iumssj

جستجو در مقالات منتشر شده


25 نتیجه برای نصیری

فریناز نصیری نژاد، دکتر همایون همایونفر،
جلد 6، شماره 1 - ( 3-1378 )
چکیده

  به منظور بررسی اثر قطع یک طرفی و دو طرفی عصب واگ بر غلظت تستوسترون سرم موش های صحرائی نر که یک

  یا هر دو گناد را در بدن داشتند. 80 موش صحرایی نر با وزن بین 250 تا 270 گرم به 8 گروه تقسیم شدند. در تمامی

  عصب واگ در زیر دیافراگم قطع گردید. Sham گروه ها به غیر از گروه

  در حیواناتی که عصب واگ سمت راست آنها قطع شده بود و همچنین در حیواناتی که قطع عصب واگ راست به

  همراه خروج گناد چپ بود کاهش معنی داری در غلظت تستوسترون سرم دیده شده نتیجه ای مشابه در حیواناتی که

  عصب واگ در هر دو طرف بدن قطع شده بود نیز مشاهده گردید. در گروه هایی که عصب واگ راست قطع شد و یا قطع

  عصب واگ راست به همراه خروج گناد راست بود تفاوت معنی داری در وزن دو بیضه وجود داشت که نشان دهنده رشد

  جبرانی بیضه باقیمانده است. این نتایج نشان می دهد که عصب واگ احتمالا نقش مهمی در کنترل اعمال گنادها به عهده

  دارد.

  

 


دکتر فریناز نصیری‌نژاد، دکتر هما مناهجی،
جلد 9، شماره 31 - ( 12-1381 )
چکیده

براساس گزارشهای موجود سلولهای کرومافینی، فعال کننده‌های عصبی متعددی را از کاتکول آمینها و انکفالینها ترشح می‌کنند که در کاهش درد نقش دارند. پیوند قسمت مرکزی آدرنال به عنوان منبع کاتکول آمینی در مدلهای ایجاد کننده ضایعه، همواره مورد استفاده قرار گرفته است. هدف از این مطالعه بررسی نقش پیوند داخل نخاعی قسمت مرکزی آدرنال در ترمیم اعمال حسی و حرکتی به دنبال آسیب اعصاب محیطی بوده است. به این منظور 32 رت از نژاد Sprague Dawley در محدوده وزنی 300-250 گرم انتخاب و سپس به 4 گروه تقسیم شدند. برای ایجاد نوروپاتی بر اساس مدل Bennett و Xie ابتدا 4 گره شل به صورت یک طرفه روی عصب سیاتیک بسته شد. سپـــس جهت پیوند داخل نخاعی 1 هفته بعد از ایجاد نوروپاتی در سطح مهره‌های 2L-1L نخاع لامینکتومی انجام شد و قطعاتی از مغز غده فوق کلیه که از حیوان دیگری گرفته شده بود با تقسیم به قطعه‌های 5/0 میلیمتری در لایه ساب‌دورا گذاشته شد. رفتارهای حسی و حرکتی قبل از ایجاد ضایعه (روز صفر به عنوان کنترل) و سپس در روزهای 2، 4، 7، 10، 14، 21، 28، 42و 56 بعد از آسیب عصبی مورد بررسی قرار گرفت. همچنین رفتار حرکتی حیوان با مشاهده پاسخهای grasping و placing مطالعه شد. جهت بررسی رفتارهای حسی درد از تستهای مکانیکی، حرارتی، استون و مشاهده مستقیم حیوانات استفاده گردید. نتایج نشان داد که آسیب عصب سیاتیک باعث اختلال در رفتارهای طبیعی حرکتی و حسی حیوان می‌شود که 2 روز پس از ایجاد ضایعه شروع و پس از 10 روز به حداکثر می‌رسد. بر اساس این مطالعه پیوند سلولهای کرومافینی در نخاع می‌تواند باعث کاهش اختلالات حسی و حرکتی حاصل از آسیب عصب گردد.
دکتر ماه‌جبین تکلیف، دکتر ندا نصیریان،
جلد 10، شماره 35 - ( 9-1382 )
چکیده

    بیماری که در این گزارش معرفی می‌شود پسر 11 ساله ترکمنی است که 3 سال قبل به دنبال ترومای بند آخر انگشت چهارم دست چپ دچار یک ضایعه مقاوم به درمان و در نهایت تخریب استخوان و ناخن انگشت محل ضایعه شده بود. در بررسی میکروسکوپی توموری با سلولهای کشیده و برجسته که به صورت دسته دسته و برخی جاها موازی قرار گرفته بودند، مشاهده شد. نواحی کلسیفیکاسیون نیز در نقاط مختلف تومور وجود داشت. برای بیمار تشخیص Calcifying aponeurotic fibroma گذاشته شد. تومور مورد بحث یکی از تومورهای بسیار نادر نسج نرم است که از زمان کشف تا کنون تنها موارد معدودی از آن گزارش شده است. تظاهر بالینی تومور نیز در این بیماری بسیار نادر می‌باشد.

دکتر فروغ هاشمی، دکتر ندا نصیریان، دکتر نسرین شایانفر،
جلد 13، شماره 50 - ( 1-1385 )
چکیده

    زمینه و هدف: افزایش مقاومت میکروبی آنتی‌بیوتیک‌ها در سال‌های اخیر در سراسر دنیا به یک بحران نگران‌کننده تبدیل شده است. این بحران در کشورهای جهان سوم به دلیل استفاده نامناسب از آنتی‌بیوتیک‌ها و مشکلات فرهنگی و ...، چشم‌گیر‌تر بوده است. همه ساله کشورهای جهان، آمار مقاومت میکروبی خود را گزارش می‌کنند تا پزشکان بالینی را جهت استفاده از راه‌کارهای درمانی مناسب کمک کنند. در کشور ما نیز در سال‌های اخیر، در آزمایشگاه‌های میکروب‌شناسی بیمارستان‌های مختلف در سراسر کشور، شاهد افزایش قابل توجه مقاومت آنتی‌بیوتیکی میکروب‌های شایع مولد عفونت بوده‌ایم که روز به‌روز این آمار مقاومت در حال افزایش است. این تحقیق با هدف نشان دادن آمار حیرت‌آور رو به افزایش مقاومت آنتی‌بیوتیکی در ایران و اعلام هشدار به پزشکان جهت عدم تجویز غیرضروری آنتی‌بیوتیک و تغییر سیاست‌های مختلف در زمینه کشاورزی، دامداری و ... انجام شده است. روش بررسی: مطالعه انجام شده از نوع مقطعی(Cross sectional) بود. این مطالعه بر روی نمونه آبسه و زخم 700 بیمار بستری در بیمارستان فیروزگر از سال 1378 تا 1382 و بیمارستان حضرت رسول از نیمه سال 1380 تا پایان سال 1382 انجام شد. ارگانیسم‌ها بر روی محیط آگار خون‌دار(blood agar) و مک‌کانکی(Mac.conkey) کشت داده شده و سپس آنتی‌بیوگرام آن‌ها با استفاده از محیط مولر هینتون با دیسک‌های استاندارد آنتی‌بیوتیکی انجام گرفت و نتایج مقاومت میکروب‌ها به آنتی‌بیوتیک‌های مختلف به صورت درصد مقاومت بیان شد. یافته‌ها: شایع‌ترین ارگانیسم مولد آبسه و زخم، استافیلوکوک اورئوس و پس از آن گرم منفی‌ها شامل اشرشیاکلی و کلبسیلا و ... می‌باشند. آمار مقاومت متعدد یعنی مقاومت به سه نوع یا بیشتر از آنتی‌بیوتیک‌ها در مورد استافیلوکوک اورئوس 7/77 درصد، سودومونا 96 درصد، اسینتوباکتر 100 درصد، اشرشیاکلی 77 درصد، کلبسیلا 90 درصد، آنتروباکتر 83 درصد و ... می‌باشد. آمار به دست آمده در مورد درصد مقاومت آنتی‌بیوتیکی متعدد در همه ارگانیسم‌ها، چندین برابر کشورهای پیش‌رفته مانند استرالیا و آمریکا می‌باشد و حتی در مقایسه با آمار کشورهای جهان سوم مانند پاکستان و عربستان، بسیار بیشتر است. در مورد باکتری‌های گرم مثبت، سیپروفلوکساسین(پس از وانکوماسین) و در مورد گرم منفی‌ها آمیکاسین و سیپروفلوکساسین در تمام موارد بهترین دارو با کمترین مقاومت بودند. نتیجه‌گیری: تحقیق فوق نشان می‌دهد وضعیت مقاومت میکروبی در ایران نگران‌کننده است و به کار بردن هر چه سریع‌تر تدابیری مثل کاهش تجویز نابه‌جای آنتی‌بیوتیک‌ها و استفاده نادرست آن‌ها در کشاورزی، دامداری، رعایت بیشتر بهداشت و استریلیزاسیون بیمارستانی و ... ضروری می‌باشد.


دکتر صلاح‌الدین دلشاد، دکتر پیروز فرهود، دکتر سیدجواد نصیری،
جلد 13، شماره 51 - ( 3-1385 )
چکیده

    زمینه و هدف: جایگزینی مری در مواردی همچون آترزی مری نوع Long gap، تنگی‌های شدید ناشی از گاستروازوفاژیال ریفلاکس(GER=Gasteroesophageal reflux) و سوختگی‌های مری با مواد شیمیایی کاربرد دارد. ویژگی‌های جایگزین مناسب باید شامل فونکسیون مناسب، عدم تغییر به بدخیمی(malignancy)، مسیر نسبتا مستقیم، مانع ریفلاکس و با عوارض کمتر باشد. امروزه کماکان از گاستریک تیوب، معده، ژژنوم و کولون برای جایگزینی مری استفاده می‌شود که هر کدام دارای محاسن و معایب خاص خود می‌باشند. استفاده از کولون، به دو روش Isoperistaltic و Antiperistaltic انجام می‌گیرد که روش دوم، عوارض بیش‌تری به همراه دارد. زمان انجام عمل جراحی در آترزی مری در 6-3 ماهگی است. تنگی‌های ناشی از سوختگی با مواد شیمیایی و GER هنگامی که بیش از 12 ماه به دیلاتاسیون نیاز داشته باشد و یا طول تنگی بیش از 5 سانتی‌متر باشد، اندیکاسیون جایگزینی پیدا می‌کند. هدف از این مطالعه، بررسی نتایج و عوارض اعمال جراحی جایگزینی مری به روشهای مختلف در بیمارستان حضرت علی‌اصغر(ع) و مقایسه آن با نتایج منتشر شده در نشریات جهانی می‌باشد. روش بررسی: پرونده‌های 18 بیمار بستری در بخش جراحی بیمارستان فوق تخصصی اطفال حضرت علی‌اصغر(ع) از خرداد 1375 لغایت مرداد 1383 که تحت انواع عمل‌های جراحی جایگزینی مری قرار گرفته بودند، به صورت گذشته‌نگر مورد بررسی قرار گرفت. یافته‌ها: از 18 بیمار، 4 نفر دختر و 14 نفر پسر بودند. حداقل سن زمان عمل جایگزینی در آترزی مری، 5/3 ماه و حداکثر سن، 12 ماه بوده است. حداقل سن در سوختگی مری و GER، 15 ماه و حداکثر، 30 ماه بوده است. 2 مورد با روش Gastric replacement و یک بیمار با روش Gastric tube عمل شدند. اندیکاسیون جراحی در این 3 بیمار، سوختگی ناشی از مواد شیمیایی و GER بوده است. از 15 بیمار مبتلا به آترزی مری که با روش جایگزینی با colon عمل شدند، در 9 بیمار، از کولون راست، در 5 بیمار، از کولون چپ و در یک بیمار از کولون عرضی استفاده شده بود. نتیجه‌گیری: رایج‌ترین عمل جایگزینی مری در کودکان در بیمارستان حضرت علی‌اصغر و مراکز جراحی اطفال دنیا با استفاده از کولون انجام می‌گیرد. جایگزینی مری با کولون با دو روش Isoperistaltic و Antiperistaltic صورت می‌گیرد. روش Isoperistaltic، از morbidity و mortality کمتری برخوردار است. روش Antiperistaltic با عوارض بیش‌تری همراه است. در صورت ناموفق بودن کولون، بهترین جایگزین، استفاده از کامل معده می‌باشد.


دکتر فریناز نصیری‌نژاد، دکتر احسان رمضانیان‌نیک ، دکتر مهسا صادقی، دکتر حمیدرضا پازوکی طرودی،
جلد 14، شماره 55 - ( 4-1386 )
چکیده

    زمینه و هدف: با وجود اینکه افراد زیادی مبتلا به دردهای مزمن از جمله درد نوروپاتیک می‌باشند، ولی هنوز درمان مناسب و قطعی برای آن ارایه نشده است. فرم فعال ویتامین D(1.25 dihydroxy Vitamin D3) باعث افزایش میزان نوروتروفین‌ها بویژه NGF(Nerve growth factor) و کاهش میزان NOS(Nitric oxide synthase) می‌شود که هر دو در ایجاد درد نقش دارند. وجود رسپتور این ویتامین در نخاع و مغز، نشانگر نقش آن در سیستم اعصاب مرکزی می‌باشد. براساس گزارشات موجود، کمبود ویتامین D در افراد جوان، یکی از دلایل وجود دردهای مزمن مانند دردهای عضلانی ـ اسکلتی در این سنین می‌باشد. این مطالعه با هدف بررسی اثر ضد دردی فرم فعال ویتامین D در یک مدل نوروپاتی در موشهای صحرایی نر صورت گرفت. روش بررسی: در این مطالعه 40 موش صحرایی نر نژاد wistar در محدوده وزنی 250-200 گرم به طور تصادفی به 4 گروه 10 تایی تقسم شدند. جهت ایجاد درد نوروپاتی از مدل CCI(Chronic constriction injury) استفاده گردید. تزریق از روز بعد از عمل، به فواصل 2 روز در میان، به مدت یک ماه و به صورت داخل صفاقی انجام شد. جهت بررسی آلودینیای مکانیکی، از تست Von frey و آلودینیای سرمایی، از تست استون استفاده گردید. به این منظور، حیوانات، قبل از عمل، روز بعد از عمل و سپس به فواصل یک هفته در طول آزمایش، تست شدند. جهت بررسی نتایج، از تستهای آماری ANOVA و Newman Kules استفاده شد و 05/0P< معنی‌دار در نظر گرفته شد. یافته‌ها: براساس نتایج بدست آمده، تزریق ویتامین D در حیوانات سالم، تغییر معنی‌داری در آستانه درد ایجاد نکرده است. حیواناتی که تحت عمل CCI واقع شده بودند، با شدت بیش‌تری به محرک مکانیکی و سرمایی پاسخ دادند. در گروهی که به دنبال عمل CCI، محلول حاوی ویتامین D دریافت نموده بودند، عکس‌العمل نسبت به محرک مکانیکی و سرمایی در مقایسه با گروه‌های دیگر، کاهش یافته بود و در مورد آلودینیای سرمایی، از روز اول آزمایش، تفاوت معنی داری بین گروهی که ویتامین D دریافت کرده بودند، با گروهی که محلول vehicle گرفته بودند، وجود داشت و تا آخرین روز آزمایش نیز، تفاوت بین این دو گروه معنی‌دار بود، در حالی که این تفاوت در مورد آلودینیای مکانیکی فقط در هفته چهارم آزمایش معنی‌دار بود. نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از این آزمایش نشان می‌دهد که 1.25 Dihydroxy vitamin D3 تاثیری بر آستانه درد در حیوانات سالم نخواهد داشت، در حالی که باعث کاهش میزان درد به دنبال آسیب عصبی می‌شود. به نظر می‌رسد اثر تزریق ویتامین D بر کاهش درد، در مورد آلودینیای سرمایی و مکانیکی، از نظر زمانی متفاوت بوده و در مورد آلودینیای سرمایی، زودتر از آلودینیای مکانیکی ظاهر می‌شود. بنابراین استفاده از این ویتامین در کلینیک، می‌تواند راه حل مناسبی جهت از بین بردن دردهای مزمن به حساب آید.


اشرف احمدی ، دکتر فریناز نصیری‌نژاد، دکتر کاظم پریور،
جلد 14، شماره 56 - ( 8-1386 )
چکیده

    زمینه و هدف: گیاه سداب(RG=Ruta graveolens) در گذشته به منظور کاهش قوای جنسی در مردان و سقط جنین در خانم‌ها کاربرد داشته است. لذا در این مطالعه به طور تجربی اثر عصاره آبی این گیاه بر بافت بیضه و میزان اسپرماتوژنز مورد بررسی قرار گرفت. روش بررسی: در این مطالعه که از نوع تجربی می‌باشد، حیوانات مورد آزمایش به 3 گروه تقسیم‌بندی شدند. گروه کنترل که هیچ ماده‌ای دریافت نکردند، گروه Vehicle که فقط سرم فیزیولوژیک دریافت نمودند و گروه تجربی که عصاره گیاه Ruta را دریافت نمودند. LD50(Lethal dose 50) عصاره، به میزان 560 میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم از وزن تعیین شد. براین اساس، دوز sub LD50 عصاره آبی به میزان 280 میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن به روش درون صفاقی به صورت یک روز در میان در طی یک هفته تزریق شد. یک ماه پس از آخرین تزریق، حیوانات بیهوش شدند و خون استخراج شده از بطن چپ قلب جهت اندازه‌گیری هورمون، سانتریفوژ گردید. بافت بیضه، استخراج و وزن شد، سپس جهت مطالعات بافت شناسی، فیکس شد. در این مطالعه، به منظور بررسی نتایج آماری از تست ANOVA و Tukey استفاده شده است. یافته‌ها: مقایسه وزن بدن و بیضه‌ها، اختلاف معنی‌داری در بین گروه‌های آزمایشی نشان نداد. از نظر آماری، کاهش سلولهای اسپرماتوژنیک(اسپرماتوگونی A با 01/0P< و اسپرماتوسیت اولیه با 05/0P<) بین گروه تجربی با کنترل و Vehicle معنی‌دار بود. در تعداد اسپرماتوگونی B، اسپرماتید و اسپرماتوزویید، بین گروه‌های آزمایشی اختلاف معنی‌داری مشاهده نشد. افزایش ضخامت غلاف سفید بیضه و کاهش سلولهای سرتولی در گروه تجربی نسبت به کنترل با 01/0P< و نسبت به گروه Vehicle با 05/0P<، معنی‌دار بود. کاهش تعداد سلولهای لیدیگ، سطح هورمون تستوسترون و LH(Luteinizing hormone) سرم در گروه تجربی نسبت به سایر گروه‌ها معنی‌دار نبود. نتیجه‌گیری: نتایج نشان می‌دهد که عصاره آبی RG می‌تواند روی فعالیت سیستم تولید مثلی، اثر کاهشی داشته باشد و احتمالاً می‌تواند به عنوان ماده‌ای جهت کنترل موالید، مفید واقع شود.


فاطمه میرزا کوچک خوشنویس، دکتر فریناز نصیری‌نژاد، دکتر کاظم پریور،
جلد 14، شماره 56 - ( 8-1386 )
چکیده

    زمینه و هدف: مصرف گیاه Ruta graveolens(سداب) به دلیل وجود اثرات ضد اسپاسم، مدر و تسکین بخش‌، در کشورهای خاورمیانه متداول است. براساس تحقیقاتی که اخیراً صورت گرفته است، زمانی که سداب را به صورت خوراکی به موشها داده‌اند، اثرات ضد باروری نشان داده است. در این مطالعه سعی شد تا اثرات احتمالی عصاره الکلی سداب روی سیستم تولیدمثلی موشهای ماده نابالغ بررسی شود. روش بررسی: در این مطالعه که از نوع تجربی می‌باشد، موشهای ماده نابالغ در محدوده سنی 5-4 هفته به سه گروه تجربی، شاهد و کنترل تقسیم شدند. بعد از تعیین LD50(Lethal dose 50) عصاره الکلی(650 میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم از وزن)، 325 میلی‌گرم از عصاره به ازای هر کیلوگرم از وزن به صورت درون صفاقی(IP=Intraperitoneal)، یک روز در میان به مدت یک هفته به موشها تزریق شد. به گروه شاهد، به همان میزان روغن زیتون طبیعی(حلال عصاره) تزریق شد و حیوانات گروه کنترل، دست نخورده باقی ماندند. بعد از گذشت یک ماه از آخرین تزریق، با استفاده از مخلوط کتامین و زایلزین، حیوانات عمیقاً بیهوش شدند، سپس خونگیری از قلب صورت گرفت و سرم جدا شده، در دمای 20- درجه سانتی‌گراد نگهداری گردید. همزمان تخمدان‌ها از بدن، خارج و پس از وزن کردن، برای تجزیه و تحلیل بافت‌شناسی در محلول بوئن قرار داده شدند. یافته‌ها: نتایج بدست آمده کاهش معنی‌داری را در حد 01/0P< در وزن نسبی تخمدان‌ها در گروه تجربی نسبت به گروه کنترل نشان داد. کاهش وزن تخمدان با کاهش در تعداد فولیکول‌های بدوی همراه بوده است. قطر و تعداد جسم زرد نیز کاهش معنی‌داری نسبت به گروه کنترل نشان داد(01/0P<)، همچنین کاهش معنی‌دار در قطر اووسیت و قطر تخمدان دیده شد(01/0P<). نتایج سنجش هورمونی نیز کاهش معنی‌دار در سطح استروژن را در گروه تجربی نسبت به گروه کنترل نشان داد(01/0P<). نتیجه‌گیری: نتایج بدست آمده در این مطالعه نشان می‌دهد که استفاده از عصاره الکلی گیاه سداب، منجر به تغییر عملکرد سیستم تولید مثلی در موشهای نابالغ ماده خواهد شد. بنابراین این احتمال وجود دارد که استفاده از این گیاه بتواند راه حل مناسبی جهت کنترل باروری به حساب آید.


دکتر نکیسا هومن، دکتر سیدجواد نصیری، دکتر پروین علی‌پور ، دکتر میترا مهرآزما، دکتر الهام طلاچیان، دکتر خدیجه محلوجی، دکتر حسن اتوکش، دکتر رزیتا حسینی شمس‌آبادی، دکتر محمد فیصل ناجی‌العناقره،
جلد 14، شماره 57 - ( 11-1386 )
چکیده

    مقدمه: پانکراتیت در کودکان شایع نیست. نارسایی مزمن کلیه، همودیالیز و دیالیز صفاقی مزمن، بروز پانکراتیت را افزایش می‌دهند. نکروز، سودوکیست و آبسه پانکراس، از عوارض پانکراتیت می‌باشند. معرفی بیمار: بیمار، دختر 5 ساله مبتلا به نارسایی شدید کلیه در زمینه فوکال سگمنتال گلومرولو اسکلروزیس بود که از سن 3 سالگی تحت درمان با دیالیز صفاقی مزمن بود و به علت درد شکم بستری شده بود. درد متناوب از 4 ماه قبل شروع شده بود و با گذشت زمان، شدت آن افزایش یافته بود. بیمار کاشکسی شدید و افت فشار خون داشت. در بررسی آزمایشگاهی، کدورت مکرر مایع پریتوئن با کشت منفی مایع دیالیز صفاقی و افزایش مختصر آمیلاز سرم گزارش شد. سونوگرافی، سی‌تی‌اسکن و MRI شکم، کیست پانکراس را مطرح کردند. در حین عمل جراحی یک سودوکیست عفونی پانکراس، مشاهده و تخلیه شد. بیمار تحت درمان حمایتی و آنتی‌بیوتیکی قرار گرفت، ولی پس از 2 هفته علی‌رغم بهبودی حال عمومی، بیمار با تابلوی مجدد سپسیس و از کار افتادن ارگان‌های بدن، فوت نمود. نتیجه‌گیری: در کودکان تحت دیالیز صفاقی مزمن با اختلال وزن‌گیری، دردهای شکمی و کدورت مایع دیالیز، باید به پانکراتیت و عوارض آن اندیشید، همچنین بررسی عملکرد پانکراس و سونوگرافی پانکراس توصیه می‌شود.


دکتر فریناز نصیری‌نژاد، سپیده صفارپور،
جلد 15، شماره 0 - ( پاییز و زمستان 1387 )
چکیده

    زمینه و هدف: اسید آسکوربیک (Ascorbic Acid-AA)، با غلظت زیاد در سیستم عصبی وجود دارد و به‌دنبال فعالیت نورون‌های گلوتامینرژیک آزاد می‌شود. از آن‌جا که رسپتورهای NMDA به میزان زیاد در سیستم عصبی وجود دارند. هدف مطالعه حاضر بررسی اثر ضد دردی اسید آسکوربیک و نقش رسپتورهای NMDA در ایجاد این اثرات در مدل درد نوروپاتیک می‌باشد.

روش بررسی: در این مطالعه که از نوع تجربی می‌باشد جهت ایجاد درد بر طبق مدل CCI عصب سیاتیک در پای چپ موش‌های صحرایی تحت فشار قرار گرفت. در هفته دوم پس از CCI حیوانات 1، 5 و 10 میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن(mg/kg) محلول ویتامین C و یا نرمال سالین دریافت کردند و 15 و 30 دقیقه پس از آن تست‌های سنجش درد در مورد آن‌ها انجام گرفت. .جهت بررسی نقش رسپتورهای NMDA در فرآیند ضد دردی آسکوربیک‌اسید، گروه‌های جداگانه‌ای از حیوانات در هفته دوم پس از CCI 30 دقیقه پس از دریافت اسید آسکوربیک با (غلظت mg/kg1) و یا سرم فیزیولوژیک، کتامین mg/kg5 و یا 801-MK (mg/kg 01/0) به صورت داخل صفاقی دریافت نمودند. 20 دقیقه پس از آن تست‌های سنجش درد در مورد آن‌ها انجام گرفت. جهت سنجش آلودینیای مکانیکی از تست Von Frey و جهت سنجش هیپرآلژزیای مکانیکی و حرارتی به ترتیب از تست‌های Randal selitto و Radiant heat استفاده شد. نتایج به دست آمده با استفاده از تست‌های آماری ANOVA و Newman-Keuls مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت 05/0P< معنی‌دار در نظر گرفته شد.

یافته‌ها: تزریق داخل صفاقی اسیدآسکوربیک در مقادیر mg/kg‌5 و mg/kg 10 باعث افزایش آستانه درد در تست‌های سنجش هیپر آلژزیای حرارتی و مکانیکی و آلودینیای مکانیکی شده است. در حالی که تزریق آن به میزان mg/kg‌1 اثری در تغییر آستانه درد نداشته است. همچنین تزریق AA به میزان mg/kg‌1، باعث مهار اثرات ضد دردی کتامین و یا 801-Mk شد و میزان درد در این گروه‌ها تفاوت معنی‌داری را نسبت به گروهی که سرم فیزیولوژیک دریافت کرده بودند نشان داد.

نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج به دست آمده تزریق ویتامین C باعث کاهش درد ایجاد شده پس از آسیب عصبی می‌شود. این اثر وابسته به مقدار بوده و از طریق بلوک رسپتورهای NMDA اعمال می‌شود.


دکتر نادر تاجیک، محمد جعفری، محمدرضا نصیری، دکتر طاهره موسوی، دکتر پریسا فرنیا، دکتر علیرضا سالک مقدم،
جلد 16، شماره 0 - ( مهر 1388 )
چکیده

    زمینه و هدف: ابتلاء به بیماری سل علاوه بر مواجهه با مایکوباکتریوم توبرکولوزیس (Mycobacterium tuberculosis-MTB)، تحت تأثیر عوامل محیطی و ژنتیکی میزبان بوده و تنها کمتر از 10% آلوده شدگان علائم بالینی بیماری را بروز می‌دهند. متابولیسم ویتامین D سبب فعال شدن ماکروفاژها گردیده و از تکثیر درون سلولی مایکوباکتریوم جلوگیری می‌کند. این روند می‌تواند تحت تأثیر پلی‌مورفیسم‌های شایع ژن پذیرنده ویتامین D (Vitamin D Receptor –VDR) قرار گیرد. در این مطالعه اثر تغییرات ژنتیکی VDR در ابتلاء به بیماری سل ریوی مورد بررسی قرار گرفته است.

روش بررسی: این مطالعه به صورت Case-control در جمعیت ایرانی انجام شده است. در این بررسی، اثر 4 پلی‌مورفیسم شایع ژن پذیرنده ویتامین D (این پلی‌مورفیسم‌ها بر مبنای اثر آنزیم‌های محدودگری که آن‌ها را شناسایی می‌کنند، نامگذاری شده‌اند و عبارتند از: FokI (F/f)، BsmI (B/b)، TaqI (T/t) و ApaI (A/a)) در 96 بیمار مبتلا به سل ریوی و 122 فرد سالم در گروه کنترل مورد مطالعه قرار گرفت. در این مطالعه از یک تکنیک PCR-SSP (Polymerase Chain Reaction with Sequence-Specific Primers) اصلاح شده توسط آزمایشگاه ما برای تشخیص پلی‌مورفیسم‌های این ژن استفاده گردید. جهت مقایسه بین مبتلایان به سل ریوی و افراد سالم گروه کنترل، از آزمون مجذور کای (Chi-square) استفاده شد.

یافته‌ها: مشخص گردید که فراوانی اللی و ژنوتایپی نواحی پلی مورفیک ژن VDR در گروه‌های بیماران و افراد سالم اختلاف معنی‌داری با همدیگر ندارند.

نتیجه‌گیری: این نتایج اهمیت پلی‌مورفیسم‌های ژنتیکی VDR در ابتلاء به بیماری سل را در جمعیت ایرانی غیرمحتمل نشان می‌دهد.


دکتر آزیتا آذرکیوان، دکتر معصومه اسلامی، دکتر شراره قاضی‌زاده، دکتر حجت افرادی، دکتر بشیر حاجی بیگی، دکتر محسن نصیری طوسی،
جلد 16، شماره 0 - ( دی 1388 )
چکیده

    زمینه و هدف: واکسیناسیون هپاتیت B جزء برنامه  واکسیناسیون  کشوری است. در افراد سالم اغلب  تزریق سه نوبت واکسن  یک ایمنی طولانی مدت را  در 95 % موارد  ایجاد می‌کند. اما این پاسخ ایمنی در بیمارانی که تزریق خون مداوم دارند، ممکن است کامل نباشد.  در این  بیماران توصیه  شده که بصورت دوره ای، تیتر آنتی بادی (HBsAb )کنترل شده و در صورت کاهش  تیترآنتی بادی، یک نوبت واکسن یاد آور تزریق شود. در این مطالعه اثر ایمنی‌زایی واکسن هپاتیت B و اثر دوز یادآور در  بیماران تالاسمی  بررسی  شده است.

روش بررسی: مطالعه مقطعی و جامعه مورد مطالعه بیماران تالاسمی مراجعه کننده به درمانگاه بیماران بزرگسال تالاسمی بودند. درمورد هپاتیت B سه پارامتر HBsAg  و HBsAb و HBcAb بررسی شد. تفسیر نتایج به شرح زیر بود:  1-sAg منفی، sAb  منفی،  cAb منفی: بیمارهپاتیت B ندارد یا واکسن نزده. 2-sAg  منفی،  sAb مثبت،  cAb منفی: بیمار واکسن هپاتیت دریافت کرده وبدنش پاسخ مثبت به واکسن داده است. (مثبت واکسینال).3- sAg منفی،  sAb مثبت،   cAb مثبت: بیمار قبلا با این ویروس بصورت عفونت ویروسی در تماس بوده  اما بهبود یافته و بدن بیمارآنتی بادی علیه هسته ویروسی ساخته است.( مثبت غیرواکسینال). 4- sAg مثبت،  sAbمنفی، cAb منفی: بیمار اکنون ناقل هپاتیت B است (کریر).

درضمن تیتر آنتی بادی (HBsAb )  هم اندازه گیری شد و نتایج بر اساس محدوده نرمال کیت،  طبقه بندی شد:- منفی: اگر تیتر آنتی بادی  کمتر از IU/ml10 باشد، - مثبت ضعیف:  اگر تیتر آنتی بادی بین  IU/ml 100-10 باشد، - مثبت: اگر تیتر آنتی بادی  بیشتر از IU/ml100 باشد.  ابزار مورد مطالعه برای آنالیز، نرم‌افزار  SPSS v.10 بود. بررسی ارتباط بین پارامترهای مناسب باتستهای Pearson و  Chi.Squareو بررسی ارتباط معنی دار بین پارامترهای متفاوت با Pvalue  کمتر از 05/0 نشان داده شد.

یافته ها: از 416 بیمار مورد بررسی،  (%5/72)302 بیمار تالاسمی ماژور، (% 25) 104 بیمار تالاسمی اینتر مدیا، 7 بیمار سیکل تالاسمی و3 بیمار هم آلفا تالاسمی بودند. از این تعداد 247 نفر (%4/59 ) مرد و169 نفر)%6/40 ) زن بودند. متوسط سن 5/26 سال بود. در بین  بیماران 289 نفر (4/69% )  مثبت واکسینال و  تعداد 80 نفر (2/19% ) مثبت غیرواکسینال بودند. 44 نفر (5/10% ) منفی و 3 نفر(0.7%) هم ناقل محسوب می‌شدند.  در مورد تیتر آنتی بادی بر اساس طبقه‌بندی  319 (6/76%) بیماران تیتر بالای  IU/ml100 داشتند و مثبت تلقی شدند. 77( 5/18%) مثبت ضعیف و 20(8/4%)  تیتر  کمتر از  IU/ml10 داشتد) منفی( .

نتیجه گیری: هپاتیت B  یکی از عفونت‌های منتقله از راه خون است و البته قابلیت انتقال بالایی دارد بطوریکه از راه اشک، بزاق، ادرار، مایع منی قابل انتقال است. واکسن هپاتیت برای تمام بیماران تالاسمی اجباری و ازسال 1372 در برنامه واکسیناسیون کشوری قرار گرفته  است. در مورد افراد سالم تذکری در مورد نیاز به تزریق دوز یادآور نشده اما برای بیماران تالاسمی تأکید شده که بصورت دوره‌ای کنترل  تیتر آنتی بادی انجام و  بیمارانیکه تیترآنتی بادی پایین دارند یک نوبت واکسن یاد آور تزریق شود.  پروتکل فوق  باعث  حفظ ایمنی و جلوگیری از کاهش سطح آنتی بادی در بیماران می‌شود.


دکتر نادر تاجیک، محمدرضا نصیری، محمد جعفری، دکتر طاهره موسوی، دکتر پریسا فرنیا، دکتر علیرضا سالک مقدم، دکتر مجتبی سنکیان،
جلد 16، شماره 0 - ( بهمن 1388 )
چکیده

    زمینه و هدف: TLR2 و TLR4 اعضایی از خانواده پذیرنده‌های شبه Toll بوده و نقش مهمی را در شناسایی و متعاقب آن پاسخ ایمنی علیه مایکوباکتری‌ها ایفا می‌کنند. 2 پلی‌مورفیسم فونکسیونل برای ژن‌های TLR2 (Arg677Trp CàT, Arg753Gln GàA) و TLR4 (Asp299Gly AàG Thr399Ile CàT) با اثر منفی بر عملکرد آنها مرتبط بوده‌اند، از اینرو ممکن است پاسخ ایمنی ذاتی میزبان در برابر مایکوباکتری‌ها را تحت تأثیر قرار دهند. هدف از این مطالعه بررسی  واریانت‌های ژنتیکی TLR2 و TLR4 در جمعیتی از بیماران ایرانی مبتلا به سل ریوی و مقایسه آنها با افراد سالم بوده است.

روش بررسی: بر روی 96 بیمار و 122 فرد شاهد سالم یک مطالعه "مورد-شاهد" انجام شد. روش تعیین ژنوتایپ بر پایه یک تکنیک جدیدPCR-SSP صورت گرفت. توزیع آللی و ژنوتایپی پلی مورفیسم های مذکور توسط آزمون دقیق فیشر در گروه های بیماران و افراد کنترل مقایسه شدند.

یافته‌ها: فراوانی آلل‌های واریانت TLR4 (Gly299 وIle399) در بیماران به صورت معنی‌داری بیشتر از افراد گروه کنترل بود (028/0=P value، 66/2= OR، 9/2% vs 3/7%  : Gly299 و 022/0= P value، 26/5=OR، 8/0% vs 2/4% : Ile399). در مورد پلی‌مورفیسم Arg753Gln ژنTLR2، هیچ تفاوت معنی‌داری بین گروه شاهد و بیمار مشاهده نشد (05/0<p ؛ 0% vs 8/0%). )پلی‌مورفیسم دیگر TLR2 (Arg677Trp) نیز در هیچ کدام از موارد مورد مطالعه یافت نگردید.

نتیجه‌گیری: نتایج ما نشان می‌دهند که پلی‌مورفیسم‌های ژنتیکی TLR4 ممکن است درخطر ایجاد بیماری سل پس از مواجهه با مایکوباکتریوم مؤثر باشند. علاوه بر این فراوانی بسیار کم واریانت های ژنتیکی TLR2 نیز در جمعیت ایرانی آشکار گردید.


دکتر محمد امیری، مهدی راعی، دکتر رضا چمن، عیسی نصیری،
جلد 18، شماره 92 - ( 11-1390 )
چکیده

  زمینه وهدف: رضایت کارکنان موضوع مهمی می باشد که می تواند در میزان انگیزش اثر قوی داشته باشد. مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان رضایتمندی پزشکان خانواده و اعضای تیم سلامت و برخی عوامل موثر بر آن در دانشگاه علوم پزشکی شاهرود انجام شد.

  روش کار: این پژوهش از نوع مطالعات کاربردی است که به شیوه مقطعی در سال 1390 انجام شد. در این مطالعه کلیه پزشکان خانواده (25‌نفر) و اعضای تیم سلامت(224نفر) که در مراکز بهداشتی-درمانی مجری طرح مشغول فعالیت بودند، به روش سرشماری مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده شامل پرسشنامه پزشکان، بهورزان و سایر اعضای تیم سلامت بود که به روش خودایفا تکمیل شد. داده‌ها پس از جمع‌آوری وارد نرم‌افزار SPSS شده و تحلیل نتایج به کمک آزمون‌های آماری‌ t مستقل، کای‌دو، آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون‌ تعقیبی توکی و پیرسون انجام شد.

  یافته‌ها: پزشکان خانواده جمعیتی معادل 96464نفر را تحت پوشش داشتند. میانگین نمره رضایت کلی پزشکان خانواده 5/15 ± 2/97 بوده که حاکی از رضایت نسبی آنان بود. بین رضایت کلی پزشکان خانواده و جنس، وضعیت تاهل، سابقه خدمت در طرح پزشک خانواده، تعداد جمیعت تحت پوشش و سن آنان ارتباط معنی‌داری مشاهده نگردید؛ اما بین رضایت پزشکان خانواده و تعداد جابه جایی در طول طرح، رضایت از دانش و مهارت و همکاری اعضای تیم سلامت رابطه معنی‌داری وجود داشت. میانگین نمره رضایت اعضای تیم سلامت از پزشکان خانواده 60/6 ± 49/30 بوده که حاکی از رضایت نسبتاً مطلوب آنان بود. اختلاف میانگین نمره رضایت اعضای تیم سلامت از پزشکان در بین رشته‌های مختلف شغلی و فاصله تا مرکز شهرستان معنی‌دار بود.

  نتیجه‌گیری: با توجه به رضایت نسبی پزشکان در صورتی که مدیران و برنامه‌ریزان به دنبال کیفیت بهتر در ارائه خدمات و ایجاد انگیزش در کارکنان و علی‌الخصوص رهبر و افسران تیم بهداشتی باشند، باید اهتمام جدی در رفع مشکلات ستادی و هماهنگی‌های درون بخشی و بازآموزی پرسنل داشته باشند.


وحید دامن پاک، دکتر محمد صادق قاسمی، دکتر نادر نصیری، عسگر دوستدار،
جلد 19، شماره 97 - ( 4-1391 )
چکیده

  زمینه و هدف: برآمدگی سطح خلفی قرنیه کلید تشخیص زودهنگام اتساع (اکتازی Ectasia ) قرنیه پس از جراحی انکساری قرنیه می باشد، بنابراین ضرورت استفاده از روشی دقیق جهت اندازه گیری برآمدگی سطح خلفی قرنیه مهم می باشد . هدف از این مطالعه ارزیابی تغییرات برآمدگی سطح خلفی قرنیه با استفاده از پنتاکم ( Pentacam ) با وضوح بالا در بیمارانی که تحت جراحی انکساری فتورفرکتو کراتکتومی ( photorefractive keratectomy ) قرار گرفته اند، می باشد.

  روش کار: در این مطالعه کارآزمایی بالینی و آینده نگر، پنتاکم جهت ارزیابی تغییرات برآمدگی سطح خلفی قرنیه قبل و سه ماه پس از جراحی فتورفرکتیوکراتکتومی، در 32 چشم 16 بیمار مورد استفاده قرار گرفت. برآمدگی سطح خلفی قرنیه به صورت حداکثربرآمدگی سطح خلفی قرنیه قبل و پس از جراحی و جابجایی سطح خلفی قرنیه به صورت حداکثر اختلاف برآمدگی سطح خلفی قرنیه قبل و پس از جراحی در منطقه چهار میلی متری مرکزی قرنیه تعریف شد. اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS نگارش 17 مورد آنالیز قرار گرفت و جهت تحلیل آماری داده‌ها از آزمون paired T test استفاده گردید.

  یافته‌ها: میانگین سنی بیماران 11/7±17/25 سال و میانگین اکی والان اسفر ( Equivalent sphere ) آن‌ها 14/1 ± 75/3- دیوپتر بود. پس از جراحی فتورفرکتیوکراتکتومی، میانگین جابه جایی سطح خلفی قرنیه 53/3 ± 84/0- میکرومتر بود و میانگین برآمدگی سطح خلفی قرنیه قبل و پس از جراحی به ترتیب برابر با 12/4 ± 38/5 و05/5 ± 31/4 میکرومتر بود (108/0= p ).

  نتیجه‌گیری: هیچ گونه تغییر معنی داری در مقادیر برآمدگی سطح خلفی قرنیه قبل و پس از جراحی فتورفرکتیوکراتکتومی و همچنین وجود اکتازی قرنیه پس از جراحی با استفاده از پنتاکم وجود نداشت که برخلاف نتایج به دست آمده با استفاده از دستگاه ارب اسکن ( Orbscan ) در مطالعات مشابه می باشد . مطالعه ما پیشنهاد می کند که پنتاکم می‌تواند مقادیر دقیق‌تری از تغییرات برآمدگی سطح خلفی قرنیه پس از جراحی انکساری قرنیه نسبت به ارب اسکن ارائه کند، که برای تایید این مساله مطالعات بیشتری، بایستی انجام گیرد.


رضا نصیری، دکتر هاله سلطان قرائی، دکتر افسانه محمدزاده، دکتر امیرحسن زرنانی، دکتر محمود جدی تهرانی، دکتر علی صادقی تبار،
جلد 20، شماره 111 - ( 6-1392 )
چکیده

 

زمینه و هدف: بررسی سطح هورمون استرادیول در سرم خانم های تحت درمان با داروهای محریک تخمک گذاری به منظور اطمینان از وجود میزان مناسب این هورمون جهت دست یافتن به تعداد کافی تخمک در فرآیند درمان ناباروری و همچنین جلوگیری از بروز عوارض سندرم تحریک بیش از حد تخمدان، امری مهم و ضروری می باشد. در موارد بالا بودن هورمون استرادیول، روش های معمول، توانایی اندازه گیری غلظت واقعی مولکول هورمون را ندارند. بررسی میزان حساسیت روشالایزا برای اندازه گیری هورمون استرادیول و تعیین محدوده قابل اطمینان برای این آزمایش، هدف این مطالعه می‌باشد.

 

روش کار: در این مطالعه مقطعی (Cross-Sectional)، تعداد 132 خانم که برای درمان ناباروی به مرکز فوق تخصصی درمان ناباروری ابن سینا مراجعه نموده و با دارو های محرک تخمک گذاری، تحریک شده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. در این مطالعه از کیت استرادیول الایزا DRG ساخت کشور آلمان استفاده شد. با توجه به شرایط مراجعینی که مورد مطالعه قرار گرفتند، میزان استرادیول سرم آنها بالاتر از Pg/ml 200 بود. جهت بررسی میزان خطی بودن این روش، نمونه سرم تمام این بیماران با نسبت 1:4 رقیق شد و با استفاده از نرم افزار Excel و رسم نمودار مقایسه شدند.

 

یافته‌ها: مشاهده شد که با افزایش غلظت استرادیول بیش از Pg/ml2000، اختلاف بین نمودار مستقیم و رقیق شده افزایش می یابد و اصطلاحاً خطی بودن نمودار روش بدون ر قت از بین می رود.

 

 نتیجهگیری: در غلظت‌های استرادیول سرمی بیش از Pg/ml 2000 نیاز به رقیق نمودن نمونه‌ها می باشد و نتایج روش بدون رقت قابل اعتماد نخواهد بود. این موضوع باید در آزمایشگاه های مراکز درمان ناباروری و یا حتی آزمایشگاه های دیگر نیز مورد توجه قرار گیرد که میزان خطی بودن روش های مورد استفاده مشخص گردد تا در هنگام مواجهه با مقادیر بالاتر، رقیق سازی صورت گیرد.

 
دکتر سهیلا نصیری، دکتر نسرین شایانفر، دکتر زهرا اسدی کنی، شیما یونس پور،
جلد 20، شماره 115 - ( 10-1392 )
چکیده

 

زمینه و هدف: سرطان سلول قاعده‌ای پوست ((Basal Cell Carcinoma-BCC شایع‌ترین سرطان بدن و پوست می‌باشد. تشخیص در مراحل اولیه می‌تواند با درمان قطعی همراه باشد ولی برخی از انواع BCC، به‌ خصوص نوع انفلتراتیو قادر به تهاجم عمقی، عودهای مکرر و تخریب وسیع بافتی می‌باشند. لذا تعیین عوامل موثر در بروز، و تشخیص آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بروز افزایش یافته پروتئین HER2، یکی از عوامل مهم پیش آگهی در سرطان های نواحی مختلف بدن است. هدف این مطالعه، تعیین میزان بروز غشایی پروتئین HER2 در نمونه‌های BCC در مقایسه با پوست طبیعی حاشیه‌ی این تومورها است.

 

روش کار: این مطالعه به صورت مقطعی انجام شد. هشتاد نمونه‌ی بافتی با تشخیص BCC دارای پوست طبیعی  به اندازه‌ی 2 میلی متر در حاشیه تومور وارد مطالعه شد. جهت بررسی میزان بروز غشایی پروتئین HER2 در نمونه‌های BCC در مقایسه با پوست طبیعی حاشیه‌ی تومور، از روش ایمونوهیستوشیمی استفاده گردید.

 

یافته‌ها: از 80 نمونه‌ی تحت بررسی، 34 (%5/42) نمونه مربوط به زنان و 46 نمونه (%5/57) مربوط به مردان بود. رنگ‌پذیری غشای سلولی در 44 نمونه (%55) از 80 نمونه‌ی پوست سالم حاشیه‌ی تومور و در 6 مورد (%5/7) از نمونه‌ی BCC مشاهده شد. از نظر آماری، نسبت رنگ‌پذیری غشای سلولی (بروز پروتئین HER2) در نمونه‌های پوست سالم حاشیه‌ی تومور به طور معنی‌داری بیشتر از نسبت رنگ‌پذیری غشای سلولی در نمونه‌های BCC بود (آزمون مک‌نمار و آزمون رتبه علامت دار ویلکاکسون ،0001/0>p). از نرم‌افزار SPSS جهت آنالیز آماری داده‌ها استفاده شد. 

 

نتیجهگیری: با توجه به یافته‌های موجود، به نظر می‌رسد که تغییر بروز پروتئین HER2 ممکن است در بروز BCC نقش داشته و می تواند به عنوان یک مارکر تشخیصی منفی در BCC استفاده گردد.

 
اعظم حنیفهء، دکتر فرشته مجلسی، دکتر آذر طل، دکتر محمود محمودی مجدآبادی، عسگر نصیری،
جلد 21، شماره 122 - ( 5-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: انجام فعالیت جسمانی منظم در تمامی ابعاد سلامتی از جمله جسمی، روانی و اجتماعی تاثیر مثبتی دارد. هدف مطالعه حاضر تعیین تأثیر مداخله آموزشی برفعالیت جسمانی دانشجویان دختر دانشگاهی بر اساس مدل بزنف در سال 1392 بود.

روش کار: در این مطالعه نیمه تجربی از نوع شاهددار، دانشجویان دختر واجد شرایط، با استفاده از تخصیص تصادفی از بین 4 دانشکده (تعداد 45 نفر به گروه مداخله و تعداد 45 نفر به گروه مقایسه) تقسیم شدند. آموزش به مدت 6 هفته برگزار شد که در جلسات آموزشی سخنرانی و پرسش وپاسخ، بحث گروهی، لوح های فشرده در مورد ورزش های خانگی(مانند ایروبیک)، پمفلت وجزوه های آموزشی به دانشجویان داده شد. ابزار گردآوری داده‌ها پرسش‌نامه سه بخشی شامل اطلاعات دموگرافیک، سؤالات مربوط به مدل بزنف که شامل سوالات مربوط به آگاهی، سؤالات مربوط به نگرش، عوامل قادر کننده، قصد انجام فعالیت، اعتقادات هنجاری و هنجارهای انتزاعی و پرسش نامه عملکرد فعالیت جسمانی بود. پس از اجرای پیش آزمون، مداخله آموزشی برای گروه آزمون انجام شد و دانشجویان دو گروه مداخله و مقایسه بلافاصله بعد از پایان آموزش پیگیری شدند. همچنین به مدت 3 ماه پس از پایان آموزش پیامک هایی مبنی بر فعالیت جسمانی برای گروه مداخله ارسال شد. داده های جمع آوری شده در این پژوهش با استفاده از نرم افزارspss نسخه 18 با آزمون‌های آماری Independent samples t-test ،χ2 و Whitney- Mann آنالیز انجام شد. سطح معنی داری در این مطالعه کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد..

 یافته‌‌ها: قبل از مداخله آموزشی دو گروه از نظر اطلاعات دموگرافیک و آگاهی، نگرش، عوامل قادر کننده، قصد انجام فعالیت جسمانی و هنجارهای انتزاعی و فعالیت جسمانی تفاوت معنی داری نداشتند (05/0p>) ولی پس از مداخله آموزشی گروه مداخله از نظر آگاهی (001/0>p)، نگرش (001/0>p)، عوامل قادر کننده (001/0>p)، قصد انجام فعالیت جسمانی و هنجارهای انتزاعی(001/0>p) و همچنین از نظر انجام فعالیت جسمانی تفاوت آماری معنی داری با گروه مقایسه داشتند (040/0= (pبه طوری که بعد از گذشت 3 ماه همراه با ارسال پیامک از نظر آگاهی (002/0(p=، نگرش (001/0>p)، عوامل قادر کننده (001/0> p)، قصد انجام فعالیت جسمانی و هنجارهای انتزاعی (001/0>p) همچنان دارای نمره میانگین بالایی بودند.

نتیجه گیری: نتایج این مطالعه حاکی از اثربخشی مداخله آموزشی بر اساس مدل بزنف و در نتیجه افزایش آگاهی، نگرش، عوامل قادر کننده، قصد انجام فعالیت و اعتقادات هنجاری و هنجارهای انتزاعی بود و برای داشتن فعالیت جسمانی مستمر و مداوم تدارک امکانات و تسهیلات مناسب ورزشی برای دانشجویان که دسترسی راحتی داشته باشند می تواند به ارتقای فعالیت جسمانی در بین دانشجویان منجر شود.


دکتر علیرضا ناطقیان، دکتر صلاح الدین دلشاد، دکتر سیدجواد نصیری، دکتر پیروز فرهود، دکتر مریم جوانبخت،
جلد 21، شماره 123 - ( 6-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف : آترزی مری از ناهنجاری‌های شایع مری می‌باشد که اشکال مختلف آن هم به دلیل عوارض تنفسی قبل و بعد از عمل جراحی و هم به دلیل همراهی با سندرم ها و ناهنجاریهای متعدد دیگر اعضاء بدن بیمار را در خطر عوارض جدی کوتاه مدت و بلند مدت قرار می‌دهد که میزان و تنوع این عوارض در مطالعات مختلف متفاوت ذکر شده است. این مطالعه با هدف بررسی ناهنجاریهای همراه و عوارض کوتاه مدت و بلند مدت بیماران مورد عمل جراحی انجام گرفت.

  روش کار : این مطالعه بصورت گذشته نگربر روی بیماران مورد عمل جراحی قرار گرفته از سال 1374 تا 1389در بیمارستان ارجاعی حضرت علی اصغر(ع) تهران انجام شد. ابتدا پرونده کلیه بیماران مربوطه از نظر اطلاعات دموگرافیک، سوابق زایمانی و میزان و نوع عوارض مشاهده شده در طی مدت پیگیری بررسی و سپس با ویزیت مجدد بیماران یا تماس تلفنی وضعیت فعلی سلامت کودک و رشد وزنی وی تا پایان مدت پیگیری ( Fallow up ) مشخص گردید. یافته ها بصورت درصد فراوانی و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 16 ارائه گردید.

  یافته‌ها : در طی مدت پیگیری (حداقل 2 و حداکثر 5/15سال) 66 بیمار مورد بررسی قرار گرفت که 38 مورد (5/57%) مونث و 28 مورد (5/42%) پسر بودند. 42 مورد (64%) با وزن کم در زمان تولد و 33 مورد (50%) نارس بودند.14 نوزاد (23%) نمره آپگار کمتر از 7 در زمان تولد داشتند. نوع آترزی در 58 مورد (88%) از نوع شایع و فیستول دار بود. 28 مورد (44%) از بیماران ناهنجاری‌های همراه داشتند که شایع‌ترین آنها گوارشی (13 مورد؛ 20%) و سپس قلبی (10 مورد؛ 15%) بود. در 19 بیمار (29%) عوارض تنفسی کوتاه مدت بعد از عمل جراحی بصورت پنومونی آسپیراسیون، پنوموتوراکس، کلاپس ریه و نشت محل آناستوموز رخ داد. پس از ترخیص، عوارض طولانی مدت تنفسی و غیر تنفسی در 139 مورد رخ داد. شایع‌ترین آنها انوع پنومونی‌ها، کلاپس ریه، مشکلات دائمی مربوط به ریفلاکس معده، تنگی محل آناستوموز و ویزینگ مداوم بود. 21 مورد از بیماران (31%) فوت نموده و در پیگیری طولانی مدت سایر بیماران، رشد کودک در 62% موارد نرمال بود.

  نتیجه‌گیری : این مطالعه نشان داد که میزان عوارض کوتاه مدت و طولانی مدت پس از عمل این بیماران با نتایج سایر مطالعات همخوانی دارد، با این وجود داشتن پروتکلی که با مشارکت متخصصین رشته های مختلف به منظور کشف هرچه سریعتر مشکلات همراه، استفاده هرچه بیشتر از روشهای تشخیصی مناسب برای تعیین وضعیت آناتومیک و عملکرد ریه و اقدامات مرتبط با پیشگیری و درمان عفونتهای تنفسی و مونیتورینگ رشد آنها ممکن است کیفیت زندگی بیماران را بهبود قابل ملاحظه ای دهد.


سمیه نصیری پور، مریم فراستی نسب، سپیده خداوردی،
جلد 23، شماره 152 - ( 11-1395 )
چکیده

اختلالات جنسی مردان شامل اختلالات کاهش میل جنسی، اختلالات نعوظ، انزال زودرس و اختلالات رضایتمندی می‌باشد. انزال زودرس شایع‌ترین مشکل در مردان محسوب می‌گردد. این اختلال می‌تواند کیفیت زندگی فرد را در جنبه‌های مختلف از قبیل احساس خوشبختی، روابط بین فردی و رفتارهای اجتماعی تحت تاثیر قرار دهد. یکی از مهم‌ترین مسایل در این زمینه تعریف انزال زودرس و توضیح آن برای بیمار می‌باشد. اخیراً، درمان‌های مختلفی شامل رویکردهای روانی/ رفتاری و درمان دارویی برای انزال زودرس مطرح می‌باشد. داروهای مهارکننده اختصاصی بازجذب سرتونین بالاخص داپوکستیتن درمان‌های خط اول می‌باشند؛ با این حال در بیمارانی که به درمان‌های خط اول پاسخ نمی‌دهند، ترامادول شاید نقش موثری ایفا نماید. استراتژی‌های جدید درمانی شامل مدافنیل، سم بوتولینیم، طب سوزنی و ختنه از جمله رویکردهای درمانی در حال مطالعه هستند.



صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علوم پزشکی رازی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2020 All Rights Reserved | Razi Journal of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb