iumssj

جستجو در مقالات منتشر شده


14 نتیجه برای میرصمدی

دکتر میرمنصور میرصمدی، دکتر سیدمهدی مدرس زاده،
جلد 1، شماره 0 - ( زمستان 1373 )
چکیده

   در مطالعه حاضر که دانش آموزان 17 مدرسه راهنمایی پسرانه و دخترانه در مناطق مختلف آموزش و پرورش شهر تهران در بهار 1373 انجام شده است جمعا 2058 نفر دانش آموز   (1136 پسر و 922 دختر) از نظر کوری رنگ مادرزادی معاینه شدند. تست دید رنگ بوسیله صفحات   و در شرایط خاص انجام تست صورت گرفت. در جمعیت نمونه مذکور جمعا 97 دانش آموز Ishihara   مبتلا به نقض دید رنگ مادرزادی وجود داشت که 93 نفر آنها پسر و 4 نفر دختر بودند. دانش آموزان مبتلا   ، عیوب V.A از نظر سابقه بیماری سیستمیک، بیماری چشمی و مصرف دارو بررسی و همگی از نظر   انکساری و فوندوسکوپی معاینه شدند. سابقه بیماری سیستمیک، چشمی و مصرف دارو در آنها منفی بود   و همگی دید اصلاح شده 20/20داشتند. در فوندوسکوپی در هیچیک یافته غیر طبیعی وجود نداشت.  

  نتایج این مطالعه بطور خلاصه عبارتست از:

  1-نقص دید رنگ در دانش آموزان پسر: 18/8 درصد (92 مورد )

  -دوترآنومالی : 93/4 درصد (56 مورد)

  -پروتانومالی : 14/1 درصد (13 مورد)

  -دوترآنوپیا : 14/1 درصد (13 مورد)

  پروتانوپیا : 97/0 درصد (11 مورد

  2-نقص دید رنگ در دانش آموزان دختر : 43/0 درصد ( 4 مورد )

  -دوتر آنومالی : 32/0 درصد (3 مورد )

  -پروتانومالی : 11/0 درصد ( 1 مورد )

در دانش آموزان دختر دوترآنوپیا و پروتانوپیا ( نقص شدید دید رنگ سبز و قرمز ) مشاهده نشده است   بررسی آماری نشان میدهد که نقص دید رنگ مادر زادی در دانش آموزان کشور ما که نمونه ای از جامعه کلی دارای چشمهایی سالم را تشکیل میدهند تفاوت عمده ای با آمار گزارش شده از کشورهای غربی و   بخصوص آمریکا ندارد


دکتر میرمنصور میرصمدی،
جلد 7، شماره 20 - ( 6-1379 )
چکیده

صورت پذیرفت. ابتدا از هر دو چشم این افراد توپوگرافی قرنیه به عمل آمد، سپس فقط در یک چشم آنها قطره هوماتروپین 2% (6 بار به فاصله 10 دقیقه) ریخته شد. چشم دیگر این افراد بعنوان چشم شاهد در نظر گرفته شد و هیچ دارویی برای آن به کار نرفت. یک ساعت بعد از آخرین قطره از هر دو چشم آنها(چشم شاهد و مورد) مجدداً توپوگرافی قرنیه به عمل آمد.شعاع انحنا و قدرت مرکزی در توپوگرافی اول و دوم در چشم مورد و شاهد بررسی و مقایسه شد.از 39 فرد مورد بررسی، 28 نفر (8/71 درصد) مردو11نفر (2/28درصد) زن با محدوده سنی 39-17 سال و میانگین سنی 7/6 ± 6/29 سال بودند. بعد از ریختن قطره هوماتروپین شعاع انحنای مرکز قرنیــــه به طــــور متوســـط 11/0 ± 13/0 میلی متر افزایش و قـــــدرت مرکزی قرنیه 76/0 ±14/0 دیوپتر کاهش یافت(05/0 < p ).به نظر می‌رسد اثر سیکلوپلژیک قطره هوماتروپین 2% باعث کاهش میزان کشش روی Scleral Spur شده و در نتیجه شعاع انحنای قرنیه افزایش و قدرت مرکزی آن کاهش می‌یابد.
دکتر ولی‌ا… حسنی، دکتر میرمنصور میرصمدی، دکتر زهره موذنی،
جلد 7، شماره 21 - ( 9-1379 )
چکیده

   ممانعت از افزایش فشار داخل چشم و کاهش هر چه بیشتر آن طی عمل جراحی چشم، تأثیر چشمگیری در موفقیت عمل جراحی دارد. بعضی از مراحل القاء بیهوشی مانند لارنگوسکوپی و لوله‌گذاری داخل نای باعث افزایش فشار داخل چشمی می‌شود که پیامدهای آن در آسیب‌های نافذ کره چشم خطرناک است. هدف این پژوهش، مقایسه تغییرات فشار داخل چشمی طی القاء بیهوشی در شرایط کاملاً یکسان با استفاده از دو داروی تیوپنتال و پروپوفول، نیز بررسی دقیق اثرات آنها بر روی فشار داخل چشمی است تا بتوان دارویی که بطور مؤثر فشار داخل چشمی را پایین آورده و مانع از افزایش آن به دنبال لارنگوسکوپی و لوله‌گذاری داخل نای می‌شود را انتخاب کرد. در این پژوهش 90 بیمار انتخاب شده و به‌صورت تصادفی به‌دو گروه تقسیم شدند. برای القاء بیهوشی در یک گروه (گروه اول) تیوپنتال mg/Kg4 و در گروه دوم پروپوفول mg/Kg5/2 تجویز شد. در هر دو گروه قبل از القاء بیهوشی سوفنتانیل µg/Kg15/0 و بعد از القاء بیهوشی آتراکوریوم mg/Kg7/0 تجویز شد. فشار داخل چشمی در چهار مرحله قبل از القاء‌بیهوشی، پس از القاء بیهوشی، حین لارنگوسکوپی و پانزده ثانیه بعد از لوله‌گذاری موفق داخل تراشه اندازه‌‌گیری شد. هر دو گروه بعد از القاء بیهوشی، کاهش‌ معنی‌داری در فشار داخل چشمی داشتند(01/0P<). کاهش فشار داخل چشمی در گروه 2 به صورت معنی‌داری بیشتر از گروه 1 بود(01/0P<). لارنگوسکوپی و لوله‌گذاری داخل نای باعث افزایش معنی‌داری در فشار داخل چشمی در گروه اول شد، لیکن در گروه دوم خیر(01/0P<). فشار داخل چشمی گروه اول، 15 ثانیه بعد از لوله‌گذاری داخل تراشه شروع به کاهش نمود. هیچ یک از بیماران دو گروه طی مدت مطالعه فشار داخل چشمی بالاتر از پایه نداشتند. نتیجه آن که پروپوفول باعث کاهش بیشتر فشار داخل چشمی نسبت به تیوپنتال می‌شود و به صورت مؤثرتری مانع از افزایش فشار داخل چشمی بدنبال لارنگوسکوپی و لوله‌گذاری داخل نای می‌شود.


دکتر امین‌ا… نیک‌اقبالی، دکتر میرمنصور میرصمدی، دکتر سیدمهدی مدرس‌زاده، دکتر مسیح هاشمی،
جلد 8، شماره 23 - ( 3-1380 )
چکیده

    پیشگیری از جداشدگی شبکیه ( Retinal Detachment, RD ) در چشمان افراد مستعد ضروری است. این مطالعه به منظور تعیین عوامل موثر بر درمان پیشگیرانه بر روی افراد مستعد RD که در بیمارستان حضرت رسول اکرم(ص) تحت لیزر درمانی پیشگیرانه قرار گرفتند و طی سالهای 1378-1370 تحت نظر بودند صورت پذیرفت. این تحقیق بر اساس اطلاعات موجود در پرونده بیمارانی که سابقه لیزر درمانی ضایعات شبکیه جهت جلوگیری از RD داشته‌اند انجام پذیرفت. علاوه بر معاینات کامل چشم پزشکی، خصوصیات چشمها از لحاظ سن، جنس، شکایت اولیه بیمار، سابقه RD در چشم طرف مقابل، سابقه عمل کاتاراکت، ضربه به چشم، میزان عیب انکساری، بهترین دید هنگام مراجعه و نوع ضایعه چشم درمان شده از پرونده بیماران استخراج شد. همچنین بیماران با توجه به علت مراجعه به 6 گروه (سابقه RD چشم طرف مقابل، آفاکی، افت محسوس بینایی، مگس پران، جرقه و ضربه به چشم درمان شده) تقسیم شدند. نیز بر اساس میزان بینایی چشم به 3 گروه دید کمتر از 10/1، دید 10/6-10/1 و دید 10/6 و بالاتر و همچنین براساس عیوب انکساری چشم بیمار به 3 گروه غیرمیوپ، میوپی کمتر از 75/5 دیوپتر و بیش از 6 دیوپتر تقسیم شدند. بیماران بر اساس نوع ضایعه لیزر شده به گروههایی با پارگی ( Horse Shoe Tearing, HST )، Hole ، Latice ، Dialysis تقسیم‌بندی شدند. امکان RD در هر گروه بررسی و با تست X2 مورد ارزیابی آماری قرار گرفت تا نقش موثر هر یک از خصوصیات فوق در بروز RD مشخص شود. 121 چشم از 114 بیمار از 13 تا 92 ماه (میانگین 23 ماه) پیگیری شدند. بیماران از 19 تا 74 سال (میانگین 50 سال) سن داشتند. از 121 چشم درمان شده 16 مورد (2/13%) علی‌رغم لیزر درمانی پیشگیرانه دچار RD شدند. در 41 چشم با سابقه RD در چشم طرف مقابل، 3 مورد (3/7%) RD مشاهده شد. از 29 چشم با افت بینایی بعلت خونریزی وتیره 6 مورد (7/20%) RD ، از 20 چشم آفاک 3 مورد (15%) RD ، از 17 چشم با مگس پران 2 مورد (8/11%) RD ، از 7 مورد دچار جرقه (فتوپسی) 2 مورد (5/28%) RD و از 7 چشم با سابقه ضربه به چشم یک مورد (2/14%) RD مشاهده شد. از نظر آماری ( X2 ) ارتباط معنی‌داری بین علت مراجعه و امکان بروز RD پس از لیزر درمانی وجود داشت (002/0= P ). 8 چشم (6/21%) از 37 چشم با بینایی کمتر از 10/1، 3 مورد (6/9%) از 31 چشم با بینائی 10/6-10/1 و در 2 مورد (6%) از 33 چشم با دید 10/6 به بالا، RD مشاهده شد که ارزش آماری نداشت. در 14 چشم غیرمیوپ مورد بررسی RD مشاهده نشد، در حالیکه از 35 چشم با میوپی کمتر از 75/5 دیوپتر، 4 مورد (4/11%) و از 52 چشم با میوپی بالاتر از 6 دیوپتر 9 مورد (3/17%) RD مشاهده شد که از نظر آماری تفاوت معنی‌داری نداشت. از 43 چشم با پارگی HST 7 مورد (2/16%)، از 27 چشم دچار Hole 2 مورد (4/7%)، از 25 چشم دچار لاتیس 3 مورد (12%) و از 6 مورد مبتلا به دیالیز یک مورد (6/16%) RD پس از لیزر درمانی مشاهده شد که از نظر آماری ارتباط معنی‌داری نداشت.

گرچه لیزر درمانی پیشگیرانه ضایعات شبکیه در چشمهای مستعد، امکان بروز RD را کاهش می‌دهد ولی تاثیر آن صددرصد نیست. فتوپسی، افت محسوس بینایی، آفاکی، سابقه ضربه به چشم، همچنین HST ، میوپی بیش از 6دیوپتر و نیز دید کمتر از 10/1 امکان RD را افزایش می‌دهند. تحقیقات تجربی برای کاهش بروز RD در این بیماران توصیه می‌شود.


دکتر امین‌ا… نیک‌اقبالی، دکتر میرمنصور میرصمدی، دکتر حسن اخوان مجد، دکتر احمد خیرخواه،
جلد 8، شماره 25 - ( 9-1380 )
چکیده

    با توجه به نقش فلور میکروبی ملتحمه در بروز اندوفتالمیت پس از عمل، این مطالعه جهت بررسی این فلور در بیمارانی انجام شد که قرار بود تحت عمل جراحی داخل چشمی قرار گیرند. این پژوهش بصورت آینده‌نگر برروی 251 چشم از 211 بیمار (انتخاب شده بطور تصادفی) که طی فاصله سالهای 1379-1378 در مجتمع پزشکی حضرت رسول اکرم(ص) تهران تحت عمل جراحی داخل چشمی قرار گرفته بودند انجام شد. نمونه جهت کشت میکروبی در 100 بیمار فقط از چشم عمل شده، در 71 بیمار فقط از چشم مقابل و در 40 بیمار از هر دو چشم تهیه گردید. زمان نمونه‌گیری درست قبل از زمان آغاز ضدعفونی جهت جراحی بود. تمام نمونه‌ها از نظر رشد باکتری بررسی شدند. همچنین در 100 مورد بررسی از نظر رشد قارچ بعمل آمد. نتایج بدست‌آمده طبقه‌بندی شدند و تحت آزمون آماری chi-square قرار گرفتند.

رشد حداقل یک نوع باکتری در 6/56% از چشمهای مورد بررسی وجود داشت. در 6/1% موارد رشد دو نوع باکتری در محیط کشت مشاهده شد. درصد رشد باکتری در کل نمونه‌ها بشرح زیر بود: استافیلوکوک اپیدرمیدیس 6/50%، استافیلوکوک اورئوس 6/3%، گونه‌های باسیلوس 6/1%، اشریشیاکولی 2/1%، اکتینومایست 8/0% و دیفتروئیدها 4/0%. رشد قارچ در 3% نمونه‌های بررسی شده وجود داشت. در موارد بررسی شده بین دو چشم از نظر فلور نرمال ملتحمه اختلاف قابل توجهی مشاهده نگردید.

همانند نتایج مطالعات قبلی، فلور میکروبی ملتحمه در بیش از نیمی از چشمها مشاهده شد. شایعترین ارگانیسم جدا شده استافیلوکوک اپیدرمیدیس بود. با توجه به نقش این عوامل در اندوفتالمیت پس از عمل، انجام اقداماتی جهت کاهش جمعیت این ارگانیسمها توصیه می‌گردد.


دکتر مسعود ستوده، دکتر میرمنصور میرصمدی، دکتر ماندانا صدقی،
جلد 9، شماره 29 - ( 9-1381 )
چکیده

سرطان معده یکی از شایعترین سرطانها در جهان است که علی‌رغم پیشرفتهای صورت گرفته در زمینه درمان، میزان بقای 5 ساله آن پایین است. به همین علت و جهت جلوگیری از بروز سرطان شناسایی دقیقتر علل آن مورد نیاز است. متاپلازی روده‌ای نقش مهمی را در توالی تغییرات از گاستریت سطحی تا دیسپلازی و سرطان ایفا می‌کند و اغلب محققان بر این عقیده‌اند که خطر سرطان معده متناسب با میزان گسترش متاپلازی روده‌ای (بعنوان ضایعه پیش سرطان) است. براساس محتوی موسین، دو نوع متاپلازی روده‌ای شناخته شده است. در نوع II (incomplete) که موسین خنثی به اسیدی تبدیل می‌شود خطر زیادتری برای سرطان وجود دارد. همچنین براساس مطالعات اپیدمیولوژیک، میزان عفونت H.pylori در کانسر معده بالاتر است که البته مکانیسم آن کاملاً شناخته نشده است. هدف از این مطالعه بررسی اثرات H.pylori روی سرطان معده و یافتن ضایعه پیش سرطانی قبل از تغییرات مورفولوژیک بود. جهت تمایز دو نوع موسین خنثی و اسیدی از رنگ آمیزی PAS/Alcian blue (PH:2.5) استفاده شده است. به منظور بررسی این موضوع 100 مورد بیوپسی معده که دارای گاستریت مزمن به همراه H.pylori ولی فاقد متاپلازی بودند انتخاب شدند. در این نمونه‌ها موسین خنثی از اسیدی توسط رنگ‌آمیزی PAS/Alcian blue متمایز گردید. همچنین بعنوان کنترل مثبت تعداد 10 مورد گاستریت به همراه متاپلازی روده‌ای و 10 مورد کنترل منفی از گاستریت فاقد H.pylori و یا متاپلازی روده‌ای در نظر گرفته شد.بررسی یافته‌ها نشان داد که نوع موسین در این نوع از گاستریت خنثی بوده و عفونت H.pylori بدون ایجاد تغییرات مورفولوژیک متاپلازی، تغییری در موسین مخاط طبیعی معده ایجاد نمی‌نماید. در این مطالعه تغییری در موسین (نوع خنثی) مبتلایان به گاستریت H.pylori فاقد متاپلازی روده‌ای مشاهده نشد، لیکن جهت تفسیر بهتر و نتیجه‌گیری دقیقتر مطالعات تکمیلی روی تعداد بیشتری از بیماران پیشنهاد می‌گردد.


دکتر امین ا… نیک‌اقبالی، دکتر حسن اخوان مجد، دکتر میرمنصور میرصمدی، دکتر سیدمهدی مدرس‌زاده، دکتر سهیلا ارض‌پیما،
جلد 9، شماره 30 - ( 9-1381 )
چکیده

این مطالعه جهت بررسی میزان آلودگی باکتریال اتاق قدامی و ارزیابی تأثیر پیشگیری کننده قطره سیپروفلوکساسین بر آن در چشمهایی که تحت عمل کاتاراکت بدون عارضه و جای‌گذاری لنز درون چشمی بیماران قرار گرفته بودند انجام شد. بیماران در بیمارستان حضرت رسول اکرم(ص) طی سالهای 1378 تا 1379 مورد مطالعه قرار گرفتند. این مطالعه به صورت آینده‌نگر تجربی و Clinical trial و بطور Sequential و غیر انتخابی انجام گردید. در این بررسی بیماران به صورت تصادفی به 2 گروه آزمایشی و کنترل تقسیم شدند. در چشم بیماران گروه آزمایشی از 2 روز قبل ازعمل قطره سیپروفلوکساسین ریخته شد و در گروه کنترل از این قطره استفاده نشد. برای هر بیمار در 5 مرحله کشت انجام گردید. کشتهای مرحله اول و دوم از کلدوساک هر دو چشم بیمار قبل از پرپ چشم و کشت سوم از کلدوساک چشمی که باید تحت عمل قرار گیرد پس از پرپ و درپ و کشت مرحله4 از اتاق قدامی در پایان عمل جراحی و کشت پنجم از کلدوساک چشم عمل شده قبل از تزریق آنتی‌بیوتیک ساب‌کونژ انجام گردید. نمونه های هر مرحله به محیط کشت آگارخونی ( AB ) و تیوگلیوکولات ( TH ) برده شد و به مدت 4 روز در انکوباتور نگهداری گردید سپس تحت بررسی میکروبیولوژیستی 3 قرار گرفت که در آخر داده ها طبقه‌بندی و مورد آنالیز آماری کای دو قرار گرفتند. در این بررسی 111 بیمار به مدت 1 سال مورد مطالعه قرار گرفتند. بطور کلی کشت مرحله اول (چشم مقابل) در 7/39% موارد مثبت بود که در 7/26% استاف اپیدرمیدیس رشد نمود. کشت مرحله دوم (چشم مورد عمل) در 18% موارد مثبت بود که در 3/15% استاف اپیدرمیدیس رشد کرد. کشت مرحله سوم (بعد از پرپ و درپ) در 6/12% موارد مثبت و همگی استاف بود. کشت مایع اتاق قدامی (مرحله 4) در 9% موارد مثبت بود که در 4/5% آنها استاف رشد کرد. کشت مرحله 5 در 6/12% موارد مثبت و نتیجه کشت استاف بود. اختلاف آماری با ارزشی بین مراحل 2، 3، 4، و 5 با 1 دیده شد اما مراحل 2، 3 و 5 اختلاف معنی دار آماری نداشتند. آنالیز آماری نشان داد که در مرحله دوم، نسبت کشتهای مثبت (9%) در چشمهایی که قطره سیپروفلوکساسین دریافت کرده بودند نسبت به چشمهایی که چنین قطره ای را دریافت نکرده بودند (32/15%) با اطمینان 95% و 69/5 = X2 و 03/0 = Pvalue بطور قابل ملاحظه‌ای کمتر بود که می تواند نشان دهنده تأثیر قطره در کاهش عفونت در گروههای مورد آزمایش باشد. همچنین بررسیهای آماری نشان داد که در مرحله چهارم نیز، نسبت کشتهای مثبت (7/2%) در چشمهایی که قطره سیپروفلوکساسین دریافت کرده بودند نسبت به چشمهایی که چنین قطره ای را دریافت نکرده بودند (9%) با اطمینان 95% و 07/6 = X2 و 01/0 = Pvalue بطور قابل ملاحظه ای کمتر بود که این مطلب نشان دهنده تأثیر قطره در کاهش عفونت در گروههای مورد آزمایش می‌باشد. آلودگی اتاق قدامی چشم در پایان یک عمل جراحی کاتاراکت به‌صورت استریل مشهود می‌باشد و در شرایط استریل، در عمل کاتاراکت استفاده از قطره سیپروفلوکساسین قبل از عمل احتمال آلودگی میکروبی در کلدوساک را کم می کند اما این تاثیر100% نیست. از سوی دیگر استفاده از قطره سیپروفلوکساسین قبل از عمل میزان رشد میکروبها از مایع اتاق قدامی را کم می‌کند.


دکتر علیرضا فروتن، دکتر منصور میرصمدی، دکتر حمید قرائی،
جلد 9، شماره 30 - ( 9-1381 )
چکیده

هدف از این مطالعه ارزیابی نقش نمونه‌گیری، کشت و تست حساسیت آنتی‌بیوتیکی در درمان زخمهای عفونی قرنیه است. این مطالعه به صورت آینده‌نگر روی 100 بیمار مبتلا به زخم قرنیه که به درمانگاه چشم بیمارستان حضرت رسول اکرم(ص) مراجعه کرده بودند انجام شد. پس از معاینات معمول با اسلیت لامپ و تعیین میزان ضایعه اپی‌تلیوم، انفیلتراسیون و ادم قرنیه، میزان واکنش اتاق قدامی و هیپوپیون از زخم قرنیه بیماران نمونه‌گیری انجام شد و نمونه برای رنگ‌آمیزی و کشت آماده گردید. سپس قطره سفازولین و جنتامایسین تغلیظ شده برای بیمار تجویز شد. در این بررسی 50 بیمار (50 % ) تنها با دریافت دارو بطور قابل قبولی بهبود یافتند که از این تعداد فقط 4 بیمار (4 % ) نیاز به تعویض دارو براساس یافته‌های آزمایشگاهی حاصل از کشت و تست حساسیت آنتی‌بیوتیکی پیدا کردند. 43 بیمار (43 % ) با وجود دریافت داروهای تجویز شده یا تغییر آنها براساس یافته‌های آزمایشگاهی، به علت عدم بهبودی قابل قبول یا پیشرفت ضایعه، نیاز به جراحی قرنیه پیدا کردند (36 مورد فلپ ملتحمه و 7 مورد پیوند قرنیه). در7 بیمار (7 % ) به علت سوراخ بودن قرنیه در بدو مراجعه و دید NLP ، گلوب تخلیه شد. با توجه به نتایج فوق می‌توان گفت که اغلب زخمهای باکتریال قرنیه با تجویز بموقع آنتی‌بیوتیکهای وسیع الطیف بهبودی می‌یابند و انجام کشت و تست حساسیت آنتی‌بیوتیکی لااقل در مراکزی که دسترسی به آزمایشگاه و متخصص تشخیص آزمایشگاهی آسان نیست، چندان ضروری به نظر نمی‌رسد. تهیه کشت و تست حساسیت آنتی‌بیوتیکی را می‌توان برای بیمارانی در نظر گرفت که زخم شدید و پیشرفته قرنیه دارند یا عامل غیر باکتریایی برای زخم قرنیه آنها مطرح است یا تغییر نوع درمان مد نظر می‌باشد.


دکتر علیرضا فروتن، دکتر منصور میرصمدی، دکتر محمود جوشقانی،
جلد 9، شماره 30 - ( 9-1381 )
چکیده

هدف از این مطالعه بررسی نتایج درمانی گلوکوم مادرزادی در بیماران مراجعه کننده به بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) بوده است. این مطالعه به‌صورت گذشته نگر ( Retrospective ) روی پرونده 38 بیمار که با تشخیص گلوکوم مادرزادی از اواخر سال 69 لغایت اواخر سال 77 مراجعه کرده و درمان طبی یا جراحی شده بودند، انجام شد. در بررسی نتایج نهایی فشار چشم، کنترل فشار چشم تا حدود زیر 21 میلمتر جیوه به عنوان موفقیت تلقی شده است. براساس نتایج حاصل از مطالعه که روی 71 چشم از 38 بیمار صورت گرفته بود، در 5 چشم (7%) تنها با درمان دارویی فشار چشم کنترل شده بود، 66 مورد (93%) نیاز به عمل جراحی پیدا کردند که از این تعدا د در 47 چشم (71%) با 1 یا چند بار عمل جراحی فشار به زیر 21 میلیمتر‌جیوه رسید. شایعترین عمل جراحی ترابکولوتومی بود که روی 62 چشم (94%) و بین 3ـ1 بار انجام گردید و منجر به کنترل فشار در 38 چشم (5/57%) شد. در نهایت در 52 چشم (73%) با درمان دارویی یا به وسیله اعمال مختلف جراحی، فشار چشم کنترل شده بود. در 70% چشمها تغییری در قطر افقی قرنیه و میزان CUP در مقایسه بین اولین و آخرین معاینه وجود نداشت. کدورت قرنیه در اولین معاینه 84% بود که در آخرین معاینه به 38% تقلیل یافت. بطور کلی می‌توان گفت که درمان گلوکوم مادرزادی بر پایه جراحی استوار بوده و ترابکولوتومی به عنوان اولین اقدام درمانی در این بیماران، روشی موثر می‌باشد. در صورت عدم کنترل فشار داخل چشم بعد از انجام ترابکولوتومی می‌توان از عمل مجدد یا انجام ترابکولوتومی همراه با ترابکولکتومی استفاده کرد.


دکتر میرمنصور میرصمدی، دکتر نوید سینه سپهر،
جلد 9، شماره 32 - ( 12-1381 )
چکیده


دکتر علیرضا فروتن، دکتر میرمنصور میرصمدی، دکتر علی وادی‌پور،
جلد 10، شماره 33 - ( 3-1382 )
چکیده

    هدف از این مطالعه بررسی تغییرات توپوگرافیک قرنیه بعد از عمل جراحی اسکلرال با کلینگ و ویترکتومی بوده است که به روش observational prospective case series انجام شد. در این تحقیق 49 چشم (شامل چشمهای افاک و فاکیک) از 48 بیمار براساس نوع عمل جراحی بررسی شد که بیماران به 4 گروه تقسیم شدند. 10 بیمار تحت عمل لوکال باکلینگ (گروهA)، 9 بیمار تحت عمل ویترکتومی بدون استفاده از باکل (گروه B)، 18 بیمار تحت عمل ویترکتومی همراه با Encricling (گروه C) و 12 بیمار تحت عمل Encricling همراه با Additional segmental buckling (گروه D) قرار گرفتند. برای این چشمها قبل از عمل، 1ماه، 3ماه و 6ماه بعد از عمل، کراتومتری و ویدیوکراتوگرافی انجام شد. در این مطالعه اختلاف آماری معنی‌داری از نظر میزان آستیگماتیسم قرنیه‌ای اعمال شده و میزان سیلندر ریفراکتیو در بین 4 گروه مشاهده نشد. اما اختلاف آماری معنی‌داری از نظرمیزان اسفری و همچنین از نظر وضعیت لنز (فاکیا و آفاکیا) بین 4 گروه وجود داشت. از نظر تغییرات سیلندر کراتومتریک در گروه A بین موارد قبل از عمل و 6ماه بعد از عمل، اختلاف معنی‌داری وجود داشت (05/0Pv<) و از نظر تغییرات Spherical equivalent در گروههای B و C و D بین موارد قبل از عمل و 6ماه بعد از عمل و نیز در گروه فاکیک و آفاکیا اختلاف معنی‌دار آماری مشاهده گردید (05/0Pv<). بعد از لوکال یا Additional segmental buckling (گروههای D,A) شیب قرنیه منطبق بر محل باکل با شیوع زیاد مشاهده شد.در گروه ویترکتومی (گروه B) افزایش شیب قرنیه که منطبق با محل بخیه‌های اسکرال بود ایجاد گردید و به مرور زمان تبدیل به شیب مرکزی قرنیه گردید. بعد از ویترکتومی به همراه Encricling (گروه C) تغییرات مشابهی ایجاد شد اما باگذشت زمان شیب مرکزی قرنیه از بین رفت. درکل تغییرات قرنیه تا 6ماه بعد از عمل جراحی به صورت غیرمنظم غیر قرینه باقی ماند. به صورت یک نتیجه‌گیری کلی می‌توان گفت ویدیوکراتوگرافی قرنیه ابزار مفیدی برای بررسی تغییرات شعاع انحنای قرنیه بعد از عمل جراحی اسکلرال باکلینگ و ویترکتومی می‌باشد. در تمام گروههای مورد مطالعه تغییر شکل قرنیه به صورت غیرمنظم و غیرقرینه وجود داشت که طرح تغییرات ایجاد شده بر حسب نوع عمل جراحی انجام شده متفاوت بود.

دکتر محمدمهدی پرورش، دکتر پژمان بختیاری، دکتر میرمنصور میرصمدی، دکتر مسیح هاشمی، دکتر مریم الماسی،
جلد 12، شماره 45 - ( 3-1384 )
چکیده

خون‌ریزی فوق مشیمیه‌ای از عوارض جدی جراحی‌های داخل چشمی از جمله اسکلرال باکلینگ است که اثرات زیادی بر نتیجه جراحی و سرانجام بینایی بیمار دارد. هدف از این مطالعه تعیین شیوع خون‌ریزی فوق مشیمیه‌ای حین عمل اسکلرال باکلینگ و عوامل خطر بروز آن در مجتمع رسول اکرم(ص) طی سال‌های 77-1368 بوده است. در این مطالعه مورد ـ شاهدی( Case-control ) اطلاعات به روش گذشته‌نگر و با استفاده از پرونده‌های بیمارستانی گردآوری شد و 504 چشم از 488 بیمار که برای درمان جداشدگی رگماتوژن شبکیه تحت عمل اسکلرال باکلینگ قرار گرفته بودند، بررسی شدند. از این تعداد 161 بیمار زن(33%) و 327 بیمار(67%) مرد بودند و میانگین سنی بیماران 9/20 ± 1/43 سال بود. در 12 مورد خون ریزی فوق مشیمیه‌ای رخ داده بود که شیوع آن 4/2% محاسبه شد. تعداد بیمارانی که دچار خون‌ریزی فوق‌مشیمیه‌ای در همان چشم یا چشم مقابل شده بودند به طور معنی‌داری در بیماران گروه مورد از شاهد بیش‌تر بود(7/16%، 6/0%، 005/0= P ) و نسبت شانس برای عامل ذکر شده 96/19 محاسبه گردید. در رابطه با جنس، سابقه دیابت، فشار خون، سکته مغزی، بیماری‌های قلبی ـ ریوی، سابقه تروما، سابقه بیماری‌های چشمی، سابقه جراحی‌های چشمی، نوع بیهوشی، استفاده از باند و میزان نزدیک‌بینی، 2 گروه مورد و شاهد تفاوت معنی‌داری با هم نداشتند(05/0 P> ). به طور کلی می‌توان گفت که سن بالا و سابقه بروز خون‌ریزی فوق‌مشیمیه‌ای در همان چشم یا چشم مقابل عوامل خطر در بروز خون‌ریزی فوق‌مشیمیه‌ای حین عمل اسکلرال باکلینگ می‌باشند.


دکتر ملیحه نوبخت، دکتر سولماز مجیدزاده، مریم فتاحی، دکتر منصور میرصمدی، پروانه طباطبایی،
جلد 12، شماره 46 - ( 6-1384 )
چکیده

    اکسید نیتریک به عنوان یک رادیکال آز اد در تنظیم فرایندهای تکاملی، نقش مهمی به عهده دارد. این ماده که توسط آنزیم اکسید نیتریک سینتاز( Nitric Oxide Synthase=NOS ) تولید می‌شود ممکن است نقش نوروترانس‌میتر، نورومدولاتور و یا ملوکول پیامبر ثانویه را در سیستم عصبی مرکزی به عهده داشته باشد. با توجه به این که میزان تولید اکسید نیتریک( Nitric Oxide=NO ) در سنین مختلف جنین و حتی بعد از تولد، متفاوت است در مطالعه حاضر بیان آنزیم اکسید نیتریک سینتاز( NOS ) در طی تکامل در وزیکول اپتیک از روز 4 E تا 18 E با روش‌های هیستوشیمیایی بررسی شده است. بعد از انجماد توسط کراپواستات از نمونه‌ها برش گرفته شد و توسط میکروسکوپ نوری مورد مطالعه قرار گرفتند. بیان nNOS ابتدا در روز 14 جنینی(14 E ) در سلول‌های کاجال-رتزیوس( Cajal-Retzius ) که در ناحیه مارژینال وزیکول اپتیک قرار دارد، دیده شد. نیکوتین امید ادنین دی نوکلئوتید فسفات دیافوراز( NADPH-d ) در این لایه در 14 E یافت شد و به تدریج افزایش یافت و از 20 E شروع به کاهش نمود. در 16 E در وزیکول اپتیک 4 لایه مشاهده شد که واکنش NADPH-d را نشان می‌دادند. در 18 E واکنش NADPH-d در بزرگ‌نمایی کم در لایه پنجم، کاملاً مشخص بود. در مراحل بعدی قابل توجه‌ترین نکته، کاهش واکنش هیستوشیمیایی در ناحیه مارژینال بود که لایه چهارم واکنش کم‌تری را نسبت به بقیه صفحه کورتیکال نشان می‌داد. این مشاهدات نشان داد که NO در دوران جنینی سنتز می‌شود و میزان سلول‌های واکنش دهنده با NOS در زمان جنینی متفاوت می‌باشد. هدف از این پژوهش، روشن ساختن اهمیت نقش NO و میزان آن، در سنین متفاوت، بود که یافته‌ها نقش مهم NO را در تشخیص زمان تکامل وزیکول اپتیک، بررسی وضعیت تکامل و شناخت ناهنجاری‌های احتمالی در روند تکامل بیان نموده‌اند.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علوم پزشکی رازی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2020 All Rights Reserved | Razi Journal of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb