iumssj

جستجو در مقالات منتشر شده


48 نتیجه برای قاسمی

دکتر حبیب اله بهادر، دکتر شاهین قاسمی،
جلد 7، شماره 19 - ( 3-1379 )
چکیده

  در این مقاله، خانم متأهل 18 ساله و بارداری معرفی می شود که از یکسال پیش بصورت تدریجی دچار تبهای

  متناوب، تعریق شبانه و کاهش وزن شده است. بیمار با شکایت از وجود یک توده گردنی به درمانگاه عفونی بیمارستان

  فیروزآبادی مراجعه نموده است در بررسی های بالینی و آزمایشگاهی هیچ یافته ای به نفع بیماریهای بیوپسی غده

  لنفاوی گردنی لنفادنیت کی کوجی را نشان داد. علیرغم اینکه هیچ گونه درمان خاصی برای بیمار انجام نگرفت پس از

  زایمان تمام تظاهرات بیماری خودبخودی محو گردید.

 


دکتر شاهین قاسمی، علی چهرئی، دکتر سلیمان صادقی، دکتر علی ابراهیمی،
جلد 7، شماره 20 - ( 6-1379 )
چکیده

با توجه به شیوع فراوان بیماریهای التهابی دستگاه گوارش فوقانی و اثبات نقش هلیکوباکتر به عنوان یکی از مهمترین عوامل اتیولوژیک بروز بیماریهای اسید ـ پپتیک، این مطالعه جهت ارزیابی نقش روشهای تشخیصی سریع برای این باکتری انجام یافت. این مطالعه به صورت مشاهده‌ای ـ مقطعی بر روی 100 بیمار مبتلا به علائم گوارش که در فاصله مهرماه 1376 تا مرداد 1378 به مراکز درمانی دانشگاه علوم‌پزشکی ایران مراجعه نموده‌اند انجام شده است. با اندوسکوپی معده توسط متخصصین داخلی حداقل 2 نمونه بیوپسی از مخاط معده از هر بیمار تهیه شد. یک نمونه از این بیوپسی‌ها در جهت تشخیص وجود عفونت با هلیکوباکتر و یافته‌های اختصاصی پاتولوژی در رنگ‌آمیزی هماتوکسیلن ائوزین H-E (به عنوان روش مرجع) و مقایسه این یافته‌ها با نتایج بدست آمده در رنگ‌آمیزی اختصاصی گیمسا در جهت تعیین ارزش این رنگ‌آمیزی استفاده شد. بیوپسی دیگر جهت تشخیص سریع (داخل اتاق اندوسکوپی) مبتلایان به این عفونت با انجام تست اوره‌آز یک دقیقه‌ای به کار گرفته شد. در آنالیز نتایج از شاخصهای حساسیت، ویژگی، ارزش اخباری مثبت و منفی و نسبت درشت نمایی مثبت و منفی استفاده گردید. بر اساس نتایج بدست آمده حساسیت رنگ‌آمیزی گیمسا 9/95% و ویژگی آن 4/44% گزارش شد و برای تست اوره‌آز حساسیت 9/69% و ویژگی 2/85% محاسبه شد. ارزش اخباری مثبت ( PPV ) برای رنگ‌آمیزی گیمسا و تست سریع اوره‌آز به ترتیب 3/82% و 7/92% محاسبه گردید و ارزش اخباری منفی ( NPV ) برای این دو تست به ترتیب 80% و 51% گزارش شد. نسبت درست‌نمایی مثبت ( PLR ) برای رنگ‌آمیزی گیمسا و تست اوره‌آز به ترتیب 7/1 و 7/4 بدست آمد و نسبت درست‌نمایی منفی ( NLR ) برای این دو تست به ترتیب 09/0 و 35/0 گزارش شد. رنگ‌آمیزی گیمسا دارای حساسیت بالایی بوده نتیجه منفی آن دارای ارزش می‌باشد.این در حالی است که تست اوره‌آز تنفسی سریع دارای ویژگی بالایی است و نتایج مثبت آن دارای ارزش می‌باشد اما موارد منفی آن باید با روش مرجع مناسب کنترل گردد.


دکتر ابوالفضل مهدی‌زاده، دکتر عبدالرسول اکبریان، دکتر افسانه قاسمی، دکتر فاطمه ارجمند تیموری،
جلد 7، شماره 21 - ( 9-1379 )
چکیده

  هدف از این پژوهش مقایسه شدت درد گزارش شده توسط بیماران طی کورتاژ با استفاده از بی‌حسی توسط سالیـــــن ساده و لیدوکاییـــن بافــر شده بود. به همیـــــن منظور مطالعه‌ای به روش کارآزمایی بالینــی دو سوکور ( Double blind clinical trial) بر روی 85 بیمار کاندید کورتاژ تشخیص یا درمانی صورت گرفت. بیماران به دو گروه تزریق زیر مخاطی سرویکوواژینال (CervicoVaginal) با سالین (41=n) و لیدوکائیـــن بافـــر شده (44=n) تقسیم شدند. سطح اضطراب تمامی بیماران دو گروه با استفاده از Anxiety Self-evaluation Questionnaire اندازه‌گیری شد. شدت درد گزارش شده توسط بیماران در هنگام دیلاتاسیون و 30 دقیقه بعد از عمل ثبت شد و در دو گروه مورد مقایسه قرار گرفت. شدت درد (طی دیلاتاسیون و 30 دقیقه پس از عمل) در بی‌حسی موضعی با لیدوکایین و سالین تفاوت آماری قابل توجهی نداشت (05/0P>). در گروه بیماران دریافت کننده لیدوکایین علایمی از مسمومیت با لیدوکایین یافت نشد. نتیجه این که جهت به حداقل رساندن عوارض جانبی و مسمومیت با لیدوکایین طی کورتاژ می‌توان سالین را به عنوان یک ماده بی‌حس کننده تزریقی جایگزین (alternative) مورد توجه قرار داد. به نظر می‌رسد که مکانیسم اثر سالین بیشتر اتساع اعصاب اتونوم در دهانه سرویکس باشد تا بلوک پایانه‌های عصبی و لذا زمان انتظار برای شروع اثر سالین مورد نیاز نیست.


دکتر شاهین قاسمی، دکتر فرشاد قیصری، دکتر ابوالفضل اسحاقیان، علی چهرئی،
جلد 8، شماره 23 - ( 3-1380 )
چکیده

    آبسه ریه عفونت چرکی پارانشیم ریه است که با تخریب پارانشیم ریوی و تشکیل یک یا چند حفره بزرگ در ریه مشخص می‌گردد. میزان مرگ و میر ناشی از آبسه ریه با وجود درمان حدود 20% گزارش گردیده است. عوامل متفاوتی همچون کاهش سطح هوشیاری، بیماریهای دهان و دندان، حوادث عروقی مغز و دیابت در ایجاد این بیماری و همچنین میزان پاسخ به درمان دارویی موثر می‌باشد. هدف این پژوهش آن بود تا ضمن تعیین عوامل موثر بر درمان دارویی، مدل رگرسیونی جهت پیش‌بینی پاسخ به درمان دارویی طراحی شود. این پژوهش با استفاده از پرونده بیماران مبتلا به آبسه ریه که در فاصله سالهای 1379-1370 در بیمارستانهای تابعه دانشگاه علوم پزشکی ایران بستری بودند انجام شد و طی آن 31 بیمار مبتلا به آبسه ریه که به درمان دارویی پاسخ ندادند از لحاظ عوامل مستعد کننده مقایسه گردیدند.

نسبت مرد به زن در این پژوهش 7/2 به 1 و میانگین سنی 9/47 سال بود. بین عدم پاسخ به درمان بیماران متلا به آبسه ریه و تعدادی از عوامل ارتباط معنی‌داری وجود داشت. از جمله این عوامل می‌توان به دیابت شیرین (04/0= P ، 27/0= OR )، آمپیم (0001/0= P ، 25/7= OR )، افیوژن پلور (002/0= P ، 25/4= OR )، تب (05/0= P ، 43/0= OR ) و تعویض آنتی‌بیوتیک (0001/0= P ، 96/5= OR )، اشاره نمود. همچنین بهترین رژیمهای درمانی شامل پنی‌سیلین با 100% پاسخدهی و یا پنی‌سیلین G بهمراه مترونیدازول و کلیندامایسین با 79% پاسخدهی بودند.

میزان بالای مرگ و میر عوارض ناشی از آبسه ریه با نوع آنتی‌بیوتیکهای مصرفی و میزان مراقبتهای بیمارستانی ارتباط دارد. در بیماران واجد عوامل مستعد کننده همچون آمپیم، افیوژن پلور و نیز تعویض آنتی‌بیوتیک پیش‌آگهی ضعیفتر می‌باشد. وجود عواملی همچون تب در بدو ورود به بیمارستان و نیز دیابت دلالت بر پیش‌آگهی بهتر پاسخ به درمان (نسبت به سایر عوامل ذکر شده) دارند. با توجه به دخالت باکتریهای گرم منفی در ایجاد آبسه ریوی، جهت درمان رژیم پنی‌سیلین G بهمراه مترونیدازول و کلیندامایسین توصیه می‌گردد.


دکتر علیرضا سالک‌مقدم، هما فروهش تهرانی، دکتر حسن انصاری، دکتر بهرام روادگر، اعظم نورانی وطنی، منیژه قاسمی،
جلد 8، شماره 25 - ( 9-1380 )
چکیده

    بمنظور انجام این مطالعه بر روی 100 نمونه پنیر غیرپاستوریزه جمع‌آوری شده از نقاط مختلف شهر تهران از آذرماه سال 1377 لغایت خردادماه سال 1378 بررسیهای میکروبشناسی جهت تعیین آلودگی ازنظر وجود اشریشیاکلی، استافیلوکوک اورئوس، سالمونلا و یرسینیا انتروکولیتیکا بعمل آمد. همزمان 30 نمونه پنیر پاستوریزه نیز از نظر آلودگی به باکتریهای فوق مورد آزمایش قرار گرفت. نتایج بدست آمده بیانگر آلودگی پنیرهای غیرپاستوریزه به اشریشیاکلی (54%) و استافیلوکوک اورئوس (3%) بود. در پنیرهای پاستوریزه فقط یک مورد آلودگی به باکتریهای کلی فرم مشاهده گردید که در آزمایش نمونه‌های دیگر آن محصول نیز نتیجه منفی بود.

از آنجا که برای نگهداری پنیرهای غیرپاستوریزه از آب نمک استفاده می‌گردد پایداری اشریشیاکلی و سایر باکتریهائــی که ممکـــن اســت پنیــر را آلوده نماینـد (ماننــد لیستریا مونوسایتوژنـز، ویبریوکلــرا و یرسینیا انتروکولیتیکا) در غلظتهای مختلف نمک مورد بررسی قرار گرفت. این مطالعه نشان می‌دهد که اشریشیاکلی در غلظتهای 10-1 درصد نمک بمدت 70 روز، در محلول نمک اشباع شده بمدت 2 روز و در غلظتهای 20% و 30% نمک بترتیب 30 روز و 15 روز زنده می‌ماند. ویبریوکلرا نیز بمدت 42 روز در غلظت پائین نمک (8-1 درصد) باقی می‌مانده ولی در غلظتهای بالاتر (10-9درصد) پس از 48 ساعت از بین می‌رود. رشد یرسینیا انتروکولیتیکا نیز در غلظت (10-1 درصد) نمک قبل از یک هفته متوقف می‌گردد. تنها باکتری که قادر به رشد و تحمل مقادیر اشباع نمک بمدت طولانی (63 روز) می‌باشد لیستریامونوسایتوژنز است.


دکتر علیرضا سالک مقدم، هما فروهش تهرانی، دکتر بهرام روادگر، منیژه قاسمی، اعظم نورانی وطنی، کامران پوشنگ باقری، مهدی میرزائی،
جلد 9، شماره 29 - ( 9-1381 )
چکیده

هدف از انجام این مطالعه بررسی آلودگی میکروبی در یخهای قالبی مورد مصرف می‌باشد. در این بررسی از اردیبهشت ماه لغایت مهرماه سال 1378، 50 نمونه یخ قالبی جمع آوری شده از نقاط مختلف شهر تهران، از نظر شناسائی باکتریهای بیماریزا و شمارش باکتریهای موجود در یخ، مورد بررسی آزمایشگاهی قرار گرفتند. نتایج بدست آمده بیانگر آلودگی یخها (از نظر شمارش کلی باکترهای موجود در یخ) در 34 مورد (68%) از نظر شمارش کلی باکتریهای موجود در یخ بود. از نظر وجود باکتریهای بیماریزا، 5 مورد (10%) اشریشیاکلی، 21 مورد (42%) سودوموناس آئروجنز و 5 مورد (10%) استافیلوکک ارئوس جدا گردید. سایر باکتریهای فرصت طلب ( opportunistic ) که معمولاً در طبیعت وجود دارند مانند آلکالی جنز (6%)، اسینتوباکتر (4%)، دیفتروئید ها (46%)، میکروکوکوسها (16%)، باسیلوسها (20%)، استافیلوککهای کوآگولازمنفی (40%) از نمونه‌های مورد بررسی جدا شدند. از اینرو شرایط بهداشتی یخ شامل بررسی میکروبیولوژیک و نظارت بر چگونگی تولید، توزیع و حمل و نقل آن می‌بایست توجه دست‌اندرکاران امور بهداشتی را به خود معطوف سازد.


دکتر شاهین قاسمی، دکتر علی چهرئی، دکتر سمیه ثابت، دکتر صهبا چهرئی،
جلد 9، شماره 30 - ( 9-1381 )
چکیده

مسمومیت کبدی، عارضه جدی رژیم درمانی ضد سل بشمار می‌آید. در مطالعات انجام شده درمان ضد سل در 10 تا 20 % بیماران موجب افزایش بدون علامت مقدار آنزیمهای کبدی می‌شود و در 1 % آنها منجر به بروز هپاتیت می‌گردد. این مطالعه جهت بررسی عوامل مؤثر بر پیدایش مسمومیت کبدی ناشی از درمان سل ریوی به عنوان یکی از بیماریهای شایع ایران انجام شده است. در این تحقیق مورد ـ شاهدی، 32 نفر از افرادی که در اثر درمان ضد سل ریوی با داروهای ایزونیازید، ریفامپین، پیرازینامید، اتامبوتول دچار مسمومت کبدی شده بودند با 64 نفر از افرادی که همان درمان را دریافت کرده بودند اما دچار مسمومیت کبدی نشده بودند، از نظر علائم، نشانه‌ها و آزمایشات پاراکلینیک اولیه مقایسه شدند. میانگین سنی در گروه مورد بطور معنی‌داری بیش از گروه شاهد بود(04/0= P ). ابتلا به هپاتیت B نیز یکی از عوامل مؤثر بر بروز مسمومیت کبدی در بیمارانی که درمان ضد سل دریافت می‌کردند، بوده است(04/0= P و 1/6= OR ). دقت، حساسیت و ویژگی مدل رگرسیونی لوجستیکی که جهت پیش‌بینی احتمال ابتلا به مسمومیت کبدی براساس ESR و هموگلوبین طراحی شده بود، به ترتیب برابر 5/69 % ، 1/48 % و 9/90 % بوده است. مدل پیشگویی کننده احتمال مرگ در بیماران مبتلا به مسمومیت کبدی ناشی از درمان ضد سل در این مطالعه (براساس ALT در بدو تشخیص مسمومیت کبدی و ESR ) دقت، حساسیت و ویژگی به ترتیب برابر 7/85 % ، 4/71 % و 5/90 % داشت. پیش‌بینی احتمال وقوع مسمومیت کبدی در بیمارانی که درمان ضد سل دریافت می‌کنند (قبل از شروع درمان) پزشکان را در کنترل و پیشگیری از این امر یاری خواهد کرد. با توجه به بالا بودن ویژگی مدلهای پیشنهاد شده، پیش‌بینی عدم ابتلا به مسمومیت کبدی و زنده ماندن بیمار دچار این مسمومیت، در این مدلها ارزشمند می‌باشد( OR=Odds Ratio )


دکتر افسانه قاسمی، دکتر رویا تقی‌پور، دکتر بهروز بیرشک، دکتر مازیار مرادی‌لاکه،
جلد 10، شماره 36 - ( 9-1382 )
چکیده

پژوهشهای متعددی که در بسیاری از نقاط دنیا و همچنین ایران صورت گرفته است، نشان دهنده بالاتر بودن اختلالات روانی در زنان نسبت به مردان می‌باشد اما لازم به ذکر است که این تحقیقات به شکل کلی انجام شده و به خانمهای باردار اختصاص ندارد. این مطالعه به منظور تعیین وضعیت سلامت روان در خانمهای باردار شهر تهران و عواملی که با شدت علائم روانی در آنها در ارتباط هستند، صورت گرفت. این تحقیق به شکل یک مطالعه پیمایشی و مقطعی در 4 مرکز بهداشتی ـ درمانی از مراکز بهداشت شمال، جنوب، شرق و غرب تهران و مرکز بیمارستانی شهید اکبرآبادی روی 1452 خانم باردار انجام شد. برای ارزیابی وضعیت سلامت روان، پرسش‌نامه خود ایفای SCL-90-R به شکل فردی و در حضور یک راهنما تکمیل می‌شد. سپس متوسط نمره فرد در هر یک از ابعاد مورد بررسی به عنوان شاخص شدت علائم محاسبه می‌گردید. شیوع اختلالات مختلف براساس نمره برش، 1(خفیف)، 2(متوسط) و 3(شدید) برآورد شد و برای بررسی عواملی که در ارتباط با شدت علائم روانی هستند از روش رگرسیون لجستیک استفاده گردید. علائم روانی متوسط یا شدید(نمره 2 یا بالاتر) در خانمهای باردار به ترتیب شیوع عبارت بودند از: جسمی‌سازی(6/10%)، افسردگی(5/10%)، نگرش پارانویید(1/10%)، اضطراب(5/9%)، حساسیت در روابط بین فردی(8/8%)، پرخاشگری(6/6%)، وسواس و اجبار(4/5%)، فوبیا(7/4%) و افکار پسیکوتیک(2/3%). شاخص شدت کلی در 5% از بیماران، بزرگتر از 2(شاخص متوسط یا شدید) به دست آمد. از بین فاکتورهای مربوط به باروری، عاملی که بیشترین ارتباط را با شدت علائم روانی داشت، سابقه ناباروری بود(36/6-95/1: CI 95%، 52/3= Adjusted OR ). قرار گرفتن در سه ماهه سوم و دوم نسبت به سه ماهه اول دارای اثر محافظت کننده در برابر اختلالات روانی بودند. هر چند بالابودن شیوع اختلالات روانی در خانمهای باردار می‌تواند ناشی از علل متعددی نظیر خصوصیات سنی و جنسی در این جمعیت خاص باشد اما بخشی از آن را می‌توان به مسئله بارداری نسبت داد. این مسئله بویژه در افرادی که دارای عوامل خطرزایی نظیر سابقه ناباروری هستند، اهمیت بیشتری دارد. در هر حال، دوره بارداری یک فرصت بسیار مناسب برای ارزیابی خانمها از نظر سلامتی (از جمله سلامتی روانی) است که شاید در طول عمر بسیاری از خانمها هرگز فراهم نشود، بنابراین در این رابطه، اضافه‌کردن مشاوره روان‌پزشکی به برنامه معمول مراقبتهای بارداری پیشنهاد می‌گردد.


دکتر شاهین قاسمی، دکتر علی چهرئی، نادر صدیق، سارا اخوان‌فرد،
جلد 10، شماره 36 - ( 9-1382 )
چکیده

دستگاه تنفسی فوقانی محل نادری برای عفونت باسیل توبرکلوز است(9/1% از کل موارد ابتلا به سل). درگیری نازوفارنکس و لوزه کامی به تعداد کمی گزارش شده است اما درگیری دیواره خلفی اوروفارنکس بسیار نادر می‌باشد. بیمار خانم 67 ساله‌‌ای بود که از بلع سخت و دردناک با سیر پیشرونده 2 ماه پیش از بستری شکایت داشت و به بیمارستان مراجعه کرده بود. بیمار همچنین سابقه 2 ماهه سرفه و خلط، بدون هموپتیزی همراه با تب و لرز و تعریق و کاهش وزن را داشت. در معاینه، اگزودای حلق و لنفادنوپاتی گردن و در رادیوگرافی قفسه سینه تصاویر رتیکولوندولر منتشر و لنفادنوپاتی اطراف ناف ریه وجودداشت. در اندوسکوپی حلق ضایعه‌ای زخمی در دیواره خلفی اوروفارنکس مشاهده و در بیوپسی کشت مایکوباکتریوم مثبت شد. بیمار پیش از آماده شدن کشت، با توجه به مثبت بودن اسمیر خلط، ضایعات اوروفارنکس و عکس قفسه سینه، با تشخیص سل ارزنی همراه با درگیری اوروفارنکس تحت درمان قرار گرفت و با حال عمومی خوب مرخص شد اما 1 ماه بعد به علت عدم مصرف داروها فوت کرد. مجاری هوایی فوقانی، اغلب نسبت به سل مقاوم هستند اما تماس مکرر با خلط آلوده می‌تواند بر این مقاومت غلبه نماید. سل حلقی جزء مواردی است که باید در تشخیص افتراقی ضایعات حلق بویژه در مناطق اندمیک قرار گیرد. از جمله تشخیصهای افتراقی مهم این ضایعات، بدخیمیها هستنــد، بنابرایـــن برای رسیدن به تشخیص قطعی لازم است تا از ضایعه فضاگیــر نمونــه بیوپســی برداشته شود. همچنین استفاده از روش درمان با مشاهده مستقیم ( Directly Observed Terapy = DOT ) برای درمان توصیه می‌شود.


دکتر مجید عیوض‌ضیایی، دکتر منصور ابوالقاسمیان،
جلد 10، شماره 37 - ( 12-1382 )
چکیده

    در این مطالعه تکنیک جدیدی که طی سالهای 1367 تا 1378 برای آرترودز مفصل کتفی ـ سینه‌ای در 6 بیمار(8 شانه) مورد استفاده قرار گرفته است توضیح داده می‌شود. این بیماران به علت ابتلا به دیستروفی عضلانی صورتی ـ کتفی ـ بازویی دچار بالی شکل شدن استخوان کتف(اسکاپولا) بودند. در این تکنیک از ترکیب پلاک و سیم فلزی برای ثابت کردن استخوان کتف به دنده‌ها استفاده شد. ضرورتهای انجام جراحی شامل بالی‌شکل شدن کتف، درد شانه، محدودیت حرکات فعال شانه و اختلال در فعالیتهای روزمره بوده است تا در نتیجه آن دامنه حرکتی، قدرت شانه و توانمندی در انجام کارهای روزمره افزایش یابد. پس از جراحی دامنه حرکات فعال در تمام بیماران افزایش یافت و میانگین دامنه فعال حرکتی در فلکسیون از 64 به 104 درجه و در ابداکسیون از 5/67 به 5/112 درجه رسید. عارضه عمل جراحی هموتوراکس بود که در یک بیمار ایجاد شد. در پیگیری بیماران با میانگین زمانی 5/32 ماه(از 14 تا 55 ماه)، با گذشت زمان، تغییری در نتایج درمانی مشاهده نشد
دکتر شاهین قاسمی، پدرام گلناری، مریم هاشم‌نژاد، نوشین شاهقلی، پریسا کریمی،
جلد 10، شماره 37 - ( 12-1382 )
چکیده

پیشگیری از عفونت هپاتیت ب در بیمارانی که همودیالیز می‌شوند از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است اما انجام این کار مهم، مشکلات اجرایی زیادی را به همراه دارد که از جمله آن می‌توان به کاهش اثربخشی واکسن هپاتیت ب در این بیماران و کاهش تیتر آنتی‌بادی( HbsAb ) به سطح غیر محافظت کننده پس از گذشت مدت زمان نامعلوم، اشاره کرد که این عوامل لزوم بررسی مکرر تیتر آنتی‌بادی در فاصله‌های زمانی مشخص (به عنوان مثال 6 ماه) و تجویز مجدد واکسن در مواقع مورد نیاز را نشان می‌دهد. این مطالعه با هدف بررسی عوامل موثر بر اثربخشی واکسن هپاتیت ب در بیمارانی که همودیالیز می‌شوند صورت گرفت. این تحقیق مورد ـ شاهدی روی 121 بیمار مراجعه کننده به بخش همودیالیز بیمارستان شهید هاشمی‌نژاد تهران انجام شد. 64 نفر در گروه مورد(تیتر آنتی‌بادی کمتر از mIU/ml 10) و 57 نفر در گروه شاهد(تیتر آنتی‌بادی بیشتر یا مساوی mIU/ml 10)، قرار گرفتند. یک پرسش‌نامه که شامل اطلاعات دموگرافیک، آزمایشگاهی، مدت زمان همودیالیز، سابقه بیماری دیابت و مصرف سیگار بود با استفاده از اطلاعات موجود در پرونده‌ها و همچنین پرسش از بیماران تکمیل گردید. سپس اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS10 و 6 EPI Info مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای آنالیز نتایج از شاخصهای فراوانی نسبی، میانگین، انحراف معیار و خطای معیار و همچنین از تستهای chi2 ، Levene ، Kolmogorov-Smirnov و t و ضریبهای همبستگی پیرسون و اسپیرمن و برای بررسی عوامل پیش‌گویی کننده از مدل Multiple Linear Regression استفاده شد. از 121 بیمار مورد بررسی، 56 نفر زن و 65 نفر مرد بودند. فراوانی گروه خونی Rh مثبت در گروه مورد بطور معنی‌داری بیش از گروه شاهد(010/0= P و 63/2= odds ratio ) و فراوانی افراد سیگاری در گروه مورد بطور معنی‌داری کمتر از گروه شاهد بود(031/0= P و 27/0= odds ratio ). با توجه به نتایج به دست آمده افزایش وزن (015/0= P و 225/0-= r ) و سن (006/0= P و 253/0-= r ) بطور معنی‌داری سطح خونی آنتی‌بادی را در بیماران کاهش می‌داد و سن بیمار و Rh از جمله عوامل پیش‌گویی کننده تیتر آنتی‌بادی در مدل رگرسیونی بوده‌اند. سن بالا، سوء تغذیه و گروه خونی Rh مثبت از عوامل خطر کاهش اثربخشی واکسن هپاتیت ب در بیمارانی که همودیالیز می‌شوند، هستند. بنابراین در بیمارانی که این عوامل خطر وجود دارند مراقبتهای بیشتر و پیگیری دقیقتری در طول زمان مورد نیاز می‌باشد.


مریم‌السادات دانشپور، دکتر مهدی هدایتی، دکتر فرشته آذری، فرشته قاسمی، دکتر فریدون عزیزی،
جلد 11، شماره 43 - ( 9-1383 )
چکیده

    طبق بررسی انجام شده در مورد پلی مورفیسم TaqI در جمعیت قند و لیپید تهران، ارتباط معنی‌داری بین  میزان HDL کلسترول و پلی‌مورفیسم ژن پروتئین انتقال دهنده کلسترول استریفیه(CETP) در جمعیت تهرانی مشاهده شد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط فراوانی الل 2B و میزان بالای HDL بوده است. از میان جمعیت بررسی شده در مطالعه قند ولیپید تهران، 943  نفر با کلسترول و تری‌گلیسرید طبیعی انتخاب شدند و منحنی توزیع HDL در این جمعیت رسم گردید. صدک 10 HDL در ابتدا، وسط و انتهای منحنی مشخص شد و 356 نفر در 3 گروه با HDL کم، متوسط و بالا قرار گرفتند. هم‌چنین عوامل موثر در میزان HDL-C مانند شاخص توده بدنی(BMI)، فشار خون و مصرف سیگار در این افراد مورد بررسی قرار گرفت. DNA ژنومی در این 3 گروه استخراج شد و قطعه‌ای از اینترون 1 ژن CETP با روش PCR تکثیر گردید سپس با روش RFLP (Restricted Fragment length polymorphism) اثر آنزیم TaqI بر این قطعه مورد بررسی قرار گرفت. براساس نتایج به دست آمده، فراوانی الل 2B از ژن CETP در افراد با میزان بالای HDL بیش‌تر بود و میزان HDL خون محیطی در 3 ژنوتیپ تفاوت معنی‌داری داشت(001/0p<) به طوری که در ژنوتیپ B1B1 میزان HDL 11±36 میلی‌گرم در دسی‌لیتر و در ژنوتیپ 2B2B تا 13±46 میلی‌گرم در دسی‌لیتر افزایش نشان داده بود. هم‌چنین فنوتیپ 2B2B از 5/5% در گروه HDL پایین، به 3/17% در گروه HDL بالا افزایش یافته بود. به عنوان نتیجه‌گیری کلی می‌توان گفت که بین سطح بالای HDL-C و پلی مورفیسم ژن CETP در جامعه مورد بررسی ارتباط وجود دارد.

         


دکتر میترا براتی، دکتر فاطمه قاسمی ، دکتر مرضیه فتحی ،
جلد 13، شماره 53 - ( 10-1385 )
چکیده

    زمینه و هدف: دیابت، یکی از شایع‌ترین بیماری‌های مزمن در جامعه بوده و با مکانیسم‌های متعددی سبب نقص ایمنی شده و شیوع عفونت‌های مختلف را افزایش می‌دهد. علاوه بر آن، عفونت می‌تواند سبب ایجاد هیپرگلیسمی و حملات کتواسیدوز در این بیماران گردد. در این مطالعه سعی بر این بوده تا شیوع دیابت در بیماران مبتلا به سپسیس و عوامل مرتبط با فرجام این بیماران مورد بررسی قرار گیرد. روش بررسی: این مطالعه، به صورت توصیفی ـ مقطعی و با انتخاب 300 نفر، به صورت نمونه‌گیری تصادفی، در بیمارانی که طی سالهای 82-1380 با تشخیص سپسیس در بیمارستان حضرت رسول اکرم(ص) بستری شده بودند، انجام گرفت. نتایج، با استفاده از نرم‌افزار آماری(version 11.5)SPSS (میانگین، انحراف معیار و ...) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته‌ها: میانگین سنی بیماران، 2/57 سال(4/28=SD) بود. از 300 بیمار بررسی شده، 158 نفر(7/52%) دچار دیابت بودند. شایع‌ترین محل عفونت، دستگاه تنفسی و سپس، دستگاه ادراری بود. بررسی فرجام بیماران در دو گروه دیابتی و غیردیابتی، نشانگر اختلاف آماری بین آنها بود(001/0=Pvalue). مورتالیتی بیماران با افزایش سن، بیش‌تر بود و با افزایش فاصله زمانی شروع درمان از شروع علایم نیز، بیش‌تر بود(001/0=Pvalue). 88 نفر از بیماران دو علامت از 4 علامت SIRS(Systemic inflamatory response syndrome) را در بدو بستری داشتند که 16 نفر(2/18%) آنها، فوت کردند. 156 نفر، 3 علامت را دارا بودند که 116 نفر(4/74%) از آنها، فوت کردند. 56 نفر، 4 علامت داشتند که 47 نفر(84%) از آنها، فوت کردند(001/0=Pvalue). از 158 نفر بیمار مبتلا به دیابت، 67 نفر میانگین قند بالای 250 میلی‌گرم در دسی‌لیتر داشتند که 65 نفر(97%) آنها، فوت کردند و 55 نفر، میانگین قند بین 180 تا 250 میلی‌گرم در دسی‌لیتر داشتند که 46 نفر(84%) آنها، فوت کردند و 36 نفر، میانگین قند کمتر از 180 میلی‌گرم در دسی‌لیتر داشتند که 15 نفر(42%) آنها، فوت کردند. اختلاف بین این سه گروه، از نظر آماری معنی‌دار بود(001/0=Pvalue). نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که با افزایش سن، خطر بروز سپسیس و مرگ ناشی از آن، در گروه دیابتی و غیر دیابتی افزایش می‌یابد. همچنین مرگ ناشی از سپسیس در دیابتی‌ها، بیش از غیر دیابتی‌ها بوده و درمان سریع می‌تواند مرگ و میر را کاهش دهد. با افزایش شدت بیماری(تعداد بیش‌تر معیارهای SIRS)، مورتالیتی افزایش می‌یابد، در حالی که کنترل دقیق قند خون می‌تواند پیش‌آگهی بیماری را بهبود بخشد.


مهدی قاسمی ، حامد صادقی‌پور رودسری، دکتر احمدرضا دهپور، دکتر حمیدرضا صادقی‌پور رودسری،
جلد 14، شماره 56 - ( 8-1386 )
چکیده

    زمینه و هدف: اگر چه بررسی‌ها نشان داده‌اند که اندوکانابینوییدها اثراتی مرکزی بر نعوظ دارند، ولی اثر محیطی آنها بر نعوظ نامشخص می‌باشد. هدف از این مطالعه، بررسی اثر آنانداماید(یک کانابینویید اندوژن) بر پاسخ‌های شل شدگی القاء شده با تحریک اعصاب غیرآدرنرژیک غیر کولینرژیک(NANC=Non adrenergic Non cholinergic) در بافت کورپوس کاورنوزوم(بافت حیاتی در ایجاد نعوظ) موشهای صحرایی نر بوده است. روش بررسی: کورپوس کاورنوزوم موشها بعد از جدا شدن توسط دایسکت دقیق و گذاشتن در حمام ارگان استاندارد اکسیژنه و حاوی آتروپین(1 میکرومول) و گوانتیدین(5 میکرومول)(به ترتیب جهت بلوک کولینرژیک و آدرنرژیک) و به دنبال ایجاد انقباض توسط 5/7 میکرومول فنیل‌افرین، توسط تحریک الکتریکی در فرکانس‌های 2، 5، 10و 15 هرتز، دچار شل شدگی شدند و نتایج توسط دستگاه الکتروفیزیوگراف ثبت گردید. آنانداماید(1و 3 میکرومول در گروه‌های مجزا)، 20 دقیقه قبل از تحریکات الکتریکی به حمام ارگان اضافه شد. در گروه‌های مجزای دیگر، هر یک از آنتاگونیست‌های اختصاصی رسپتورهای CB1(یک میکرومول AM251)، CB2(یک میکرومول AM630) و وانیلوییدی(3 میکرومول کاپسازپین)، 45 دقیقه قبل از آنانداماید(یک میکرومول) به حمام اضافه شدند. همچنین، وجود رسپتورهای کانابینوییدی و وانیلوییدی در این بافت توسط روش وسترن بلات ارزیابی شد. هر گروه شامل 6 حیوان بود. نوع مطالعه به صورت تجربی(Experimental) بوده و تحلیل آماری داده‌ها به وسیله آنالیز یکطرفه واریانس(ANOVA) متعاقب Newman-Keuls as post-hoc test انجام شد و 05/0P< از لحاظ آماری معنی‌دار در نظر گرفته شد. یافته‌ها: پاسخ‌های شل‌شدگی وابسته به NANC در بافت کورپوس به طور معنی‌داری(01/0P<) در حضور آنانداماید(1و 3 میکرومول) افزایش یافتند. اثر تقویت کننده آنانداماید بر پاسخ‌های NANC در حضور AM251(یک میکرومول) و کاپسازپین(3 میکرومول) اما نه با AM630(یک میکرومول)، به طور معنی‌داری(01/0P<) کاهش یافت. همچنین، مهار کننده آنزیم نیتریک اکساید سنتاز[یک میکرومول L-NAME(Nw-Nitro-L-Arginine Methylester)]، به طور معنی‌داری(001/0P<) پاســخ‌های شل شدگــی را در حضــور یا غیــاب آناندامایــد مهار کرد. اگر چه 30 نانومول L-NAME اثری بر پاسخ‌های NANC نداشت، به طور معنی‌داری(01/0P<) اثر تقویت کننده آنانداماید را بر پاسخ‌های NANC کاهش داد. همچنین، آنانداماید اثری بر پاسخ‌های شل شدگی توسط دوزهای مختلف نیتروپروسایدسدیم(یک میکرومول و 10 نانومول) نداشت. وسترن بلات بافت کورپوس کاورنوزوم نشان داد که پروتئین رسپتورهای CB1 و VR1(اما نه CB2) در این بافت وجود دارند. نتیجه‌گیری: مطالعه حاضر برای اولین بار نشان داد که آنانداماید(یک اندوکانابینویید) باعث افزایش پاسخ‌های شل‌شدگی وابسته به NANC در بافت کورپوس کاورنوزوم موشهای صحرایی نر از طریق هر یک از رسپتورهای CB1 و وانیلوییدی VR1 می‌شود. به نظر می‌رسد که در این اثر، مسیر نیتریک اکساید درگیر باشد. همچنین، در این مطالعه نشان داده شد که رسپتورهای CB1 و VR1 در این بافت وجود دارند.


دکتر شهرام آگاه، دکتر عباس قاسمی، دکتر مهدی رضایی، دکتر ندا عشایری، دکتر سید محمد فرشته نژاد، دکتر هما محمدصادقی،
جلد 15، شماره 0 - ( پاییز و زمستان 1387 )
چکیده

    زمینه و هدف: سرطان کولورکتال که سومین سرطان شایع و سومین علت مرگ و میر ناشی از سرطان می‌باشد، در اکثر موارد از یک زمینه خوش خیم پولیپ آدنوماتوز منشا می‌گیرد. کشف و درمان این موارد می‌تواند از بروز و شیوع سرطان‌های کولورکتال بکاهد. یکی از راه‌های موجود در این زمینه، کولونوسکوپی می‌باشد که دقت آن در تشخیص پولیپ‌های کوچک و مراحل ابتدایی سرطان از بسیاری روش‌های دیگر از جمله باریم انما بیشتر است. همچنین یکی دیگر از مزایای آن توانایی برداشتن توده و یا بیوپسی از ضایعات می‌باشد. هدف از این مطالعه تعیین فراوانی پولیپ‌ها و تومورهای کولورکتال در کولونوسکوپی‌های انجام شده در بیمارستان شریعتی تهران از آذر ماه 1379 تا آذر ماه 1381 می‌باشد.

روش بررسی: این مطالعه به روش مقطعی تحلیلی (Analytical Cross sectional) و گذشته‌نگر (Retrospective) انجام شده است. جمع‌آوری نمونه‌ها به روش سرشماری (Census) از بیماران کولونوسکوپی شده در بیمارستان دکتر شریعتی تهران، از آذرماه 1379 تا آذرماه 1381 می‌باشد. برای هر فرد مورد مطالعه یک فرم جمع‌آوری اطلاعات شامل سن، جنس، محل پولیپ،‌ محل تومور، اندازه پولیپ، اندازه تومور و نوع پولیپ تکمیل گردید. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS V. 11.5  مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت که در آنالیز تحلیلی داده‌ها از آزمون‌های آماری Chi2 و Student t-test   بهره گرفته شد.

یافته‌ها: از 993 فرد مورد مطالعه، 529 نفر (3/53%) مرد و 464 نفر (7/46%) زن بودند. فراوانی پولیپ‌ها 153 مورد (4/15%) و فراوانی تومور‌ها 48 مورد (8/4%) بود. بین فراوانی پولیپ‌ها با محل پولیپ ارتباط آماری معنی‌داری وجود داشت (01/0>P) و بیشترین فراوانی در کولون سیگموئید (5/76%) مشاهده شد.  بین فراوانی تومور با محل آن نیز رابطه آماری معنی‌داری وجود داشت (01/0>P) و بیشترین فراوانی در کولون رکتوسیگموئید (8/70%) مشاهده شد. فراوانی تومورها و پولیپ‌ها در مردان به ترتیب 6/1و 7/1 برابر زنان بود.

نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج مطالعه و همچنین مکان‌های شایع پولیپ‌ها و تومور‌ها، استفاده از روش سیگموئیدوسکوپی قابل انعطاف، می‌تواند بسیاری از موارد پولیپ‌ها و تومورهای کولورکتال قابل دسترس را کشف و تا حدودی درمان کند و به این ترتیب از شمار کثیری از سرطان‌های کولورکتال، پیشگیری به عمل خواهد آمد. همچنین در درجه بعدی کولونوسکوپی می‌تواند مواردی را که در رکتوسیگموئیدوسکوپی قابل دسترسی نیست کشف و از موارد مشکوک بیوپسی تهیه کند.


دکتر شاهین قاسمی، دکتر میترا رنجبر، دکتر علی افسری،
جلد 16، شماره 0 - ( بهار 1388 )
چکیده

چکیده

زمینه و هدف: امروزه،‌ علل متفاوتی از جمله افزایش ناگهانی سطح HCG یا هورمون‌های زنانه را در
هیپرامزیس گراویداروم
(Hyperemesis Gravidarum-HG) مسؤول می‌دانند. اما عده‌ای از محققان پایه عفونی برای این بیماری پیشنهاد می‌کنند که در رأس آن هلیکوباکترپیلوری است. در این مطالعه، فراوانی آنتی‌بادی ضدهلیکوباکتری (Helicobacter Pylori-H.Pylori) از نوع IgG بین زنان باردار ایرانی مبتلا به هیپرامزیس گراویداروم و زنان باردار بدون مشکل مقایسه شد.

روش بررسی: در این مطالعه مورد- شاهدی، 30 زن باردار مبتلا به هیپرامزیس گراویداروم و 30 زن باردار فاقد این مشکل که به درمانگاه‏های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ایران مراجعه کرده بودند،‌ مورد بررسی قرار گرفتند. آنتی‌بادی ضدهلیکوباکتری پیلوری از نوع IgG در دو گروه بررسی شد. اطلاعات عددی به دست آمده با آزمون t و داده‌های اسمی با آزمون کای‌دو و در صورت لزوم با آزمون فیشر تحلیل شدند.

یافته‌ها: میانگین (± انحراف معیار) سنی در افراد گروه مورد 5‌±‌24 سال و در گروه شاهد 1/5±8/26 سال بود (NS). دو گروه از نظر وزن،‌ گراویدیتی و پاریتی و مسمومیت حاملگی اختلاف معنی‌داری نداشتند. 15 (50%) زن باردار مبتلا به هیپرامزیس گراویداروم و 7 (3/23%) زن فاقد این مشکل از نظر آنتی‌بادی ضدهلیکوباکتر پیلوری از نوع IgG مثبت بودند، که اختلاف آن دو از نظر آماری معنی‌دار بود.

نتیجه‌گیری: هلیکوباکترپیلوری می‌تواند نقش احتمالی در ایجاد هیپرامزیس گراویداروم داشته باشد. لذا،‌ توصیه می‌شود که خانم‌هایی که تمایل به بارداری در آینده نزدیک دارند،‌ ابتدا از نظر HP بررسی شوند تا در صورت مثبت بودن، درمان شوند.


دکتر سید مهدی مدرس‌زاده، دکتر خلیل قاسمی فلاورجانی، دکتر مهران صالحیان، دکتر مصطفی سلطان سنجری، دکتر نادر صدیق،
جلد 16، شماره 0 - ( تابستان 1388 )
چکیده

  زمینه و هدف: عوامل خطرزای متعددی برای ابتلا به نوروپاتی قدامی عصب بینایی غیر شریانی (NAION=Nonarteritic Anterior Ischemic Optic Neuropathy) دخیل دانسته شده‌اند ولی عامل اصلی ایجاد این بیماری همچنان ناشناخته مانده است. هدف از این مطالعه بررسی فراوانی بیماری‌های سیستمیک در بیماران مبتلا به نوروپاتی قدامی عصب بینایی غیر شریانی مراجعه‌کننده به بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) با توجه به فقدان مطالعه مشابه در ایران بوده است.

  روش بررسی: در این مطالعه که از مقطعی گذشته‌نگر بود، کلیه مراجعین مبتلا به NAION که از آغاز سال 1382 تا پایان سال 1384 به درمانگاه چشم بیمارستان حضرت رسول (ص) مراجعه کردند، وارد مطالعه شدند و از نظر مشخصات دموگرافیک و انواع بیماری‌های سیستمیک شامل دیابت، فشار خون بالا، هیپر لیپیدمی، بیماری‌های کلیوی و بیماری‌های روماتولوژیک، مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات از پرونده بیماران گردآوری شد و با نرم‌افزار spss آنالیز شد. مقایسه درونی و نیز مقایسه اطلاعات مربوط به شیوع دیابت و فشار خون بالا در این مبتلایان، با شیوع این دو بیماری سیستمیک در جمعیت عمومی ایران صورت گرفت. داده‌ها با آزمون مجذور کای آنالیز شدند.

  یافته‌ها: در کل 51 بیمار وارد مطالعه شدند که میانگین سنی آن‌ها 93/9±05/51 سال بود. در 6/21% از بیماران، درگیری دو طرفه چشم‌ها مشاهده شد. نسبت زن به مرد تقریباً برابر بود. شایع‌ترین بیماری‌های سیستمیک به ترتیب دیابت، فشارخون بالا، هیپرلیپیدمی و بیماری کلیوی با شیوع 2/39%، 3/37%، 5/35% و 9/3% بودند. شیوع فشار خون در نمونه‌های این طرح در محدوده بالای 45 سال به طرز معنی‌داری بیشتر از جامعه ایرانی بود
( p=0.004 ). همچنین شیوع دیابت نیز از جمعیت تهران بالاتر بود ( p<0.001 ).

  نتیجه‌گیری: دیابت، فشار خون بالا، هیپرلیپیدمی و بیماری کلیوی، بترتیب شایع‌ترین بیماری‌های سیستمیک همراه با NAION هستند. در بررسی مبتلایان به NAION ، به این بیماری‌ها نیز باید توجه کرد.


دکتر امین‌اله نیک‌اقبالی، دکتر خلیل قاسمی فلاورجانی، دکتر سید مهدی مدرس‌زاده، دکتر مسیح هاشمی، دکتر محمدمهدی پرورش، دکتر مسعود ناصری‌پور،
جلد 16، شماره 0 - ( تابستان 1388 )
چکیده

    زمینه و هدف: برای نصب مجدد لنزهای داخل چشمی جابجا شده، روش‌های گوناگونی گزارش شده است، اما این روش‌ها دارای معایبی چون پرولاپس زجاجیه، کشش بر شبکیه، کلاپس ساختمان‌های چشمی، خونریزی داخل چشمی، آستیگماتیسم بالای پس از جراحی و نیاز به مانورهای پیچیده داخل چشمی هستند. هدف از این مطالعه ارزیابی نتایج نصب اسکلرال لنزهای داخل چشمی جا بجا شده بوسیله خارج کردن هاپتیک از یک برش کوچک قرنیه است.

روش بررسی: این مطالعه که از نوع گذشته‌نگر غیر مقایسه‌ای مداخله‌ای است، بر روی 28 چشم از 28 بیمار مبتلا به جا بجا شدگی لنز داخل چشمی به حفره زجاجیه انجام شد. در این بیماران پس از آوردن لنز جا بجا شده به داخل اطاق قدامی، یک نخ بخیه از محل یک فلپ اسکلرال به داخل چشم آورده شده و از فلپ سمت مقابل خارج شد. سپس نخ از طریق برش کوچک فوقانی قرنیه خارج شد. هاپتیک‌ها به نوبت از طریق همان برش کوچک فوقانی قرنیه خارج شده و نخ بخیه به دور آن گره زده شدو سپس به داخل اطاق قدامی بر گردانده شد. سپس لنز به پشت عنبیه، منتقل و به محل نصب اسکرال آن که از قبل آماده شده بود متصل شد. داده‌ها با آزمون t آنالیز شدند.

یافته‌ها: در مدت پیگیری با میانگین 8/23±5/34 ماه، هیچ کدام از لنز‌ها دچار جابجا شدگی مجدد نشدند. اختلاف بین میانگین بهترین حدت بینایی اصلاح شده قبل از جا بجا شدن لنز داخل چشمی (21/0‌±35/0لگمار) و پس از نصب اسکرال آن (19/0±38/0 لگمار) از نظر آماری معنی‌دار نبود (2/0 = P). اختلاف بین میانگین آستیگمات قبل از جا بجا شدن عدسی داخل چشمی و پس از نصب اسکرال آن (به ترتیب 69/0 ±25/1 دیوپتر و 64/0 ±35/1 دیوپتر) معنی‌دار نبود (P=0. 19).

نتیجه‌گیری: نصب اسکلرال لنزهای داخل چشمی جابجا شده به روش خارج کردن هاتیک از یک برش کوچک قرنیه، نیاز به مانورهای داخل چشمی پیچیده را کاهش داده و نسبت به روش‌های دیگر راحت‌تر است. نتایج طولانی مدت این روش حاکی از مؤثر بودن آن است.


دکتر مسیح هاشمی، دکتر خلیل قاسمی فلاورجانی، دکتر روشنک علی‌اکبر نواحی، دکتر کامبیز میر فلاح، دکتر پژمان بختیاری،
جلد 16، شماره 0 - ( تابستان 1388 )
چکیده

   

    زمینه و هدف: درمان استاندارد ادم کلینیکی ماکولای دیابتی قابل توجه دیابتی (clinically significant macular edema = CSME)، لیزر ناحیه ماکولا است. ولی بسیاری از بیماران به این درمان پاسخ مناسب نمی‌دهند. هدف از این مطالعه، مقایسه نتایج تزریق درون ویتره تریامسینولون استوناید و بواسیزوماب در بیماران مبتلا به CSME مقاوم به درمان استاندارد بوده است.

روش بررسی: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی آینده‌نگر دو سو کور است که بر روی 51 چشم دچار CSME با حداقل یک بار سابقه MPC (Macular photocoagulation) وبدون پاسخ درمانی به آن، صورت گرفت. بیماران به طور تصادفی به دو گروه تزریق داخل ویتره یکبار تریامسینولون به میزان 4 میلی‌گرم ویا یکبار آواستین به میزان 25/1 میلی‌گرم تقسیم شدند. سپس بیماران از نظر حدت بینایی، فشار درون چشمی، بروز کاتاراکت قبل از تزریق و در ماههای یک، 3 و 6 پس از تزریق، بررسی شدند. همچنین به منظور ارزیابی منطقه ماکولا از نظر انسجام ناحیه آواسکولار فوه آ و نشت ماکولا، آنژیوگرافی فلورسین، قبل و در ماه‌های 3 و 6 پس از تزریق انجام شد. داده‌ها با تست‌های مجذور کای، t test، student t test و فریدمن آنالیز شدند.

یافته‌ها: هیچ یک از دو گروه افزایش معناداری را از نظر حدت بینایی در طی پیگیری‌های ماه یک، 3و 6 نشان ندادند. همچنین تفاوت مشخصی از نظر بهبود بینایی بین دو گروه در ماههای اول، سوم و ششم وجود نداشت. گرچه در گروه تریامسینولون، فشار درون چشمی در ماه اول، سوم و ششم افزایش داشت و در گروه بواسیزوماب، شاهد چنین افزایشی نبودیم، ولی تفاوت این دو گروه از نظر آماری معنادار نبود. در گروه بواسیزوماب، شاهد افزایشی از نظر میزان کاتاراکت (از هیچ نوع آن) نبودیم، ولی در گروه تریامسینولون، در معاینه 6 ماه، میزان کاتاراکت ساب کپسولر خلفی افزایش معناداری داشت (P=0.003).

از نظر تغییرات آنژیوگرافیک ماکولا، نشت ماکولا و شفافیت آنژیوگرافی در ماه‌های 3 و 6، در هر دو گروه بهبودی رخ داد (در همه موارد P<0.001)، در حالی که توانایی تفکیک ناحیه اواسکولار فووآ در هیچ یک از دو گروه تغییر معنی‌داری نداشت. تفاوت آماری مشخصی بین دو گروه از نظر تغییر در شفافیت آنژیوگرافی، توانایی تفکیک ناحیه اواسکولار فووآ و از نظر نشت ناحیه ماکولا در 3 و 6 ماه پس از تزریق وجود نداشت.

نتیجه‌گیری: بر اساس این مطالعه، اثر تزریق داخل ویتره بواسیزوماب و تریامسینولون در درمان CSME مقاوم به درمان استاندارد، مشابه است.


اصغر قاسمی، دکتر سودابه فلاح، دکتر محسن فیروزرای، دکتر لادن حسینی گوهری،
جلد 16، شماره 0 - ( دی 1388 )
چکیده

    زمینه و هدف: پارااکسوناز1  (PON1)یک استراز مرتبط با HDL (High density lipoprotein) است که از اکسیداسیون LDL (Low density lipoprotein) جلوگیری می‌کند. پلی‌مورفیسم شایع قطعه کدکننده ژن پارااکسوناز که شامل جایگزینی (Q)Gln با (R)Arg در موقعیت 192 می‌باشد (Gln/Arg192 یا Q/R192) بر روی فعالیت آنزیم تاثیر می‌گذارد. نشان داده شده است که آلوآنزیم  R کارایی کمتری در محافظت LDL از اکسیداسیون دارد و این یافته می‌تواند توجیحی باشد بر اینکه چرا در برخی از مطالعات، ژنوتیپ RR با فراوانی بالائی در بیماران عروق کرونری یافت شده است. بنابراین جهت بررسی اهمیت این پلی‌مورفیسم در پاتوژنز بیماری عروق کرونری ما به مطالعه مقایسه‌ای فراوانی این پلی‌مورفیسم در دو گروه بیماران مبتلا به گرفتگی عروق کرونری و کنترل پرداختیم.

روش بررسی: در این مطالعه که به روش  مورد – شاهد (case - control) انجام گرفت ژنوتیپ‌های PON1 در 174 نفر که تحت آنژیوگرافی قرار گرفتند تعیین شد. بیماری عروق کرونری (گرفتگی <50%) در 99 نفر مشخص شد (بیماران) و 75 نفر با گرفتگی عروق <10% به عنوان کنترل عمل کردند. ژنوتیپهای PON1 به وسیله PCR و هضم آنزیم محدودگر AlwI تعیین شدند. درآنالیز آماری جهت مقایسه سن، BMI و پروفایل لیپیدی در دو گروه بیمار و کنترل از آزمون t-student استفاد شد. فراوانیهای ژنوتیپی در دو گروه مورد مطالعه از طریق آزمون chi-square با هم مقایسه گردید. در نهایت برای تعین ارتباط نسبی ژنوتیپهای PON1 با شدت گرفتگی عروق کرونری از آزمون  c2 استفاد شد.

یافته‌ها: فراوانی‌های ژنوتیپ‌های RR ,QR ,QQ در گروه بیماران به ترتیب 3/28%، 5/50% و 2/21% و در گروه کنترل به ترتیب 3/45%، 7/42%و 12% مشخص شد(40/61=2 χ و 46/0=P‌). همچنین ارتباط این پلی‌مورفیسم با شدت گرفتگی عروق در دو گره مذکور مورد ارزیابی قرار گرفت که مطابق با نتایج توزیع ژنوتیپ‌های PON1 در مقایسه با شدت گرفتگی عروق کرونری از نظر آماری متفاوت نبود (27/0=p و  67/2=c2).

نتیجه‌گیری: این یافته‌ها پیشنهاد می‌کنند که ژنوتیپ Gln/Arg192 یک فاکتور خطرزا برای گرفتگی عروق کرونری است اما در شدت بیماری تاثیری ندارد.



صفحه 1 از 3    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علوم پزشکی رازی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2020 All Rights Reserved | Razi Journal of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb