iumssj

جستجو در مقالات منتشر شده


21 نتیجه برای نوروزی

دکتر کاظم ملکوتی، فاطمه نوروزی، دکتر شهین تدین،
جلد 2، شماره 0 - ( تابستان 1374 )
چکیده

      هدف اولیه این پژوهش بررسی تفاوت موفقیت تحصیلی در دوتیپ شخصیتی   B و A دانشجوی پزشکی ( در مقطع کارورزی) دانشگاه علوم پزشکی زاهدان از نظر تیپ شخصیتی  تفکیک شدند و سپس پس از ارزیابی میزان اضطراب و نیز تجربه اخیر رویداد استرس زای A توسط پرسشنامه رفتار تیپ  زندگی در هر آزمودنی، ارتباط تیپ شخصیتی آزمودنیها( با در نظر گرفتن میزان اضطراب و تجربه رویداد استرس زای  زندگی ) با میانگین معدلهای چهار سال اخیر آنها( به عنوان شاخص موفقیت تحصیلی) مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه  و تحلیل داده ها نشان داد:  تفاوت معنی داری نداشته است. B و A 1)موفقیت تحصیلی در دو تیپ شخصیتی به طور معنی داری اضطراب بیشتری را تجربه نموده است. B نسبت به تیپ شخصیتی A 2)تیپ شخصیتی  3)تجربه رویداد استرس زای زندگی با موفقیت تحصیلی کمتر ، ارتباط معنی داری داشته است.  به طور کلی نتایج این پژوهش تا حدودی با نتایج پژوهشهای مشابه همخوانی دارد.  


دکتر مسعود نوروزی،
جلد 6، شماره 1 - ( 3-1378 )
چکیده

  در طی 20 سال گذشته استئوتومی انتهای فوقانی ران به فراموشی سپرده شد چرا که بسیاری از جراحان ارتوپد بر

  این عقیده اند که تعویض کامل مفصل ران تنها راه درمان یک آرتریت مفصل ران می باشد.

  معایب ذکر شده برای استئوتومی انتهای فوقانی ران شامل عدم اطمینان از نتیجه عمل، توانبخشی طولانی بعد از

  عمل-بهبود اندک در حرکات مفصل و به عقیده برخی از مولفین دشوار بودن انجام عمل تعویض کامل مفصل ران بعدی

  نیز می باشد. با این حال با توجه به عوارض دراز مدت تعویض کامل مفصل ران با سیمان در جوانان و نیز در برخی از

  بیماران پیر باید مجددا به استئوتومی التهاب فوقانی ران فکر کرد، چه انجام این عمل در هر دو گروه از این بیماران درد

  را بخوبی تخفیف می دهد.

  کاربرد استئوتومی وقتی است که بیمار همکاری لازم را داشته باشد و نیز مفصل ران دارای حرکات مفصلی قابل

  و(50-30درجه) (ADD) قبول باشد. اگر در زیر بیهوشی عمومی حرکات پاسیو مفصل ران کمتر از 15 درجه ادکسیون

  فلکسیون باشد معمولا استئوتومی کاربرد ندارد زیرا خطر آنکیلوز بعدی مفصل وجود دارد و در این موارد باید به بیمار

  خاطر نشان نمود که عمل جراحی به تعویض کامل مفصل منتهی می شود. استئوتومی بندرت دامنه حرکات مفصلی را

  افزایش می دهد و بنابراین در بیمارانی که دامنه حرکات مفصلی آنها محدود است کاربرد ندارد. اهداف اصلی استئوتومی

  عبارتست از :

  1-از بین رفتن یا کاهش درد

  2-کاهش فشار وارده به مفصل

  Weight - Bearing 3-حفظ شکل افقی سطح 

  کمتر یا بیشتر از حد W-B این اهداف از طریق انجام یک استئوتومی انتهای فوقانی ران بدست می آید اما اگر سطح

  معمول افقی شود نیاز به یک استئوتومی تکمیلی لگن یا استابولوم نیز پیدا نخواهد کرد.

  در استئوآرتریت پیشرفته سوپرلاترال نیاز است. در استئوآرتریت مدیال مفصل ران یک والگوس استئوتومی

  زمانی که سر فمور هنوز کروی است کاریرد دارد ولی واروس استئوتومی در استئوآرتریت مدیال کاربرد ندارد. زیرا

  سطح افقی نیروها را افزایش می دهد و با افزایش عدم تعادل نیروها همراه است.

  یک واروس استئوتومی نیروهای عمودی وارده به مفصل ران را کاهش داده و Concentric در استئوآرتریت نوع 

  آن را بهبود می بخشد.

  والگوس استئوتومی محور مکانیکی مفصل ران را به لاترال برده بطوری که سبب عبور این محور از کمپارتمان لاترال

  زانو می شود، لذا برای جبران این اثر باید شفت فمور را در حین استئوتومی به لاترال جابجا کرد. اما واروس استئوتومی

  اثر معکوس داشته و جابجایی معکوس نیز احتیاج دارد.

 


مسعود نوروزی، بهادر اعلمی هرندی،
جلد 6، شماره 4 - ( 12-1378 )
چکیده

  جوش نخوردن شکستگی گردن استخوان ران در گروههای مختلف سنی در کشورهای در حال توسعه یکی از مسائل بغرنج در ارتوپدی است.

  علیرغم پیشرفت های قابل ملاحظه در تکنیکهای جراحی و وسایلی که برای ثابت کردن شکستگی گردن استخوان ران بکار می رود هنوز حدود 3/1 از شکستگی های گردن استخوان ران که با جابجائی همراه می باشند دچار عارضه جوش نخوردن می گردند.

  روش های مختلفی که برای درمان این عارضه بکار می رود عبارتند از ثابت کردن شکستگی با یا بدون پیوند استخوان ساده و یا با ریشه عروقی استئوتومی انتهای فوقانی ران با یا بدون پیوند استخوان و بالاخره آرتروپلاستی مفصل ران.

  بین سالهای 1358 تا 1376 در 27 بیماری که دچار عارضه جوش نخوردن گردن استخوان ران شده بودند استئوتومی انتهای فوقانی ران (velgusizing) انجام گرفت.

  بیماران 17 تا 79 ساله و دارای میانگین سن 45 سال بودند. اکثرا این بیماران دچار شکستگیهای همراه با جابجائی گردن استخوان ران شده و تحت عمل جراحی قرار گرفته بودند ولی وسائلی که برای ثابت کردن شکستگیها بکار رفته بود دچار نقص شده و جابجا شده بودند.

  تمام بیماران از درد و محدودیت حرکات مفصل ران شکایت داشتند و قادر به راه رفتن بدون وسایل کمکی نبودند زاویه متوسط بین سر و گردن استخوان ران 107 درجه (80 تا 120 درجه) و کوتاهی آنها بطور متوسط 5/2 سانتی متر بود.

  بعد از استئوتومی شکستگی 24 نفر از 27 بیمار در فواصل زمانی 3 تا 10 ماه جوش خورده ( بطور متوسط 5 ماه) از سه بیمار دیگر یکنفر دو ماه بعد از عمل جراحی به علل دیگر فوت نمود ( بیمار 79 ساله) و دو بیمار د راثر نقص وسائل تثبیت کننده شکستگی بهبود نیافتند.

  نکروز آواسکولار خفیف در 5 بیمار وجود داشت که در موقع بررسی علائم بالینی نداشتند. درد و محدودیت حرکات مفصلی بیماران بطور قابل ملاحظه ای بهبود یافت بطوریکه بعد از جوش خوردن از وسایل کمکی برای راه رفتن استفاده نمی کردند و کوتاهی پای آنان به طور متوسط به یک سانتی متر تقلیل یافت.

  بنابراین به نظر می رسد استئوتومی انتهای فوقانی ران، عمل جراحی ساده و موثری برای درمان شکستگیهای گردن استخوان ران به خصوص در جوانان می باشد.

 


دکتر مسعود نوروزی، دکتر فرید ستارزاده،
جلد 11، شماره 42 - ( 9-1383 )
چکیده

    این مطالعه مقطعی تحلیلی روی 23 بیمار که به علت عدم موفقیت درمان شکستگی گردن فمور تحت عمل جراحی تعویض کامل مفصل هیپ(THA) قرار گرفته بودند، انجام شد. این مطالعه به منظور بررسی تاثیر THA به عنوان یک روش انتخابی برای درمان بیمارانی که دچار شکستگی گردن فمور شده اما درمان اولیه آن‌ها با شکست روبرو شده بود، صورت گرفت. هدف دیگر این بررسی مقایسه میزان موفقیت THA پس از شکست 2 روش درمانی مختلف شامل تثبیت داخلی شکستگی و همی آرتروپلاستی با یکدیگر بوده است بنابراین بیماران بر اساس روش درمان اولیه به 2 گروه تقسیم شدند که عبارت بودند از: 1) بیمارانی که با تعویض سر استخوان ران یا همی آرتروپلاستی(HA) درمان شده بودند 2) بیمارانی که به روش ثابت کردن داخلی شکستگی(IF) بعد از جا اندازی درمان شده بودند. در هر دو گروه، درد و ناتوانی در هر بیمار قبل و بعد از انجام دادنTHA و نیز بین 2 گروه با یکدیگر مقایسه شد. نتایج به دست آمده نشان داد که درد و ناتوانی بعد از THA به میزان چشم‌گیری کاهش یافته و مقدار(HHS)Harris Hip Score، به وضوح افزایش می‌یابد، این تغییرات به خصوص برای گروه IF بارزتر بود(05/0P<). عوارضی مانند خون‌ریزی حین عمل یا دررفتگی بعد از عمل در گروه 1 بیش‌تر از گروه 2 دیده شد اما به طور کلی میزان بروز عوارض در حد قابل قبول بود. با توجه به نتایج به دست آمده از مطالعه حاضر، می‌توان گفت که تعویض کامل مفصل هیپ یا Total Hip Arthroplasty می‌تواند یک راه مناسب برای کنترل بیمارانی باشد که درمان شکستگی گردن فمور در آن‌ها با موفقیت روبرو نشده است. 
دکتر جمیله نوروزی، دکتر نور امیرمظفری، حسین مدیرروستا،
جلد 12، شماره 48 - ( 6-1384 )
چکیده

    زمینه و هدف: لیستریا مونوسیتوژنز، توانایی ایجاد بیماری‌های شدید و مهاجم در انسان و در بیش از 40 گونه از حیوانات را دارد. لیستریا مونوسیتوژنز از طریق پنیر نرم، شیر، گوشت خام، سوسیس و غیره به انسان انتقال می‌یابد. هدف از این مطالعه، یافتن میزان فراوانی لیستریا مونوسیتوژنز در طیور، دام، سوسیس، لبنیات و مشاهده ژن CtpA(ژن انتقال دهنده مس) آن‌ها در الکتروفورز بعد از انجام PCR بوده است. روش بررسی: 180 نمونه از مغز، کبد و مدفوع طیور(مرغ‌های صنعتی) از 36 مرغ‌داری مختلف، 166 نمونه از کبد، مغز، مایع آمنیوتیک و مدفوع گاو، گوسفند، اسب و بز، 80 نمونه از سوسیس، 300 نمونه از لبنیات جمع‌آوری شده از مغازه‌های شهر کرج مورد بررسی قرار گرفت. لیستریا مونوسیتوژنز به روش غنی‌سازی در سرما و با روش استاندارد استرالیا ـ نیوزیلند جداسازی شد. DNA کروموزومی پس از استخراج، به منظور تکثیر ژن CtpA به وسیله PCR و برای مشاهده وجود باند CtpA الکتروفورز گردید. یافته‌ها: لیستریا مونوسیتوژنز از نمونه‌های طیور جدا نشد. این باکتری‌ از مغز و کبد بز و گوسفند(93/12درصد)، سوسیس(5/2%)، پنیر محلی(9/2%) و شیر(5/2%) به دست آمد. با استفاده از PCR و جداسازی DNA از 25 لیستریا مونوسیتوژنز ایزوله شده، ژن CtpA در 20 درصد از موارد مشاهده گردید. DNA مشابه CtpA در تمام باکتری‌های جدا شده وجود نداشت. نتایج نشان داد که 75/28 درصد از لیستریا مونوسیتوژنزهای جدا شده از پنیر و 20 درصد از باکتری‌های به دست آمده از حیوانات اهلی دارای ژن CtpA بودند. نتیجه‌گیری: وجود ژن CtpA در 20 درصد از باکتری‌های مورد بررسی نشان دهنده آن است که تمام این باکتری‌ها خاصیت بیماری‌زایی یکسانی ندارند. از طرفی، توالی ژن CtpA تشابه زیادی به پروتئین دو بیماری نقص در متابولیسم مس به نام بیماری منکز(Menkes) و بیماری ویلسون(Wilson) در انسان دارد، احتمال دارد که ارتباطی بین این دو بیماری و ژن CtpA در لیستریا مونوسیتوژنز وجود داشته باشد و شاید در آینده بتوان با تولید پروتئین ‍tpA‍C موجود در لیستریا(ساخت واکسن) گامی در درمان این دو بیماری برداشت.


دکتر مسعود نوروزی، دکتر محمدنصیر نادری، دکتر سید مانی مهدوی، دکتر داوود جعفری، دکتر ابوالفضل خسروی،
جلد 16، شماره 0 - ( مهر 1388 )
چکیده

    زمینه و هدف: شکستگی‌های داخل مفصلی دیستال هومروس در بزرگسالان به عنوان یکی از جنجالی‌ترین بحث‌های جراحان ارتوپدی در آمده است. بی‌نظمی‌های کوچک در سطح مفصلی آرنج معمولاً سبب از دست رفتن عملکرد مفصل می‌شود. این عارضه را با جراحی باز دقیق همراه با فیکساسیون محکم می‌توان کاهش داد. تکنیک جراحی خلفی به همراه استئوتومی اوله کرانون و فیکساسیون توسط دو Plate طرفی به عنوان شیوه استاندارد جراحی این نوع شکستگی‌ها به خصوص در تیپ‌های C آن می‌باشد. هدف اصلی این مطالعه بررسی نتایج درمان جراحی شکستگی‌های داخل مفصلی دیستال هومروس می‌باشد.

روش بررسی: در یک مطالعه توصیفی- مقطعی 46 بیمار (18 مؤنث و 28 مذکر) با میانگین سنی 22/31 سال را که مبتلا به شکستگی داخل مفصلی دیستال هومروس (12 مورد C1، 17 مورد C2 و 17 مورد C3) بودند، تحت بررسی قرار گرفتند. این بیماران از سال 1380 تا 1384 تحت عمل جراحی قرار گرفته بودند. کلیه بیماران با تکنیک خلفی به همراه استئوتومی اوله کرانون جراحی شده بودند. فیکساسیون داخلی یا با استفاده از دو Plateیا با استفاده از یک Plate و یا با استفاده از Screw بوده است. متغیرهای اندازه‌گیری شده به عنوان برونداد (Outcome) عبارت بودند از: درد بیمار پس از جراحی، دامنه حرکت، توانایی انجام فعالیت‌های روزمره قبلی، بروز عفونت‌ها، بروز اختلالات حسی- حرکتی در اعصاب، بروز اختلال در جوش خوردن، بروز سفتی در مفصل آرنج، بروز استئوآرتریت، بروز ناپایداری و نیاز به فیکساسیون مجدد و بروز بورسیت راجعه. در آنالیز آماری با استفاده از نرم‌افزار SPSS از فراوانی و درصد فراوانی جهت توصیف داده‌ها استفاده شد. از آزمون‌های آماری Kendall و تست دقیق فیشر نیز استفاده شد. سطح معنی‌داری 05/0p< در نظر گرفته شده است.

یافته‌ها: در 16 بیمار (8/34%) پس از جراحی درد وجود نداشت. درد خفیف در 17 بیمار (37%)، درد متوسط در 11 بیمار (9/23%) و درد شدید تنها در 2 بیمار (3/4%) گزارش شده بود. دامنه حرکت (Range of motion-ROM) پس از درمان در 24 بیمار (2/52%) بیش از 100 درجه، در 18 بیمار (1/39%) 50 تا 100 درجه و در 4 بیمار (7/8%) کمتر از 50 درجه بود. توانایی انجام فعالیت‌های روزمره قبلی پس از درمان در 14 بیمار (4/30%) کاملاً مانند قبل، در 26 بیمار (5/56%) نسبتاً مانند قبل و در 6 بیمار (13%) فعالیت کاهش یافته بود. تنها 2 بیمار (3/4%) دچار عفونت‌های سطحی شدند و هیچ بیماری به عفونت عمقی دچار نشد. همچنین تنها در 2 بیمار (3/4%) اختلالات حسی- حرکتی در عصب اولنار دیده شد. فقط 3 بیمار (5/6%) به عارضه عدم جوش خوردن استخوان مبتلا شدند.

نتیجه‌گیری: ترمیم جراحی شکستگی داخل مفصلی دیستال هومروس (به خصوص با تکنیک خلفی همراه با استئوتومی اوله کرانون به دلیل دید مناسب، ارزیابی روتین عصب اولنار و Rigid Internal Fixation) یک روش مؤثر می‌باشد که سبب بازتوانی زودرس بیمار می‌گردد.


فاطمه شیرانی، محسن نوروزی،
جلد 18، شماره 88 - ( 7-1390 )
چکیده

  زمینه و هدف : برای تقسیم بندی بیماری لوپوس سیستمیک کرایتریای متفاوتی به کار رفته است. از جمله کرایتریای ACR سال 1997 و کرایتریای Boston Weighted(BW) می ‌ باشد که در نوع BW جهت هر معیار Score (نمره) داده می شود. هدف از این مطالعه مقایسه این دو روش و تعیین حساسیت و اختصاصیت روش BW در تشخیص بیماری لوپوس می باشد.

  روش کار : در این مطالعه که از نوع Cross sectional بود و از اول مهر ماه 1383 تا آخر اسفندماه سال 1384 طول کشیده است به مدت 18 ماه تمام بیماران مبتلا به لوپوس که به درمانگاه روماتولوژی بیمارستان حضرت رسول اکرم(ص) مراجعه کرده اند وارد مطالعه شده اند و اطلاعات مندرج در پرونده و نیز تظاهرات بالینی بیماری از طریق مصاحبه با بیمار استخراج شده و ثبت گردید.

  یافته ها : 67 نفر وارد مطالعه شدند که از این تعداد 2 نفر مرد و 65 نفر زن بودند. همه بیماران فوق طبق نظر روماتولوژیست مبتلا به لوپوس بودند. تعداد61 نفر از بیماران شامل کرایتریای ACR بودند که این تعداد 91% بود. تعداد 62 نفر از بیماران شامل کرایتریای BW شدند که 92% بود. حساسیت و اختصاصیت کرایتریای BW در این مطالعه به ترتیب 98% و 67% بدست آمد. ارزش اخباری مثبت و ارزش اخباری منفی این کرایتریا به ترتیب 7/96 % و 80% بود. توافق بین این دو کرایتریا ( ACR,BW ) با توجه به مقدار کاپای به دست آمده (703/0) و P value<0.001 معادل 703/0 می باشد.

  نتیجه گیری : در این مطالعه حساسیت معیار (BW) نسبت به ACR بیشتر (98% نسبت به 91%) و ویژگی آن نسبت به معیار ACR کمتر بود (67% نسبت به 9/71%).


دکتر حدیث صبور، دکتر عباس نوروزی جاویدان، دکتر فرزاد شیدفر، دکتر محمد رضا وفا، سمیه اطهاری نیک عزم، فیروزه قادری، دکتر عباس رحیمی، دکتر حسن امامی رضوی،
جلد 18، شماره 92 - ( 11-1390 )
چکیده

  زمینه و هدف: با توجه به شیوع بالای بیماری های قلبی عروقی در بیماران با ضایعه نخاعی، این مطالعه برای اولین بار در این بیماران با هدف بررسی ارتباط دریافت غذایی و پروفایل سرمی در 162 بیمار ضایعه نخاعی انجام شده است.

  روش کار : در این مطالعه مقطعی دریافت غذایی و مقادیر سرمی متغیرهای متابولیک اندازه گیری گردید. مقایسه تفاوت دریافت رژیمی و نیز مقایسه متغیرهای سرمی با آزمون t مستقل انجام گرفت . آزمون رگرسیون چند گانه برای تعیین فــاکتور‌های پیش گویی کننده پروفایل سرمی مورد استفاده قرار گرفت.

  یافته ها: مردان در مقایسه با زنان دارای میزان تری گلیسرید( (TG بالاتر و HDL -کلسترول کمتری بودند (05/0> p ). در بیماران پاراپلژی نسبت به تتراپلژی میزان کلسترول تام و LDL -کلسترول سرم به طور قابل توجهی(001/0> p ) بالاتر بود.

  میزان LDL سرم، همبستگی مثبت معنی داری را با سن نشان داد (05/0> p ). همبستگی مثبت معنی داری بین چربی اشباع رژیم با میزان FBS و همبستگی منفی معنی داری بین دریافت PUFA رژیم و میزان LDL – کلسترول سرم مشاهده شد. نمایه توده بدنی ،دریافت کلسترول و سطح ضایعه فاکتورهای پیش گویی کننده مثبت برای میزان کلسترول تام سرم بودند. دور کمر، سطح ضایعه و دریافت کلسترول فاکتورهای پیش گویی کننده مثبت، دریافت PUFA و سطح تحصیلات فاکتورهای پیش گویی کننده منفی برای میزان LDL سرم بودند.

  نتیجه گیری: در مطالعه حاضر علی رغم دریافت پایین چربی اشباع و کلسترول در بیماران سالخورده، میزان LDL سرم بالاتر بود و میزان TG مردان بالاتر از زنان بود. بنابراین توجه به رژیم غذایی بیماران و تشویق آن‌ها به عادات غذایی سالم ممکن است اثرات مفیدی روی سلامت بیماران داشته باشد.


دکتر محمود ایمانی، دکتر محمود رضائی پور، دکتر مهدی محمدی، دکتر مهدی شیری، دکتر میثم نوروزی فر، نسرین محمودی،
جلد 19، شماره 100 - ( 7-1391 )
چکیده

  زمینه و هدف: رسوب بیلی روبین ( Billirubin ) در غشای سلول های عصبی سبب آسیب های دایمی عصبی می شود. مهم‌ترین گیرنده آن در غشا، ان-متیل-دی-آسپارات ( (NMDA= N-methyl-D-Aspartate است. از طرفی یون منیزیوم مهم ترین تنظیم کننده غشای سلول های عصبی و آنتاگونیست ( Antagonist ) گیرنده (NMDA) است. هدف از این مطالعه بررسی میزان بیلی روبین ومنیزیوم تام سرم قبل و بعد از فوتوتراپی ( Phototherapy ) و ارزیابی شیوه های تشخیصی درمانی جدید است.

  روش کار: مطالعه حاضر نیمه تجربی (experimental-semi) و آینده نگر می باشد. جمعیت مورد مطالعه، نوزادان مبتلا به زردی در بیمارستان امام علی زاهدان از فروردین تا اسفند1389 بودند. بیماران علامت بالینی دیگری به نفع سپسیس ( Sepsis ) یا همولیز نداشتند و مادرانشان سولفات منیزیوم دریافت نکرده بودند. اطلاعات در نرم افزار 16 SPSS vs. با آزمون های t زوجی و ANOVA آنالیز شده و 05/ 0 P ≤ معنی دار بود.

  یافته‌هـا: در این مطالعه 90 نوزاد مبتلا به زردی مورد بررسی قرار گرفتند. گروه‌های شدت هیپربیلی روبینمی قبل از فوتوتراپی شامل خفیف ( mg/dl 14-16)=8/28%، متوسط ( mg/dl 16-18) =3/33% و شدید ( mg/dl 18 ≥ ) =7/37% بودند. میانگین بیلی روبین تام سرمی قبل از فوتوتراپی 38/18 و بعد از فوتوتراپی 99/12با کاهش معنی‌دار ارزیابی شد (0001/0 p< ).میزان منیزیوم تام سرم، قبل ( mg/dl 66/2) و بعد از فوتوتراپی ( mg/dl 03/2) با اختلاف معنی داری کاهش یافت. (001/0 p< ). قبل از فوتوتراپی بین منیزیوم تام سرم و هیپربیلی روبینمی شدید همبستگی وجود داشت (03/0 p= ). اما این اختلاف بین سایر گروه‌ها از نظر میانگین سطح سرمی منیزیوم اختلاف دیده نشد (34/0 p= ). بعد از فوتوتراپی تنها گروه هیپربیلی روبینمی شدید با گروه دارای سطح بیلی روبین زیر 14 از نظر میانگین سطح سرمی منیزیوم اختلاف معنی دار داشتند (016/0 p= ).

  نتیجه‌گیری : سطح منیزیم تام سرم با افزایش بیلی روبین افزایش یافته و فوتوتراپی، بیلی روبین و منیزیوم تام سرمی را کاهش می دهد.


دکتر محسن آیتی، دکتر محمدرضا نوروزی، دکتر حسن جمشیدیان، دکتر الناز آیتی، دکتر رضا کفاش نیری، محمد رضا لاشئ،
جلد 20، شماره 114 - ( 9-1392 )
چکیده

 

زمینه و هدف: تنگی آناستوموز وزیکویورترال (VUAS- Vesicourethral Anastomotic Stricture) یک عارضه نسبتاً شایع و دردسر ساز بعد از جراحی رادیکال رتروپوبیک پروستاتکتومی (RRP- Radical Retropubic Prostatectomy) می‌باشد. در این مطالعه تجارب به دست آمده در زمینه درمان VUASبه خصوص با رزکسیون ناحیه تنگی از طریق مجرا (TransUrethral Resection of Scar- TUR) بیان شده است.

 

روش کار: در یک مطالعه چند مرکزی به صورت گذشته نگر پرونده‌های بیمارانی که بین سال های 1386 تا 1390، به علت سرطان پروستات تحت جراحی (RRP) توسط دو اروانکولوژیست قرار گرفته بودند، بررسی شدند. بیماران با سابقه VUAS وارد مطالعه شدند. تشخیص اولیه VUAS براساس علائم ادراری و تشخیص قطعی بر اساس سیستویورتروسکوپی داده شد. پاسخ به درمان بر اساس بهبود علائم انسدادی ادراری تعریف شد. درمان VUAS با شیوه های گشاد کردن مجرا (Urethral Dilatation- UD)، برش ناحیه تنگی از طریق مجرا (TransUrethral Incision of scar-TUI)، رزکسیون ناحیه تنگی (TUR) و جراحی باز صورت گرفت. نتایج به صورت تعداد و درصد برای متغیرهای کیفی و میانگین برای متغیرهای کمی نشان داده شد. اطلاعات با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 18 استخراج گردید.

 

یافته‌ها: از 683 بیماری که تحت رادیکال رتروپوبیک پروستاتکتومی قرار گرفته بودند VUAS در 58 بیمار (9/8 %) ایجاد شد. متوسط زمان بین خارج کردن سوند فولی و تشخیص تنگی 9/3 ماه بود. متوسط زمان پیگیری بیماران 8/36 ماه بود. بیست و پنج بیمار (1/43 %) با گشاد کردن مجرا (UD) نیاز به درمان دیگری نداشتند. 18 بیمار (03/31%) به دنبال برش ناحیه تنگی(TUI) بهبود یافتند. TUR در 14 بیمار (13/24%) که به UD و TUI پاسخ نداده بودند، پاسخ درمانی مطلوبی ایجاد نمود. یک بیمار با سابقه درمان های متعدد اندوسکوپیک ناموفق قبلی تحت جراحی باز قرار گرفت. بیمار به دنبال جراحی باز دچار بی اختیاری شد. به دنبال درمان آندوسکوپیک هیچ موردی از بی اختیاری ایجاد نشد.

 

نتیجهگیری: VUAS علی رغم تأثیر بر کیفیت زندگی بیماران دراکثر موارد با درمانهای آندوسکوپیک بهبود می یابد. رزکسیون تنگی (TUR) به صورت مطمئن و بدون افزایش خطر بی اختیاری ادرار قابل انجام است.  

 
مرضیه محمدعلی نوروزی، آغافاطمه حسینی، دکتر محمودرضا گوهری،
جلد 20، شماره 115 - ( 10-1392 )
چکیده

 

زمینه و هدف: با توجه به محدودیت‌های مراکز درمانی و بیمارستان در سطح کشور، توجه به طول مدت اقامت بیمار در بیمارستان اهمیت پیدا می‌کند. هدف از این پژوهش بررسی عوامل موثر بر طول مدت اقامت بیماران آپاندکتومی در بیمارستان‌های تامین اجتماعی کشور با استفاده از مدل چند سطحی است.

 

روش کار: این مطالعه از نوع مقطعی- تحلیلی است که ارتباط بین طول مدت اقامت بیماران آپاندکتومی و متغیرهای سن، جنس، نوع بیمه بیمار و تعداد تخت فعال بیمارستان را مورد بررسی قرار می‌دهد. اطلاعات کلیه 570 بیمار که در 6 ماهه اول سال 1388 در بیمارستان‌های تامین اجتماعی کشور برای آپاندکتومی بستری شدند از سیستم HIS بیمارستان‌ها استخراج شد. برای تحلیل داده‌ها از روش آماری رگرسیون سه سطحی استفاده گردید. تحلیل داده‌ها و برازش مدل در نرم‌افزار SAS نسخه 9.1 اجرا گردید.

 

یافته‌ها: میانگین طول مدت اقامت بیماران آپاندکتومی4/2 روز بود. جنسیت، سن، نوع بیمه بیمار و تعداد تخت فعال بیمارستان، تاثیری در طول مدت اقامت بیماران آپاندکتومی نداشت (05/0p>). اثر تصادفی بیمارستان بر طول مدت اقامت بیماران معنادار است (003/0p=)، یعنی مدت اقامت بیماران در بیمارستان‌های مختلف متفاوت است ولی بین طول مدت اقامت بیماران استان‌های مختلف اختلاف معناداری وجود ندارد و واریانس بین استان‌ها معنی دار نیست (302/0p =).

 

نتیجه‌گیری: در نظر گرفتن وابستگی میان داده‌ها و استفاده از مدل رگرسیون چند سطحی منجر به یافتن اثر تصادفی بیمارستان گردید که نشان می دهد بیمارستانی که بیمار در آن بستری می شود بر مدت اقامت بیماران تاثیر دارد و استفاده از مدل چندسطحی این تفاوت را آشکار می کند.

 
زیبا نوروزی، مسعود محمدی،
جلد 21، شماره 127 - ( 10-1393 )
چکیده

 

زمینه و هدف: یکی از اختلالات روانشناختی در حاملگی و دوره­ی پس از آن، افسردگی پس از زایمان می­باشد که تهدیدی بر امنیت و سلامت مادر و نوزاد است. این مطالعه با هدف پیش­بینی افسردگی پس از زایمان بر اساس پیوند والدینی، سابقه اضطراب و افسردگی در زنان زایمان کرده مراکز بهداشتی درمانی شهرستان شیراز انجام گردید.

 

روش کار: تعداد 120 زن زایمان کرده مبتلا به افسردگی پس از زایمان با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس از بین افراد زایمان کرده در بیمارستان‌های شهر شیراز انتخاب شدند. پرسشنامه پیوند والدینی (PBI)، پرسشنامه‌ی افسردگی پس از زایمان (ادینبورگ)، چک لیست اضطراب و افسردگی با استفاده از معیارهای تشخیصی IV-IR ـ DSMاختلال‌های اضطرابی و خلقی، ابزارهای پژوهش حاضر را تشکیل ‌دادند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 16 تحلیل گردید. در این پژوهش از تحلیل رگرسیون خطی چندگانه و همبستگی پیرسون استفاده شد.

 

یافته­ها: به کارگیری مدل رگرسیون خطی نشان داد که محافظت بیش از حد پدر (001/0<ρ) و مراقبت مادر(001/0<ρ) با توجه به مقدار ضریب تعیین (44/0=R2)، می‌توان نتیجه گرفت که محافظت بیش از حد پدر و مراقبت مادر، 44% از واریانس افسردگی پس از زایمان را تبیین می­نماید. یعنی 44% از تغییرات افسردگی پس از زایمان مربوط به محافظت بیش از حد پدر و مراقبت مادر است.

 

نتیجه­گیری: نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نشان داد که مؤلفه‌های محافظت بیش از حد پدر و مراقبت مادر قادر به پیش بینی افسردگی پس از زایمان هستند. به طور کلی نتایج این پژوهش نشان داد که نحوه ارتباط عاطفی بین والدین و فرزندان آنها منجر به شکل­گیری اختلالات روانی در فرزندان در دوره‌های مختلف زندگی می‌شود.

 

 

 
حسین حسنیان مقدم، علیرضا نوروزی، محمدباقر صابری زفرقندی، سعیده سرجمعی،
جلد 21، شماره 128 - ( 11-1393 )
چکیده

 

زمینه و هدف: پدیده طبی-اجتماعی سوء مصرف مواد یکی از بحران هایی است که جامعه ما امروزه با آن مواجه است. مطالعه پیش رو نتایج پایلوت شبکه هشدار را در بیمارستان لقمان حکیم تهران نشان می دهد.

 

روش کار: بعد از مصاحبه با 1850بیمار مراجعه کننده به اورژانس مسمومین در بیمارستان لقمان حکیم در طول 12 ماه که به شکل اتفاقی انتخاب شده بودند، 16 ماده مورد سوء استفاده شامل مورفین، متادون، ترامادول، بوپرنورفین، اکسی کودون، پروپوکسی فن، آمفتامین ، متامفتامین، کوکائین، 3و4 متیلن دی اکسی متامفتامین، حشیش، کتامین، فن سیکلیدین، بنزودیازپین، باربیتورات و الکل به شکل اتفاقی با کمک کیت های ایمنو اسی مورد بررسی قرار گرفتند.

 

یافته ها: مجموعاً 1258 نفر (68% از جمعیت هدف) شامل 739 زن (7/58%) حاضر به ورود به مطالعه شدند تا مورد پایش سوء مصرف و مصاحبه در اورژانس قرار گیرند. متوسط سنی11± 28 ( محدوده 88-12 سال) بود. 945 بیمار (1/75%) عمداً خود را مسموم کرده، در حالی که مسمومیت با مواد علت پذیرش در 194 بیمار (4/15%) بود. حداقل تعداد کل بیماران سوء مصرف کننده مواد اوپیوئیدی 397 نفر (6/31%) بود که 144 نفر (4/11%) سوء مصرف کننده پنهانی بودند که با آزمایش ها  مشخص گردیدند. مواد محرک 123 نفر (8/9%) با 49 نفر (9/3%) جمعیت پنهان، مواد

 

توهم زا 22 نفر (7/1%) با 15 نفر (2/1%) جمعیت پنهان، مواد سداتیو 337 نفر (8/26%) با 145 نفر (5/11%) جمعیت پنهان و الکل با 76 نفر(6%) مواد دیگر بودند.

 

نتیجه گیری: تعداد قابل توجهی سوء مصرف پنهان مواد در جامعه وجود دارند که نیازمند مداخله فوری و مناسب هستند.

 
زهرا سلطانی، حدیث صبور، عباس نوروزی جاویدان، رامین حشمت، باقر لاریجانی، حسن امامی رضوی،
جلد 22، شماره 141 - ( 12-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: کاهش تراکم استخوان در افراد دارای آسیب نخاعی مشکل شایعی است. با توجه به شیوع بالای کاهش پوکی استخوان در این افراد، این مطالعه برای اولین بار با هدف بررسی وضعیت تراکم استخوانی و شاخص‌های مربوط به آن در بیماران مبتلا به ضایعه نخاعی انجام شده است.

روش کار: در افراد دارای آسیب نخاعی مزمن که به درمانگاه مرکز تحقیقات ضایعات مغزی و نخاعی مراجعه کرده بودند، معیارهای آنتروپومتریک، تراکم استخوان و سطوح سرمی فسفر، ویتامین D، آلکالین فسفاتاز استخوان، سطح کلاژن CTX، استئوکلسین، هورمون پاراتیروئید (PTH) و کلسی تونین و رژیم غذایی بیماران مورد مطالعه قرار گرفت. از نرم افزار N4 جهت تجزیه و تحلیل پرسشنامه یادآمد 24 ساعت خوراک استفاده شد. استانداردهای بین‌المللی برای طبقه‌بندی نورولوژیک آسیب نخاع (ISNCSCI) و (ASIA) مورد استفاده قرار گرفتند. درجه تکمیل آسیب به صورت کامل یا ناقص طبقه‌بندی گردید.

یافته‌ها: بین گروه زنان و مردان، تراکم استخوان مهره‌های کمری و ران تفاوت معنی‌داری وجود داشت. CTX در مردان، به صورت معنی‌داری بالاتر بود (23/0=r). همبستگی معنی‌داری بین مدت پس از آسیب با T-score و Z-score مهره کمری یافت شد. بیماران با آسیب نخاعی در سطح کمری سطح کلسی تونین بالاتری داشتند (040/0=p)، میانگین مصرف کلسیم در زنان mg/day 270±7/565 و مردان mg/day 755±3/835 بود که هم در مردان و هم در زنان کمتر از مقادیر توصیه شده است.

نتیجه‌گیری: مطالعه حاضر نشان داد که کمبود ویتامین D و کلسیم مشکل شایعی است و بیماران به درجاتی دارای کاهش تراکم استخوان بودند.


آذین آهنی، سیده زینب سید یوسفی، مهدی فتاحی بافقی، نوشین شاکری، علیرضا نوروزی، سید سعید اشراقی،
جلد 23، شماره 147 - ( 6-1395 )
چکیده

زمینه: نوکاردیا از خانواده اکتینومایست های هوازی، اسیدفاست نسبی و گرم مثبت می باشد که در موارد نادری منجر به بروز عفونت های چشمی به ویژه در مبتلایان به نقایص سیستم ایمنی می گردد. معرفی بیمار: بیمار مردی 83 ساله، مبتلا به دیابت می باشد که در دی ماه سال 1393 به دلیل انسداد مجرای اشکی به بیمارستان شهید لبافی نژاد تهران-ایران مراجعه کرده است و با توجه به معاینات کلینیکی و ارزیابی های میکروب شناسی عامل بیماری به عنوان نوکاردیا آستروئیدس کمپلکس تشخیص داده شد. نتیجه گیری: به عنوان عامل بروز عفونت در انسداد مجاری اشکی، شناسایی نوکاردیا برای شروع درمان مناسب و به موقع ضروری است.


امین نوروزی، حسین حسینی نوه، سمانه محبی، محمدرضا کنده کار قهرمان، مجید طاعتی مقدم،
جلد 23، شماره 148 - ( 7-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: پلاسمیدهای ایجاد کننده مقاومت به کینولون و فلوروکینولون یکی از مشکلات درمان می‌باشند که در ایزوله‌های اشرشیاکلی در سرتاسر جهان در حال افزایش هستند. هدف از این مطالعه فراوانی ژن‌های پلاسمیدی qnrA، qnrB و qnrS ایجادکننده مقاومت به کینولون­ها و تعیین حساسیت آنتی بیوتیکی در ایزوله‌های اشرشیاکلی جدا شده از نمونه‌های بالینی کرمان بود.

روش کار: در این مطالعه، 80 ایزوله اشرشیاکلی از ادرار، خون و زخم از بیمارستان‌های کرمان جدا سازی شد. سپس آنتی بیوگرام به روش دیسک دیفیوژن انجام شد. شناسایی ژن qnrA، qnrB و qnrS توسط واکنش زنجیره ای پلیمر از (PCR)صورت گرفت.، آنالیز اطلاعات توسط SPSS-22 ارزیابی شد.

یافته‌ها: موثرترین آنتی بیوتیک علیه ایزوله‌های اشرشیاکلی ایمی پنم بود که 75 ایزوله (7/93%) به آن حساس بودند. 58 ایزوله (5/72%) به آمپی سیلین مقاوم بودند که بیشتر از سایر آنتی بیوتیک‌ها بود. 33 ایزوله (2/41%) و 15 ایزوله (7/18%) از 80 ایزوله اشرشیاکلی به ترتیب مقاوم به نالیدیکسیک اسید و سیپروفلوکساسین بودند. شناسایی ژن‌های qnr نشان داد که 5 ایزوله (2/6%) دارای qnrS و یک ایزوله (2/1%) دارای qnrB بودند. در هیچکدام از ایزوله‌ها qnrA وجود نداشت.

نتیجه‌گیری: به دلیل الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی که در نقاط مختلف جغرافیایی وجود وجود دارد، درمان آنتی بیوتیکی در نقاط مختلف براساس درمان تجربی می‌باشد؛ بنابراین، تجویز صحیح آنتی بیوتیک می‌تواند از گسترش مقاومت توسط باکتری‌های ناقل ژن qnr در آینده جلوگیری کند


سمیرامیس قوام، علی شریفی، سیروس نوروزی، حامد توان،
جلد 23، شماره 153 - ( 12-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: فشارخون بالا یک بیماری شایع و بدون علامت است و به سادگی تشخیص داده می‌شود و به راحتی قابل درمان است، ولی در صورت عدم‌درمان باعث بروز عوارض کشنده در بیماران شده و علت 6% از موارد مرگ و میر در دنیا است، لذا هدف از این پژوهش بررسی ارتباط بین پروتئین واکنشی c فوق حساس (HS-CRP) با عملکرد دیاستولیک قلب در بیماران مبتلا به پرفشاری خون اولیه بود.

روش کار: این مطالعه به صورت مورد-شاهدی (Case-Control) انجام شد. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به پرفشاری خون اولیه مراجعه کننده به مطب تخصصی قلب شهر ایلام در سال 1391-92 بود. بر اساس یافته‌های اکوکاردیوگرافی داپلر بافتی، این بیماران به دو گروه با اختلال عملکرد دیاستولی و بدون اختلال عملکرد دیاستولی تقسیم شدند و سطح سرمی HS-CRP این بیماران با هم مقایسه شد و سطوح HS-CRP سرمی پایه در افراد به چهار گروه کمتر از نیم میلی‌گرم بر لیتر% 5/0-1 میلی‌گرم بر لیتر، 1-3 میلی‌گرم بر لیتر و بیشتر از 3 میلی‌گرم بر لیتر تقسیم و ارتباط آن با متغیرهای مختلف بررسی شد. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار و فراوانی) و تحلیلی (آنالیز واریانس یک طرفه) و با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS نسخه 19 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته‌ها: 22 نفر از بیماران (31%) مرد و 49 نفر (69%) زن بودند. میانگین و انحراف معیار سن بیماران 7/5± 42/45 سال بود، 1/76% دیاستولیک دیس فانکشن داشتند. همراهی بالایی بین HS-CRP سرم با دیاستولیک دیس فانکشن وجود داشت (079/0p=).

نتیجه‌گیری: همراهی بالایی بین سطح سرمی HS-CRP سرم با دیاستولیک دیس فانکشن وجود دارد، هر چه سطح HS-CRP بالاتر باشد احتمال وجود دیاستولیک دیس فانکشن آن بالاتر می‌رود.


پگاه فرخزاد، مهرزاد جان نثاران، امیر نوروزی، جلال عربلو،
جلد 24، شماره 156 - ( خرداد 1396 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از اختلال‌های روان‌پزشکی شایع در بیماران مبتلا به سرطان، افسردگی است. مطالعه حاضر با هدف تأثیر تخلیه هیجانـی احساسات بـا نگارش کتبی بر میزان افسـردگی بیماران مبتلا به سرطان انجام شد.
روش کار: مطالعه مداخله‌ای حاضر به صورت نیمه تجربی و از نوع قبل و بعد با گروه کنترل، بر روی 30 بیمار مبتلا به سرطان مراجعه کننده به مرکز تحقیقات سرطان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال 1394 انجام شد. از بیماران مبتلا به سرطان درخواست گردید که مقیاس افسردگی بک 21 سوالی را تکمیل نمایند. سپس از بیماران گروه مداخله خواسته شد که مداخله پژوهش حاضر را که نگارش کتبی روزانه احساسات و هیجانات منفی بوده است، به صورت چهار هفته متوالی و روزی 20 دقیقه اجرا نمایند. پس از یک ماه مجدداً پرسشنامه افسردگی بک 21 سوالی توسط دو گروه تکمیل شد. داده های پرسشنامه استخراج و با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری تی زوجی، تی مستقل و تحلیل کوواریانس تجزیه تحلیل شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که میانگین نمرات افسردگی گروه آزمایش و شاهد در پیش آزمون تفاوت آماری معناداری نداشت (618/0=p) ولی در پس‌آزمون، میانگین نمرات افسردگی گروه آزمایش به طور معناداری کمتر از گروه شاهد بود (019/0=p). همچنین میانگین نمرات افسردگی گروه آزمایش در پس‌آزمون به طور معنادارداری کمتر از پیش آزمون بود (001/0›p) ولی میانگین نمرات افسردگی گروه شاهد در پیش‌آزمون تفاوت آماری معناداری با پس‌آزمون نداشت (131/0=p). در این پژوهش بین نمرات پیش آزمون و پس‌آزمون افسردگی با سن، وضعیت تأهل و سطح تحصیلات در کل نمونه، گروه آزمایش و گروه شاهد ارتباط معناداری وجود نداشت.
نتیجه‌گیری: تخلیه هیجانـی احساسات بـا نگارش کتبی بر میزان افسـردگی در بیماران مبتلا به سرطان موثر است. توصیه می­شود که از این روش به عنوان روشی کم هزینه و اثربخش در مراقبتهای بیماران سرطانی استفاده شود.


دکتر رحیم احمدی، بهروز صابری، ساناز نوروزی، ساسان رحیمی، پوریا مولوی،
جلد 24، شماره 157 - ( تیر 1396 )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعات مختلف نشان می‌دهند که عصاره‌های گیاهی می‌توانند اثرات سیتوتوکسیک بر سلول‌های سرطانی داشته باشند. هدف از این مطالعات بررسی اثر عصاره برگ رامنوس فرانگولا میلر بر توانایی بقای سلول‌های سرطانی سینه در محیط کشت می‌باشد.
روش کار: در این مطالعه تجربی- آزمایشگاهی از رده سلولی سرطان سینه (MCF-7) استفاده شد. سلول‌‌‌های MCF-7 در محیط کشت 1640 RPMI حاوی 10 درصد سرم جنین گاوی و پنی سیلین 100 واحد بر میلی لیتر و استرپتومایسین 100 میکرو گرم بر میلی لیتر کشت داده شدند و در انکوباتور در دمای 37 درجه سانتی گراد و در فشار 5 درصد از CO2 نگهداری شدند. سلول‌ها به طور تصادفی به گروه کنترل و گروه‌های در معرض 10، 1، 1/0، 01/0 و 001/0 میلی گرم/ میلی لیتر از عصاره برگ رامنوس فرانگولا تقسیم بندی شدند که زنده مانی سلول‌ها با استفاده از تست MTT مورد اندازه‌گیری قرار گرفت. داده‌ها از طریق آزمون آنالیز واریانس یک طرفه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها: زنده مانی سلول های MCF-7 بین گروه در معرض 001/0 میلی گرم/ میلی لیتر عصاره و گروه کنترل تفاوت معناداری نداشت. هرچند، زنده مانی سلول‌های MCF-7 در گروه‌های در معرض 01/0، 1/0، 1 و 10 میلی گرم/ میلی لیتر از عصاره نسبت به گروه کنترل دچار کاهش معناداری شد (05/0).
نتیجه‌گیری: نتایج نشان دادند که دوز پایین عصاره برگ رامنوس فرانگولا اثر سیتوتوکسیک معناداری به سلول‌های MCF-7 ندارد. هرچند دوزهای بالای عصاره اثرات سیتوتوکسیک به سلول‌های MCF-7 دارند.
 
 


طاهره ناجی، ارسلان همت زاده، پوریا مولوی، ساناز نوروزی، بهروز صابری،
جلد 24، شماره 164 - ( بهمن 1396 )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعات مختلف نشان می‌دهند که نوتروفیل‌ها در اثر محرک‌های انگلی می‌توانند کموکاین‌های مختلف تولید کنند. این کموکاین‌ها باعث فراخوانی لوکوسیت‌ها، لنفوسیت‌های T، سلول‌های دندریتیکی، مونوسیت‌ها، سلول‌های کشنده طبیعی و نوتروفیل‌ها به محل عفونت می‌شوند. هدف از این مطالعه بررسی بیان ژن‌های  CXCL8، CCL4، CCL3 در نوتروفیل‌های مواجهه یافته با انگل لیشمانیا اینفانتوم می‌باشد.
روش کار: طی این مطالعه تجربی-آزمایشگاهی از 30 فرد سالم خونگیری شد و نوتروفیل‌های خون محیطی با استفاده از روش هیستوپاک -1077، دکستران و سانتریفیوژ جدا شدند. پس از انجام آزمون تعیین درصد زنده بودن و خلوص، سلول‌ها شمارش شدند. سپس این سلول‌ها با اشکال پروماستیگوت انگل لیشمانیا اینفانتوم که از بخش ایمونولوژی انستیتو پاستور تهیه شده بود، در فاز ایستا مجاور شد و در انکوباتور CO2 به مدت یک ساعت انکوبه شد، نوتروفیل‌های تحریک نشده به عنوان شاهد استفاده شدند. پس از استخراج RNA، RNA توسط مجموعه آنزیمی به cDNA تبدیل شد. از cDNA برای انجام Real Time PCR استفاده شد. ژن‌های انتخاب شده، ژن کموکاین‌های CCL3، CCL4، CXCL8 بوده و از β –Actin هم به عنوان ژن رفرانس استفاده شد و سپس توسط روش آماری ANOVA تغییر بیان ژن ها بررسی شد.
یافته‌ها: نتایج این تحقیق نشان دادند که بیان ژن CXCL8 در نوتروفیل‌های مواجهه یافته با انگل لیشمانیا دچار افزایش معنا دار نسبت به نوتروفیل‌های شاهد گردید (001/0 p<). از سویی بیان ژن‌های CCL3 و CCL4 در نوتروفیل‌های مواجهه با انگل لیشمانیا نسبت به نوتروفیل‌های شاهد بیانگر تغییر معنا‌داری نگردید.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که مواجهه با انگل لیشمانیا سبب تغییری در بیان mRNA ژن‌های CCL3,CCL4 در میان نوتروفیل‌های تحریک شده مشاهده نگردید اما باعث افزایش بیان بالایی از CXCL8 گردید. بر این مبنا، اندازه‌گیری بیان ژن CXCL8 می‌تواند به عنوان معیاری جهت تشخیص ابتلا به انگل لیشمانیا مطرح باشد.
 



صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علوم پزشکی رازی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2020 All Rights Reserved | Razi Journal of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb