iumssj

جستجو در مقالات منتشر شده


24 نتیجه برای انصاری

دکتر حبیب انصارین، دکتر غلامحسین غفارپور، دکتر مهربان فلاحتی،
جلد 8، شماره 24 - ( 6-1380 )
چکیده

    بیماریهای قارچی سطحی از بیماریهای شایع اندمیک ایران ـ بخصوص در نواحی روستایی و مناطقی که از نظر بهداشت در مضیقه می‌باشند و بیشتر با احشام و حیوانات اهلی سروکار دارند ـ باشد. از طرفی بیماریهای قارچی ناحیه سر یا باصطلاح کچلیها، همیشه در اطفال سنین دبستان و قبل از آن بروز می‌کنند. لذا بررسی و مطالعه عفونتهای قارچی از دیدگاه بهداشت عمومی و طب پیشگیری در هر نقطه و در هر جمعیتی از کشور بسیار مهم می‌باشد.

جهت بررسی شیوع بیماریهای قارچی در دانش‌آموزان، مدارس ابتدایی شهرستان ورامین ـ بعلت وجود منطقه کشاورزی و دامداری ـ انتخاب گردیدند. بهمین منظور، ضمن هماهنگی با کارشناس محترم آمار و معاونت بهداشتی اداره آموزش و پرورش شهرستان ورامین، 5 دبستان دخترانه و 5 دبستان پسرانه در مناطق شمال، جنوب، غرب، شرق و مرکز شهرستان ورامین بطور تصادفی انتخاب و 2055 نفر از دانش‌آموزان دختر و پسر (1099 پسر 51/53% و 956 نفر دختر 5/46% بین سنین 7 تا 14 سال) این مدارس از نظر وجود بیماریهای قارچی مو، پوست و ناخن تحت بررسی کامل قرار گرفتند. از افراد مشکوک به بیماری و نیز از تعدادی افراد بظاهر سالم (جهت بررسی حاملین بظاهر سالم) نمونه‌برداری انجام گرفت. برای تمام افراد مورد بررسی، پرسشنامه کاملی که علاوه بر مسائل مربوط به بیماری شامل عناوین خاص نیز بود تنظیم گردید. از نمونه‌های تهیه شده بررسی میکروسکوپی (آزمایش مستقیم) و کشت بعمل آمد.

نتیجه این پژوهش، 2 مورد ضایعه کاندیدیای دور ناخن دست و 2 مورد تینه‌آ ورسی‌کالر ( Tinea Versicolor ) (2 دانش‌آموز ختر، 1/0%) و 1 مورد تینه‌آ کاپیتیس ( Tinea Capitis ) (1 دختر 7 ساله دانش‌آموز کلاس اول، 05/0%) با عامل تریکوفیتون ویولاسئوم بود. نتایج این بررسی در مقایسه با بررسی سایر نواحی و افراد جامعه تفاوت معنی‌داری را نشان نداد.


دکتر علیرضا سالک‌مقدم، هما فروهش تهرانی، دکتر حسن انصاری، دکتر بهرام روادگر، اعظم نورانی وطنی، منیژه قاسمی،
جلد 8، شماره 25 - ( 9-1380 )
چکیده

    بمنظور انجام این مطالعه بر روی 100 نمونه پنیر غیرپاستوریزه جمع‌آوری شده از نقاط مختلف شهر تهران از آذرماه سال 1377 لغایت خردادماه سال 1378 بررسیهای میکروبشناسی جهت تعیین آلودگی ازنظر وجود اشریشیاکلی، استافیلوکوک اورئوس، سالمونلا و یرسینیا انتروکولیتیکا بعمل آمد. همزمان 30 نمونه پنیر پاستوریزه نیز از نظر آلودگی به باکتریهای فوق مورد آزمایش قرار گرفت. نتایج بدست آمده بیانگر آلودگی پنیرهای غیرپاستوریزه به اشریشیاکلی (54%) و استافیلوکوک اورئوس (3%) بود. در پنیرهای پاستوریزه فقط یک مورد آلودگی به باکتریهای کلی فرم مشاهده گردید که در آزمایش نمونه‌های دیگر آن محصول نیز نتیجه منفی بود.

از آنجا که برای نگهداری پنیرهای غیرپاستوریزه از آب نمک استفاده می‌گردد پایداری اشریشیاکلی و سایر باکتریهائــی که ممکـــن اســت پنیــر را آلوده نماینـد (ماننــد لیستریا مونوسایتوژنـز، ویبریوکلــرا و یرسینیا انتروکولیتیکا) در غلظتهای مختلف نمک مورد بررسی قرار گرفت. این مطالعه نشان می‌دهد که اشریشیاکلی در غلظتهای 10-1 درصد نمک بمدت 70 روز، در محلول نمک اشباع شده بمدت 2 روز و در غلظتهای 20% و 30% نمک بترتیب 30 روز و 15 روز زنده می‌ماند. ویبریوکلرا نیز بمدت 42 روز در غلظت پائین نمک (8-1 درصد) باقی می‌مانده ولی در غلظتهای بالاتر (10-9درصد) پس از 48 ساعت از بین می‌رود. رشد یرسینیا انتروکولیتیکا نیز در غلظت (10-1 درصد) نمک قبل از یک هفته متوقف می‌گردد. تنها باکتری که قادر به رشد و تحمل مقادیر اشباع نمک بمدت طولانی (63 روز) می‌باشد لیستریامونوسایتوژنز است.


دکتر شهلا انصاری، دکتر مصطفی جلالی، دکتر هادی سماعی،
جلد 8، شماره 25 - ( 9-1380 )
چکیده

    کمبود پروتئین C بیماری نادری است که بدو فرم هموزیگوت و هتروزیگوت مشاهده می‌شود. سطح پلاسمایی پروتیئن C در بالغین 140-70 درصد حد میانگین و در نوزادان معادل 40-20 درصد بالغین می‌باشد. نوع هموزیگوت بیماری بیشتر در سنین نوزادی همراه با علائم پوستی بصورت پورپورای فولمینانت پیشرونده و یاعلائم مغزی بصورت ضایعات ترمبوزتیک سیستم عصبی مرکزی بروز می‌نماید. موتاسیون برروی قسمت فعال ژن پروتئین C رخ می‌دهد و آنالیز DNA ، دو واریانت را نشان می‌دهد. درمان این بیماری تزریق FFP و کنساننتره پروتئین C در مرحله حاد، و ادامه درمان با ضد انعقادهای خوراکی است. 3 بیمار مورد معرفی 24 ساعت پس از تولد با نکروز پوستی پیشرونده بر روی شکم و اندام فوقانی به بیمارستان حضرت علی‌اصغر(ع) مراجعه نمودند. همچنین یک مورد نیز با خونریزی مغزی مراجعه نمود که بدنبال مصرف ضدانعقادی خوراکی اتفاق افتاده بود. سطح پروتئین C در نوزادان کمتر از 1% و در والدین کمتر از 60% بود.


دکتر شهلا انصاری، دکتر پروانه وثوق، دکتر نادره طائی،
جلد 8، شماره 26 - ( 12-1380 )
چکیده

بیماری هوچکین یکی از سرطانهای شایع دوران کودکی است که در صورت تشخیص و معالجه موثر قابل درمان است. بطور شگفت‌آوری ظرف 30 سال گذشته طول عمر مبتلایان به این بیماری بدلیل پیشرفت روشهای درمانی اقزایش یافته است. یکی از موانع مهم در بهبود این بیماران بروز سرطان ثانویه است که چندین سال پیش از درمان بیماران مبتلا به هوچکین ظاهر می‌شود. علت ایجاد سرطان ثانویه را مربوط به روش درمانی بکار رفته (شیمی درمانی، رادیوتراپی و یا هر دو)، سن شروع درمان، جنس بیماران و طبیعت ذاتی نقص ایمنی حاصل از بیماری می‌دانند. سرطانهای ثانویه ایجاد شده در 3/2 موارد شامل تومورهای توپر( Solid ) و در 3/1 موارد شامل سرطان خون و غدد لنفاوی است. بیمارانی که تحت درمان رادیوتراپی قرار گرفته‌اند غالباً مبتلا به تومورهای توپر و بیمارانی که شیمی ‌درمانی دریافت داشته‌اند بیشتر دچار سرطان خون می‌شوند. بهمین جهت در مورد درمان کودکان مبتلا توصیه می‌شود تا حد امکان از رادیوتراپی در درمان بیماری هوچکین استفاده نشود و با استفاده از شیمی درمانی، دوره‌های درمان حتی‌الامکان کوتاه شود و کلیه بیمارانی که تحت درمان بیماری هوچکین بوده‌اند نیز از نظر بروز سرطان ثانویه پیگیری شوند.

در بررسی که بر روی 228 مورد بیمار مبتلا به هوچکین در بیمارستان حضرت علی‌اصغر(ع) بعمل آمد چهار مورد سرطان ثانویه بروز نمود که سه مورد آن تومور توپر و یک مورد نیز سرطان خون ( AML ) بود. سه بیماری که مبتلا به تومور توپر شدند تحت درمان اولیه رادیوتراپی قرار گرفته بودند و بترتیب 8 سال، 17 سال و 19 سال پس از درمان به تومور توپر مبتلا شدند. از این سه مورد یک مورد تومور مغزی بود که منجر به مرگ بیمار شد و دو مورد نیز شامل سرطان تیروئید بودند که با تیروئیدکتومی بهبود یافتند و در حال حاضر در سلامت بسر می‌برند. یک مورد نیز 6 سال پس از دوره‌های متعدد شیمی درمانی ـ بدلیل عودهای مکرر ـ مبتلا به سرطان خون شد که در نهایت منجر به فوت بیمار گردید. در این مرکز بدلیل کاربرد محدود رادیوتراپی شیوع سرطان ثانویه نسبت به مراکز دیگر کمتر مشاهده شد
دکتر حبیب انصارین، دکتر علی کبیر، دکتر عباسعلی میری شکراب،
جلد 9، شماره 32 - ( 12-1381 )
چکیده


دکتر شهلا انصاری، دکتر شهربانو نخعی،
جلد 10، شماره 33 - ( 3-1382 )
چکیده

    هیپرائوزینوفیلی یک یافته مهم آزمایشگاهی است که در صورت وجود بایستی بررسی وسیعی از نظر بیماریهای اتوپیک، حساسیت دارویی، عفونت پارازیتی، کمبود ایمنی، بیماریهای التهابی و بدخیمی انجام شود. در صورت ادامه ائوزینوفیلی و ردکردن بیماریهای فوق بایستی به فکر سندرم هیپرائوزینوفیلی اولیه باشیم که بیماری بسیار نادر در کودکان با علت ناشناخته است و اغلب در سن 20تا50 سالگی در جنس مؤنث دیده می‌شود. در این گزارش دختر 4 ساله‌ای که با آنمی، تب‌های متناوب، هپاتومگالی و ائوزینوفیلی مراجعه کرده بود معرفی می‌شود. در آزمایش خون وی لکوسیتوز وجود داشت و تعداد ائوزینوفیل 45% بود. پس از بررسی تمام علل هیپرائوزینوفیلی و ردکردن بیماریهای فوق بیمار با تشخیص سندرم هیپرائوزینوفیلی اولیه درمان شد و در حال حاضر زنده و دارای حال عمومی خوب می‌باشد
دکتر شهلا انصاری، دکتر پروانه وثوق، دکتر محمدرضا رضوی، دکتر مرضیه نجومی،
جلد 10، شماره 36 - ( 9-1382 )
چکیده

بروز علائم قلبی و مرگ زودرس ناشی از عوارض قلبی با وجود درمان با گیرنده‌های آهن هنوز مسئله مهمی در بیماران مبتلا به بتاتالاسمی می‌باشد. عوارض قلبی مهمترین علت ناتوانی و مرگ است که در نتیجه عدم درمان و آهن‌زدایی مؤثر رخ می‌دهد. بسیاری از بیماران مبتلا به ضایعات میوکارد ناشی از صدمه آهن، دچار نارسایی قلبی، آریتمی قلب، مرگ ناگهانی و مرگ در نتیجه نارسایی پیشرونده قلبی می‌شوند. مشخصه ضایعه قلبی ناشی از رسوب آهن روی میوفیبریلها، تکه‌تکه شدن میوفیبرها و کاهش حجم میتوکندری در میوسیت می‌باشد. بررسیهای قلبی شامل 12 لیدالکتروکاردیوگرام، رادیوگرافی ریه و اکوکاردیوگرافی بوده که در بیماران بالای 7 سال، به صورت سالیانه و در صورت نیاز به میزان بیشتری انجام می‌شود. این مطالعه روی بیماران مبتلا به بتاتالاسمی که در بیمارستان حضرت علی‌اصغر در 10 سال گذشته تحت درمان بوده‌اند انجام شد. از 1069 بیمار بررسی شده 16 نفر(5/1%) از عوارض شدید قلبی فوت کرده بودند و 19 بیمار با مشکلات شدید قلبی تحت درمان با گیرنده و مانیتورینگ قلب می‌باشند و وضعیت تقریباً خوبی دارند. 106 بیمار(9/9%) بدون علامت بوده و ضایعات قلبی متوسط دارند و 985 بیمار (1/92%) از بیماران بدون علامت دارای شرایط طبیعی قلب می‌باشند.


دکتر شهلا انصاری، دکتر پروانه وثوق، دکتر سوسن موعودی،
جلد 10، شماره 36 - ( 9-1382 )
چکیده

تومورهای مغزی دومین بدخیمی شایع بعد از لوسمی در سنین زیر 15 سال است که شکل متاستاتیک آن در بچه‌ها نادر می‌باشد. با توجه به این امر مطالعه‌ای روی 100 بیمار مبتلا به تومور مغزی مراجعه کننده به بیمارستان حضرت علی اصغر در سالهای 79-1369 انجام شد و طی آن اطلاعات مربوط به نوع آسیب‌شناسی، روش درمان و طول عمر 5 ساله بیماران جمع‌آوری شد تا در جهت درمان و پیگیری بیماران کمک کننده باشد. روش مطالعه cross-sectional بود و اطلاعات به دست آمده توسط نرم‌افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در این بررسی پرسشنامه‌ای شامل سن، شیوع بیماری، نوع آسیب‌شناسی، علائم بیماری و عوارض عصبی، پاسخ به درمان و میزان بهبودی کامل تکمیل شد که براساس اطلاعات به دست آمده، سن شروع علائم 83/0 ± 22/6 سال و نسبت پسر به دختر 12/1 بود(47% دختر و 53% پسر). از نظر آسیب‌شناسی در 47% موارد تومور مدولوبلاستوما، در 18% موارد اپاندیموما، 9% آستروسیتومای مخچه، 63% اینفراتنتوریال و 33% سوپراتنتوریال گزارش شد. علائم بالینی شامل سر درد(50%)، استفراغ(54%) و علائم عصبی(زیر 5%) بود. تابلوی خاص علائم موضعی عصبی شامل همی‌پارزی(9%)، تشنج(12%)، تغییر خلق و خوی(10%) و آتاکسی(22%) است. از نظر درمانی 70% بیماران روشهای جراحی، رادیوتراپی و شیمی درمانی را با هم تجربه کرده بودند، جراحی به تنهایی 7% و جراحی و رادیوتراپی 13% و جراحی و شیمی‌درمانی 9% موارد را تشکیل می‌دادند. عوارض بعد از درمان به صورت عوارض عصبی(52%) و طول عمر 5 ساله 15% بوده است. از نظر تشخیصی، در 78% موارد سی‌تی‌اسکن و 3% موارد MRI ابزار کمکی بود. 22% از کل بیماران در قید حیات نبوده و 11% زنده بودند. از 40% آنها به علل مختلف مانند نداشتن آدرس اطلاعی در دست نیست و 27% نیز هنوز 5 سال از شروع درمان آنها نگذشته است.


دکتر شهلا انصاری، دکتر نوید آهنچی، دکتر روزبه ساده‌دل،
جلد 10، شماره 37 - ( 12-1382 )
چکیده

آنمی آپلاستیک یک سندرم بالینی به صورت پان سیتوپنی در خون محیطی است که در اثر کاهش یا عدم تولید سلولهای خونی، بدون وجود شواهدی از بیماری دیگر در مغز استخوان ایجاد می‌شود. این بیماری به 2 شکل اکتسابی و ارثی(مانند آنمی فانکونی) وجود دارد. در این پژوهش، میزان بقا و عوامل موثر بر آن در مبتلایان به آنمی آپلاستیک اکتسابی تعیین شده است. این مطالعه مقطعی ـ تحلیلی به صورت گذشته‌نگر روی 224 کودک مبتلا که طی سالهای 1356 تا 1379 به درمانگاه خون بیمارستان کودکان حضرت علی‌اصغر(ع) تهران مراجعه کرده بودند، انجام شد و علاوه بر وضعیت فعلی بیماران از نظر بقا و مشخصات ضمیمه‌ای، علائم و نشانه‌ها و آزمایشهای زمان تشخیص و نوع درمان نیز ثبت گردید. در نهایت جهت برآورد میزان بقا از جدول عمر نمودار کاپلان مایروبه منظور تعیین عوامل موثر بر بقا از تستهای آماری log rank و cox regression استفاده شد. میزان بقای 5 و 10 ساله در کودکان مبتلا به ترتیب 55% و 6/41% به دست آمد. در تجزیه و تحلیل 2 متغیره، بقای کم با مقدار مطلق نوتروفیل کمتر از 100 در میکرولیتر(00/0= P ) و ESR بالاتر از 60 میلیمتر در ساعت در ارتباط بود(04/0= P ) و وجود رنگ پریدگی در هنگام تشخیص، رابطه مثبتی با بقا داشت(04/0= P ). در تجزیه و تحلیل چند متغیره، ارتباط مثبت رنگ پریدگی با بقا ] 41/0=( B ) [EXP و نیز رابطه بقای کم با مقدار نوتروفیل کمتر از 100در میکرولیتر ] 18/5=( B ) [EXP به اثبات رسید، میزان بقای محاسبه شده در این پژوهش، در مقایسه با مطالعات سایرکشورها در محدوده کمترین میزان بقاهای ثبت شده قرار داشت.


دکتر علی‌اکبر عبدی، دکتر عظیم مهرور، دکتر شهلا انصاری،
جلد 11، شماره 41 - ( 6-1383 )
چکیده

    موردی که معرفی می‌شود دختری 12 ساله با کلرومای چشمی است که از حدود 40 روز قبل از مراجعه به بیمارستان دچار تورم، قرمزی و بیرون‌زدگی و کاهش دید پیش‌رونده چشم راست شده بود. در ابتدا بیمار با تشخیص عفونت چشم تحت درمان قرار گرفت که بهبودی نداشت. پس از انجام دادن آزمایش‌ها و بررسی‌های بیش‌تر، تشخیص کلرومای چشمی ناشی از AML داده شد که تحت رژیم شیمی‌درمانی اختصاصی قرار گرفت و مشکلات ذکر شده به جز کاهش دید چشم راست به طور کامل بهبود یافت.

        


دکتر حبیب انصارین، دکتر مینا دلیری، دکتر پیروز صالحیان دردشتی،
جلد 11، شماره 43 - ( 9-1383 )
چکیده

    هدف از این مطالعه مقایسه بیان پروتئین 53P در اشکال مهاجم و غیرمهاجم کارسینوم سلول بازال بوده است. BCC شایع‌ترین سرطان پوست در سفیدپوستان است که در مردان بیش از زنان دیده می‌شود. تهاجمی و غیرتهاجمی بودن تومور توسط تعدادی از معیارهای بالینی و آسیب‌شناسی تعییــن می‌گــردد. ژن 53P یک ژن مهارکننـده تومور می‌باشد که احتمالاً در کنترل رشد سلولی نقش دارد. جهــش در این ژن سبــب از دســت رفتـن کنتـرل رشـد سلولی و در نتیجـه بدخیمــی می‌گردد. بررسی‌ها نشان داده‌اند که در کارسینوم سلول بازال (Basal cell Carcinoma) در 60-40% موارد، حداقل به طور موضعی واکنش ایمنی مثبت برای 53P وجود داشته است. این مطالعه مقطعی روی 33 نمونه انجام شد و گزارش‌های آسیب‌شناسی مربوط به BCC در تمام بیمارانی که در فاصله سال‌های 1380-1379، نمونه‌های بیوپسی آن‌ها به بخش آسیب‌شناسی بیمارستان حضرت رسول اکرم ارجاع شده بود، مورد بررسی قرار گرفت. هم‌چنین اطلاعات مورد نیاز از نظر سن، جنس، محل درگیری، سابقه رادیوتراپی و وجود ضایعات پوستی قبلی جمع‌آوری شد و لام‌های آسیب‌شناسی توسط آسیب‌شناس از نظر تهاجمی یا غیرتهاجمی بودن براساس معیارهای آسیب‌شناسی تقسیم‌بندی گردید. بلوک‌های پارافینی نمونه‌های مورد مطالعه با روش ایمونوهیستوشیمی از نظر میزان مثبت شدن پروتئین 53P مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به نتایج به دست آمده میزان و شدت مثبت شدن پروتئین 53P در کارسینوم سلول بازال که از نظر بافت‌شناسی مهاجم بودند(ارتشاحی، مورفه‌آفرم) بیش از تومورهای غیرمهاجم(Cricums cribed، سطحی) بوده است و این تفاوت از نظر آماری معنی‌دار مشاهده گردید(05/0P<2Chi) بنابراین شناسایی زودرس پروتئین 53P در مراحل ابتدایی کارسینوم سلول بازال، می‌تواند موجب شناسایی بهتر پیش‌آگهی تومور شود.

دکتر شهلا انصاری، دکتر نوید آهنچی، دکتر مهدی هاشمی، دکتر روزبه ساده‌دل،
جلد 12، شماره 45 - ( 3-1384 )
چکیده

آنمی فانکونی، شایع‌ترین شکل آنمی آپلاستیک ارثی است که با نارسایی پیش‌رونده مغز استخوان، ناهنجاری‌های مادرزادی و استعداد ابتلا به بدخیمی مشخص می‌شود. شایع‌ترین ناهنجاری در آن‌ها به ترتیب شیوع عبارت است از: ناهنجاری‌های اسکلتی، پیگمانتاسیون پوستی، کوتاهی قد، میکروسفالی، اختلالات کلیوی و دستگاه تناسلی. عوارض این بیماری شامل لوکمی(به علت نقص در ترمیم DNA که در حدود 10% بیماران دیده می‌شود)، تومورهای کبدی(در 5% آن‌ها) و سرطان‌های دیگر(در 5% موارد) است. در این مطالعه، علاوه بر بررسی بالینی و رادیولوژیک کودکان مبتلا به آنمی فانکونی، میزان بقا و عوامل موثر بر آن و عوارض ناشی از بیماری نیز تعیین گردید. این پژوهش به صورت یک مطالعه مقطعی ـ تحلیلی گذشته‌نگر روی 36 کودک مبتلا به آنمی فانکونی که از سال 1364 تا پایان سال 1381 به بیمارستان کودکان حضرت علی اصغر(ع) مراجعه کرده بودند، انجام شد. اطلاعات با استفاده از نرم‌افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید. برای تعیین میزان بقا از روش جدول عمر( life table ) و برای مقایسه میزان بقا در تحلیل 2 متغیره از آزمون log rank استفاده شد. براساس نتایج به دست آمده شایع‌ترین ناهنجاری، ناهنجاری اسکلتی و پس از آن به ترتیب پیگمانتاسیون پوستی، کوتاهی قد، ناهنجاری‌های کلیوی، میکروسفالی و اختلالات دستگاه تناسلی کودکان پسر بود. میزان بقای 5 ساله مبتلایان 80% و بقای 10 ساله 71% بود. در تحلیل 2 متغیره، سن زمان تشخیص، ارتباط معنی‌داری با بقا داشت(006/0= P ). شیوع اختلالات کلیوی در پژوهش حاضر بیش‌تر و در مقابل فراوانی نسبی کوتاهی قد، میکروسفالی، اختلالات پیگمانتاسیون پوستی و دستگاه تناسلی کودکان پسر، کم‌تر از سایر مطالعات بوده است. از نتایج قابل توجه در پژوهش حاضر، عدم بروز بدخیمی در مبتلایان بود.


دکتر شهلا انصاری، دکتر پروانه وثوق،
جلد 12، شماره 47 - ( 9-1384 )
چکیده

    سندرم TAR ( Thrombocytopenia-Absent Radii ) با کاهش پلاکت و هیپوپلازی یا نبودن دو طرفه استخوان رادیوس در زمان نوزادی مشخص می‌شود. سایر اندام‌های بیمار طبیعی هستند. این سندرم بیماری نادری است که به صورت اتوزومال مغلوب به ارث می‌رسد، پیش‌آگهی بیماری به شدت خونریزی در ماه اول زندگی بستگی دارد. در این مقاله 3 کودک مبتلا به سندرم TAR معرفی می‌شوند. هر 3 بیمار در زمان نوزادی و در بدو تولد میکروملیای دو طرفه استخوان اندام فوقانی، ساعد کوتاه و منحنی شکل و ساعد هیپوپلاستیک داشتند. این علایم همراه با ترومبوسیتوپنی شدید نشان دهنده سندرم TAR است. هر 3 کودک در زمان نوزادی و 1 سال اول زندگی خونریزی‌های متعدد داشتند، ولی در حال حاضر وضع عمومی رضایت‌بخش دارند. برای بیمار اول در سن 7 ساگی پروتز تعبیه شد و 2 بیمار دیگر نیز زنده هستند و پیگیری می‌شوند.


دکتر شهلا انصاری، دکتر آزیتا آذرکیوان، دکتر علی تبرکی،
جلد 12، شماره 48 - ( 6-1384 )
چکیده

   

    زمینه و هدف: بتاتالاسمی ماژور، آنمی شدید وابسته به تزریق خون است که به علت رسوب آهن حاصل از تزریق خون مکرر در غدد آندوکرین باعث نازایی می‌شود. در گذشته، حاملگی در تعداد کمی از بیماران تالاسمی گزارش می‌شد. اما بعد از درمان‌های مدرن، که به طور طولانی‌ تزریق خون شده‌اند و گیرنده‌های آهن دریافت کرده‌اند، باعث حاملگی به طور خودبخود شده است. روش بررسی: بررسی بر روی پرونده‌ها(روش مطالعه Cross-sectional) انجام گرفت و اطلاعات به دست آمده به وسیله نرم‌افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد. با توجه به این امر مطالعه‌ای بر روی 32 زن تالاسمی تحت درمان در دو مرکز بیمارستان حضرت علی اصغر و کلینیک تالاسمی که حاملگی خودبه‌خود صورت گرفته بود، انجام گرفت. هدف از این مطالعه به دست آوردن اطلاعاتی درباره حاملگی این بیماران، نحوه حامله شدن(خودبه‌خودی یا توسط هورمون‌تراپی) و نتایج حاصل از آن برای مادر و نوزاد بود. پرسشنامه‌ای تهیه و یافته‌های زیر به دست آمد. یافته‌ها: 12 مورد از بیماران، زایمان با سزارین داشتند و بقیه زایمان واژینال داشتند. وزن متوسط نوزادان 2678 گرم بود. تمام نوزادان نرمال بودند، 45 نوزاد ترم و 5 نوزاد پره‌ماچور و 12 مورد سقط خودبخودی داشتند. 27 نفر از مادران فاقد مشکل قلبی بودند و فقط 5 مورد دچار نارسایی قلبی شدند. نتیجه‌گیری: حاملگی برای مادر و نوزاد می‌تواند بدون ضرر باشد، در صورتی که بیماران تالاسمی از ابتدا تحت درمان وسیع و صحیح گذاشته شوند.


دکتر شهرام ناصرنژاد، دکتر حسین فراهینی، دکتر رضا شهرامی، دکتر علی‌اکبر جعفریان، دکتر مجید انصاری، دکتر محمودرضا محقق دولت‌آبادی، دکتر مریم کدیور، حسن شجاعی باغینی،
جلد 13، شماره 50 - ( 1-1385 )
چکیده

    زمینه و هدف: مطالعات قبلی ثابت کرده‌اند که رقیق شدن خون(همودیلوشن) توسط کریستالوئیدها، با تحت تاثیر قرار دادن و کاهش سطح آنتی ترومبین III، باعث افزایش انعقادپذیری خواهد شد. یکی از مهم‌ترین مسایلی که در انتخاب این مایعات مورد توجه قرار می‌گیرد، اثر آن بر روند هموستاز و خونریزی یا ترومبوآمبولی است. اما تاثیر کریستالوئیدها بر وضعیت انعقادی و هر کدام از تست‌های انعقادی در مطالعاتی که تاکنون انجام شده به تفکیک مورد بررسی قرار نگرفته است. مشخص شدن این موضوع که کدام استراتژی مایع درمانی، بر روند انعقادی مؤثرتر است، باعث خواهد شد که در انتخاب نوع مایع جایگزین تصمیم‌گیری بهتری صورت پذیرد. روش بررسی: در این مطالعه بیمارانی را که تحت عمل جراحی بازسازی لیگامان‌های قدامی زانو(ACL reconstruction) قرار می‌گرفتند، به سه گروه دریافت کننده نرمال سالین، رینگر و رینگر لاکتات تقسیم نمودند(25=n). طبق پروتکل استاندارد، به بیماران جهت جبران حجم، مایع داده شد و برای مطالعه وضعیت انعقادی بیماران از تست‌های PT، PTT، CT، BT و شمارشی پلاکتی در زمان‌های القای بیهوشی(T0)، به سرعت بعد از اتمام بیهوشی(T1)، 6 ساعت بعد از جراحی(T2) و صبح روز پس از عمل(T3) استفاده شد. یافته‌ها: تغییرات تست‌های انعقادی در سه گروه در زمان T1 معنی‌دار نبود. میانگین(SD±) تست‌های انعقادی بیماران مورد مطالعه در زمان‌های مختلف با یکدیگر در مورد PT(001/0=P)، PTT(001/0=P) و CT(001/0=P) معنی‌دار و در مورد BT، PLT از نظر آماری معنی‌دار نبود. به طور کلی، تغییرات انعقادی در هر گروه نشانگر یک افزایش انعقادپذیری در T1 بود. نتیجه‌گیری: در این مطالعه جایگزینی حجم مایعات با کریستالوئیدهای مختلف، اختلاف معنی‌دار واضحی در تست‌های انعقادپذیری ایجاد نکرد، اما یک وضعیت افزایش انعقادپذیری به دنبال رقیق شدن خون دیده شد.


دکتر حبیب انصارین ، دکتر علیرضا صادقی‌پور، دکتر رضیه سلطانی عربشاهی،
جلد 14، شماره 54 - ( 1-1386 )
چکیده

    زمینه و هدف: کلویید و اسکارهای هیپرتروفیک، ضایعات پرولیفراتیو درم هستند که در اغلب موارد به‌دنبال تروما و به‌دلیل تجمع بیش از حد کلاژن و اجزای ماتریکس خارج سلولی ایجاد می‌شوند. کلویید، ضایعه‌ای است برجسته، اریتماتو و غالباً همراه سوزش یا خارش که به رشد خود ورای محدوده زخم اولیه ادامه می‌دهد و خود به خود پسرفت نمی‌کند؛ در حالی که اسکار هیپرتروفیک، محدود به زخم اولیه می‌ماند و پس از مدتی خود به خود کوچک می‌شود. کلویید در افراد افریقایی و آسیایی، شایع‌تر از سفیدپوستان است. هنوز هیچ درمان قطعی برای کلویید پیدا نشده است و درمان‌‌های فعلی میزان عود بالایی دارند. شناخت پاتوژنز کلویید می‌تواند به کشف درمان‌های اختصاصی و کارآمدتر برای این عارضه کمک کند. اخیرا در یک مطالعه نشان داده شده است که انکوژن Gli-1 که در برخی از تومورهای انسانی بروز پیدا می‌کند، می‌تواند در ایجاد کلویید دخیل باشد. هدف از این مطالعه، تعیین میزان بروز پروتئین Gli-1 در بیماران دچار کلویید و اسکار هیپرتروفیک به منظور مشخص نمودن نقش احتمالی این انکوژن در پاتوژنز کلویید، بود. روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی با بررسی آرشیو پاتولوژی بیمارستان حضرت رسول اکرم(ص)، رازی و حضرت فاطمه(س) و کلینیک ایرانیان در سالهای 84-1382، بلوکهای پارافینی که تشخیص بالینی و پاتولوژی آنها کلویید یا اسکار هیپرتروفیک بود، استخراج شدند. با مراجعه به برگه شرح حال بیماران، یافته‌های بالینی ثبت گردید. برای بررسی بروز انکوژن Gli-1 در نمونه‌های بافتی، با استفاده از روش ایمونوهیستوشیمی (Immunohistochemistry=ICH) اسلایدهای تهیه شده از نمونه‌های بافتی، توسط آنتی‌بادی ضد Gli-1(غلظت 1 به 20) رنگ‌آمیزی شدند. میزان بروز انکوژن Gli-1 و درصد و شدت رنگ‌آمیزی بین نمونه‌های کلویید و اسکار هیپرتروفیک، توسط آزمون آماری Chi-square مورد مقایسه قرار گرفت. یافته‌ها: در مجموع، 28 نمونه بافتی شامل 12 مورد اسکار هیپرتروفیک و 16 مورد کلویید بررسی شدند. میانگین سنی بیماران، 8/37 سال بود. 6/53% بیماران، مذکر و 4/46%، مونث بودند. شایع‌ترین محل کلویید، در گوش(25/31%) و شایع‌‌ترین علت بروز کلویید نیز، عمل جراحی (25%) بود. در رنگ‌آمیزی ایمونوهیستوشیمی، تمام موارد کلویید ازنظر Gli-1 ثبت شدند، در حالی که میزان بروز Gli-1 در اسکارهیپرتروفیک تنها 25% بود(01/0p<، Chi-square). درصد و شدت رنگ‌آمیزی در نمونه‌های کلویید به‌طور معنی‌داری بیش‌تر از اسکارهیپرتروفیک بود(01/0p<، Chi-square). نتیجه‌گیری: انکوژن Gli-1 در تمام موارد کلویید بروز پیدا می‌کند و از این رو احتمالا می‌تواند در پاتوژنز این ضایعه دخیل باشد. براساس این نتایج، درمان‌هایی که مسیر Gli-1 را بلوک کنند، ممکن است در درمان کلویید مؤثر باشند. توصیه می‌شود مطالعاتin vitro و in vivo‌ برای بررسی اثر درمان‌های ضد Gli-1‌ بر روی کلویید انجام شود.


دکتر عظیم مهرور، دکتر پروانه وثوق، نرجس مهرور، دکتر آزیتا آذرکیوان، دکتر خدیجه ارجمندی، دکتر شهلا انصاری، دکتر حسن نیکفرجام،
جلد 14، شماره 56 - ( 8-1386 )
چکیده

    زمینه و هدف: HBV(Hepatitis B virus)، یک ویروس هپاتوتروفیک است که معمولاً سبب عفونت بدون علامت می‌گردد و یک عامل عفونی بسیار مهم در بیماران مبتلا به لوسمی لنفوبلاستیک حاد به دلیل نیازی که این بیماران به تزریق فراورده‌های خونی در حین درمان دارند، می‌باشد. با توجه به اهمیت موضوع، هدف از انجام این مطالعه، استفاده از واکسیناسیون هپاتیت B در بیمارانی که نسبت به این بیماری مصونیت ندارد، می‌باشد. روش بررسی: برای پیشگیری، واکسیناسیون هپاتیت B، با دوز دو برابر، در 159 بیمار مبتلا به لوسمی لنفوبلاستیک حاد در فاز نگهدارنده درمان، انجام شد. بیماران قبل از انجام واکسیناسیون، از نظر سیستم ایمنی(سلولی و همورال) و عملکرد کبدی بررسی شدند و هیچ نوع مشکلــی نداشتنـد. مطالعــه حاضر از نوع موردی ـ شاهدی بود که جهت آنالیز داده‌ها از آزمون Chi-square استفاده شد. یافته‌ها: نتایج بررسی HbsAb(Hepatitis B surface Antibody) در هر دو گروه، 3 الی 5 ماه بعد از واکسیناسیون پیگیری شد که حدود 25% از بیماران پاسخ مثبت به HbsAg(Hepatitis B surface Antigen) دادند و این یک نشانه امیدوار کننده برای بررسی بیش‌تر و کنترل بیش‌تر در بیماران است. نتیجه‌گیری: مطالعات انجام شده در کشورهای دیگر نشان دهنده این است که حدود 30%، پاسخ مثبت به واکسن HbsAg دادند. به نظر می‌رسد که بهتر است تزریق واکسن هپاتیت B در بیمارانی که سطح آنتی‌بادی محافظتی در برابر این بیماری ندارند، انجام گردد.


دکتر شهلا انصاری، دکتر آزیتا آذرکیوان، میترا صلاح‌مند، پروین لطفی،
جلد 16، شماره 0 - ( بهار 1388 )
چکیده

    زمینه و هدف: بیماران تالاسمی به علت ماهیت بیماری نیاز به تزریق خون مداوم دارند. بیمارانی که به‌طور مکرر خون می‌زنند، می‌توانند به مرور زمان آنتی‌بادی علیه زیرگروه‌های فرعی خون به‌وجود آورند. روش جدیدی که اکنون برای این کار پیشنهاد می‌شود غربالگری وتایپینگ آنتی‌بادی‌ها به روش میکروتایپینگ یا ژل سیستم است. هدف از انجام این پژوهش، غربالگری و تایپینگ آنتی‌بادی‌های نامنظم با روش میکروتایپینگ است تا در صورت گرفتن جواب مناسب، بتوان روشی نوین جایگزین روش متداول (کومبز غیرمستقیم یا روش تیوب) برای این‌گونه بیماران پرخطر کرد.

روش بررسی: بدین منظور مطالعه‌ی مقطعی روی 458 بیمار مبتلا بهتالاسمی که به بیمارستان حضرت علی‌اصغر مراجعه کرده‌اند، انجام گرفت.شیوه نمونه‌گیری به صورت آسان و غیراحتمالی بوده. اطلاعات به‌دست آمده با استفاده از نرم‌افزار SPSS 11.5 و بااستفاده از آزمونChi-Square و با اطمینان 95 درصد مورد بررسی قرار گرفتند. بررسی ارتباط بین پارامترهای مناسب هم باتست Pearson Chi-Square وبررسی ارتباط معنی‌دار بین پارامترهای متفاوت با P value نشان داده شد.

نتایج: از 458 بیمار مورد بررسی 221 مرد (3/48%) و 237 زن (7/51%)، در محدودهسنی یک تا 60 سال با میانگین سنی 96/16 (021/9SD±) بودند. از بین بیماران یازده نفر (4/2%) عوارض همولیتیک، 53 نفر (6/11%) علایم آلرژیکو 88 نفر(2/19%) واکنش‌های تب‌زا را در حین تزریق خون بروز داده بودند. در غربالگری بیماران به روش جدید (ژل متد)، 49بیمار (8/11%) دارای آلو آنتی‌بادی بودند. از بین بیماران با نتیجه غربالگری مثبت،
40 بیمار (6/81% ) آنتی‌بادی از نوع گروه
Kell و یا زیرگروه‌های Rh داشند و 9 بیمار (3/18% ) سایر آنتی‌بادی گروه‌های خونی، آنتی‌بادی ناشناخته و یا اتو آنتی‌بادی داشتند. نتایج آزمایش‌ها براساس غربالگری آنتی‌بادی به روش قدیم (تیوب متد) در 28 بیمار مثبت شد.

نتیجه‌گیری: بیشتر این واکنش‌ها مربوط به زیرگروه‌های Rh و به‌خصوص E,C,c وگروه‌های (Fya، Fyb،Duffy، Kell،Kidd ) می‌باشد. نتایج تحقیق فعلی نشان‌دهنده آن است که غربالگری آنتی‌بادی علیه گلبول قرمز به روش میکروتایپینگ، دقیق‌تر از روش لوله‌ای می‌باشد.


دکتر شهلا انصاری، دکتر پروانه وثوق، دکتر منصور دهانزاده،
جلد 16، شماره 0 - ( تابستان 1388 )
چکیده

زمینه و هدف: لوسمی میلوئیدی حاد، 15% لوسمی دوران کودکی را شامل می‌شود. بررسی سالهای گذشته نشان دهنده بهترشدن بقا این بیماران می‌باشد. میزان مرگ‌ومیر، کاهش یافته و بقای طولانی، افزایش یافته است. پروتکل درمانی مورد استفاده، BFM می‌باشد. در این مطالعه سعی شد تا بقا طولانی در بیماران مراجعه‌کننده به بیمارستان حضرت علی اصغر (ع) بررسی شود.

روش بررسی: تمام بیماران مبتلا به AML nonAPL درمان شده با پروتکل BFM که طی سال‌های1366-1381به بیمارستان مراجعه کرده بودند، وارد مطالعه شدند. پیگیری تا پایان 1384 ادامه داشت. طی این مدت 83 نفر تحت درمان با این رژیم دارویی قرارگرفته‌اند. نوع مطالعه هم گروهی(Cohort) است. با استفاده از پرونده‌های بیماران وتماس تلفنی، این بررسی انجام شده است. کلیه اطلاعات بدست آمده توسط تست‌های کاپلان مایر Cox regression، Long rock test آنالیز شدند.

یافته‌ها: از 83 نفر بیمار مورد مطالعه، 55 نفر مذکر و28 نفر مؤنث بودند. میانگین سنی آن‌ها 3/7 سال (6 ماه-13 سال)بود. حدود 4% مرگ زودرس داشتند، هیچکدام پیوند نشدند، 10 نفر (12%) عدم جواب به درمان داشتند. 69 مورد (1/83%) به remission رفته‌اند و 30 نفر (1/36%) عود داشتند. بقا 5 ساله، 46/5±58 /44%، میانگین پیگیری 5/5 و سال میزان EFS، 6±62/53% بوده است.

نتیجه‌گیری: شیمی‌درمانی مداوم سبب بقا طولانی مدت در 50-30% بیماران شده است ولی استفاده از پیوند مغز استخوان و سلول بنیادی، بقا طولانی مدت را به 70-60% رسانده است.


دکتر حبیب انصارین، دکتر مهدی شکرآبی، دکتر الهام بهرنگی،
جلد 16، شماره 0 - ( اسفند 1388 )
چکیده

    زمینه و هدف: پسوریازیس یک بیماری پوستی التهابی مزمن و شایع است که در حدود 3ـ1% جمعیت دنیا به آن گرفتارند که می‌تواند منجر به دیسترس قابل توجه در بیمار و در نهایت کاهش کیفیت زندگی بیمار شود. در نمای بالینی، ایجاد پلاک‌های برجسته به رنگ قرمز تیره، پوسته‌دار با پوسته‌های ضخیم می‌کند.

امروزه عقیده بر این است که پسوریازیس بیماری با واسطه T لنفوسیت‌ها می‌باشد و افزایش تکثیر کراتینوسیت‌ها ثانویه به فعال شدن سیستم ایمنی و آزاد  شدن سیتوکین‌ها است. هنوز هیچ درمان قطعی برای پسوریازیس یافت نشده است و درمان‌های فعلی میزان عود بالایی دارند. شناخت بیشتر ایمنوپاتوژنز و سیتوکین‌های دخیل در شدت بیماری پسوریازیس، می‌تواند به کشف درمان‌های اختصاصی‌تر و مؤثرتر برای این بیماری کمک کند.

روش بررسی: این مطالعه مقطعی روی 40 بیمار مبتلا به پسوریازیس ولگاریس مراجعه کننده به بیمارستان رسول اکرم در سال 87 ـ1386 انجام شد. از هر بیمار معاینه بالینی برای تعیین شدت بیماری براساس معیار PASI به عمل آمد. سپس 3 سی‌سی نمونه خون وریدی تهیه و با سانتریفوژ، نمونه سرمی جدا گردید و در دمای oC70- تا زمان بررسی نهایی ذخیره شد. سپس با استفاده از روش ELIZA، سطح سرمی سیتوکین‌های مورد نظر اندازه‌گیری شد و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS، با ضریب همبستگی اسپیرمن ارتباط بین سطح سرمی سیتوکین‌های فوق با شدت بیماری ارزیابی گردید.

یافته‌ها: طبق این بررسی، بین سطح سرمی اینترفرون گاما  (٠٠١/٠=P، ٥٠/٠=r)، اینترلوکین 8
(٠١٨/٠=
P، ٣٧/٠=P)، ICAM-1 (٠٤٧/٠=P، ٣١/٠=r) با شدت بیماری پسوریازیس براساس PASI، ارتباط معنی‌دار آماری وجود دارد. ولی چنین ارتباطی بین سطح سرمی اینترلوکین 4 باشدت بیماری‌مشاهده نشد (٢٤/٠=P، ١٨/٠=r).

نتیجه‌گیری: براساس مطالعه ما اینترفرون گاما، اینترلوکین 8 و ICAM-1 با شدت بیماری پسوریازیس ارتباط دارند. بنابراین درمان‌هایی که بطور انتخابی سیتوکین‌های فوق را هدف بگیرند مطمئن‌تر و مؤثرتر می‌باشند. توصیه می‌شود مطالعات بیشتری برای بررسی اثر درمان‌های بیولوژیک فوق روی بیماری پسوریازیس انجام شود.



صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علوم پزشکی رازی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2020 All Rights Reserved | Razi Journal of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb