iumssj

جستجو در مقالات منتشر شده


4 نتیجه برای نامی

صنم نامی نامی، دکتر مهربان فلاحتی، دکتر فریده زینی، دکتر لامع اخلاقی، دکتر محمد صدری، دکتر فاطمه طباطبائی، زینب قاسمی، شیما نوذری،
جلد 18، شماره 89 - ( 8-1390 )
چکیده

  زمینه و هدف : درماتوفیتوزیس یک بیماری قارچی جلدی شایع با انتشار جهانی است . اینترلوکین 8 ( IL8 ) آزاد شده از کراتینوسیت ها در حضور آنتی ژن های درماتوفیتی سبب القاء پاسخ حاد در عفونت درماتوفیتی می شود و متعاقبا تولید پروتئین های فاز حاد توسط سلول های کبدی رخ می دهد . CRP ( C-reactive protein ) و MBL ( Mannose-binding lectin ) از پروتئین های فاز حاد هستند . تحقیقات اندکی در مورد پروتئین ‌ های فاز حاد در عفونت های درماتوفیتی انجام گرفته است . این مطالعه برای تعیین سطح سرمی CRP و MBL در بیماران مبتلا به درماتوفیتوزیس برنامه ‌ ریزی شده است .

  روش کار : این یک مطالعه مقطعی بود و به روش غیر احتمالی و در دسترس از 96 فرد سالم و 105 بیمار مبتلا به درماتوفیتوزیس نمونه گیری انجام شد . برای تشخیص روی نمونه ها آزمایش مستقیم و کشت و در صورت لزوم آزمایش های تکمیلی برای شناسایی گونه های مختلف درماتوفیت انجام شد و برای تعیین سطح سرمی CRP و MBL روی سرم افراد سالم و بیمار از تست الایزا استفاده شد . برای بررسی ارتباط بین متغیرها از آزمون ‌ های chi- square ، Fisher exact ، Mann- Whitney و تحلیل منحنی Roc استفاده شد و سطح معنی داری 05/0 < p در نظر گرفته شد .

  یافته ها : میان ه سطح سرمی CRP در افراد سالم و بیمار به ترتیب µg/ml 32/3 ± 31/3 ، µg/ml 96/35 ± 60/16 (001/0> p ) بود و میان ه سطح سرمی MBL به ترتیب g/ml µ 87/1 ± 53/1 ، g/ml µ 03/2 ± 97/1 (039/0= p ) بود . سطح سرمی CRP (001/0> p ) و MBL (042/0= p ) یک شاخص معنی دار برای بیماری درماتوفیتوزیس تعیین شد . نقص MBL ( غلظت µg/ml 1 >) در گروه سالم (2/56%) بیشتر از گروه بیمار (0/41%) بود .

  نتیجه گیری : یافته های این مطالعه نشان دهنده افزایش غلظت سرمی CRP و MBL در بیماران مبتلا به درماتوفیتوزیس و نقش آن ها در این عفونت بود . احتمالا مشاهده فراوانی بالای نقص MBL در افراد سالم نسبت به بیمار نشان می دهد که نقص MBL یک فاکتور مستعد کننده در ابتلا به این بیماری نیست .


زینب قاسمی، دکتر مهربان فلاحتی، دکتر محمد صدری، شیرین فره یار، صنم نامی، شیما نوذری، فرزانه احمدی، دکتر غلامحسین غفارپور ،
جلد 18، شماره 92 - ( 11-1390 )
چکیده

  زمینه وهدف: ساپروفیت ها یکی از عوامل ایجاد کنندۀ دیستروفی ناخن می باشند. ساپروفیت ها ممکن است به ناخن های سالم تهاجم پیدا کنند و باعث دیستروفی شوند و یا بر روی ناخن هایی که قبلاً به علت بیماری های مختلف دیستروفی پیدا کرده اند، قرار گیرند و با فراهم شدن شرایط مناسب رشد کنند. شیوع عوامل ساپروفیتی ناخن بین 6/17- 43/1 درصد گزارش شده است. ساپروفیت ها بیشتر به‌ناخن های بزرگ پا و به‌افراد مسن (بالای 60 سال) حمله می‌کنند. بیشترین ساپروفیت هایی که باعث عفونت ناخن می شوند، گونه‌های آسپرژیلوس، آکرومونیوم، اسکوپولاریوپسیس، پنی سیلیوم و فوزاریوم هستند. هدف از این مطالعه بررسی فراوانی عوامل ساپروفیتی در ناخن های دیستروفیک افراد مراجعه کننده به بیمارستان رازی بود.

  روش‌کار: در یک مطالعۀ توصیفی _ مقطعی، نمونه های ناخن دیستروفی شدۀ افراد مراجعه کننده، مورد آزمایش مستقیم و کشت قرار گرفتند. برای آزمایش مستقیم نمونه‌ها با هیدروکسید پتاسیم 20 درصد (KOH 20%) مورد ارزیابی قرار گرفتند و برای آزمایش کشت، از دو محیط سابورودکستروز آگار (ساخت کارخانه (QUELAB استفاده شد. همچنین برای تشخیص افتراقی آسپرژیلوس ها، محیط چاپک داکس آگار (CZA) به کار برده شد.

  برای ارتباط بین متغیرها از آزمون های Chi-Square و Fisher exact استفاده شد.

  یافته‌ها: در این مطالعه از 655 بیمار مراجعه کننده ) 404 نفر زن و251 نفر مرد)، با توجه به آزمایش مستقیم و کشت، 34 بیمار مبتلا به عفونت های ساپروفیتی ناخن بودند. از این تعداد 17 نفر زن و 17 نفر مرد بودند. شایع ترین عامل ساپروفیتی جدا شده، آسپرژیلوس فلاووس با 3/35% بود. 8/58 درصد از عوامل ساپروفیتی از ناخن های پا جدا شدند. شایع ترین فرم تهاجمی ناخن، فرم تهاجمی ناحیه دیستال (Distal subungual onychomysis) با 7/64 درصد بود. بیشترین میزان شیوع عوامل ساپروفیتی ناخن در محدودۀ سنی 59-50 سال بود (4/29 درصد). 18 نفر از بیماران، مبتلا به بیماری های زمینه ای بودند (9/52درصد) . در این بررسی میزان شیوع عفونت های ساپروفیتی ناخن (2/17%) بود.

  نتیجه گیری: مطالعه تشخیصی و اپیدمیولوژیکی قارچ های ساپروفیتی برای پیشگیری و درمان عفونت های ناخن اهمیت زیادی دارد. چه بسا تشخیص دقیق یک قارچ، این امکان را به پزشک می دهد تا یک درمان انتخابی و موثرتری برای بیمار برگزیند.


شیما نوذری، دکتر فریبا حیدری کهن، مهتاب اشرفی خوزانی، فرزانه احمدی، زینب قاسمی، صنم نامی، دکتر مهربان فلاحتی،
جلد 18، شماره 93 - ( 12-1390 )
چکیده

  زمینه و هدف: ولوواژینیت کاندیدیایی ( VVC= Vulvovaginitis Candidal )، عفونت دستگاه تناسلی زنان است که بر اثر رشد بیش از حد گونه‌های کاندیدا به ویژه کاندیدا آلبیکنس ( Candida albicans ) ایجاد می شود و گاهی به صورت مزمن و عودکننده در می ­ آید . فلوکونازول یکی از داروهای متداول است که در درمان این بیماری به کار می رود. البته مقاومت نسبت به این دارو نیز دیده شده است. بنابراین ما برآن شدیم تا در جهت بهبود درمان، اثر توام فلوکونازول با ذرات نانونقره را بر روی گونه های کاندیدای جداشده از ولوواژینیت مزمن و عودکننده کاندیدیایی بررسی کنیم.

  روش کار: این مطالعه یک روش آزمایشگاهی تجربی است که بر روی 30 نمونه از بیماران کاندیدیایی مزمن انجام شده است. نمونه ها مورد آزمایش مستقیم، کشت و آزمایش ‌ های تکمیلی برای شناسایی گونه های مختلف کاندیدا از قبیل کشت روی کاندیدا کروم آگار ( Chrome agar )، جرم تیوب (Germ tube) ، تست دما و آزمایش جذب قندها ( API 20 AUX Sugar Assimilation ) قرار گرفتند و سپس فلوکونازول و نانوسیلور هر یک به تنهایی و همراه با یکدیگر بر روی هر کدام از گونه ‌ ها به روش میکرودایلوشن براث ( Broth (Dillution آزمایش و یافته ها بر اساس رگرسیون لجستیک و آزمون من-ویتنی بیان شد.

  یافته ­ ها: در بررسی ما 30 نمونه ولوواژینیت مزمن کاندیدیایی شناخته شد که عامل آن ‌ ها به ترتیب فراوانی عبارت از کاندیدا آلبیکنس، گلابرات ( (Glabrata ، کروزی Krusei) )، تروپیکالیس( (Tropicalis ، پاراپسیلوزیس( Parapsilosis ) و فاماتا ( Famata ) بودند. هم چنین یافته ها نشان داد که فلوکونازول در دامنه گسترده‌ای از غلظت، بین 4-128میکروگرم درمیلی لیتر، قادر به مهار رشدگونه‌های کاندیدا می باشد. هم چنین فعالیت ضد قارچی آن، همراه با نانوسیلور در مقایسه با کاربرد تنهایی آن افزایش داشت.

  نتیجه‌گیری: بهره‌گیری از آزمایشگاه برای تشخیص صحیح عفونت و نیز تعیین حساسیت در آزمایشگاه و تجویز نانوسیلور همراه با فلوکونازول در فرمولاسیون‌های داروهای موضعی برای درمان کاندیدیازیس مزمن واژینال و جلوگیری از موارد عود کننده می تواند مفید باشد.


زینب قاسمی، دکتر مهربان فلاحتی، دکتر شیرین فره یار، صنم نامی، شیما نوذری، فرزانه احمدی، دکتر غلامحسین غفارپور،
جلد 19، شماره 96 - ( 3-1391 )
چکیده

  زمینه و هدف : مخمرها یکی از شایع‌ترین عوامل ایجادکنندۀ اونیکومایکوزیس می‌باشند. در کشورهایی مثل ایران، عربستان، ایتالیا و اسپانیا مخمرها بیشترین فراوانی گزارش شده را دارند. عوامل مهار کنندۀ سیستم ایمنی مثل شیمی درمانی، پرتودرمانی، استفاده از آنتی بیوتیک‌های وسیع‌الطیف، درمان با کورتیکواستروئیدها، ایدز و دیابت شیرین زمینه‌ساز عفونت‌های ناشی از این قارچ‌ها می‌شوند. عوامل مخمری ایجادکنندۀ اونیکومایکوزیس در ناخن‌های دست شیوع بیشتری دارد و فراوانی آن در زنان 3-2 برابر مردان است. در بعضی از مشاغل مانند پرستاران، مستخدمین، آشپزها، ظرفشوران، قنادان و خانم‌های خانه دار بیشتر مشاهده می‌شود. در بین مخمرها، کاندیدا آلبیکنس شایع‌ترین عامل ایجادکنندۀ اونیکومایکوزیس می‌باشد. هدف از این مطالعه بررسی فراوانی اونیکومایکوزیس ناشی از قارچ‌های مخمری در بیماران مراجعه‌کننده به آزمایشگاه قارچ شناسی بیمارستان رازی بود.

  روش کار : در یک بررسی توصیفی - مقطعی، 700 نمونه ناخن دیسترفی شده مورد آزمایش مستقیم و کشت قرار گرفت. در آزمایش مستقیم نمونه‌ها با هیدروکسید پتاسیم 20 درصد بررسی شدند و برای کشت، نمونه‌ها روی محیط سابورودکستروز آگار ( S )، کشت داده شدند. برای آزمایش‌های تکمیلی از محیط کروم آگار کاندیدا، محیط کورن میل آگار، تست جرم تیوب و تست API استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون‌های Chi- Square test و Fisher exact test استفاده شد.

  یافته‌ها : از700 نمونه ناخن دیستروفیک، با توجه به آزمایش مستقیم و کشت،110( 71/15 درصد) مورد مخمر جدا شد که 31 مورد مربوط به مردها و 79 مورد مربوط به زن‌ها بود. محدودۀ سنی بیماران 50 تا 59 سال بود (3/27 درصد). ازاین تعداد ،80 مورد مربوط به ناخن‌های دست و 16 مورد مربوط به ناخن‌های پا بود و 14 مورد مشترکاً مربوط به ناخن های دست و پا بود. شایع‌ترین عامل کاندیدایی جدا شده، کاندیدا آلبیکنس (7/42 درصد ( بود. سایر عوامل اتیولوژیک به ترتیب فراوانی: کاندیدا پاراپسیلوزیس ) 9/20 درصد ( ، کاندیدا تروپیکالیس ) 5/14 درصد، کاندیدا کروزه ای ) 7/12 درصد ( ، کاندیدا گلابراتا ) 6/3 درصد ( ، کاندیدا گیلرموندی ) 7/2درصد ( و کاندیدا لوسیتانی، کاندیدا فاماتا ورودوترولا ) 9/0 درصد ( بودند. شایع‌ترین فرم تهاجمی ناخن، فرم Distal subungual onychomycosis (50%) بود. 52 نفر از افراد مبتلا به اونیکومایکوزیس مخمری، مبتلا به بیماری‌های زمینه‌ای بودند که دیابت ) 1/48 درصد ( بیشترین بیماری زمینه‌ای گزارش شده بود.

  نتیجه گیری: تشخیص اونیکومایکوزیس مخمری بسیار مهم است چرا که وضعیت ایمنی شخص را نشان می‌دهد. شناسایی گونه‌های مخمری بیماری زا، از نقطه نظر همه‌گیر شناسی و نیز از لحاظ انتخاب درمان مناسب و مؤثر، اهمیت دارد.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علوم پزشکی رازی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2020 All Rights Reserved | Razi Journal of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb