iumssj

جستجو در مقالات منتشر شده


14 نتیجه برای کوهپایه زاده

دکتر جلیل کوهپایه زاده، دکتر ماشااله عقیلی نژاد، دکتر الهه کبیر مکمل خواه، دکتر مجید گل آبادی،
جلد 18، شماره 90 - ( 9-1390 )
چکیده

  زمینه و هدف : یکی از اختلالات شایع در محیط های کاری، فرسودگی شغلی است که می تواند بر احساس رضایت حرفه ای و سلامت جسمی-روانی افراد شاغل تاثیر منفی داشته باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان فرسودگی شغلی و عوامل موثر بر آن در کارکنان شاغل در دانشکده های مختلف دانشگاه علوم پزشکی ایران سابق انجام شد.

  روش کار : در یک مطالعه مقطعی، 445 نفر از کارکنان دانشکده های دانشگاه علوم پزشکی ایران سابق که در سال 1389 حداقل شش ماه در جایگاه فعلی سابقه کار داشتند، وارد مطالعه شدند. اطلاعات فردی این افراد جمع آوری شد و جهت بررسی میزان فرسودگی شغلی، از پرسشنامه مازلاک-جکسون استفاده گردید. داده ها با استفاده از آزمون های آماری و با درنظر گرفتن سطح معنی داری (05/0 p< ) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

  یافته‌ها : میانگین نمره کلی خستگی هیجانی (8/9±) 13/13، مسخ شخصیت (49 /4±)4 و کفایت شخصی (13/10±) 63/22 بود. در آنالیز واریانس، فرسودگی شغلی در بعد خستگی هیجانی و مسخ شخصیت در کارکنان زن بالاتر از مردان بود. هم چنین در کارکنان با سابقه کاری 10 سال و کمتر بیش از سایر کارکنان بود (05/0 p< ) . خستگی هیجانی و مسخ شخصیت در افراد با مدرک تحصیلی فوق دیپلم از بقیه گروه ها بیشتر بود (05/0 p< ) . در کارکنان دانشکده بهداشت نمره کفایت شخصی کمتر و نمره مسخ شخصیت بیش از بقیه دانشکده ها بود (05/0 p< ). در آنالیز رگرسیون، فقط سابقه کاری هم بستگی منفی با فرسودگی شغلی نشان داد.

  نتیجه گیری : به طور کلی فرسودگی شغلی در بعد خستگی هیجانی و مسخ شخصیت در سطح پایین و در بعد کفایت شخصی در سطح بالا بود. کارکنان با سابقه کاری کمتر، سطح فرسودگی شغلی بالاتری را نشان دادند. به نظر می رسد کارکنان زن، کارکنان فوق دیپلم و نیز کارکنان بعضی دانشکده ها، استعداد بیشتری برای فرسودگی شغلی داشتند که باید ضمن علت یابی، توجه بیشتری در این زمینه به آنان مبذول گردد.


دکتر ماشااله عقیلی نژاد، دکتر جلیل کوهپایه زاده، دکتر محمد کاظم نوری، دکتر مجید گل آبادی،
جلد 19، شماره 104 - ( 11-1391 )
چکیده

 

زمینه و هدف: سالانه حدود 250 میلیون حادثه شغلی و تعداد زیادی ناتوانی های موقت یا دائمی ناشی از آنها در جهان رخ می دهد که قسمت عمده آنها قابل پیشگیری هستند. صنایع معدنی و فلزی جزو پرحادثه ترین صنایع دنیا به حساب می آیند. هدف ما در این مطالعه بررسی میزان بروز ، ویژگی های سنی و سابقه کار در حوادث شغلی در معادن و صنایع معدنی ایران بود.

 

روش­ کار: در یک مطالعه گذشته نگر اطلاعات مربوط به حوادث شدید و مرگ های ناشی از کار در کارکنان سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران (ایمیدرو) از فروردین سال 1382 تا پایان شهریور 1390 از پایگاه داده های حوادث شغلی آن سازمان استخراج گردید. ویژگیهای حادثه شامل نوع  آن، عضو آسیب دیده ، نتیجه حادثه و نیز سن و سابقه کار حادثه دیدگان در زیر گروه هایی دسته بندی شدند. سپس میزان بروز و ویژگی های حوادث در  افراد براساس گروه های سن و سابقه کار بررسی گردید.

 

یافته­ها: تعداد حوادث شدید گزارش شده در دوره مطالعه 10032 مورد و تعداد مرگ 197 مورد بود. میانگین سن افراد حادثه دیده 9/33±4/8 سال و میانگین سابقه کار آنها 7/7±6/6سال بود. سن 76% حادثه دیدگان زیر 40 سال بود. 9/49% از آنها سابقه کار کمتر از 5 سال داشتند.  شایع تریننوع حادثه در کل حوادث، برخورد یا ضربه (27%) و به دنبال آن افتادن (1/24%) بود.  شایع ترین عضوهای آسیب دیده بدن اندام تحتانی (3/33%) و اندام فوقانی (33%) بودندو غالبا شایع تریننتیجه حادثه، کوفتگی و پیچ خوردگی (4/42%) بود. در بین گروه های سنی و سابقه کار از نظر ویژگی های حوادث تفاوت هایی وجود داشت.

 

نتیجه­گیری: حوادث شغلی در معادن و صنایع معدنی ایران در سنین پایین تر و در افراد کم سابقه فراوانی بالاتری دارد. گروه های خطر حوادث شغلی باید مورد توجه ویژه قرار گرفته و برنامه ریزی مناسب برای آنها انجام شود.

 
دکتر جلیل کوهپایه زاده، دکتر سید کامران سلطانی عربشاهی، دکتر شعله بیگدلی، فریدون مریمی،
جلد 20، شماره 108 - ( 3-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف : امروزه یکی از مفاهیم اصلی در سیستم ‌ های خدمات بهداشتی- درمانی حفظ ایمنی و امنیت بیمار است و اظهار به خطای پزشکیِ روی بیمار به خود بیمار و سیستم آموزشی، یک جنبه مهم اخلاقی و ضروری مراقبت است که باعث کاهش بروز خطا می‌شود. این مطالعه با هدف شناسایی نگرش‌های دستیاران پزشکی نسبت به خوداظهاری خطاهای پزشکی و عوامل شایع مؤثر بر آن انجام گرفت.

  روش کار : مطالعه حاضر که از نوع توصیفی پیمایشی می‌باشد، بر روی 150 نفر از دستیاران پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گرفت که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شده بودند. جهت گردآوری داده‌ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. داده‌های جمع آوری شده وارد نرم‌افزار آماری SPSS نسخه 16 شده و با استفاده از روش‌های آمار توصیفی در مورد اهداف به قضاوت پرداخته شد.

  یافته ها: 125 دستیار پرسشنامه را تکمیل کردند (میزان پاسخ دهی3/83%). به طور کل بیشتر دستیاران (78 نفر|4/62%) موافق این بودند که خطاهای پزشکی یکی از مهم‌ترین مشکلات جدی در مراقبت‌های بهداشتی- درمانی به شمار می‌روند. تقریباً بیشتر دستیاران (83 نفر|4/66%) موافق این بودند که خطاهای جدی باید برای بیماران اظهار شود. فقط 8/36% (46 نفر) از دستیاران موافق این بودند که خطاهای خفیف باید برای بیماران اظهار شود و تقریباً بیشتر از نیمی از دستیاران (75 نفر|60%) موافق این بودند که خطاهای قریب الوقوع باید برای بیماران اظهار شود. تقریباً همه دستیاران (114 نفر|2/91%) علاقمند بودند که درباره‌ی اظهار خطاهای پزشکی برای بیماران آموزش ببینند.

  نتیجه گیری : با توجه به علاقمندی دستیاران به آموزش درباره اظهار خطاهای پزشکی، طراحی یک برنامه درسی رسمی برای آموزش دانشجویان پزشکی مورد نیاز است و همچنین نیاز به تمرین دانشجویان بر بالین بیمار و نظارت از طرف مسئولین وجود دارد تا دانشجویان و دستیاران پزشکی در پایان آموزش، بتوانند به طور مستقل خطاهای پزشکی را اظهار کنند.


دکتر عزیزه فرزین مهر، دکتر آذر معزی، دکتر جلیل کوهپایه زاده،
جلد 20، شماره 109 - ( 4-1392 )
چکیده

 

زمینه و هدف: به خروج غیر طبیعی ادرار در نتیجه افزایش فشار داخل شکمی  بی اختیاری ادراری استرس (Stress Urinary incontinence = SUI)  گفته می‌شود که شایع ترین نوع بی اختیاری می باشد. اختلال عملکرد عضلات کف لگن در خانم ها باعث SUI می شود. تقویت این عضلات روشی موثر در درمان می باشد. قدرت عضلات کف لگن رابطه قویی با کارکرد عضلات شکمی دارد. لذا هدف تحقیق حاضر بررسی کارایی تاثیر ورزش های ترکیبی عضلات مرکزی تنه و کف لگن در درمان SUI است.

 

روش کار: پژوهش حاضر، مطالعه نیمه تجربی Before and after)) است که توسط کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی تهران تایید شده است. در 22 خانم مبتلا به SUI قبل و بعد از مداخله، ارزیابی کیفیت زندگی و شدت بی اختیاری ادراری توسط پرسشنامهIQOL ( Incontinence quality of life)  و معیار ((Visual Analog Scale VAS بررسی شد، همچنین قدرت و تحمل استاتیک و دینامیک عضلات کف لگن توسط معاینه واژینال به صورت توانایی حفظ انقباض و تعداد تکرار انقباض عضلات کف لگن ارزیابی گردید. بیماران ورزش های درمانی تجویزشده را، طی 3 هفته تحت نظارت مستقیم درمانگر انجام دادند.

 

یافته ها: روش‌های کانسرواتیو  (conservative)و ورزش درمانی خط اول درمان SUI هستند. نتایج این تحقیق مبین اثرات مفید ورزش درمانی ترکیبی عضلات مرکزی تنه و کف لگن در کاهش شدت بی اختیاری ادرار، بهبود امتیازات پرسشنامه، بهبود قدرت و تحمل استاتیک و دینامیک عضلات کف لگن در افراد مورد مطالعه می باشد. میانگین متغیرهای بررسی شده قبل و بعد از درمان تفاوت معنادار آماری را نشان دادند. (.(p< 0/001 با محاسبه درصد میانگین متغیرها، افزایش 60% در امتیازات کل پرسشنامه IQOL، کاهش 57 % در معیار VAS  و افزایش 76% در قدرت عضلات کف لگن مشاهده شد.

 

نتیجهگیری: یافته‌های حاصل از این تحقیق نشان دهنده اثرات مفید برنامه جدید ورزش درمانی عضلات کف لگن وعضلات مرکزی تنه در بهبود وضعیت فیزیکی و کیفیت زندگی دراکثر بیماران این طرح می باشد.

 


دکتر جلیل کوهپایه زاده، دکتر پیمان حافظی مقدم، دکتر حسین دانش، دکتر زهرا ایمانی زاده، سعیده دریازاده،
جلد 20، شماره 116 - ( 11-1392 )
چکیده

 

زمینه و هدف: یکی از فعالیت های مهم در فرآیندهای آموزشی، ارزشیابی دانشجویان است. برای ارزیابی عملکرد حرفه ای دانشجویان، انتخاب یک سیستم ارزشیابی مناسب مهم است. هدف از این بررسی، ارزیابی عملکرد بالینی کارورزان پزشکی و عوامل موثر بر آن به وسیله آزمون مینی سیکس (mini-CEX) بود.

 

روش کار: این مطالعه به صورت نیمه تجربی بود و از تمام کارورزان بخش اورژانس، دو بار در ابتدا و انتهای دوره، آزمون مینی سیکس گرفته شد و ارزیاب با توجه به چک لیست به عملکرد کارورزان نمره می داد. نمرات آزمون ها با یکدیگر مقایسه شد.

 

یافته‌ها: در مجموع 76 شرکت کننده توانستند آزمون های اول و دوم را به انجام برسانند. میانگین نمرات آزمون مینی سیکس از 3/11 با انحراف معیار 67/1 در ابتدای دوره به 3/12 با انحراف معیار 53/1 در انتهای دوره رسید و 07/1 نمره افزایش یافت (p= 0/000).

 

نتیجهگیری: نتایج این مطالعه به تاثیر متغیرهای موثر بر بهبود مهارت های بالینی کارورزان و انجام ارزشیابی در ابتدا و انتهای آموزش، برای بررسی پیامد‌های یادگیری کارورزان تاکید می کند.

 
دکتر جلیل کوهپایه زاده، دکتر پیمان حافظی مقدم، دکتر زهرا ایمانی زاده، دکتر حسین دانش، سعیده دریازاده،
جلد 21، شماره 124 - ( 7-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: پرسنل اورژانس در بیمارستان‌ها در ریسک بالایی از مواجهه با خشونت قرار دارند. هدف این بررسی تاثیر آموزش مهارت‌های ارتباطی به پرسنل بخش اورژانس در رخداد خشونت‌های کلامی و فیزیکی است.
روش کار: این مطالعه از نوع نیمه تجربی بود و برای اجرای این طرح، کلیه پرسنل (پرستاران، منشی‌ها و کمک بهیاران و نگهبانان) بخش اورژانس بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) در یکی از دو کلاس آموزشی که به فاصله‌ی زمانی یک ماه انجام شد، شرکت کردند. میزان بروز خشونت طی دو مرحله قبل و بعد از آموزش با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته، توسط پرسنل تکمیل گردید و نتایج با استفاده از آزمون رتبه علامت دار Wilcoxon با یکدیگر مقایسه شدند.
یافته‌ها: به دنبال آموزش، میانگین خشونت‌های کلامی از 8/5 به 1/5 و از انحراف معیار 67/2 به 11/2 کاهش پیدا کرد (135/0p=). همچنین میانگین خشونت‌های فیزیکی نیز از 8/1 به 4/1 و از انحراف معیار 11/2 به 33/2 کاهش پیدا کرد (165/0p=). هر دو مورد بروز خشونت‌های کلامی و فیزیکی به دنبال برگزاری دوره آموزشی کاهش یافت هر چند از نظر آماری معنی دار نبود.
نتیجه گیری: بروز خشونت‌های کلامی و فیزیکی پس از برگزاری دوره‌های آموزشی کاهش یافت و البته معنی دار نبود.
 
جلیل کوهپایه زاده، الهه کبیر مکمل خواه، محمدعلی علوی نیا، لیلا کریمی فرشی، فتانه اکبری،
جلد 21، شماره 125 - ( 8-1393 )
چکیده

 
 

زمینه وهدف: یکی از مشکلات جهان صنعتی کنونی خروج زودرس کارگران از محیط کار است. هدف از این تحقیق معرفی شاخصی برای ارزیابی توانایی انجام کار در کارگران است تا به کمک این شاخص بتوان کارگران در معرض خطر ناتوانی و یا خروج زودرس از محیط کار را شناسایی نمود.

 

روش کار: جمعیت مورد مطالعه در این بررسی شامل کارگران شاغل در نیروگاه برق منتظر قائم  بوده است که تحت معاینات دوره ای قرارگرفتند . کلیه کارگران از زمان معاینات تا انتهای سال پیگیری گردیده و شاخص توانائی انجام کار در آن ها سنجش شد. جهت گرد آوری اطلاعات از پرسش نامه شاخص توانایی انجام کار (Work Ability Index  ) استفاده شد. برای آنالیز داده ها از مدل همبستگی ورگرسیون چند عاملی استفاده گردید.

 

یافته ها: مطالعه حاضر از نوع کاربردی مقطعی بوده است. در این مطالعه شاخص توانایی کار در385 نفر ازکارگران شاغل در نیروگاه تولید برق منتظر قائم مورد بررسی قرار گرفت. میانگین امتیاز شاخص توانایی کار در مطالعه حاضر (1/6±)169/39 به دست آمد. این امتیاز بر اساس معیارهای بهداشت شغلی کشور فنلاند که پایه گذار استفاده ازاین پرسش نامه هستند در سطح خوب (43-37) قرار می گیرد. در این مطالعه با افزایش سن کارگران میزان شاخص توانایی کار به طور معنا داری کاهش پیدا کرده است. در این مطالعه ارتباط معناداری بین افرایش سطح توده بدنی و شاخص توانایی کار به دست نیامد. همچنین بین میزان استفاده از مرخصی های استعلاجی و شاخص توانایی کار ارتباط معنی دار و معکوسی وجود دارد به گونه ای که با کاهش شاخص توانایی کار میزان مرخصی استعلاجی افزایش می یابد .

 

نتیجه گیری: شاخص توانایی کار بر اساس این پرسش نامه مجموعه ای مشتمل بر7 ایتم است که بر روی یکدیگر تاثیر متقابل دارند. توانایی انجام کارفعلی، تعداد بیماری های تشخیص داده شده توسط پزشک ، و اختلال در انجام کاربه دلیل بیماری می تواند توجیه کننده تاثیر افرایش مرخصی های استعلاجی باکاهش توانایی کار باشد. دو علت مهم خروج زودتر از موعد از محیط کار تاخیر ورود نیروی کار جوان به بازار کاربه دلیل تحصیلات طولانی مدت و خروج زودتر ازموعد افراد مسن که علت مهم تری می باشد.

 
 
سعیده دریازاده، جلیل کوهپایه زاده، مهدی هاشم زاده، ژیلا شجری، احمد جعفری،
جلد 21، شماره 127 - ( 10-1393 )
چکیده

 

زمینه وهدف: بررسی تقاضا و نیاز بیماران برای دریافت خدمات دندانپزشکی، در ارائه این خدمات و برآوردن نیازهای درمانی جامعه نقش ویژه ای دارد. این پژوهش با هدف مقایسه میان میزان تقاضا و نیاز بیماران برای دریافت خدمات دندانپزشکی ترمیمی انجام شد.

 

روش کار: این مطالعه، توصیفی- مقطعی و گرد آوری اطلاعات به وسیله چک لیست بود. ‏تقاضاها و نیازهای خدمات دندانپزشکی ترمیمی بیماران مراجعه کننده به کلینیک دندانپزشکی فرهنگیان اصفهان با روش نمونه گیری غیر تصادفی ‏متوالی طی سه ماه استخراج و وارد نرم افزار نرم افزار SPSS نسخه 17 گردید. جهت آنالیز داده ها از آزمون کای دو استفاده شد. سطح معنی داری 05/0  p<در نظر گرفته شد.

 

یافته ها: مجموعا 1040 بیمار بررسی شدند که 603 نفر (58%) در گروه سنی 15-49 سال قرار داشتند. بیشترین علت مراجعه ‏بیماران به ترتیب مربوط به اندودنتیکس شامل 258 نفر(8/24 %)، ترمیمی و پروتز شامل 193 نفر (هر کدام 5/18%) و پریودنتیکس شامل 133 نفر(8/12%) بودند ‏و کمترین میزان علت مراجعه، بیماریهای دهان شامل 7 نفر (7/0 %) بود. 1027 بیمار (75/98%) به خدمات دندانپزشکی ترمیمی نیاز داشتند ولی تنها 195 بیمار (8/18%) تقاضای دریافت این خدمات را داشتند (05/0p<).

 

نتیجه گیری: بیشتر افراد تا زمانی‌که دچار درد دندان نشوند به دندانپزشک مراجعه نمی کنند که بیانگر عدم آگاهی مراجعین در نقش پیشگیری کننده معاینه و کنترل های دوره ای در افزایش سلامت دهان و دندان است، همچنین بسیاری از بیماران از نیازهای خدمات دندانپزشکی ترمیمی خود، آگاهی ندارند بنابراین برای برآورده سازی این خدمات در بیماران، باید میزان تقاضا برای دریافت خدمات را در آنها افزایش یابد، در نتیجه تعادلی میان تقاضا و نیاز افراد برای دریافت خدمات برقرار و نیازهای درمانی واقعی جامعه برآورده می شود.

 
مریم موسوی، جلیل کوهپایه زاده، سیدکامران سلطانی عربشاهی، شعله بیگدلی، کامران حاتمی،
جلد 21، شماره 129 - ( 12-1393 )
چکیده

 

زمینه و هدف: یکی از الگوهای اندازه گیری محیط و فضای حاکم بر آموزش، ابزار سنجش محیط آموزشی دانشگاه داندی (Dundee DREEM)Ready Education Environment)) است که از آن جهت تحلیل مقایسه نگرش دانشجویان نسبت به محیط های آموزشی استفاده می‌شود. هدف از این مطالعه مقایسه محیط آموزشی بخش های بالینی اصلی در مراکز آموزشی درمانی دانشگاه علوم پزشکی ایران با استفاده از ابزار DREEM است.

 

روش کار: مطالعه حاضر توصیفی مقطعی بوده و ابزار مورد استفاده پرسش نامه تغییر یافته DREEM مشتمل بر 44 سوال بود که با استفاده از نظرات کارآموزان (161 نفر) و کارورزان (106 نفر) گروه های اصلی بالینی شامل بیماریهای داخلی، زنان و زایمان، کودکان و جراحی عمومی در بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام و اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS 16 با انجام آزمونهای آماری تعیین ضرایب همبستگی، آزمون تی مستقل و آنالیز واریانس تجزیه و تحلیل شد.

 

یافته ها: میانگین امتیاز پرسش نامه 1/96 از 176 به دست آمد که با توجه به راهنمای تفسیر امتیازات پرسش نامه تغییر یافته DREEM، نکات مثبت در محیط نسبت به نکات منفی غالب بود. میانگین کلی و میانگین تمامی حوزه ها به جز درک دانشجو از توانایی علمی خود بر حسب مقطع تحصیلی تفاوت معنی دار داشت (p= 0.000). میانگین تمامی حوزه ها و میانگین کلی بر حسب بخش های بالینی معنی دار شد (p=0.004).

 

 نتیجه گیری: در همه بخش های بالینی اصلی، نکات مثبت موجود در محیط نسبت به نکات منفی بیشتر بود. مطالعات بیشتری برای ارزیابی و اطمینان از وجود کیفیت مناسب محیط های آموزشی بالینی از دیدگاه دانشجویان با استفاده از پرسش نامه تغییر یافته DREEM در ایران نیاز است. همچنین مقایسه محیط های آموزشی با استفاده از روشهای دیگر ارزیابی محیط های بالینی می تواند ما را به استفاده از ابزار مناسب تری جهت این سنجش رهنمود کند.

 
سید کامران سلطانی عربشاهی، علیرضا منجمی، جلیل کوهپایه زاده، طاهره غلامی، مریم خواجوی،
جلد 22، شماره 132 - ( 3-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: استدلال بالینی در محیط‌های آموزشی از اهمیت زیادی برخوردار بوده و بایستی تمامی جنبه‌های دانش و مهارت یک دانشجو را در بر گیرد. در فرآیند استدلال بالینی ابتدا پزشک اطلاعاتی از بیمار می‌گیرد؛ سپس این اطلاعات را با یافته‌های پاراکلینیکی مقایسه می‌کند و با استفاده از تجربیات خود به یک تشخیص دست می‌یابد. دانشجویان پزشکی، بعضی اوقات در مقاطع مختلف با استدلال ضعیفی عمل می‌کنند و اشتباهات بسیاری در تشخیص دارند. این مطالعه با هدف مقایسه استدلال بالینی کارورزان و دستیاران پزشکی در محیط‌های بالینی صورت گرفته است.

روش کار: این پژوهش یک مطالعه توصیفی - مقطعی بوده و ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه تفکر تشخیصی بود که دارای 41 سوال با مقیاس لیکرت 6 تایی می‌باشد و پروفسور بوردیج و همکارانش در فرانسه آن را تدوین کرده‌اند. نمونه‌گیری به روش چند مرحله‌ای صورت گرفت؛ به این صورت که از میان بیمارستان‌های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی ایران - مراکز آموزشی درمانی حضرت رسول(ص)، فیروزگر، اکبرآبادی و علی اصغر- به دلیل داشتن بخش‌های بالینی اصلی انتخاب شدند و سپس به صورت تصادفی ساده کارورزان و دستیاران 4 بخش اصلی در هر بیمارستان جهت تکمیل پرسش نامه‌ها انتخاب شدند. حجم نمونه مجموعأ 105 نفر دستیار و 100نفر کارورز بود که در بیمارستان‌های فوق الذکر مشغول به تحصیل می‌باشند. تجزیه و تحلیل داده‌ها توسط نرم افزار 16 SPSS و با استفاده از شاخص‌های مرکزی و پراکندگی صورت گرفت.

یافته‌ها: 205 نفر از دستیاران و کارورزان پرسش نامه را تکمیل کردند (میزان پاسخ دهی 1/91%). یافته‌های این پژوهش نشان داد که نمره DTI کل در کارورزان و دستیاران به ترتیب 13/158 و 66/161 به دست آمده است که اختلاف معنی داری (56/0p=) مشاهده نمی شود. همچنین نمره DTI ساختار حافظه در کارورزان 87/82 و در دستیاران  04/85 به دست آمد که اختلاف معنی داری (76/0p=) مشاهده نمی‌شود. نمره DTI انعطاف پذیری در تفکر در کارورزان26/75 و در دستیاران 62/76 به دست آمد که اختلاف معنی دار (108/0p=) نیست.

نتیجه گیری: با مقایسه ی پژوهش های انجام شده و پژوهش حاضر در می‌یابیم کارآموزان و دستیاران در استدلال بالینی ضعیف عمل می‌کنند و آموزش استدلال بالینی نیاز به دانش دارد ولی داشتن دانش تنها کافی نیست و بیشتر از اینکه به دانش نیاز داشته باشد به تمرین و کار با بیمار نیاز دارد. موضوع دیگری که باید به آن توجه داشت این است که آموزش استدلال بالینی باید شامل آموزش دانشجو محور و مسئله محور باشد و مناسب‌ترین محیط آموزشی، آموزش در گروه‌های کوچک با محوریت حل مسئله است.


سعیده دریازاده، جلیل کوهپایه زاده،
جلد 22، شماره 134 - ( 5-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: باورهای ‏پژوهشی دانشجویان تأثیر مهمی در انجام یا اجتناب از تحقیق دارد. هدف این مطالعه مقایسه دیدگاه‌های دانشجویان مقاطع کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی نسبت به خودکارآمدی ‏پژوهشی بود.

روش کار: این مطالعه توصیفی- مقطعی در سال 1392 در 140 نفر از دانشجویان مقاطع کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی دانشگاه علوم پزشکی تهران به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انجام شد. حجم نمونه به وسیله مطالعه مقدماتی و محاسبه واریانس نمونه تعیین شد. ابزار گردآوری داده‌ها پرسش‌نامه خودایفا و استاندارد شده خودکارآمدی پژوهشی بود. تجزیه تحلیل آماری داده‌ها با استفاده از نرم افزار 17SPSS- و آزمون آماریT  مستقل برای مقایسه 7 آیتم در پرسش نامه خودکارآمدی پژوهشی شامل موارد آماری و تحلیلی، مفهوم پردازی،  روش و اجرا، ‎‎پژوهش کیفی، گزارش نویسی، ‎‎مهارت‌ها و تبحرها و اخلاق در دانشجویان ذکر شده انجام گردید. 

یافته‌ها: اختلاف معنی‌داری در مقایسه دیدگاه‌های دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی در مقیاس‌های خودکارآمدی آماری و تحلیلی،‎‎ مفهوم پردازی، ‎‎روش و اجرا، ‎‎پژوهش کیفی، گزارش نویسی و مهارت‌ها و تبحرها مشاهده شد (001/0 p< و 008/0p=). ولی اختلاف معنی‌داری در مقیاس اخلاق در آن‌ها مشاهده نشد (176/0p=).

نتیجه‌گیری: دانشجویان دکترای تخصصی در مقایسه با دانشجویان کارشناسی ارشد دیدگاه مثبت‌تری نسبت به خودکارآمدی پژوهشی داشتند.


جلیل کوهپایه زاده، پیمان حافظی مقدم، حسین دانش، زهرا ایمانی زاده، سعیده دریازاده،
جلد 22، شماره 136 - ( 7-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: ارزشیابی مهارت های بالینی، کارهای روزمره ی یک پزشک در محیط کار را بررسی می کند. برای ارزیابی رویه های بالینی، از مشاهده مستقیم مهارت‌های رویه‌ای (Procedural) یا آزمون داپس (DOPS: Direct Observation of Procedural Skills) استفاده می شود. هدف از این بررسی، تعیین تأثیر دوره ی کارورزی بخش اورژانس بر عملکرد بالینی کارورزان پزشکی و عوامل موثر بر آن با استفاده از این آزمون بود.

روش بررسی: این مطالعه به صورت نیمه تجربی بود و از تمام کارورزان بخش اورژانس، دو بار در ابتدا و انتهای دوره، آزمون داپس گرفته شد و ارزیاب با توجه به چک لیست به عملکرد کارورزان نمره می داد. نمرات آزمون ها با استفاده از آزمون Wilcoxon با یکدیگر مقایسه شد.

یافته‌ها: در مجموع 76 شرکت کننده توانستند آزمون های اول و دوم را به انجام برسانند. میانگین نمرات آزمون داپس از 4/12 با انحراف معیار 59/1  به 6/13 با انحراف معیار 28/1 رسید و 25/1  نمره افزایش یافت (00/0p=).

نتیجه‌گیری: آزمون داپس نشان داد که عملکرد بالینی کارورزان طی گذراندن یک ماه دوره‌ی اورژانس به طور معنی‌داری افزایش یافته است، بنابراین بررسی متغیرهای موثر در ارتقای شایستگی‌های بالینی پزشکان آینده بسیار مفید به نظر می رسد.


دکتر جلیل کوهپایه زاده، دکتر محمد حسین خوشنویسان، اکرم بیرالوند،
جلد 23، شماره 143 - ( 2-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: همراه بار شد سریع تکنولوژی و آموزش مبتنی بر اینترنت روش‌های یادگیری ترکیبی گسترش یافته و کلاس‌های سنتی به سوی محیط‌های یادگیری مجازی سوق داده شده است. هدف این مطالعه بررسی تأثیر دو روش آموزش سنتی و مجازی در یادگیری درس "آشنایی با وسایل و تجهیزات دندانپزشکی و نگهداری آن‌ها"، دانشجویان دوره دکترای عمومی دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی بود.

روش کار: در این مطالعه نیمه تجربی با انجام تخصیص تصادفی ورودی‌ها به دو گروه شاهد و مداخله، 41 نفر دانشجویان ورودی مهر سال 1390 و 41 نفر ورودی بهمن همان سال، به ترتیب به‌عنوان گروه شاهد (تدریس توسط استاد درس مربوطه) و مداخله (آموزش مجازی با CD) انتخاب شدند. پس از پایان ترم تحصیلی ارزیابی از میزان تأثیر دو روش مذکور بر دانش دانشجویان با استفاده از پرسش‌نامه‌ی آگاهی سنجی تهیه شده که سنجش روایی صوری و محتوایی پرسش‌نامه با روش‌های کیفی بر اساس نظرات اساتید و در روش کمی با استفاده از نسبت روایی محتوایی 1+ = CVR و شاخص روایی محتوایی 1+ = CVI به استناد جدول لاوشه و پایایی آزمون بر اساس ضریب آلفای کرونباخ انجام شد. میزان تأثیر دو روش مذکور بر عملکرد دانشجویان با استفاده از چک‌لیست آزمون عملکرد OSCE (Objective Structured Clinical Evaluation) که روایی صوری و محتوایی آن بر اساس کتب مرجع و نظرات اساتید مجرب و اعضای هیئت‌علمی دانشگاه‌های ایران و شهید بهشتی و پایایی آزمون به روش تعیین همبستگی نمرات آزمون عملکردی با میانگین نمرات نظری و عملی بر اساس ضریب همبستگی پیرسون تأیید شد. سپس ارزیابی آگاهی و عملکرد دانشجویان بر اساس پرسش‌نامه‌های تأیید شده انجام شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار آماری SPSS استفاده شد.

یافته‌ها: در این مطالعه روایی صوری و محتوایی پرسش‌نامه با روش کیفی بر اساس روش‌های استاندارد و در روش کمی به استناد جدول لاوشه، نسبت روایی محتوایی 1+ = CVR و شاخص روایی محتوایی 1+ =CVI بود و پایایی آزمون بر اساس ضریب آلفای کرونباخ 98/0 محاسبه و تأیید شد. روایی صوری و محتوایی چک‌لیست آزمون عملکرد OSCE (Objective Structured Clinical Evaluation) بر اساس کتب مرجع و نظرات اساتید مجرب و اعضای هیئت‌علمی دانشگاه‌های ایران و شهید بهشتی و پایایی آزمون به روش تعیین همبستگی نمرات آزمون عملکردی با میانگین نمرات نظری و عملی بر اساس ضریب همبستگی پیرسون به ترتیب 117/0 (429/0 =p) و 376/0 (008/0 =p) بود. همچنین همبستگی هر مهارت با نمره کل آزمون سنجش عملکرد به‌منظور تعیین ساختار درونی 84/0 (001/0=p) و پایایی کل آزمون بر اساس ضریب آلفای کرونباخ 94/0 بود. میانگین سنی جامعه مورد پژوهش، در گروه آموزش سنتی 63/21 سال (انحراف معیار برابر با 859/0) و در گروه آموزش مجازی 59/21 سال (انحراف معیار برابر است با 789/1). در گروه آموزش مجازی 19 نفر از دانشجویان (3/46%) شاغل و در گروه آموزش سنتی تنها 8 نفر از دانشجویان (5/19%) شاغل بودند. گرچه نمرات نهایی آگاهی سنجی در دانشجویان گروه سنتی بالاتر از گروه مجازی بود اما این اختلاف معنی‌دار نبود (177/ 0=p). میانگین گروه مجازی در نمرات سنجش عملکرد 05/8 با میانگین گروه سنتی 02/8 تفاوت معنی‌دار نشان نداد (907/0 =p).

نتیجه‌گیری: به استناد نتایج حاصل در این مطالعه، روش آموزشی مجازی مشابه آموزش سنتی اهداف برنامه آموزشی را که افزایش دانش و عملکرد در حیطه درس "آشنایی با وسایل و تجهیزات دندانپزشکی و نگهداری آن‌ها"بود، موفقیت لازم را کسب نمودند به‌نحوی‌که می‌تواند به‌عنوان روشی جایگزین در دانشکده‌های دندانپزشکی مورد استفاده قرار گیرد.


جلیل کوهپایه زاده، سودابه افشارپور، زهرا نقی زاده موغاری،
جلد 24، شماره 159 - ( شهریور 1396 )
چکیده

چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی محیط‌های آموزشی، کلید رسیدن به برنامه درسی دانشجو محور با کیفیت بالا است؛ به منظور هدایت چنین ارزشیابی استفاده از یک ابزار جامع، معتبر و پایا ضروری است. برای اندازه‌گیری محیط و فضای حاکم بر آموزش از الگوهای متفاوتی استفاده می‌شود. این مطالعه با هدف بررسی روایی و پایایی نسخه فارسی پرسش‌نامه Distance education learning environments survey (DELES) در ارزیابی محیط یادگیری آموزش مجازی در آموزش عالی در دانشجویان کارشناسی ارشد مجازی آموزش پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران طراحی شده است.
روش کار: این پژوهش ازنوع توصیفی ـ تحلیلی است که با استفاده ازپرسش‌نامه DELES به روش سرشماری بر روی 150نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد مجازی آموزش پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام گرفت. در این مطالعه بعد از ترجمه و بار ترجمه پرسش‌نامه به بررسی روایی محتوایی و صوری پرسش‌نامه با استفاده از نظرات 20 نفر از متخصصین آشنا با آموزش بالینی، روایی سازه از طریق تحلیل عاملی تائیدی، پایایی ثبات از طریق آزمون - بازآزمون و پایایی همسانی درونی پرداخته شد. داده‌های حاصل از پرسش‌نامه‌ها وارد نرم افزار آماری SPSS 16 شده و با انجام آزمون‌های آماری تعیین ضرایب همبستگی،آزمون تی مستقل و آنالیز واریانس مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت.
یافته‌ها: ازمیان 150 نفردانشجو، تعداد 104 نفر پرسش‌نامه را بطور کامل تکمیل کردند (میزان پاسخ دهی 70% درصد بود). ضریب آلفای کرونباخ برای کل ابزار 937/0 و برای حیطهها بین 78/0 تا 93/0 بود. نتایج آزمون بازآزمون نشاندهندۀ ثبات پرسش‌نامه بود. میانگین امتیاز نهایی پرسش‌نامه 83/17±10/77 (64%) از 120 محاسبه شد. روایی صوری پرسش‌نامه مورد تأئید قرار گرفت. میانگین روایی محتوایی از بعد نسبت (CVR) 30/0 و روایی محتوایی از بعد شاخص (CVI) 42/0 محاسبه شد. همچنین برای تعیین روایی عاملی از تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد، که در تحلیل عاملی تأئیدی مقدار KMO، 856/0 بدست آمد و تست بارتلت معنی دار شد (0001/0P). تحلیل عاملی تأییدی با چرخش واریماکس 7 عامل را با مقدار 73.73% واریانس را توصیف می‌کردند. زیر شاخه‌ها همگنی خوبی را نشان دادند و تحلیل عاملی اکتشافی برازش قابل قبولی را برای مدل 7 عاملی نشان داد.
نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌ها، نسخه فارسی نهایی پرسش‌نامه DELES ابزاری پایا و معتبر شده است که می‌تواند برای مقاصد تحقیقاتی، آموزشی و عملی برای ارزیابی محیط یادگیری آموزشی مجازی استفاده شود.
 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علوم پزشکی رازی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2020 All Rights Reserved | Razi Journal of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb