بعد از پیوند به دقت مورد ارزیابی قرار گیرند.


دکتر محمدجواد سلیمانی، دکتر محمدعلی زرگر شوشتری، دکتر حسین شاهرخ، دکتر حسین حبیب اخیاری، دکتر رضا کفاش نیری، دکتر سید محمد فرشته‌نژاد، دکتر مژگان عسگری،
جلد 16، شماره 0 - ( تابستان 1388 )
چکیده

    زمینه و هدف: تشخیص زودهنگام کاهش میزان فیلتراسیون گلومرولی در روزهای نخست پس از پیوند کلیه، از اهمیت بالایی برخورداراست. پیش از این از کراتینین سرم به­عنوان یکی از مارکرها برای این منظور استفاده می‌شده است ولی اخیراً برخی از مطالعات، سیستاتین C سرمی را نیز پیشنهاد کرده­اند. ازاین­رو، در این مطالعه، به‌طور آینده‌نگر ارزش تشخیصی سیستاتین C سرمی، در مقایسه با کراتینین در ارزیابی عملکرد کلیه پیوندی در بیماران گیرنده کلیه طی روزهای ابتدایی پس از عمل جراحی پیوند کلیه مورد بررسی قرار گرفت.

روش بررسی: در این مطالعه آینده‌نگر، در فاصله زمانی بین مهرماه 1385 تا شهریور 1386، در 78 بیمار گیرنده کلیه در روزهای سوم، هفتم و چهاردهم پس از عمل جراحی پیوند کلیه، میزان سیستاتین C و کراتینین سرمی اندازه‌گیری شد. میزان تصفیه گلومرولی   GFR) =Glomerular Filtration Rate) با جمع‌آوری ادرار 24 ساعته و محاسبه پاک شدگی خون از کراتینین (Creatinine Clearance) به‌عنوان استاندارد طلایی کارکرد کلیوی تعیین شد (در نقطه بحرانی80 سی‌سی بر دقیقه بر 73/1 متر مربع). متغیرهای جنس، سن، شاخص توده بدنی، بیماری زمینه‌ای مستعد‌کننده نارسایی کلیوی و مدت زمان دیالیز قبل از عمل، توسط پرسشنامه ثبت شدند. نتایج با استفاده از همبستگی آماری Spearman و (ROC) Reciever operating curve تحلیل شدند.

یافته‌ها: از مجموع 78 بیمار گیرنده کلیه، 51 بیمار (4/65%) مرد و 27 بیمار (6/34%) زن بودند. میانگین سن بیماران 36/13±‌56/34 سال بود. میانگین شاخص توده بدنی 46/3±‌36/22 کیلوگرم بر متر مربع بود. بین سطح سرمی سیستاتین C و کراتینین در روزهای سوم، هفتم و چهاردهم پس از عمل جراحی پیوند کلیه، ارتباط معناداری وجود داشت (001/0>p). منحنی‌های ROC نشان دادند که سیستاتین C سرمی نسبت به کراتینین نشانگر سرمی برتری در روز هفتم پس از عمل جراحی در تشخیص کاهش عملکرد کلیوی (GFR< 80) می‌باشد (694/0= AUC و 023/0 = P) و در نقطه بحرانی 2246 نانوگرم بر سی‌سی، حساسیت و ویژگی بترتیب 7/67% و 9/77% دارد. متغیرهای جنس، سن و شاخص توده بدنی بر میزان سیستاتین C سرمی تأثیری نداشتند(05/0<p).

نتیجه‌گیری: سیستاتین C سرمی تست تشخیصی حساس‌تر و دقیق‌تری نسبت به کراتینین در ارزیابی کاهش عملکرد کلیه پیوندی در بیماران گیرنده کلیه در هفته اول پس از عمل جراحی پیوند کلیه می‌باشد.


دکتر رستم یزدانی، دکتر سید علی جواد موسوی، دکتر سید محمد فرشته‌نژاد، دکتر مهدی رضایی،
جلد 16، شماره 0 - ( آذر 1388 )
چکیده

    زمینه و هدف: بعد از پلورال افیوژن پاراپنومونیک، شایع‌ترین علت پلورال افیوژن اگزودایی سرطان‌ها می‌باشند. علی رغم به کارگیری ترکیبی از بررسی های سیتولوژیک مایع پلور و بیوپسی پلور، دستیابی به تشخیص در موارد زیادی از بیماران امکان پذیر نمی‌باشد.محققین به منظور ارزیابی ارزش آنالیز مایع پلور در تشخیص افتراقی افیوژن‌های مایع پلور بر روی تومور مارکرهای مختلف پژوهش‌هایی را انجام داده‌اند. در این مطالعه،هدف تعیین ارزش تشخیصی تومورمارکرهای مورد در مایع پلور در اثبات وجود بدخیمی در مقایسه با سیتولوژی مایع پلور و بیوپسی پلور بوده است.

روش بررسی: مطالعه حاضر به روش مقطعی ـ تحلیلی در بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) صورت گرفته است. 40 بیمار مبتلا به پلورال افیوژن با ارجحیت سلولی لنفوسیتی که اسمیرو کشت مایع پلور از نظر وجود مایکو باکتریوم توبرکلوزیس منفی بود، وارد مطالعه گردیدند و آزمون های سیتولوژی و در صورت لزوم بیوپسی و توراسکوپی صورت گرفت. سطح شش تومور مارکر AFP، CEA، CA125، CA19-9، CA15-3 و β-hCG در مایع پلور اندازه‌گیری گردید. حساسیت، ویژگی، ارزش اخباری مثبت و منفی شش تومورمارکر فوق با توجه به نتایج سیتولوژی، بیوپسی و یا توراکوسکوپی تعیین گردید. همچنین از آزمون‌های مجذور کای (Chi2) و t-test استفاده شد.

یافته‌ها: حساسیت تومورمارکرهای اندازه‌گیری شده در مایع پلور به ترتیب:4% AFP، 52%β-hCG، 35% CA19-9،65%CEA، 95%CA125 و 65%CA15-3 به دست آمد. ویژگی همه تومورمارکرها به جز CA125 که 25% بود، 100% محاسبه گردید. پانل تومورمارکرهای CA15-3، CA 19-9، CEA و β-hCG دارای حساسیت و ویژگی به ترتیب 6/95% و 100% و نیز ارزش اخباری مثبت و منفی به ترتیب 100% و 80% می‌باشد.

نتیجه‌گیری: استفاده از تومورمارکرها می‌تواند جایگزین روش‌های تهاجمی و پرهزینه­ای مثل توراکوسکوپی و توراکوتومی گردد. به کارگیری یک پانل از تومورهای مارکرهای مختلف می‌تواند با افزایش حساسیت در زمینه رد علل بدخیم بسیار مفید باشد.


دکتر حسن اتوکش، دکتر فائزه جوادی لاریجانی، دکتر سید محمد فرشته‌نژاد، دکتر رزیتا حسینی، دکتر رضا سلمان یزدی،
جلد 17، شماره 70 - ( 1-1389 )
چکیده

   

    زمینه و هدف: پیلونفریت یک عفونت جدی و شایع در کودکان است که عفونت کلیه و اسکار ناشی از آن یکی از علل نارسایی کلیه در بسیاری از مناطق جهان از جمله ایران می‌باشد.در برخی مطالعات گزارش شده است که سطح سرمی و ادراری IL-6 در پیلونفریت حاد افزایش می‌یابد. این مطالعه با هدف اثبات این مسأله  و پاسخ به اینکه آیا می‌توان از سطوح سرمی یا ادراری IL-6 به عنوان یک تست غربالگری در تشخیص پیلونفریت حاد استفاده نمود، انجام شده است.

روش کار: در این مطالعه­ مقطعی- تحلیلی (Analytical Cross-sectional) و آینده­نگر، 40 کودک با تب و یا علائم مبنی بر عفونت مجاری ادرای و کشت ادراری مثبت که در سال 1387 به بیمارستان کودکان حضرت علی اصغر (ع) مراجعه کردند، مورد مطالعه قرار گرفتند.  بر اساس اسکن DMSA انجام شده در این کودکان، سطوح سرمی و ادراری IL6 در دو گروه کودکان مبتلا به سیستیت (20 نفر) و پیلونفریت (20 نفر) با هم مقایسه گردید. در تحلیل داده­ها از آزمون­های آماری Independent T-test، Mann-Whitney U-test، Correlation و Wilcoxon rank و نیز آنالیز ROC (Receiver Operating Characteristics Curve) استفاده شد. 

یافته­ها: میانگین غلظت IL-6 ادرار در بدو مطالعه بطور معنی ­داری در کودکان مبتلا به پیلونفریت [pg/dl (51/9 =SD) 53/11] از کودکان مبتلا به سیستیت [pg/dl (18/2 =SD) 00/4] بیشتر است (002/0=P). میانگین غلظت سرمی IL-6 نیز در فاز حاد بیماری به­طور معنی­داری در کودکان مبتلا به پیلونفریت [pg/dl (40/8 =SD) 59/15] از کودکان مبتلا به سیستیت [pg/dl (58/4 =SD) 21/3] بیشتر است (001/0>P). مقدار غلظت ادراری IL-6 معادل pg/dl  60/6 دارای حساسیت 70% و ویژگی 95% در تفکیک بیماران مبتلا به پیلونفریت حاد از مبتلایان به سیستیت حاد می­باشد و غلظت سرمی برابر pg/dl  25/9 نیز از حساسیت 80% و ویژگی 95% در تفکیک این دو گروه از کودکان برخوردار می­باشد.

نتیجه­گیری: به نظر می­رسد غلظت ادراری و سرمی IL-6 از قدرت ارزش تشخیصی بالایی در افتراق پیلونفریت از سیستیت برخوردار است و می­تواند به عنوان شاخصی مهم در تشخیص به موقع عفونت دستگاه ادراری فوقانی از تحتانی در فاز حاد بیماری در کودکان بکار رود.


دکتر نسرین خالصی، دکتر مریم قوام، نگار سیفی مقدم، دکتر سید محمد فرشته‌نژاد،
جلد 17، شماره 70 - ( 1-1389 )
چکیده

    زمینه: آبسه ایلیوپسواس در کودکان و به ویژه در نوزادان از شیوع نادری برخورداراست و تشخیص آن دشوار می­باشد. علایم کلینیکی اصلی عبارتند از تورم پا و ران،‌ محدودیت در حرکات پا، درد و بیقراری. امروزه نقش اولترا سونوگرافی و سی­تی­اسکن در تشخیص این بیماری به اثبات رسیده است و بر نیاز به آنتی‌بیوتیک در پروسه درمان بیماری تاکید می­شود. در این مطالعه، یک مورد نادر از آبسه­ ایلیوپسواس در نوزادی به همراه مقایسه یافته­ها و نتایج آن با موارد مشابه گزارش می­شود.

معرفی بیمار: در این گزارش یک نوزاد پسر 30 روزه با شکایت تورم پا و ران،‌ محدودیت در حرکات پا و بیقراری در حین حرکات غیر فعال پا مورد بررسی قرار گرفت. یافته­های سونوگرافی حاکی از وجود تجمعی در مسیر ایلیوپسواس و زیر کلیه چپ بود که با سی­تی­اسکن نیز تایید شد. بیمار به­دنبال دریافت درمان آنتی­بیوتیکی و درناژ چرک تحت گاید سونوگرافی بهبودی یافت.

نتیجه­گیری: بررسی مورد معرفی شده در مطالعه­ حاضر و سایر موارد مشابه نشان می­دهد علی­رغم بروز کم و نادر آبسه ایلیوپسواس در نوزادی، وجود تریاد تورم پا و ران،‌ محدودیت در حرکات پا، درد و بیقراری نوزاد،‌ تشخیص آبسه ایلیوپسواس را آسان­تر می­سازد. همچنین تکنیک­های تصویربرداری به منظور تشخیص قطعی بیماری ضروری بوده و درناژ به­همراه درمان آنتی­بیوتیکی بهترین گزینه درمانی است


دکتر نسرین خالصی، دکتر فریبا جهانگیری، گلنار گوهردهی، دکتر سید محمد فرشته‌نژاد،
جلد 17، شماره 73 - ( 4-1389 )
چکیده

    مقدمه: هامارتوم کندرویید قفسه سینه، تومور خوش ­خیم  بسیار نادری است که معمولاً هنگام تولد یا در ابتدای دوران کودکی بروز می­یابد. این بیماری غالباً به­صورت یک توده قابل لمس در جدار قفسه سینه تظاهر می­یابد. در این مطالعه، تظاهرات بالینی، یافته­های تصویربرداری و هیستوپاتولوژیک یک مورد نادر از هامارتوم کندرویید قفسه سینه در یک نوزاد گزارش می­شود. 

معرفی بیمار: بیمار نوزاد پسر 16 روزه­ای بود که با شکایت یک توده قابل لمس در سمت راست قدام قفسه سینه به ابعاد 4×5×3 سانتی متر(cm)در بیمارستان حضرت علی اصغر (ع) مورد بررسی قرار گرفت. یافته­های سونوگرافی و سی­تی اسکن حاکی از وجود توده بافت نرم پرعروق به ابعاد 28×16 میلی متر (mm) بدون نفوذ به داخل مدیاستن و فاقد مواردی همچون نکروز و کلسیفیکاسیون بود. به­دنبال جراحی توده خارج گردید. گزارش‌های‌ پاتولوژی نشان­دهنده کندروما خوش خیم حاوی پرولیفراسیون ندولار کندروسیت­ها بدون تغییرات آتیپیک هسته‌ای و فاقد میتوز و نکروز بود.

نتیجه­گیری: علی رغم بروز بسیار نادر هامارتوم کندرویید در نوزادان، این بیماری می­بایست به عنوان یکی از تشخیص­های افتراقی در بررسی­ توده­های قفسه سینه در نوزادان مورد توجه قرار گیرد تا با اقدامات مناسب از عوارض احتمالی همچون مشکلات تنفسی ممانعت شود. جراحی به­منظور خارج کردن توده در صورت امکان، به همراه درمان محافظه­کارانه معمولاً نتایج درمانی مناسبی دارد.


دکتر صبا عرشی، دکتر راضیه زرین‌فرد، دکتر سید محمد فرشته‌نژاد، آرش پورستار بجه‌میر، دکتر ناصر جواهرتراش،
جلد 17، شماره 75 - ( 6-1389 )
چکیده

    زمینه و هدف: رینیت آلرژیک (Allergic Rhinitis)به عنوان شایع‌ترین بیماری آلرژیک، روند رو به تزایدی در جهان داشته و کیفیت زندگی بیماران را به طور قابل توجهی مختل می­کند. آلرژن‌های استنشاقی (ائروآلرژن ها) علت اصلی رینیت آلرژیک هستند و در این میان گرده گیاهان آلرژن‌های مهم ایجاد‌کننده رینیت آلرژیک هستند. نقش هر یک از این گیاهان در ایجاد رینیت آلرژیک در ایران هنوز به خوبی مورد مطالعه قرار نگرفته است. از این­رو مطالعه حاضر با هدف تعیین شیوع حساسیت به گیاهان پاییزه در بیماران مبتلا به رینیت آلرژیک به انجام رسید.

روش کار: در این مطالعه­ی مقطعی (Cross-sectional) و گذشته­نگر، پرونده بالینی 245 بیمار مبتلا به رینیت آلرژیک مراجعه‌کننده به درمانگاه ایمونولوژیآلرژی بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) شهر تهران در طی سال­های 85-1384 مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات لازم جهت تکمیل چک لیست رینیت آلرژیک، مشتمل بر علائم و نشانه‌های بیماری، عوامل تشدید‌کننده علائم، آزمایش‌های پاراکلینیک (سطح Ig E توتال سرمی و ائوزینوفیلی در اسمیر بینی) و نتایج تست پوستی پریک برای گیاهان پاییزه از پرونده بالینی بیماران استخراج گردید. درنهایت داده­ها توسط نرم­افزار آماری SPSS V.14 مورد آنالیز قرار گرفت و از آزمون­های Chi2 و Mann-Whitney U در آنالیز داده­ها استفاده شد..

یافته­ها: از 245 بیمار مبتلا به رینیت آلرژیک، 238 نفر (1/97%) حداقل به یکی از آلرژن‌های استنشاقی شایع حساسیت داشتند و شیوع حساسیت به گرده گیاهان پاییزه (علف‌های هرز و بوته ها) در 214 نفر (3/87 %) گزارش شد. در میان گیاهان پاییزه، آلرژی به گیاه Lambs Quarter بیشترین فراوانی را داشت (7/74%). همچنین 9/35% بیماران ائوزینوفیلی در اسمیر بینی داشتند و میانگین Ig E توتال سرمی 06/219 واحد بین المللی در میلی‌لیتر(IU/ml) بود. تفاوت معنی‌دار آماری بین دو جنس در آلرژی به گیاهان پاییزه دیده نشد، ولی بزرگسالان به طور معنی‌داری حساسیت بیشتری به این گیاهان داشتند (6/89% در برابر 5/73%، 009/0 p=).

نتیجه­گیری: بر اساس یافته­های مطالعه حاضر گرده ها، خصوصاً گرده گیاهان پاییزه، آلرژن‌های اصلی مسئول رینیت آلرژیک در این منطقه می‌باشند که مؤید نتایج مطالعات قبلی در مناطق با پوشش گیاهی و آب و هوای مشابه است. با توجه به شیوع بالای حساسیت به گیاهان پاییزه در این منطقه، در کنار درمان دارویی رینیت آلرژیک، اقدامات و توصیه‌های لازم در جهت کاهش تماس با این آلرژن‌ها ضروری است. همچنین ایمونوتراپی اختصاصی در برخی موارد می­تواند کمک‌کننده باشد
دکتر میرهادی عزیز جلالی، دکتر بابک قاسمی، دکتر سید محمد فرشته‌نژاد، دکتر ناصر امیری‌زاده،
جلد 17، شماره 76 - ( 7-1389 )
چکیده

    زمینه و هدف: در سال های اخیر استفاده از فیلرهای بافت نرم  از مقبولیت عمومی زیادی برخوردار شده است ؛ چرا که بیماران به دنبال روشی هستند که بدون اینکه تحت عمل جراحی عمده­ای قرار گیرند، ظاهر آن‌ها را بهبود بخشد. در این میان استفاده از چربی اتولوگ، یکی از امن‌ترین فیلرها است و برای بسیاری از افراد استفاده از چربی اتولوگ، ایده آل‌ترین فیلر می­باشد. از سوی دیگر، اثربخشی ژل پلاکتی تاکنون در درمان برخی زخم­های حاد و مزمن نشان داده شده است. با توجه به اینکه تاکنون مطالعات وسیعی در مورد استفاده توام از ترکیب ژل پلاکتی و چربی اتولوگ در درمان اسکارها و فرورفتگی­های پوست صورت نگرفته است، در این مطالعه اثربخش بودن این ترکیب را در درمان فرورفتگی‌های پوست در 6 بیمار گزارش می‌شود تا در صورت مؤثر بودن یک مسیر جدید و با صرفه و بدون عارضه در درمان ضایعات پوستی ایجاد گردد.

معرفی بیمار: مطالعه حاضر از نوع گزارش موارد می­باشد. در این مطالعه، 6 بیمار شامل 2 مرد و 4 زن در فاصله سنی 40 تا 70 سال مورد بررسی قرار گرفتند. جهت از بین بردن اثرات مخدوش‌کننده  از 2 چین نازولبینال یک فرد جهت تزریق‌ها استفاده شد. برای این منظور، ابتدا بیمار به سازمان انتقال خون فرستاده می‌شد و پس از گرفتن یک واحد خون، طی مراحل تخصصی ژل پلاکتی و چسب فیبرینی تهیه می‌گردید. سپس در درمانگاه پوست بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) ابتدا قبل از تزریق توسط دوربین از چین‌های نازولبیال دو طرف بیمار عکس گرفته می‌شد. سپس در یک چین نازولبیال میزان  1 سی سی (cc)  از سلول‌های چربی خالص که از خود فرد تهیه شده، تزریق می‌شد و در چین نازولبیال طرف دیگر سلول‌های چربی ترکیب شده با ژل پلاکتی و چسب فیبرینی تزریق می‌گردید. بعد از تزریق‌ها، مجدداً از چین‌ها عکس تهیه می‌شد و عکس‌های کنترل در ماه‌های 1، 3 و 6 بعد از تزریق نیز تهیه می‌گردید. در تمامی بیماران در سمت تحت تزریق با ترکیب ژل پلاکتی و چربی خودی، بهبودی بیشتری در مقایسه با سمتی که صرفاً تحت درمان با چربی اتولوگ قرار گرفته بود، دیده شد. این بهبودی به­ویژه در بلند مدت و در انتهای ماه ششم پس از درمان مشخص­تر و بارزتر بود؛ به­گونه­ای که در همه بیماران مورد مطالعه با گذشت 6 ماه از تزریق، درجه چین و چروک در سمت تحت درمان ترکیبی کمتر از سمت دیگر گزارش شد. در کنار اثربخشی بهتر ترکیب ژل پلاکتی با چربی خودی، عدم بروز عوارض خاص در این درمان نیز حائز اهمیت بود؛ حال آن­که در سمتی که تنها تحت تزریق چربی قرار داشت در دو مورد از بیماران هماتوم رخ داد.

نتیجه­گیری: در پژوهش حاضر برای نخستین بار در ایران و جهان اثربخشی ترکیب چربی اتولوگ و ژل پلاکتی بر روی ترمیم چین و چروک پوست صورت در مقابل تزریق منفرد چربی خودی مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته و نشان داده شد که استفاده از ژل پلاکتی در کنار چربی خودی می­تواند در بهبودی مؤثرتر چین و چروک نازولبیال نقش داشته باشد. ضمن آنکه استفاده از ژل پلاکتی از عوارض احتمالی تزریق چربی اتولوگ همچون خونریزی و هماتوم نیز می­کاهد. از آنجایی که مطالعه حاضر در واقع یک پیش مطالعه (Pilot Study) می­باشد، مطالعات بعدی با حجم نمونه بیشتر در این زمینه مورد نیاز می­باشد.



صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علوم پزشکی رازی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2020 All Rights Reserved | Razi Journal of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb